صدا یا ساز را جفت کردن
accompany
صداع
headache
صداع (پزشکی)
migraine
صداقت
honesty, truth, loyalty, fidelity, veracity, trueness
صداهای ناهنجار دراوردن
clutter
صداواژه
onomatopoeia
صدای اردک
quack
صدای اردک کردن
quack
صدای اصطکاک
scraping
صدای افتادن چیز سنگین
stump
صدای التو
alto
صدای انسان
voice
صدای انفجار
pow, blast
صدای انفجار پی در پی
crackle
صدای انفجار و شکستگی تولید کردن
crackle
صدای اوج
alto
صدای آفرین
plaudit
صدای بال پرنده
flutter
صدای برگ خشک
rustle
صدای برگ خشک ایجاد کردن
rustle
صدای بزغاله کردن
bleat
صدای بلند
soprano, din, fortissimo, screech
صدای بلند یا محکم
bang
صدای بلند یا ناگهانی
crash
صدای بم
base
صدای بهم خوردن اسلحه
clang
صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clatter
صدای بهم خوردن فلز
chink
صدای بوقلمون در اوردن
gobble
صدای بین بم و زیر
baritone
صدای پا
plod, pad, step, tramp
صدای پاره شدن چیزی
scat
صدای پیوسته
peal