لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1779


مرحله بدوی

embryo

مرحله برجسته

milestone

مرحله به مرحله

piecemeal,gradually

مرحله پنهانی

latency

مرحله حساس (مجازی)

crossroad

مرحله دار شدن

stage

مرحله (مجازی)

lap , plane

مرحله مرحله کردن

grade

مرحله مهمی از زندگی

milestone

مرحله ی نهایی (مجازی)

homestretch

مرحلهای کردن

phase

مرحمت

pity, favor, kindness, loving kindness, favour

مرحمت آمیز

mercifully

مرحمت کردن

favor, have mercy, have pity, favour

مرحوم

deceased, late, decedent

مرخص

dismissed, excused, released

مرخص سازی

demobilization , dismissal , release

مرخص کردن

discharge, license, release, assoil, dismiss, furlough

مرخص کردن (خودمانی)

brushoff

مرخصی

leave, vacation, vacations, permission, dismissal

مرخصی استعلاجی

sick leave

مرخصی دادن به

furlough

مرخصی سرباز

furlough

مرخصی گرفتن

vacation, recess

مرد

man, guy, husband, fellow, chap, groom

مرد ایده آل (عامیانه)

Prince Charming

مرد برتر پندار

macho

مرد برتر پنداری

machismo

مرد بی زن

bachelor

مرد بی معنی

jade

مرد پوشالی

straw man

مرد تاجر

merchant

مرد تعمیدی

godson

2374 ... 1784 1783 1782 1781 1780 1779




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین