ناحیه دارای حرارت و تابشگری شدید
hot spot
ناحیه دارای زغالسنگ
coalfield
ناحیه دارای فشار بارومتری کم (هواشناسی)
low
ناحیه درون شعاع
radius
ناحیه رزمی
field
ناحیه زیرسرپرستی اسقف
diocese
ناحیه ساحلی
littoral
ناحیه سر حدی
frontier
ناحیه فرعی
subdistrict
ناحیه قلمرو مامور
bailiwick
ناحیه کشاورزی
garden
ناحیه کلانتری
precinct
ناحیه کنار دریا
seaboard
ناحیه مرزدار
bounds
ناحیه منجمد (جغرافی)
Frigid Zone
ناحیه ناآرام
hot spot
ناحیه نفوذی
salient
ناحیه ورود ممنوع
off-limits
ناحیه یا منطقهء خارج شهری
suburb
ناحیهای را بقطعات ریز تقسیم کردن
Balkanize
ناحیهای شدن
zone
ناخاکی
ethereal
ناخالص
impure
ناخالصی
dross , impurity
ناخجسته
inauspicious
ناخدا در کشتی بازرگانی (کشتی)
sea captain , master
ناخدا دوم (نیروی دریایی)
commander
ناخدا یکم (نیروی دریایی)
captain
ناخدای کشتی خصوصی
yachtsman
ناخدای کشتی خصوصی (زن)
yachtswoman
ناخدای مزدور ناو
privateer
ناخدایی
captainship, captaincy
ناخدایی کردن
captain