لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1565


کشیدن ارابه

draft

کشیدن از برق

disconnect , unplug

کشیدن آب بند چیزی

unstop

کشیدن با تلمبه

suck

کشیدن با شدت

pluck

کشیدن به دادگاه (حقوق)

indict

کشیدن به دنبال خود با کشتی

tug

کشیدن پا روی زمین

scuff

کشیدن پوست صورت (جراحی)

face lifting

کشیدن خطوط کلی چیزی

delineate

کشیدن و بردن

lug

کشیده

long, oblong, taut, tense, extensive, linear

کشیده اندام

rangy , slim , spare

کشیده حرف زدن

drawl

کشیده زدن

slap

کشیده شده

prolate, graphic

کشیده کردن

elongate

کشیده کردن بدن

stretch

کشیش

hieratic

کشیش ارشد

prelate, primate

کشیش اعظم

high priest

کشیش بخش

parson, rector, vicar

کشیش بودن

priest

کشیش در کلیساهای بزرگ (کلیسا)

canon

کشیش دهکده

curé

کشیش ذیصلاح برای شنیدن اعترافات (کلیسا)

confessor

کشیش (زن)

priestess

کشیش سرپرست

officiant

کشیش کلیسای انگلیکان (کلیسا)

rector

کشیش کلیسای محل

parson

کشیش کمک کردن

minister

کشیش گرای

clericalist

کشیش محل (کلیسا)

vicar

2374 ... 1570 1569 1568 1567 1566 1565




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین