- آیا همیشه برای بیان پرمشغله بودن فقط از جمله تکراری و ساده “I’m busy” استفاده میکنید؟
- آیا نگران هستید که با گفتن مستقیم “سرم شلوغه به انگلیسی” به دوستان یا همکاران خود، کمی بیادب یا غیرحرفهای به نظر برسید؟
- آیا میخواهید در مکالمات خود از اصطلاحات نیتیو (Native) استفاده کنید تا سطح زبانی شما بالاتر دیده شود؟
- آیا برایتان پیش آمده که بخواهید میزان دقیق درگیری کاری خود را توضیح دهید اما کلمات مناسب را پیدا نکنید؟
در این راهنمای جامع، قصد داریم تمام جایگزینهای کاربردی، رسمی و خودمانی برای عبارت سرم شلوغه به انگلیسی را به سادهترین شکل ممکن بررسی کنیم تا از این به بعد، در هر موقعیتی، کلمه یا جمله دقیق و مناسب آن شرایط را به کار ببرید و دیگر نگران تکراری شدن صحبتهایتان نباشید.
| موقعیت استفاده | عبارت پیشنهادی | معادل حدودی فارسی |
|---|---|---|
| رسمی و اداری | My schedule is quite full | برنامهام کاملاً پر است |
| دوستانه و صمیمی | I’m tied up | دستم بنده / گیر افتادم |
| خیلی شلوغ و بحرانی | I’m swamped | زیر کار دفن شدم / سرم خیلی شلوغه |
| نمادین و اصطلاح | I have a lot on my plate | مشغلهام خیلی زیاده / کلی مسئولیت دارم |
چرا یادگیری جایگزینهای “I’m busy” اهمیت دارد؟
بسیاری از زبانآموزان در سطوح مقدماتی و متوسط، به محض اینکه میخواهند بگویند وقت ندارند، از “I’m busy” استفاده میکنند. اگرچه این جمله از نظر گرامری کاملاً درست است، اما از نظر روانشناسی زبان، استفاده مداوم از آن میتواند خستهکننده باشد یا در برخی موارد، حس “رفع تکلیف” یا “بیمیلی به صحبت” را به طرف مقابل منتقل کند.
به عنوان یک استراتژیست محتوا و مدرس زبان، توصیه میکنم برای تقویت نمره اسپیکینگ (Speaking) و بهبود روابط اجتماعی خود، از عباراتی استفاده کنید که “شدت” و “نوع” مشغله شما را نشان میدهند. این کار نه تنها دایره لغات شما را به رخ میکشد، بلکه به مخاطب نشان میدهد که شما برای زمان او و کیفیت رابطه خود ارزش قائل هستید.
۱. عبارات غیررسمی و دوستانه (Informal Phrases)
در محیطهای صمیمی، بین دوستان و اعضای خانواده، شما به دنبال جملاتی هستید که صمیمیت را حفظ کنند. در این بخش، بهترین روشهای بیان سرم شلوغه به انگلیسی در فضای غیررسمی را میبینیم:
عبارت I’m tied up
این عبارت یکی از پرکاربردترین اصطلاحات است. وقتی میگویید tied up، یعنی به کاری گره خوردهاید و فعلاً نمیتوانید از آن جدا شوید.
- مثال: “I’m a bit tied up right now. Can I call you back in ten minutes?”
- نکته: این جمله برای مواقعی که در حال انجام یک کار فیزیکی یا یک تماس تلفنی دیگر هستید، عالی است.
عبارت I’m slammed
این کلمه کمی عامیانهتر است و شدت بسیار بالای کار را نشان میدهد. انگار کارها به سمت شما پرتاب شدهاند و شما زیر فشار آنها هستید.
- مثال: “We are absolutely slammed at the cafe today.”
- ✅ صحیح: I’m slammed with work.
- ❌ غلط: I’m slammed to work.
۲. عبارات رسمی و بیزینسی (Formal & Professional)
در محیط کار، با مدیر یا مشتری، نباید از کلماتی استفاده کنید که خیلی خیابانی یا بینظم به نظر برسند. در اینجا هدف ما حفظ اتیکت حرفهای است.
عبارت My hands are full
این یک عبارت بسیار محترمانه است. وقتی میگویید “دستانم پر است”، یعنی مسئولیتهای زیادی به عهده دارید و نمیتوانید کار جدیدی بپذیرید.
- ساختار:
Subject + have + my hands full + with + something - مثال: “I’d love to help, but my hands are full with the new project.”
عبارت I’m at capacity
این جمله کاملاً حرفهای است. Capacity به معنای ظرفیت است و یعنی ظرفیت کاری شما تکمیل شده است.
- مثال: “Unfortunately, our team is at capacity for this month.”
۳. اصطلاحات تصویری و ایدیومها (Idioms)
اگر میخواهید مانند یک Native Speaker به نظر برسید، استفاده از این اصطلاحات معجزه میکند. این بخش مخصوص کسانی است که به دنبال تقویت سطح LSI و سمانتیک کلام خود هستند.
اصطلاح I’m snowed under
تصور کنید زیر بهمن برف گیر کردهاید! این اصطلاح دقیقاً همین حس را منتقل میکند. وقتی حجم کار آنقدر زیاد است که نمیدانید از کجا شروع کنید.
- کاربرد: بیشتر در لهجه بریتانیایی (UK) مرسوم است اما در آمریکا نیز فهمیده میشود.
- مثال: “I’m totally snowed under with paperwork.”
اصطلاح Busy as a bee
این یک تشبیه قدیمی و زیباست. مثل زنبور عسل مدام در حال حرکت و تلاش بودن.
- نکته روانشناسی: این عبارت حس مثبتی دارد و نشان میدهد که شما با انرژی در حال کار هستید، نه اینکه فقط از کار زیاد شکایت کنید.
۴. تفاوتهای لهجهای: آمریکا در مقابل بریتانیا
زبان انگلیسی در نقاط مختلف جهان تفاوتهای ظریفی دارد. دانستن این تفاوتها به شما کمک میکند تا در سفرهای خارجی یا آزمونهای بینالمللی دقیقتر عمل کنید.
| عبارت | لهجه غالب | توضیح |
|---|---|---|
| I’m flat out | Australian / British | بسیار پرمشغله بودن (معادل تخت گاز رفتن) |
| I’m buried | American | دفن شدن زیر کوهی از کار |
| I’ve got a lot on | British | برنامههای زیادی برای انجام دادن دارم |
۵. اشتباهات رایج (Common Mistakes)
بسیاری از فارسیزبانان به دلیل ترجمه مستقیم از فارسی به انگلیسی، مرتکب اشتباهات ریزی میشوند که معنا را تغییر میدهد یا غیرطبیعی جلوه میکند.
- اشتباه اول: استفاده از “I have many works”. در انگلیسی Work غیرقابل شمارش است. به جای آن بگویید “I have a lot of work to do” یا “I have many tasks”.
- اشتباه دوم: استفاده از “My head is busy”. این ترجمه مستقیم “سرم شلوغه” است که در انگلیسی به معنای “ذهن پریشان داشتن” است، نه “مشغله کاری داشتن”.
- اشتباه سوم: فراموش کردن حرف اضافه. وقتی میخواهید بگویید با کاری مشغول هستید، باید از with استفاده کنید. (مثال: I’m busy with the report).
چگونه با اعتماد به نفس نه بگوییم؟ (کاهش اضطراب زبانی)
بسیاری از زبانآموزان از اینکه بگویند “سرم شلوغه” میترسند، چون فکر میکنند طرف مقابل ناراحت میشود. روانشناسی آموزشی به ما میگوید که “شفافیت” بهترین راه کاهش استرس است. به جای اینکه فقط بگویید I’m busy، دلیل کوتاهی بیاورید و راه حلی ارائه دهید.
فرمول پیشنهادی: [عذرخواهی] + [عبارت جایگزین سرم شلوغه] + [ارائه زمان جایگزین]
مثال: “Sorry, I’m a bit tied up right now. Can we talk at 4 PM?”
