لیست ترجمه لغات فارسی به انگلیسی - صفحه 1022


دور از عقل سلیم

unreasonable

دور از کرانه

interior

دور از مد نظر

inconspicuous

دور از مرز

interior

دور از مرکز

outlying

دور از مکان اصلی

forth

دور از میهن (آدم)

expatriate

دور از هدف

wild

دور از واقعیت (خودمانی)

spacey , spacy

دور افتادگی

bleakness , solitariness

دور افتاده

outlying, faraway, recluse, away, outland, straggly

دور افتاده ترین

farthest , furthest

دور انداختن

throw away, discard, cast off, throw off, scrap

دور انداختنی

disposable , worthless

دور اندیشی

caution , prudence

دور آگاهی (پیرا روان شناسی)

telepathy

دور برد (اسلحه)

long-range

دور (پیاده روی)

turn

دور تا دور

around , be- , circum- , circuit

دور (تنیس)

set

دور چیزی خط کشیدن

circumscribe

دور چیزی را گرفتن

envelop

دور چیزی گشتن

circuit, encircle

دور دست

remote, far, far-off, out-of-the-way

دور دست ترین

furthermost

دور (رانندگی)

U-turn

دور رس

far-reaching

دور زدن

round, revolve, skirt, recur, circle, orbit

دور زدن جناح دشمن

flank

دور (زمین شناسی)

epoch

دور سر گردانی

runaround

دور سرگرداندن

stall

دور سنج

tachometer , telemeter

2374 ... 1027 1026 1025 1024 1023 1022




تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین
تبلیغات در دیکشنری آنلاین