لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1717


مانع عبور شدن

occlude

مانع غلتیدن شدن

scotch

مانع فعالیت شدن

muzzle

مانع (مجازی)

hedge , roadblock

مانع ورادع

block

مانعهالجمع

inconsistent

مانکن

mannequin, manikin, dummy

مانند

like, similar, alike, resembling, analogous, looking like

مانند اب مواج شدن

ripple

مانند اروغ بیرون اوردن

belch

مانند بودن

similarity

مانند دایی

avuncular

مانند سرب

leaden

مانند فواره جاری کردن

jet

مانند فولاد محکم کردن

steel

مانند کردن

liken, equalize

مانند کردنی

comparable

مانند مه

foggy

مانند هم

similar

مانند هنرپیشه و هنرمند

artistic

مانند یا مشابه بودن

correspond

مانندگی

resemblance, similarity

مانندهم

alike

مانه

fixture , furniture , implement

مانه کردن

furnish

مانور

maneuver, manoeuvre

مانور دادن

maneuver, manoeuvre

مانور نظامی

war games

مانوس

familiar, intimate, friend, comrade

مانوس شدن

acclimate, habituate

مانی

Manes or Manichaeus, Mani

مانیکور

manicure , nail polish

مانیوک (گیاه شناسی)

cassava

2374 ... 1722 1721 1720 1719 1718 1717




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین