فاشیست
fascist
فاصل
interface , separation
فاصله
distance, interval, spacing, space, timeout, interruption
فاصله از مبدا
abscissa
فاصله بندی
spacing
فاصله بندی کردن (چاپ)
justify
فاصله بندی کردن در کامپیوتر و ماشین تحریر
space
فاصله بین چشم ومنقار
lore
فاصله بین دو چرخ عقب وسایط نقلیه
gauge
فاصله ترابری
haul
فاصله خوردن
intervene
فاصله دادن
space
فاصله دادن سرسطر (چاپ)
indent
فاصله دار
spaced, timed, distant
فاصله در اول پاراگراف
indentation
فاصله دو خیابان
block
فاصله دو محور
wheelbase
فاصله زمانی
distance , interregnum , space
فاصله زن
space-bar
فاصله ضربی (موسیقی)
time
فاصله کانونی
focal length, focus
فاصله کانونی (فیزیک)
focal length
فاصله کم
stone's throw
فاصله گذاری
spacing
فاصله گذاری کردن
paragraph
فاصله معین
span
فاصله (موسیقی)
interval
فاصله میان دو پرده
interlude
فاصله میان دو حرف
dash
فاصله یاجای سفیدوخالی
blank
فاصلهء زیاد
amplitude
فاصلهای
spatial
فاصلهدار
distant, away