کارخانه گداز فلز
foundry
کارخانه لبنیات سازی
dairy
کارخانه مشروب سازی
distillery
کارخانهء اسلحه سازی
armory, armoury
کارخراب کن
botcher , bungler
کارخلاف قانون
malfeasance
کارد
knife, stiletto, gully
کارد باغبانی
billhook
کارد بزرگ و سنگین
machete
کارد به استخوان رسیدن
last straw
کارد پاکت بازکن
paper knife
کارد گوشت بری
carving knife
کارد و چنگال
cutlery, tableware
کارد و چنگال فروشی
cutlery
کارد و چنگال نقره
silverware
کارد و چنگال و ظروف نقره ای
silver
کارد و چنگال و قاشق دارای روکش طلا
gold plate
کاردار سفارتخانه
chargé d'affaires , minister
کاردان
technician
کاردان فنی
technician
کاردانی
skill, resource, tact, policy, know-how
کاردانی (عامیانه)
know-how
کاردستی
work , workmanship
کاردک نقاشی
palette knife
کاردی کردن با ساطور
hack, chop
کاردینال
cardinal
کاردینال (مذهب)
cardinal
کاررسی
evaluation
کاررسی کردن
evaluate
کارزار
fight
کارساز
instrumental
کارسازی
payment
کارسازی داشتن
pay