لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1987


نیرو برد

mechanics

نیرو دادن

energize, enliven, freshen, nerve, reinforce

نیرو دادن به

emphasize

نیرو در انسان

energy

نیرو رسانی

reinforcement

نیرو گرفتن

rally

نیروافزا

amplifier

نیروافزا (الکترونیک)

amplifier

نیروبخش

tonic, bracing, life-giving

نیروبخش روانی

analeptic

نیروگاه برق

power plant

نیروگاه برق اتمی

nuclear power plant

نیرومند

strong, powerful, mighty, formidable, vigorous, potent

نیرومند کردن

gird, strengthen, fortify, power

نیرومندی

intensity, virility, vigor, power, potency, force

نیروهای امدادی

reinforcements

نیروهای مسلح (ارتش)

armed forces

نیروی اتمی

nuclear energy

نیروی الکتریک برحسب ولت

voltage

نیروی انسانی

manpower

نیروی آب

water power

نیروی بازداده (برق)

output

نیروی بخار

steam

نیروی برق

electricity

نیروی پرتاب

thrust

نیروی پیچشی

torque

نیروی تازه دادن

revive, revivify

نیروی تازه دادن به

reinvigorate, refresh, rally

نیروی تازه گرفتن

recruit

نیروی تازه یافتن

recuperate

نیروی تخریبی مهیب

juggernaut

نیروی جاذبه (فیزیک)

G

نیروی جنبش

impetus

2374 ... 1992 1991 1990 1989 1988 1987




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین