لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1618


گرانجان

sluggish

گرانرو

chronic

گرانش

gravity

گرانش صفر (فیزیک)

zero gravity

گرانش (فیزیک)

gravitation

گرانش ویژه

specific gravity

گرانولا (نوعی شیرینی)

granola

گرانی

dearness, expensiveness, high cost, dearth, gravity, heaviness

گرانی گاه

centre of gravity

گرانیت

granite

گرانیت مانند

granitic

گرانیدن بخاطر جاذبه زمین

gravitate

گراور

engraving

گراور (چاپ)

gravure , plate

گراور چوبی

woodcut

گراور شده (تصویر)

engraving

گراور کردن

engrave

گراوی متر

gravimeter

گرای

inclination

گرای گر

fellow traveler

گرایش

trend, tendency, orientation, propensity, attitude, tropism

گرایش احساس

inclination

گرایش به اجرای خودسرانه عدالت بدون طی مراحل قانونی

vigilantism

گرایش به دین مسیح

christening

گرایش به سیاست افراطی

radicalism

گرایش پیدا کردن به سوی چیزی

gravitate

گرایش دادن

prepossess

گرایش داشتن

tend

گرایش (طبیعی)

propensity

گرایش (گیاه شناسی - جانورشناسی)

tropism

گرایش مردم به شهرها

urbanism

گراییدن

tend, join

گربال (غربال)

sieve

2374 ... 1623 1622 1621 1620 1619 1618




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین