از آنرو
thereof
از بالا
aloft
از بر خواندن
recite
از بر خوانی
recital, recitation, recitative
از بر کردن
memorize, con
از برخوانی
recitation
از بروز احساسات جلوگیری کردن
inhibit
از بس
insomuch
از بشکه ریختن
draft
از بند باز کردن
unleash
از بند یا دریچه جاریشدن
sluice
از بندگی رهاندن
enfranchise
از بنیاد
fundamentally
از بیخ
radically
از بیخ کندن
ablate, stub
از بیخ گلو (اصوات)
guttural
از بیخ گلو (حروف و آواها)
throaty
از بیراهه رفتن ( جاده درحال تعمیر)
detour
از بین بردن
destroy, eradicate, spoil, put down, swoop, annihilate
از بین بردن (مجازی)
eradicate
از بین بردن (ویژگی خوب چیزی را)
emasculate
از بین برنده
liquidator, annihilator
از بین رفتن
liquidation
از بین رفتن رد کردن دادخواست
bar
از بین رفته
defunct, extinct
از بین رونده
mortal
از بین نبردنی
ineradicable
از بین نرفتنی
insoluble
از پا افتادگی
languor
از پا افتادن
peter, flag, founder, wash up
از پا افتاده (خودمانی)
whacked
از پا افتاده (عامیانه)
shagged , washed-up
از پا انداختن
prostrate , stagger