مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

کالوکیشن های Fast
  • آیا می‌دانید چرا native speaker ها هرگز نمی‌گویند quick food و همیشه از fast food استفاده می‌کنند؟
  • پرکاربردترین کالوکیشن های Fast در انگلیسی کدام‌ها هستند و چطور می‌توان از آن‌ها در مکالمات روزمره استفاده کرد؟
  • تفاوت اصلی بین fast و quick در چیست و در چه مواقعی باید هر کدام را به کار برد؟
  • چگونه با یادگیری همایندهای کلمه fast ، انگلیسی خود را طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر جلوه دهیم؟

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای شگفت‌انگیز کالوکیشن های Fast در زبان انگلیسی آشنا می‌کنیم. کالوکیشن‌ها یا همایندها، ترکیباتی از کلمات هستند که носители языка به طور طبیعی و مکرر در کنار هم به کار می‌برند. یادگیری این ترکیبات به جای کلمات تکی، کلید اصلی روان و طبیعی صحبت کردن است. کلمه `fast` یکی از پرکاربردترین صفات و قیود در انگلیسی است، اما قدرت واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که بدانید آن را با چه کلمات دیگری همراه کنید. با ما همراه باشید تا مجموعه‌ای از کاربردی‌ترین همایندهای این کلمه را به همراه مثال‌های متعدد و ترجمه فارسی بررسی کنیم و یک بار برای همیشه تفاوت آن را با `quick` بیاموزید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:کفگیر به ته دیگ خوردن: Spatula hit the bottom of pot

درک مفهوم کالوکیشن (Collocation) به زبان ساده

قبل از اینکه به سراغ لیست کالوکیشن های Fast برویم، بیایید یک قدم به عقب برگردیم و ببینیم کالوکیشن دقیقاً چیست. کالوکیشن (Collocation) یا «همایند»، به ترکیبی از دو یا چند کلمه گفته می‌شود که به طور طبیعی و معمول در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. این کلمات «دوست» دارند که با هم بیایند. برای یک انگلیسی‌زبان، شنیدن ترکیب fast food کاملاً طبیعی است، در حالی که quick food اشتباه نیست، اما بسیار غیرطبیعی و عجیب به نظر می‌رسد. به همین ترتیب، ما می‌گوییم heavy rain (باران شدید) و نه strong rain . یادگیری این ترکیبات به شما کمک می‌کند تا:

  • طبیعی‌تر صحبت کنید: استفاده از کالوکیشن‌ها باعث می‌شود گفتار شما شبیه به носители языка شود.
  • منظور خود را دقیق‌تر بیان کنید: گاهی یک کالوکیشن معنایی را منتقل می‌کند که با کلمات جداگانه نمی‌توان به آن دقت رسید.
  • دایره لغات خود را غنی‌تر کنید: به جای یادگیری یک کلمه، شما یک عبارت کاربردی را یاد می‌گیرید که به راحتی در حافظه باقی می‌ماند.

حالا که با اهمیت کالوکیشن‌ها آشنا شدیم، بیایید به سراغ ترکیبات رایج با کلمه fast برویم.

📌 این مقاله را از دست ندهید:دیوار موش داره، موش هم گوش داره؟! چرا این جمله انگلیسی‌ها رو گیج می‌کنه!

مهم‌ترین کالوکیشن های Fast با اسم (Fast + Noun)

یکی از رایج‌ترین ساختارهای کالوکیشن، ترکیب صفت با اسم است. در اینجا `fast` به عنوان صفت عمل کرده و ویژگی «سرعت» را به اسم پس از خود نسبت می‌دهد. در ادامه لیستی از پرکاربردترین کالوکیشن های Fast با اسم آورده شده است.

۱. Fast food (غذای فوری)

این شاید شناخته‌شده‌ترین کالوکیشن با `fast` باشد. به غذاهایی اشاره دارد که به سرعت آماده و سرو می‌شوند، مانند همبرگر و سیب‌زمینی سرخ‌کرده.

  • مثال: Many people rely on fast food for their lunch because they don't have much time.
  • ترجمه: بسیاری از مردم برای ناهارشان به غذای فوری تکیه می‌کنند چون وقت زیادی ندارند.

۲. Fast car (ماشین سریع)

این عبارت برای توصیف خودرویی استفاده می‌شود که قابلیت حرکت با سرعت بالا را دارد.

  • مثال: He loves to drive his fast car on the highway on weekends.
  • ترجمه: او دوست دارد آخر هفته‌ها با ماشین سریعش در بزرگراه رانندگی کند.

۳. Fast lane (مسیر سرعت / زندگی پرهیجان)

این عبارت دو معنای اصلی دارد: معنای تحت‌اللفظی آن به سریع‌ترین لاین در بزرگراه اشاره دارد. اما معنای مجازی و رایج‌تر آن، به سبک زندگی پرمشغله، پرهیجان و گاهی خطرناک اشاره می‌کند.

  • مثال (معنای مجازی): After becoming a famous actor, he started living life in the fast lane.
  • ترجمه: پس از اینکه بازیگر مشهوری شد، شروع به یک زندگی پرهیجان کرد.

۴. Fast pace (سرعت زیاد)

این کالوکیشن برای توصیف سرعت بالای انجام کارها، تغییرات یا سبک زندگی به کار می‌رود.

  • مثال: It can be difficult to get used to the fast pace of life in a big city.
  • ترجمه: عادت کردن به سرعت زیاد زندگی در یک شهر بزرگ می‌تواند دشوار باشد.

۵. Fast learner (یادگیرنده سریع)

به شخصی اطلاق می‌شود که مفاهیم و مهارت‌های جدید را به سرعت یاد می‌گیرد.

  • مثال: Our new intern is a fast learner; she understood all the procedures in just one day.
  • ترجمه: کارآموز جدید ما یک یادگیرنده سریع است؛ او تمام رویه‌ها را تنها در یک روز فهمید.

۶. Fast track (مسیر سریع پیشرفت)

این عبارت هم به عنوان اسم و هم فعل به کار می‌رود و به راهی برای دستیابی سریع‌تر به یک هدف یا موقعیت (معمولاً در شغل) اشاره دارد.

  • مثال: She is on the fast track to becoming a manager in the company.
  • ترجمه: او در مسیر سریع پیشرفت برای مدیر شدن در شرکت قرار دارد.

سایر کالوکیشن‌های Fast + Noun

در جدول زیر چند نمونه دیگر از این نوع کالوکیشن‌ها را با مثال مشاهده می‌کنید:

کالوکیشن (Fast + Noun) ترجمه فارسی مثال و ترجمه
Fast train قطار سریع‌السیر The fast train to London takes only two hours.
قطار سریع‌السیر به لندن فقط دو ساعت طول می‌کشد.
Fast growth رشد سریع The tech industry has seen fast growth over the last decade.
صنعت فناوری در دهه گذشته شاهد رشد سریع بوده است.
Fast thinker متفکر سریع A good lawyer needs to be a fast thinker during a trial.
یک وکیل خوب باید در طول دادگاه یک متفکر سریع باشد.
Fast response واکنش سریع The emergency services are known for their fast response time.
خدمات اورژانس به زمان واکنش سریع خود معروف هستند.
📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Gains” (سود بانکی یا عضله؟)

کالوکیشن‌های رایج با Fast به عنوان قید

کلمه `fast` یکی از معدود کلماتی است که شکل صفتی و قیدی آن یکسان است (کلمه‌ای به نام `fastly` در انگلیسی استاندارد وجود ندارد). در این حالت، `fast` فعل را توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که یک عمل با سرعت بالا انجام می‌شود.

۱. Drive fast (سریع رانندگی کردن)

این یکی از ساده‌ترین و پرکاربردترین ترکیبات است.

  • مثال: Please don't drive so fast. The roads are wet.
  • ترجمه: لطفاً اینقدر سریع رانندگی نکن. جاده‌ها خیس هستند.

۲. Talk fast (سریع صحبت کردن)

برای توصیف کسی که با سرعت بالایی حرف می‌زند، به طوری که فهمیدن صحبت‌هایش گاهی دشوار است.

  • مثال: He gets nervous during presentations and starts to talk fast.
  • ترجمه: او در طول ارائه‌ها عصبی می‌شود و شروع به سریع صحبت کردن می‌کند.

