لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1025


دوران یخبندان

ice age

دوراندازی

dereliction , discard

دوراندیش

circumspect , farsighted , prudent

دوراندیشی

foresight, forethought

دورانی

rotational, revolving, vertiginous

دورانی کردن

circularize

دوراهی

siding, side-track, parting of the ways, dilemma

دوربین

camera

دوربین اپرا

binocular , opera glasses

دوربین پولاروید

Polaroid

دوربین (چشم پزشکی)

farsighted

دوربین ردیاب

finder

دوربین سبک

minicam

دوربین صحرایی

binocular , field glasses

دوربین عکاسی

camera

دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند

box camera

دوربین فروش

optician

دوربین فیلمبرداری

camera

دوربین فیلمبرداری تلویزیونی کوچک

minicam

دوربین نجومی

telescope

دوربین ویدئویی

video camera

دوربین یا جعبه عکاسی

camera

دورتر

farther, off, thither

دورترین

farthest, utmost, ultimate, farthermost, furthermost, hindmost

دورترین فاصله از زمین (نجوم)

apogee

دورترین محل جنوب

southernmost

دورترین نقطه

farthest, extreme

دورترین نقطه خاوری

easternmost

دوردست

remote, outlying, out of reach

دوردست ترین

farthest

دوردستی

distance

دورسازی

parry

دورستگی

dichotomy

2374 ... 1030 1029 1028 1027 1026 1025




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین