لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1940


نزاکت و حسن سلوک

decencies

نزد ...

with

نزد خانواده

en famille

نزدن استارت موتور (نخوردن به هدف در مورد بمب)

misfire

نزدن به هدف

miss

نزدیک

near, about, by, beside, at, in

نزدیک

near, neighbouring, at hand, close, approximate, related

نزدیک از نظر زمان

near

نزدیک از نظر مسافت

near

نزدیک امدن

approach, approximate

نزدیک بمرکز

inside

نزدیک به

almost , near , toward

نزدیک به اندازه

fit

نزدیک به آرواره زبرین

maxillary

نزدیک به برجستگی استخوان پس گوش

mastoid

نزدیک به دم

caudal

نزدیک به سیزده سالگی

preteen

نزدیک به عقب (کشتی و هواپیما)

aft

نزدیک بودن

proximity, be close

نزدیک بین

myopic, nearsighted, shortsighted

نزدیک بین (چشم پزشکی)

nearsighted

نزدیک بینی

myopia, myopia, short sight

نزدیک بینی (چشم پزشکی)

myopia

نزدیک ترین

nearest, next

نزدیک ترین خویشاوندان

next of kin

نزدیک شدن

approach, near, come close, accost, accede, verge

نزدیک شدنی

approachable

نزدیک کردن

approximate, draw

نزدیک کشیدن

accost

نزدیک کلیه ها

adrenal

نزدیک نما

foreground

نزدیکان

relatives

نزدیکی

proximity, vicinity, affinity, rapprochement, approximation, verge

2374 ... 1945 1944 1943 1942 1941 1940




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین