لبه داریا حاشیه دار کردن
rim
لبه (دوزندگی)
hem
لبه دوزی
edging, hemming
لبه دوزی (دوزندگی)
border
لبه ریل راه آهن
tread
لبه سکه را برجسته و شیار دار کردن
mill
لبه شمشیر
edge
لبه شیب دار
bevel , bezel , cant
لبه صاف (چوب یا فلز)
straightedge
لبه عرشه ناو
gunwale
لبه فنجان
brim
لبه کشتی
board
لبه گذاشتن
border
لبه گذاشتن (دوزندگی)
border
لبه لباس
lap
لبه لیوان و فنجان
lip
لبه نرم دو طرف جاده
soft shoulder
لبی
labial
لبیک گفتن
accept
لپ
cheek , jowl
لپ برداری (جراحی)
lobectomy
لپ برداری (جراحی مغز)
lobotomy
لپ برداری کردن (جراحی مغز)
lobotomize
لپ (کالبد شناسی)
lobe
لپ لپ
slurp
لپ لپ خوردن
gobble , lap
لپتان (فیزیک)
lepton
لپک برداری (جراحی)
lobectomy
لپک (کالبد شناسی)
lobe
لپه
split peas
لپه کردن
split
لپه (گیاه شناسی)
cotyledon
لپی
pertaining to the cheek