۳. Grow up fast (سریع بزرگ شدن)

معمولاً برای اشاره به کودکان یا نوجوانانی به کار می‌رود که به سرعت دوران کودکی را پشت سر می‌گذارند.

  • مثال: Children seem to grow up so fast these days.
  • ترجمه: به نظر می‌رسد بچه‌ها این روزها خیلی سریع بزرگ می‌شوند.

۴. Sell fast (سریع فروخته شدن)

برای محصولاتی که به دلیل محبوبیت یا قیمت مناسب، به سرعت به فروش می‌رسند.

  • مثال: Tickets for the concert are selling fast, so you should buy yours soon.
  • ترجمه: بلیط‌های کنسرت دارند سریع فروخته می‌شوند، پس بهتر است زودتر بلیط خودت را بخری.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:شتر دیدی ندیدی: You saw a Camel, No you didn’t!

اصطلاحات و عبارات خاص با کلمه Fast

علاوه بر کالوکیشن‌های مستقیم، `fast` در برخی عبارات و اصطلاحات خاص نیز به کار می‌رود که معنای متفاوتی دارند. یادگیری این موارد به درک عمیق‌تر شما از زبان کمک می‌کند.

۱. Fast asleep (در خواب عمیق)

این عبارت یعنی «کاملاً خواب» یا «در خواب عمیق و سنگین». در اینجا `fast` به معنای «محکم» یا «عمیق» است، نه سرعت.

  • مثال: The baby was fast asleep in her crib and didn't hear the noise.
  • ترجمه: نوزاد در گهواره‌اش در خواب عمیق بود و صدا را نشنید.

۲. Stuck fast (محکم گیر کرده)

این عبارت نیز شبیه مورد قبلی است و در آن `fast` به معنای «محکم» و «غیرقابل حرکت» است.

  • مثال: The lid of the jar was stuck fast, and I couldn't open it.
  • ترجمه: درب شیشه محکم گیر کرده بود و نمی‌توانستم آن را باز کنم.

۳. Play fast and loose (بی‌ملاحظه و غیرمسئولانه رفتار کردن)

یک اصطلاح به معنای رفتار غیرمسئولانه، بی‌دقت و فریبکارانه، به ویژه در مورد قوانین یا احساسات دیگران.

  • مثال: He lost all his money by playing fast and loose with the company's investments.
  • ترجمه: او با رفتار غیرمسئولانه در قبال سرمایه‌گذاری‌های شرکت، تمام پولش را از دست داد.

۴. A fast buck (پول بادآورده)

این اصطلاح به پولی اشاره دارد که به سرعت و اغلب به روشی نه چندان صادقانه به دست می‌آید.

  • مثال: Some people are always looking for a way to make a fast buck.
  • ترجمه: برخی افراد همیشه به دنبال راهی برای به دست آوردن پول بادآورده هستند.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی DCA یا استراتژی میانگین کم کردن به زبان ساده! (فرار از استرس بازار)

تفاوت کلیدی Fast و Quick: کدام را کجا به کار ببریم؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای زبان‌آموزان، تشخیص تفاوت بین `fast` و `quick` است. هر دو به معنای «سریع» هستند، اما در کالوکیشن‌ها و کاربردهای متفاوتی ظاهر می‌شوند. قانون کلی این است:

  • Fast: به سرعت حرکت پایدار در یک دوره زمانی یا مسافت اشاره دارد. بیشتر برای توصیف چیزهایی مانند دونده‌ها، ماشین‌ها و قطارها به کار می‌رود. (Sustained Speed)
  • Quick: به مدت زمان کوتاه یک رویداد یا عمل اشاره دارد. تأکید آن بر «کوتاه بودن زمان» است، نه لزوماً سرعت بالای حرکت. (Short Duration)

به این مثال‌ها دقت کنید:

  • A fast runner can run a marathon in under three hours. (سرعت بالا در مسافتی طولانی)
  • I had a quick shower before going out. (دوش گرفتن زمان کوتاهی طول کشید)

ما هرگز نمی‌گوییم fast shower . در جدول زیر این تفاوت را با کالوکیشن‌های رایج هر کلمه بهتر می‌بینید.

معمولاً با Fast استفاده می‌شود معمولاً با Quick استفاده می‌شود
fast car quick glance (نگاه سریع)
fast runner quick look (نگاه سریع)
fast train quick decision (تصمیم سریع)
drive fast quick reply (پاسخ سریع)
learn fast quick meal (غذای سریع و سبک)
fast pace quick question (یک سوال کوتاه)

نکته مهم: توجه کنید که quick meal با fast food متفاوت است. Quick meal به هر غذایی اطلاق می‌شود که آماده کردن یا خوردن آن زمان کمی می‌برد (مثلاً یک ساندویچ خانگی)، در حالی که fast food یک نوع خاص از غذاهای رستورانی است.

📌 بیشتر بخوانید:معنی “Scripting” در فیفا: وقتی بازی نمی‌خواد تو ببری!

جمع‌بندی: چگونه کالوکیشن های Fast را به خاطر بسپاریم؟

یادگیری کالوکیشن های Fast و دیگر همایندها یک شبه اتفاق نمی‌افتد. این فرآیند نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند نکته برای تسلط بر این ترکیبات ارائه می‌شود:

  1. با متن یاد بگیرید: به جای حفظ کردن لیست‌ها، سعی کنید این کالوکیشن‌ها را در فیلم‌ها، کتاب‌ها و مقالات پیدا کنید. دیدن آن‌ها در یک بستر واقعی به تثبیت معنا کمک می‌کند.
  2. جملات خودتان را بسازید: برای هر کالوکیشن جدیدی که یاد می‌گیرید، یک یا دو جمله شخصی و مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به فعال‌سازی دانش شما کمک می‌کند.
  3. توجه فعال داشته باشید: از این به بعد، هرگاه به کلمه `fast` برخوردید، به کلماتی که قبل یا بعد از آن می‌آیند دقت کنید. این کار ذهن شما را برای تشخیص الگوها تربیت می‌کند.
  4. مرور منظم: از فلش‌کارت یا نرم‌افزارهای مرور فاصله‌دار (Spaced Repetition) برای مرور کالوکیشن‌هایی که یاد گرفته‌اید، استفاده کنید.

با به کارگیری این روش‌ها و استفاده از لیستی که در این مقاله ارائه شد، می‌توانید استفاده خود از کلمه `fast` را به سطح جدیدی برسانید و انگلیسی خود را بسیار روان‌تر و طبیعی‌تر کنید. به یاد داشته باشید که در زبان انگلیسی، «درست» بودن تنها به گرامر خلاصه نمی‌شود، بلکه «طبیعی» بودن نیز به همان اندازه اهمیت دارد و کالوکیشن‌ها کلید رسیدن به این هدف هستند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 595

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

30 پاسخ

  1. واقعاً مقاله مفید و کاربردی بود! همیشه سر تفاوت fast و quick مشکل داشتم. الان دیگه کاملاً متوجه شدم. فقط یه سوال: ‘fast learner’ یه کالوکیشن رایجه؟

    1. سلام سارا جان، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، ‘fast learner’ یک کالوکیشن بسیار رایج و پرکاربرد است که به کسی اشاره دارد که مطالب را به سرعت یاد می‌گیرد. مثال: ‘She’s a fast learner, so she’ll pick up the new software quickly.’

  2. ممنون از توضیح کامل کالوکیشن‌ها. من همیشه فکر می‌کردم ‘quick shower’ درسته، در حالی که شما گفتید ‘fast shower’ استفاده نمیشه. حالا مطمئن شدم که ‘quick shower’ رایج‌تره. آیا ‘quick decision’ هم مثل ‘fast decision’ رایج نیست؟

    1. سلام علی عزیز، نکته دقیقی اشاره کردید. ‘quick shower’ صحیح است. در مورد ‘decision’، هر دو ‘quick decision’ و ‘fast decision’ می‌توانند استفاده شوند، اما ‘quick decision’ به معنای تصمیمی است که بدون اتلاف وقت و بلافاصله گرفته می‌شود، در حالی که ‘fast decision’ بیشتر به سرعت خود فرایند تصمیم‌گیری اشاره دارد. ‘Quick decision’ رایج‌تر است.

  3. من این اشتباه رو توی مکالمه با یه native speaker داشتم که به جای ‘fast food’ گفتم ‘quick food’ و خیلی عجیب نگاهم کرد! این مقاله خیلی بهم کمک کرد که دیگه این اشتباهو نکنم. ممنون از مطالب عالی‌تون.

  4. آیا ‘fast track’ و ‘quick track’ فرق دارن؟ من توی یه فیلم شنیدم ‘fast track to success’.

    1. سلام رضا جان، سوال خوبی پرسیدید. ‘Fast track’ یک کالوکیشن بسیار رایج به معنای ‘مسیر سریع’ یا ‘میانبر’ است، به خصوص برای پیشرفت سریع در شغل یا تحصیل. ‘Quick track’ به هیچ وجه رایج نیست و اصلاً استفاده نمی‌شود. مثال شما کاملاً صحیح است: ‘She took the fast track to success.’

  5. مرسی از مقاله جامع و کاملتون. کاش یه مقاله هم در مورد کالوکیشن‌های common کلمه ‘slow’ بنویسید! فکر کنم اونم خیلی پرکاربرد باشه.

  6. ‘Fast car’ که درسته، درسته؟ چون ماشین سرعتش بالاست. اما ‘quick car’ چی؟ اون اشتباهه؟

    1. سلام امیر، دقیقاً درسته! ‘Fast car’ کالوکیشن صحیح است و به ماشینی اشاره دارد که سرعت بالایی دارد. ‘Quick car’ اصطلاحی رایج نیست. ‘Quick’ بیشتر برای عملکردهایی استفاده می‌شود که زمان کمی می‌برند (مثل quick shower) و ‘fast’ برای سرعت ذاتی یک چیز (مثل fast car، fast runner).

  7. خیلی ممنون از مقاله. من بعضی وقت‌ها توی فیلم‌ها بین fast و quick واقعاً نمی‌تونم تمایزی قائل بشم از لحاظ شنیداری. آیا لهجه خاصی باعث میشه که متفاوت تلفظ بشن؟

    1. سلام صدف عزیز، هر دو کلمه تلفظ نسبتاً مشخصی دارند و معمولاً لهجه‌های مختلف (بریتانیایی یا آمریکایی) تغییر چشمگیری در تلفظ این دو کلمه ایجاد نمی‌کنند. تفاوت اصلی در معنا و کاربرد است که باید با تمرین شنیداری و توجه به کالوکیشن‌ها در متن، به مرور زمان آن را تشخیص دهید. هرچه بیشتر در معرض زبان قرار بگیرید، تشخیصشان آسان‌تر خواهد شد.

  8. این تفاوت fast و quick منو یاد تفاوت ‘تند’ و ‘سریع’ در فارسی انداخت. میشه گفت ‘ماشین تند’ در برابر ‘کار سریع’؟ خیلی جالبه که زبان‌ها چقدر با هم نقاط مشترک دارن.

    1. سلام حسین جان، چه مقایسه هوشمندانه‌ای! بله، این شباهت در کاربرد کلمات در زبان‌های مختلف، از جمله فارسی و انگلیسی، بسیار جالب است و نشان می‌دهد که چطور مفاهیم مشابهی در ساختار ذهنی انسان‌ها شکل می‌گیرد. در واقع، ‘تند’ (برای سرعت ذاتی) و ‘سریع’ (برای مدت زمان کم) می‌توانند مشابه fast و quick در نظر گرفته شوند. مثال: ‘دونده تند’ (fast runner) و ‘جواب سریع’ (quick answer).

    1. سلام مهسا، بله، ‘fast asleep’ یک کالوکیشن بسیار رایج و به معنای ‘خواب عمیق’ یا ‘غرق در خواب’ است. وقتی کسی ‘fast asleep’ است، یعنی به قدری عمیق خوابیده که به راحتی بیدار نمی‌شود. مثال: ‘The baby was fast asleep in her crib.’

  9. مقاله تون عالی بود، من از این به بعد سعی می‌کنم وقتی می‌خوام بگم ‘یه استراحت کوتاه’، حتما بگم ‘quick break’ به جای ‘fast break’ که تا الان می‌گفتم. مرسی که دیدم رو نسبت به کالوکیشن‌ها تغییر دادید.

    1. سلام کاوه عزیز، دقیقاً همین تغییرات کوچک در انتخاب کلمات است که انگلیسی شما را طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌کند. ‘Quick break’ انتخاب کاملاً صحیحی است. خوشحالیم که مقاله توانسته در این مسیر به شما کمک کند.

  10. واقعا از مطالب وبسایتتون لذت می‌برم. همیشه نکات جدید و کاربردی یاد می‌گیرم. این مقاله هم مثل همیشه فوق‌العاده بود.

  11. آیا ‘make fast’ هم یه چیزی داریم؟ مثلاً ‘make fast progress’؟ یا اشتباهه؟

    1. سلام پویا، سوال خوبی پرسیدید. ‘Make fast progress’ یک کالوکیشن صحیح است و به معنای ‘پیشرفت سریع کردن’ است. همچنین، ‘make fast’ در زمینه دریانوردی یا ایمن‌سازی چیزی هم به کار می‌رود، به معنای ‘محکم بستن’ یا ‘ثابت کردن’. اما در استفاده روزمره، ‘make fast progress’ رایج‌تر است.

  12. اوه خدای من! من همیشه می‌گفتم ‘fast internet’ و فکر می‌کردم درسته، ولی توی یه دیکشنری دیدم ‘high-speed internet’ هم استفاده میشه. کدوم رایج‌تره؟ مقاله شما هم گفت ‘fast internet’ درسته.

    1. سلام شیوا، هر دو ‘fast internet’ و ‘high-speed internet’ کاملاً صحیح و رایج هستند و می‌توانید به جای یکدیگر از آن‌ها استفاده کنید. ‘Fast internet’ کمی کوتاه‌تر و در مکالمات روزمره بیشتر به گوش می‌رسد، در حالی که ‘high-speed internet’ ممکن است کمی رسمی‌تر به نظر برسد اما به همان اندازه متداول است. نگران نباشید، اشتباهی مرتکب نشده‌اید!

  13. این کالوکیشن‌ها چقدر توی آیلتس و تافل مهم‌اند؟ آیا اگر ازشون استفاده نکنیم نمره کم میشه؟

    1. سلام کیوان، سوال بسیار مهمی است! بله، استفاده صحیح و طبیعی از کالوکیشن‌ها نقش بسزایی در کسب نمره بالا در بخش‌های اسپیکینگ و رایتینگ آزمون‌هایی مثل آیلتس و تافل دارد. داوران به ‘naturalness’ و ‘fluency’ زبان شما توجه می‌کنند و استفاده از کالوکیشن‌ها نشان‌دهنده دانش عمیق‌تر و تسلط شما بر زبان است. عدم استفاده از آن‌ها لزوماً باعث کسر نمره نمی‌شود، اما استفاده صحیح از آن‌ها می‌تواند نمره شما را به طور قابل توجهی افزایش دهد و شما را از سایرین متمایز کند.

  14. خیلی ممنون، تا قبل از این مقاله اصلاً به کالوکیشن‌ها اینقدر توجه نکرده بودم. دیدگاهم کاملاً عوض شد!

    1. سلام وحید، در این مورد ‘quick look’ کالوکیشن صحیح و رایج است. به معنای ‘نگاه سریع و گذرا’. ‘Fast look’ اصطلاحی نیست که در انگلیسی به کار رود. این مثال به خوبی تفاوت کاربرد fast و quick را نشان می‌دهد؛ ‘quick’ برای اعمالی که زمان کمی می‌برند مناسب‌تر است.

  15. در مورد ‘fast food’ آیا ‘quick meal’ هم میشه گفت؟ یا اینا دو تا چیز کاملا مجزان؟

    1. سلام سمیرا، سوال خوبی است! ‘Fast food’ به نوع خاصی از غذا اشاره دارد که در رستوران‌های زنجیره‌ای سرو می‌شود و به سرعت آماده و خورده می‌شود (مثل مک‌دونالد). اما ‘quick meal’ به هر وعده غذایی اشاره دارد که به سرعت آماده یا خورده می‌شود، صرف نظر از اینکه از رستوران فست‌فود باشد یا در خانه. بنابراین، ‘quick meal’ مفهوم وسیع‌تری دارد و می‌تواند شامل فست فود هم بشود، اما ‘fast food’ فقط یک زیرمجموعه از ‘quick meal’ است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *