لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1266


شخص مهم و برجسته

bigwig

شخص مهم و برجسته در هر قسمتی

baron

شخص نا بالغ و خام

gosling

شخص نابالغ

minor

شخص نامدار

celebrity

شخص یا جانور سوگلی

minion

شخص یا چیز معینی

some

شخص یاچیز خیلی موثر و سخت

blockbuster

شخصا

bodily , personally

شخصی

one, persona

شخصی کردن

personalize

شخصی که از طبقه پایین است

lower-class man

شخصی که متوجه بباطن خود است

introvert

شخصی که همراه خانم های جوان میرود

chaperone

شخصیت

personality, character, personage, identity, self, self-esteem

شخصیت اصلی داستان

protagonist , hero

شخصیت اصلی فیلم

hero

شخصیت اصلی (مونث)

heroine

شخصیت اصلی نمایشنامه

protagonist

شخصیت (آثار ادبی)

character

شخصیت تابناک

luminary

شخصیت دادن به جانور

personify

شخصیت دادن به شی ء

personify

شخصیت را مجسم کردن و نشان دادن

personalize

شخم

plow, plough

شخم زدن

plow, furrow, husband, plough

شخم زن

ploughman

شخم عمیق زدن

subsoil

شخم کردن

plow, plough

شد دار

syrupy

شد و آمد

traffic

شدت

intensity, severity, force, gravity, violence, vehemence

شدت داشتن

rage

2374 ... 1271 1270 1269 1268 1267 1266




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین