لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1966


نمایش نامه

drama

نمایش نامه نویس

dramatist

نمایش نامه نویسی

drama

نمایش هندسی

graph

نمایش هوانوردی

air show

نمایش یا برنامه یاجشن بعدازظهر

matinee

نمایش یا مقاله یا سخنرانی یکنفری

soliloquy

نمایشگاه

exhibition, fair, exposition, playhouse, showplace

نمایشگاه جانوران

menagerie

نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی

aquarium

نمایشگاه کالا

showroom

نمایشگاه ماهی

aquarium

نمایشگاه هنرهای زیبا

gallery

نمایشگر

representative, showman

نمایشگر دست اندرکار تهیه و ارائه نمایش

showman

نمایشنامه

play, drama

نمایشنامه قسمت

piece

نمایشنامه نویس

playwright, dramatist, scriptwriter, playwriter

نمایشنامه نویس (تلویزیون و رادیو)

scriptwriter

نمایشی

dramatic, exhibitive, demonstrative, expository, flashy, scenic

نمایشی و بی ارزش از نظر لباس و ظاهر

gaudy

نمایندگی

representation, delegation, agency, deputation, legation, attorney

نمایندگی دادن

delegate, deputize

نمایندگی دادن به

depute

نمایندگی کردن

represent, depute, deputize

نماینده

representative, agent, envoy, representation, delegate, deputy

نماینده بودن

represent

نماینده پادشاه

regent

نماینده پارلمان

legislator

نماینده خود کردن

depute

نماینده سیاسی

politic

نماینده عالیرتبه در کشورهای مشترک المنافع

high commissioner

نماینده کردن

delegate

2374 ... 1971 1970 1969 1968 1967 1966




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین