شخص مهم و برجسته
bigwig
شخص مهم و برجسته در هر قسمتی
baron
شخص نا بالغ و خام
gosling
شخص نابالغ
minor
شخص نامدار
celebrity
شخص یا جانور سوگلی
minion
شخص یا چیز معینی
some
شخص یاچیز خیلی موثر و سخت
blockbuster
شخصا
bodily , personally
شخصی
one, persona
شخصی کردن
personalize
شخصی که از طبقه پایین است
lower-class man
شخصی که متوجه بباطن خود است
introvert
شخصی که همراه خانم های جوان میرود
chaperone
شخصیت
personality, character, personage, identity, self, self-esteem
شخصیت اصلی داستان
protagonist , hero
شخصیت اصلی فیلم
hero
شخصیت اصلی (مونث)
heroine
شخصیت اصلی نمایشنامه
protagonist
شخصیت (آثار ادبی)
character
شخصیت تابناک
luminary
شخصیت دادن به جانور
personify
شخصیت دادن به شی ء
personify
شخصیت را مجسم کردن و نشان دادن
personalize
شخم
plow, plough
شخم زدن
plow, furrow, husband, plough
شخم زن
ploughman
شخم عمیق زدن
subsoil
شخم کردن
plow, plough
شد دار
syrupy
شد و آمد
traffic
شدت
intensity, severity, force, gravity, violence, vehemence
شدت داشتن
rage