لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1589


کندش (گیاه)

white hellebore

کندک (خندق)

rampart , trench

کندکار

inert , laggard , languid , torpid

کندکاری

inertia

کندن

dig, peel, gully, pull, pluck, scoop

کندن با انفجار

blast

کندن با بیل

delve , spade

کندن با بیلچه

trowel

کندن با چاقو

scratch

کندن با چنگال

claw

کندن به کمک دیلم

pry

کندن پوست

skin

کندن پوشش چیزی

pick

کندن جامه

doff

کندن جوی

trench

کندن چاه

sink

کندن رخت

strip

کندن روی چیزی

engrave

کندن زمین

grub

کندن سنگر

trench

کندن سوراخ

drive , sink

کندن علف هرزه

weed

کندن فلس

scale

کندن کنده درخت

log, logarithm

کندن گوشت چیزی

pick

کندن و آشکار کردن

excavate

کنده

log, block, chump, timber, clog, stub

کنده درخت

stump, trunk

کنده زانو (کالبدشناسی)

kneecap

کنده زدن

kneel

کنده شدن

peel

کنده شده (لوله و غیره)

unstuck

کنده کار

engraver, carver, sculptor

2374 ... 1594 1593 1592 1591 1590 1589




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین