X

معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Bucket به فارسی

به فارسی Bucket ترجمه و معنی

ترجمه انگلیسی به فارسی کلمه Bucket

سطل، دلو، گواره، دول، دولچه
به مقدار یک سطل پر (bucketfull هم می گویند)
هر چیز سطل مانند (مثل قاشقک تراکتور خاکبردار یا حفره های چرخ آب یا آبچرخ و یا فرورفتگی های پروانه ی توربین)، قوس
(خودمانی) کپل، بقچه بندی
با سطل حمل کردن یا (آب) کشیدن
به طور تقلب آمیز در بورس سهام معامله کردن (رجوع شود به bucket shop)
(انگلیس) با سرعت اسب سواری کردن، با سرعت و بی باکی راندن، با تکان حرکت کردن
Bucket brigade
(هنگام آتش سوزی) صف مردمی که سطل های آب را به یکدیگر رد می کنند
Bucket seat
صندلی سطلی، صندلی قوس دار که زاویه ی پشتی آن قابل تغییر است (مثل صندلی برخی اتومبیل ها)
Bucket shop
مغازه یا بنگاهی که به ظاهر دلال خرید و فروش سهام و اوراق بهادار است ولی عملا در شرطبندی روی نوسانات قیمت سهام و غیره شرکت می کند
Honey bucket
(خودمانی) سطل مدفوع، تشت مدفوع (در جاهایی که مستراح نیست به کار می رود)

ترجمه و معنی انگلیسی به انگلیسی Bucket

جمله، مثال و اصطلاحات کاربردی با کلمه Bucket

پانویس

معنی و مفهوم لغت Bucket در دیکشنری آنلاین و رایگان انگلیسی به فارسی | ترجمه تخصصی Bucket به فارسی | کاربرد واژه Bucket | اصطلاحات تخصصی و روزمره انگلیسی با کلمه Bucket | هم خانواده های کلمه انگلیسی Bucket | مترادف کلمه Bucket | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Bucket | دیکشنری آنلاین Bucket | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ لغت آنلاین، واژه نامه | واژه نامه آموزشی | معنی و ترجمه واژه Bucket در واژه نامه انگلیسی به فارسی به همراه مثال و تلفظ انلاین | معانی دیگر Bucket و مشابه کلمه.

Dictionary English to Persian | Translation and Meaning of English Word Bucket to PERSIAN
online source for English definitions of Bucket | synonyms of Bucket in persian | word origins and etymologies of Bucket | audio pronunciations of Bucket | example sentences for Bucket.
slang phrases, idioms, word games, legal and medical terms, Word of the Day.