در بالاترین جا
topmost
در بالاترین نقطهء کشتی
aloft
در بالاخانه
upstairs
در بالای زمین
aloft
در بالای سر
overhead
در بالماسکه شرکت کردن
masquerade
در بانک گذاشتن
bank
در بایگانی نگاه داشتن
file
در بحبوحه
height
در بحر تفکر غوطهور شدن
recollect
در بحر فکر فرو رفتن
muse
در بخش بعدی
hereinafter
در بخش پایین
underneath
در بخش ذیل
thereinafter
در بدن جذب کردن
assimilate
در بر داشتن
embrace
در بر کردن
garb , wear
در بر گرفتن
encompass, embrace, infold, snuggle, enclasp, enfold
در برابر
against , versus , vis-à-vis
در برداری
inclusion, embodiment
در برداشتن
comprise, bear, comport, contain, embody, presuppose
در برنامه قرار دادن
program , programme
در برنامه گذاردن
schedule
در بزرگ
gate
در بزرگ (دروازه)
gate
در بستر راحت غنودن
cuddle
در بستر غنودن
snuggle
در بسته گذاشتن
parcel
در بشقاب ریختن
dish
در بشکه ریختن
barrel
در بشکه کردن
barrel
در بطری بازکن
corkscrew
در بطری (چوب پنبه)
cork