لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1620


گرد طلا

gold dust

گرد کردن

round, round off, agglomerate, conglobate, gather, roll

گرد گرفتن از

dust

گرد گرفته

dusty

گرد گیری

whisk, dust-up

گرد گیری کردن

dust

گرد نامه

epic

گرد هم آمدن

meet

گرد و خاک

dust

گرد و خاکی

dusty , powdery

گرد و غبار

cloud

گرداب

vortex, whirlpool, tourbillon, gulf, waterspout

گرداب کوچک

eddy

گردابی

vortical, abysmal, awhirl, vortiginous

گرداگرد

around, about

گرداله

boulder

گردان

battalion, winch

گردان (ارتش)

battalion

گردان زرهی

squadron

گرداندن

turn, operate, inflect, manage, wheel, wrest

گرداننده

manager , operator

گرداننده برنامه آزمون اطلاعات عمومی (رادیو و تلویزیون)

quizmaster

گردانیدن

wield, avert

گرداورد

collection

گرداوری کردن با زحمت

scrounge

گردآمدن

flock

گردآور کتاب

bibliophile

گردآوردن

assemble , convene , erect , gather

گردآورنده اسطوره ها

mythologist

گردآوری

gathering, amassment

گردآوری اعانه

fund-raising

گردآوری محصول

harvest

گردآوری و سامان دهی کردن قشون در حال فرار

rally

2374 ... 1625 1624 1623 1622 1621 1620




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین