گروه دوست
social
گروه زنبوران
swarm
گروه سه تایی
trilogy, ternary
گروه فرشتگان نه گانه
hierarchy
گروه کردن
assemble
گروه کوکلاکس کلان
Ku Klux Klan
گروه گرایی
collectivism
گروه گروه
departmental
گروه گسیل شده
contingent
گروه گشت
patrol
گروه متحد
nexus
گروه مخالف
opposition
گروه مردم
force , mob
گروه مسلح
posse
گروه مشاور
consultancy
گروه نمایندگان
delegation
گروه نمایندگی
deputation
گروه های متحد
alliance
گروه هم مسلک
coterie
گروه هوایی
wing
گروه واژه ها (زبان شناسی)
phrase
گروه ورزشی
league
گروه ورزشی دانشگاه
varsity
گروهان
company
گروهان (ارتش)
company
گروهبان
sergeant, sergeant, serjeant, sarge
گروهبان دوم
staff sergeant
گروهخاصی
order
گروهه
complex, team
گروهی
gregarious, republican
گروهی از چندین مغازه
plaza
گروی
assurance
گروی دادن (پول)
deposit