لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1537


کامل شده

accomplished

کامل کردن

complete, complement, integrate, mature, totalize, round

کاملا

quite, fully, entirely, totally, wholly, exactly

کاملا احساساتی

gooey

کاملا اشغال شده

engrossed

کاملا افراشته

full-blown

کاملا امریکایی

all-American

کاملا باز

wide

کاملا برهنه

stark-naked

کاملا به فروش رفته (بلیط مسابقه یا نطق)

sellout

کاملا بیدار

wide-awake

کاملا پخته (گوشت)

well-done

کاملا پر

replete

کاملا پر (عامیانه)

jampacked

کاملا در فکر چیزی

preoccupied

کاملا رسیده

perfect

کاملا رشد نکرده

unfledged

کاملا سرد و بسته شده

gelid

کاملا شبیه

spitting image

کاملا شکست دادن

rout

کاملا فرو بردن

absorb

کاملا کر

stone-deaf

کاملا کور

stone-blind

کاملا مجهز

well-found, well-founded

کاملا مرده

stone-dead

کاملا نو

brand-new

کامیاب

successful, prosperous, palmy

کامیاب بودن

speed

کامیاب شدن

succeed, prosper, thrive

کامیابی

success, prosperity, good, glee, palm, speed

کامیون

truck, lorry, camion

کامیون تانک دار

tank truck

کامیون حمل زباله

garbage truck

2374 ... 1542 1541 1540 1539 1538 1537




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین