کشتن خویشاوند نزدیک
parricide
کشتن در قتل های سیاسی
assassinate
کشتن دلسوزانه
euthanasia
کشتن فکر و احساس
benumb
کشتن مادر
parricide
کشتن مگس
swat
کشته
casualties , casualty , fatality
کشته (ارتش)
casualty
کشته شدن در جنگ
fall
کشته شده
slain, immolate
کشته (مرده)
killed, slaked, killed person
کشتی
ship, ark, vessel, wrestle, hulk, bottom
کشتی آزاد
freestyle
کشتی آزادگرد (کشتی رانی)
tramp
کشتی بادبان دار بزرگ
bark
کشتی بادبان دار دو دکله
yawl
کشتی بادبانی
sailboat
کشتی بادبانی بزرگ
windjammer
کشتی بادبانی تندرو
clipper
کشتی بادی دو دکله
ketch
کشتی باری
freighter
کشتی بازرگانی
merchantman , trader
کشتی بخار
SS or SS , steamboat , steamship
کشتی بزرگ
boat
کشتی بزرگ تفریحی
barge
کشتی بزرگ (شعر قدیم)
argosy
کشتی جنگی
warship, battleship, war vessel, navy, man-of-war
کشتی جنگی (نیروی دریایی)
dreadnaught , dreadnought
کشتی حامل پرچم امیرالبحری
flagship
کشتی خصوصی
yacht
کشتی دارای بادبان سه گوش
dhow
کشتی دریادار
flagship
کشتی دزدان دریایی
corsair