- آیا به عنوان دانشجو یا متخصص مهندسی کامپیوتر با درک متون تخصصی انگلیسی مشکل دارید؟
- مهمترین لغات تخصصی مهندسی کامپیوتر که هر روز با آنها سر و کار دارید کدامند؟
- چگونه میتوان دایره واژگان فنی خود را در حوزه نرمافزار، سختافزار، شبکه و برنامهنویسی گسترش داد؟
- آیا میخواهید با ۱۰۰ واژه کلیدی که اساس ارتباطات در دنیای تکنولوژی هستند، آشنا شوید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای مهندسی کامپیوتر و نرمافزار سرشار از اصطلاحات و واژگان انگلیسی است که دانستن آنها نه تنها برای درک مقالات و مستندات فنی، بلکه برای موفقیت شغلی نیز ضروری است. ما مجموعهای از ۱۰۰ مورد از پرکاربردترین لغات تخصصی مهندسی کامپیوتر را در دستهبندیهای مختلف گردآوری کردهایم تا به شما کمک کنیم با اعتماد به نفس بیشتری در این حوزه فعالیت کنید. با ما همراه باشید تا این مفاهیم کلیدی را یکبار برای همیشه بیاموزید.
مفاهیم پایه و واژگان عمومی کامپیوتر
پیش از ورود به حوزههای پیچیدهتر، لازم است با مفاهیم بنیادی که سنگ بنای علوم کامپیوتر هستند، آشنا شویم. این لغات به طور روزمره در مکالمات و متون عمومی مربوط به تکنولوژی به کار میروند و درک صحیح آنها برای هر متخصص کامپیوتر حیاتی است.
اصطلاحات کلیدی و بنیادین
- Algorithm (الگوریتم): مجموعهای متناهی از دستورالعملهای دقیق و گامبهگام که برای حل یک مسئله یا انجام یک محاسبه مشخص به کار میرود. الگوریتمها قلب تپنده هر نرمافزاری هستند.
- Data Structure (ساختار داده): روشی برای سازماندهی، مدیریت و ذخیرهسازی دادهها در کامپیوتر به گونهای که بتوان به طور کارآمد به آنها دسترسی داشت و آنها را تغییر داد. آرایهها، لیستهای پیوندی و درختها نمونههایی از ساختار داده هستند.
- Operating System (سیستمعامل): نرمافزار سیستمی که منابع سختافزاری و نرمافزاری کامپیوتر را مدیریت میکند و خدمات مشترکی را برای برنامههای کامپیوتری فراهم میآورد. ویندوز، macOS و لینوکس نمونههای معروفی از سیستمعاملها هستند.
- Software (نرمافزار): مجموعهای از برنامهها، دادهها و دستورالعملها که به کامپیوتر میگوید چه کاری را چگونه انجام دهد. نرمافزار در مقابل سختافزار (Hardware) قرار میگیرد.
- Hardware (سختافزار): اجزای فیزیکی و قابل لمس یک سیستم کامپیوتری، مانند واحد پردازش مرکزی (CPU)، حافظه (RAM) و مادربورد (Motherboard).
- Bug (باگ): یک خطا، نقص یا اشکال در یک برنامه کامپیوتری که باعث میشود نتایج نادرست یا غیرمنتظرهای تولید کند.
- Debugging (اشکالزدایی): فرآیند یافتن، تشخیص و برطرف کردن باگها در کد منبع یک نرمافزار. این یکی از مهارتهای اصلی هر توسعهدهندهای است.
- Source Code (کد منبع): مجموعهای از دستورات نوشته شده توسط برنامهنویس با استفاده از یک زبان برنامهنویسی که برای انسان قابل خواندن است. این کد سپس به زبان ماشین ترجمه (کامپایل) میشود.
- Compiler (کامپایلر): برنامهای که کد منبع نوشته شده در یک زبان برنامهنویسی سطح بالا را به کد ماشین یا یک زبان سطح پایینتر تبدیل میکند تا توسط پردازنده قابل اجرا باشد.
- Binary (دودویی): سیستم اعداد پایه ۲ که تنها از دو رقم ۰ و ۱ استفاده میکند. کامپیوترها در پایینترین سطح، دادهها را به صورت باینری پردازش و ذخیره میکنند.
لغات تخصصی برنامهنویسی و توسعه نرمافزار
این بخش به واژگانی میپردازد که مستقیماً با فرآیند خلق نرمافزار در ارتباط هستند. یک مهندس نرمافزار یا برنامهنویس روزانه با این اصطلاحات سر و کار دارد.
پارادایمها و زبانهای برنامهنویسی
- Programming Language (زبان برنامهنویسی): یک زبان رسمی شامل مجموعهای از دستورالعملها که خروجیهای مختلفی تولید میکند. زبانهای برنامهنویسی برای پیادهسازی الگوریتمها استفاده میشوند. (مثال: Python, Java, C++)
- Syntax (نحو یا سینتکس): مجموعه قوانینی که ترکیب صحیح نمادها و کلمات کلیدی در یک زبان برنامهنویسی را تعریف میکند. هرگونه خطا در سینتکس مانع از کامپایل شدن برنامه میشود.
- Variable (متغیر): مکانی در حافظه برای ذخیرهسازی یک مقدار. هر متغیر یک نام و یک نوع داده (Data Type) دارد.
- Function / Method (تابع / متد): یک بلوک کد سازمانیافته و قابل استفاده مجدد که برای انجام یک کار خاص طراحی شده است.
- Object-Oriented Programming (OOP) (برنامهنویسی شیءگرا): یک پارادایم برنامهنویسی که بر اساس مفهوم “اشیاء” (Objects) بنا شده است. این اشیاء میتوانند داده (به شکل فیلدها یا ویژگیها) و کد (به شکل رویهها یا متدها) را در خود جای دهند.
- Class (کلاس): طرح اولیه یا نقشه ساخت یک شیء در برنامهنویسی شیءگرا. کلاس ویژگیها و رفتارهای مشترک بین اشیاء یک نوع را تعریف میکند.
- API (Application Programming Interface): رابط برنامهنویسی کاربردی. مجموعهای از قوانین و پروتکلها که به نرمافزارهای مختلف اجازه میدهد با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و از خدمات هم استفاده کنند.
- Library (کتابخانه): مجموعهای از کدها و توابع از پیش نوشته شده که برنامهنویسان میتوانند برای انجام وظایف رایج در برنامههای خود از آن استفاده کنند.
- Framework (چارچوب): یک بستر نرمافزاری که ساختار پایهای یک اپلیکیشن را فراهم میکند. چارچوبها جریان کنترل برنامه را دیکته میکنند، برخلاف کتابخانهها که توسط کد شما فراخوانی میشوند.
- Version Control (کنترل نسخه): سیستمی که تغییرات اعمال شده بر روی فایلها را در طول زمان ثبت میکند تا بتوان در آینده به نسخههای خاصی بازگشت. Git محبوبترین سیستم کنترل نسخه است.
- Repository (مخزن): مکانی که تمام فایلها و تاریخچه تغییرات یک پروژه در سیستم کنترل نسخه (مانند Git) ذخیره میشود.
فرآیند توسعه و تست
- Agile (چابک): یک رویکرد تکرارشونده و افزایشی برای توسعه نرمافزار و مدیریت پروژه که بر همکاری، انعطافپذیری و تحویل مداوم محصول تاکید دارد.
- Scrum (اسکرام): یکی از محبوبترین چارچوبهای مدیریت پروژه مبتنی بر متدولوژی Agile که در آن کار به دورههای زمانی کوتاه به نام “اسپرینت” (Sprint) تقسیم میشود.
- Deployment (استقرار): فرآیند انتقال یک نرمافزار از محیط توسعه به محیط عملیاتی (Production) تا برای کاربران نهایی قابل دسترس باشد.
- Testing (تست): فرآیند ارزیابی و اعتبارسنجی عملکرد یک نرمافزار برای اطمینان از اینکه محصول مطابق با نیازمندیها عمل کرده و بدون خطا است.
- Unit Testing (تست واحد): نوعی تست نرمافزار که در آن کوچکترین بخشهای قابل تست یک برنامه، به نام “واحد” (Unit)، به صورت مجزا و مستقل آزمایش میشوند.
- Integration Testing (تست یکپارچهسازی): مرحلهای از تست که در آن ماژولهای مختلف نرمافزار با یکدیگر ترکیب شده و به عنوان یک گروه تست میشوند.
لغات تخصصی سختافزار و معماری کامپیوتر
درک اجزای فیزیکی کامپیوتر و نحوه تعامل آنها برای هر مهندس کامپیوتر ضروری است. این بخش به مهمترین لغات تخصصی مهندسی کامپیوتر در حوزه سختافزار میپردازد.
| لغت انگلیسی | معادل فارسی | توضیح کوتاه |
|---|---|---|
| CPU (Central Processing Unit) | واحد پردازش مرکزی | مغز کامپیوتر که اکثر محاسبات و دستورات را انجام میدهد. |
| RAM (Random Access Memory) | حافظه با دسترسی تصادفی | حافظه موقت و فرّار که دادههای در حال اجرا و پردازش را نگهداری میکند. |
| Motherboard | مادربورد (برد اصلی) | برد مدار چاپی اصلی که تمام قطعات اصلی کامپیوتر روی آن نصب میشوند. |
| GPU (Graphics Processing Unit) | واحد پردازش گرافیکی | پردازنده تخصصی برای رندرینگ تصاویر، ویدیوها و انیمیشنها. |
| Storage (Hard Drive/SSD) | حافظه ذخیرهسازی | حافظه دائمی برای ذخیره سیستمعامل، نرمافزارها و فایلها. |
| BIOS (Basic Input/Output System) | سیستم ورودی/خروجی پایه | میانافزاری که هنگام روشن شدن کامپیوتر، سختافزار را راهاندازی میکند. |
| Cache | حافظه نهان | یک حافظه کوچک و بسیار سریع که دادههای پرکاربرد را برای دسترسی سریعتر CPU ذخیره میکند. |
| Architecture | معماری | طراحی و ساختار عملکردی یک سیستم کامپیوتری، به ویژه پردازنده. |
واژگان حوزه شبکه و اینترنت
امروزه تقریباً تمام سیستمهای کامپیوتری به نوعی با شبکهها در ارتباط هستند. آشنایی با اصطلاحات این حوزه برای هر متخصصی یک الزام است.
مفاهیم پایه شبکه
- Network (شبکه): مجموعهای از کامپیوترها و دستگاههای متصل به هم که میتوانند دادهها و منابع را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
- Protocol (پروتکل): مجموعهای از قوانین و استانداردها که نحوه ارتباط و تبادل داده بین دو دستگاه در شبکه را مشخص میکند.
- IP Address (آدرس آیپی): یک شماره شناسایی منحصربهفرد که به هر دستگاه متصل به یک شبکه کامپیوتری اختصاص داده میشود.
- DNS (Domain Name System): سیستمی که نامهای دامنه قابل خواندن برای انسان (مانند google.com) را به آدرسهای IP عددی ترجمه میکند.
- Server (سرور): یک کامپیوتر یا برنامه کامپیوتری که به درخواستهای ارسال شده توسط سایر برنامهها یا دستگاهها (کلاینتها) پاسخ میدهد.
- Client (کلاینت): یک کامپیوتر یا برنامه که از یک سرور خدمات یا منابعی را درخواست میکند.
- Firewall (دیوار آتش): یک سیستم امنیتی شبکه که ترافیک ورودی و خروجی را بر اساس مجموعهای از قوانین امنیتی کنترل و فیلتر میکند.
- Bandwidth (پهنای باند): حداکثر نرخ انتقال داده در یک مسیر ارتباطی. معمولاً بر حسب بیت بر ثانیه (bps) اندازهگیری میشود.
- Latency (تأخیر): مدت زمانی که طول میکشد تا یک بسته داده از یک نقطه به نقطه دیگر در شبکه برسد.
- Router (مسیریاب): دستگاهی که بستههای داده را بین شبکههای کامپیوتری مختلف هدایت میکند.
پروتکلهای مهم
- HTTP (Hypertext Transfer Protocol): پروتکل پایه برای انتقال داده در وب.
- HTTPS (HTTP Secure): نسخه امن HTTP که ارتباطات را با استفاده از رمزنگاری SSL/TLS محافظت میکند.
- TCP/IP (Transmission Control Protocol/Internet Protocol): مجموعه پروتکلهای اساسی اینترنت که ارتباطات سرتاسری را ممکن میسازد.
- FTP (File Transfer Protocol): پروتکلی برای انتقال فایلها بین کلاینت و سرور در یک شبکه.
لغات تخصصی پایگاه داده و وب
مدیریت دادهها و توسعه وب بخشهای بزرگی از مهندسی نرمافزار را تشکیل میدههند. در ادامه به واژگان کلیدی این حوزهها میپردازیم.
پایگاه داده (Database)
- Database (پایگاه داده): مجموعهای سازمانیافته از دادههای ساختاریافته که به صورت الکترونیکی ذخیره شدهاند.
- DBMS (Database Management System): نرمافزاری برای ایجاد، مدیریت و تعامل با پایگاههای داده. (مثال: MySQL, PostgreSQL, SQL Server)
- SQL (Structured Query Language): زبان استاندارد برای مدیریت و دستکاری دادهها در پایگاههای داده رابطهای.
- Query (پرسوجو): یک درخواست برای دریافت داده یا اطلاعات از یک پایگاه داده.
- Table (جدول): مجموعهای از دادههای مرتبط که در قالب سطرها و ستونها سازماندهی شدهاند.
- Record / Row (رکورد / سطر): یک ورودی داده منفرد در یک جدول.
- Field / Column (فیلد / ستون): یکی از ویژگیهای داده در یک جدول که نوع خاصی از اطلاعات را برای هر رکورد تعریف میکند.
- Primary Key (کلید اصلی): یک فیلد در جدول که به طور منحصربهفرد هر رکورد را شناسایی میکند.
- NoSQL: دستهای از پایگاههای داده که از مدل رابطهای سنتی (مبتنی بر SQL) پیروی نمیکنند و برای دادههای بدون ساختار یا کلانداده (Big Data) مناسبتر هستند.
توسعه وب (Web Development)
- Frontend (فرانتاند): بخشی از یک وبسایت یا اپلیکیشن که کاربر مستقیماً با آن تعامل دارد (سمت کلاینت). شامل HTML, CSS و JavaScript است.
- Backend (بکاند): بخش سمت سرور یک اپلیکیشن که منطق تجاری، تعامل با پایگاه داده و مدیریت درخواستها را بر عهده دارد.
- HTML (Hypertext Markup Language): زبان نشانهگذاری استاندارد برای ایجاد ساختار صفحات وب.
- CSS (Cascading Style Sheets): زبانی برای توصیف ظاهر و استایل یک سند نوشته شده با HTML.
- JavaScript: یک زبان برنامهنویسی سطح بالا که به صفحات وب تعاملپذیری میبخشد.
- JSON (JavaScript Object Notation): یک فرمت سبک برای تبادل داده که برای انسان قابل خواندن و برای ماشینها قابل تجزیه است.
- Cloud Computing (رایانش ابری): ارائه خدمات کامپیوتری – شامل سرورها، ذخیرهسازی، پایگاه داده و نرمافزار – از طریق اینترنت (“ابر”).
اصطلاحات پیشرفته و حوزههای نوظهور
دنیای تکنولوژی دائماً در حال تحول است. در این بخش پایانی، به برخی از واژگان مرتبط با حوزههای مدرن و پیشرفتهتر مانند هوش مصنوعی، امنیت و DevOps نگاهی میاندازیم.
- Artificial Intelligence (AI) (هوش مصنوعی): شاخهای از علوم کامپیوتر که به ساخت ماشینهای هوشمندی میپردازد که میتوانند کارهایی را انجام دهند که معمولاً به هوش انسانی نیاز دارد.
- Machine Learning (ML) (یادگیری ماشین): زیرمجموعهای از هوش مصنوعی که به سیستمها توانایی یادگیری و بهبود خودکار از طریق تجربه را بدون برنامهریزی صریح میدهد.
- Big Data (کلانداده): مجموعههای داده بسیار بزرگ و پیچیده که با روشهای سنتی پردازش داده قابل مدیریت نیستند.
- Cybersecurity (امنیت سایبری): عمل محافظت از سیستمها، شبکهها و برنامهها در برابر حملات دیجیتال.
- Encryption (رمزنگاری): فرآیند تبدیل دادهها به یک کد برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز.
- Authentication (احراز هویت): فرآیند تأیید هویت یک کاربر یا سیستم.
- Authorization (اعطای مجوز): فرآیند تعیین سطح دسترسی یک کاربر یا سیستم به منابع خاص.
- DevOps: مجموعهای از شیوهها که توسعه نرمافزار (Dev) و عملیات فناوری اطلاعات (Ops) را با هدف کوتاهتر کردن چرخه عمر توسعه و ارائه مداوم نرمافزار با کیفیت بالا ترکیب میکند.
- Containerization (کانتینرسازی): یک نوع مجازیسازی در سطح سیستمعامل که برای استقرار و اجرای برنامهها در محیطهای مجزا به نام کانتینر استفاده میشود. Docker محبوبترین پلتفرم کانتینرسازی است.
- Microservices (میکروسرویسها): یک رویکرد معماری که در آن یک اپلیکیشن بزرگ به صورت مجموعهای از سرویسهای کوچک و مستقل ساخته میشود.
نتیجهگیری
تسلط بر لغات تخصصی مهندسی کامپیوتر یک مهارت حیاتی است که درک شما از تکنولوژی را عمیقتر کرده و مسیر پیشرفت حرفهای شما را هموارتر میسازد. لیستی که در این مقاله ارائه شد، شامل ۱۰۰ واژه کلیدی و پرکاربرد در شاخههای مختلف علوم کامپیوتر و نرمافزار بود. این واژگان نقطه شروعی عالی برای ساختن یک دایره لغات فنی قدرتمند هستند. به خاطر داشته باشید که بهترین راه برای یادگیری این اصطلاحات، استفاده فعال از آنها در پروژهها، مطالعه مستندات فنی و مشارکت در بحثهای تخصصی است. با تکرار و تمرین، این مفاهیم به بخشی طبیعی از دانش شما تبدیل خواهند شد.




مطلب خیلی مفیدی بود. من همیشه واژه Deployment رو توی داکیومنتها میدیدم ولی فکر میکردم فقط به معنی نصب کردنه. آیا فرقی با Install داره؟
سلام سینا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی! در دنیای نرمافزار، Install معمولاً به معنی نصب یک برنامه روی یک سیستم خاصه، اما Deployment یک فرآیند کلیتره که شامل آمادهسازی، پیکربندی و عملیاتی کردن نرمافزار در محیط نهایی (مثل سرور) میشه.
تلفظ صحیح واژه Repository چیه؟ من چند مدل مختلف شنیدم و گیج شدم.
سارای عزیز، تلفظ صحیح این واژه /rɪˈpɒz.ɪ.tər.i/ هست. در فارسی معمولاً بهش «مخزن» میگیم. بهترین راه برای یادگیری تلفظ، گوش دادن به داکیومنتهای ویدیویی در یوتیوب یا سایتهایی مثل YouGlish هست.
خیلی ممنون از لیست خوبتون. به نظرم واژه Legacy Code رو هم میتونستید اضافه کنید. خیلی در محیطهای کاری استفاده میشه.
دقیقاً امیررضا جان! Legacy Code به کدهایی گفته میشه که از سیستمهای قدیمی باقی موندن و معمولاً نگهداریشون سخته. ممنون که این اصطلاح کاربردی رو یادآوری کردی.
آیا کلمه Framework با Library فرق داره؟ من این دو تا رو همیشه با هم اشتباه میگیرم.
مریم عزیز، یک تفاوت ظریف دارن: در Library شما کنترل برنامه رو دارید و هر جا لازم بود از کتابخونه استفاده میکنید، اما در Framework، فریمورک هست که کد شما رو صدا میزنه (Inversion of Control). اصطلاحاً میگن فریمورک اسکلتبندی کار رو تعیین میکنه.
من توی فیلمهای هکری خیلی کلمه Vulnerability رو میشنوم. اینجا به معنی باگ هست یا فرق داره؟
علیرضا جان، Vulnerability به معنی «آسیبپذیری» هست. هر باگی لزوماً آسیبپذیری نیست، اما هر آسیبپذیری معمولاً ناشی از یک باگ یا ضعف در طراحی سیستم هست که اجازه نفوذ رو میده.
ممنون از مقاله. واژه Scalability رو برای مصاحبههای کاری خیلی تأکید میکنن. میشه بیشتر توضیح بدید؟
نیلوفر عزیز، Scalability یا «مقیاسپذیری» یعنی توانایی یک سیستم (نرمافزار یا سختافزار) برای هندل کردن حجم بیشتری از کار یا کاربر بدون اینکه کاراییاش رو از دست بده.
من شنیدم به جای Bug از کلمه Glitch هم استفاده میکنن. آیا اینها مترادف هستن؟
پویا جان، تقریباً مترادف هستن اما Glitch معمولاً به ایرادات موقتی و کوچک، مخصوصاً در بازیها یا سختافزار اشاره داره، در حالی که Bug عمومیتره و ریشه در کدنویسی داره.
واژه Backend و Frontend که خیلی عمومی شدن، اما معادل دقیق فارسی براشون داریم که توی محیط دانشگاهی قبول کنن؟
مهسا جان، در متون رسمی فارسی معمولاً از «سمت کاربر» برای Frontend و «سمت سرور» برای Backend استفاده میشه، هرچند خود کلمات انگلیسی در محیطهای تخصصی کاملاً پذیرفته شده هستن.
فرق بین Syntax و Semantics در برنامهنویسی چیه؟ همیشه این دو تا رو با هم میارن.
رضا جان، Syntax مربوط به ساختار و گرامر کد هست (مثل گذاشتن سمیکالن)، اما Semantics مربوط به معنا و منطق کد هست. ممکنه کد شما از نظر Syntax درست باشه ولی از نظر Semantics غلط عمل کنه.
اصطلاح Open-source رو همه میدونیم، ولی واژه مقابلش که برای نرمافزارهای تجاری به کار میره چیه؟
آیدای عزیز، واژه مقابلش معمولاً Proprietary software یا Closed-source هست که به معنی نرمافزارهای تحت مالکیت و انحصاریه.
تلفظ Cache رو بعضیها ‘کِیش’ میگن و بعضیها ‘کَش’. کدومش درسته؟
حامد جان، تلفظ صحیح دقیقاً مثل کلمه Cash (پول نقد) هست، یعنی ‘کَش’. تلفظ ‘کِیش’ اشتباهه.
واژه Interface فقط برای ظاهر سایت به کار میره؟
خیر فاطمه جان، Interface به معنی «رابط» هست. ما User Interface (UI) داریم برای ظاهر، و Application Programming Interface (API) داریم که رابطی بین دو نرمافزاره.
برای تقویت لغات تخصصی، خوندن داکیومنتهای مایکروسافت رو پیشنهاد میدید یا سایتهای دیگه؟
محمد عزیز، داکیومنتهای MDN (برای وب) و Microsoft Learn عالی هستن. همچنین خوندن سوال و جوابهای Stack Overflow کمک میکنه با اصطلاحات عامیانهتر و کاربردیتر برنامهنویسها آشنا بشی.
کلمه Refactoring رو توی این لیست ندیدم. به نظرم برای کسانی که میخوان کد تمیز بنویسن خیلی واژه مهمیه.
کاملاً درسته تارا جان. Refactoring یعنی بازنویسی کد برای بهبود ساختار داخلی بدون تغییر در رفتار خارجی اون. ممنون از پیشنهادت!
تفاوت واژه Concurrent و Parallel چیه؟ هر دو رو «موازی» ترجمه میکنن معمولاً.
فرهاد جان، تفاوت ظریفی دارن. Concurrency یعنی مدیریت چندین کار در یک زمان (لزوماً همزمان اجرا نمیشن)، اما Parallelism یعنی اجرای واقعی و همزمان چندین کار با هم (معمولاً روی چند هسته پردازنده).
چقدر خوبه که برای هر کلمه مثال هم زدید. اگه ممکنه در مورد کلمه Middleware هم یک توضیح کوتاه بدید.
الناز عزیز، Middleware یا «میانافزار» نرمافزاریه که مثل یک پل بین سیستمعامل یا دیتابیس و اپلیکیشن شما عمل میکنه و وظایفی مثل احراز هویت رو انجام میده.
کلمه Thread توی برنامهنویسی دقیقاً چی معنی میده؟ توی فارسی میگیم نخ؟
بله بابک جان، ترجمه تحتاللفظیاش «نخ» هست و در علوم کامپیوتر به کوچکترین واحد اجرایی یک پردازش گفته میشه.
من شنیدم برنامهنویسها به جای کلمه ‘مشکل’ از Issue استفاده میکنن. آیا Issue رسمیتر از Bug هست؟
شیرین عزیز، Issue مفهوم گستردهتری داره. شامل باگها، پیشنهادات برای ویژگیهای جدید و حتی کارهای انجامنشده میشه. در گیتهاب هم از این واژه زیاد استفاده میشه.
خیلی ممنون، برای سطح Pre-intermediate هم مناسبه این لغات؟
نوید جان، این لغات تخصصی هستن و فارغ از سطح زبان عمومی، برای هر کسی که وارد دنیای آیتی میشه ضروریه. پس حتماً یادشون بگیر.
کلمه Documentation رو چطور مخفف میکنن؟ من توی پروژهها ‘Docs’ میبینم.
بله پریسا جان، در دنیای نرمافزار خیلی رایجه که به جای کلمه طولانی Documentation از کلمه کوتاه شده Docs استفاده بشه.