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و خطاهای متداول)
یک باور غلط این است که کلمه “Busy” همیشه منفی است. خیر، این کلمه اشتباه نیست، اما تکرار بیش از حد آن نشانه ضعف در دایره لغات است. اشتباه دیگر این است که تصور کنیم اصطلاحاتی مثل “Snowed under” را میتوان در هر ایمیل رسمی به کار برد. به یاد داشته باشید که در نامههای بسیار رسمی اداری، بهتر است از عباراتی مثل “Due to a high volume of tasks” استفاده کنید.
Common FAQ (سوالات متداول)
۱. تفاوت بین Busy و Engaged چیست؟
کلمه Busy برای افراد و فعالیتها به کار میرود، اما Engaged بیشتر در محیطهای رسمی بریتانیایی یا برای اشغال بودن خط تلفن استفاده میشود. همچنین Engaged به معنای نامزد کرده نیز هست، پس مراقب کاربرد آن باشید!
۲. آیا میتوانم بگویم I’m full?
اگر منظور شما این است که “سیر هستم” و دیگر جا برای غذا ندارم، بله. اما برای مشغله کاری، این جمله اشتباه است. باید بگویید “My schedule is full”.
۳. بهترین عبارت برای ایمیلهای اداری چیست؟
عبارت “I’m currently focused on a priority project” یا “My availability is limited this week” بهترین گزینهها برای حفظ پرستیژ کاری هستند.
نتیجهگیری
یادگیری جایگزینهای عبارت سرم شلوغه به انگلیسی، اولین قدم برای تبدیل شدن از یک “زبانآموز ساده” به یک “سخنور حرفهای” است. ما در این مقاله یاد گرفتیم که بسته به میزان صمیمیت و شدت مشغله، میتوانیم از کلماتی مثل Slammed, Tied up, Snowed under یا At capacity استفاده کنیم.
فراموش نکنید که زبان یک موجود زنده است و برای مسلط شدن بر آن، باید این عبارات را در جملات واقعی به کار ببرید. نگران اشتباه کردن نباشید؛ هر بار که سعی میکنید کلمهای جدید به جای “Busy” استفاده کنید، یک پله در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی بالاتر میروید. از همین امروز یکی از این عبارات را انتخاب کنید و در مکالمات خود به کار ببرید!




واقعا ممنون از این مقاله کاربردی. همیشه دنبال جایگزینهای “I’m busy” بودم چون حس میکردم خیلی تکراری شده. آیا “My schedule is quite full” فقط برای محیط کاری استفاده میشه یا تو مکالمات روزمره هم میشه به کار برد؟
سلام امیر عزیز، خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. عبارت “My schedule is quite full” بیشتر جنبه رسمی و حرفهای داره و برای مکالمات کاری یا موقعیتهایی که نیاز به ادب بیشتری هست مناسبتره. برای مکالمات روزمره و صمیمیتر، گزینههایی مثل “I’m tied up” یا حتی “I have a lot on my plate” (بسته به شدت مشغله) کاربرد بهتری دارن.
چقدر عالی! من همیشه بین “I’m tied up” و “I have a lot on my plate” گیج میشدم. پس “I’m tied up” یعنی واقعا دستم بنده و نمیتونم کاری کنم، ولی “I have a lot on my plate” یعنی مسئولیتهام زیاده ولی شاید هنوز بتونم کاری رو انجام بدم؟
سارای عزیز، کاملاً درست متوجه شدید! “I’m tied up” به این معناست که شما در یک لحظه خاص یا در یک بازه زمانی محدود به دلیل تعهد قبلی یا یک کار فوری، کاملاً درگیر هستید و قادر به انجام کار دیگری نیستید. اما “I have a lot on my plate” بیشتر به حجم کلی مسئولیتها، وظایف و کارهایی اشاره داره که در طولانیمدت دارید و شاید همهی اونها فوری نباشن.
وای چقدر این “I’m swamped” برام آشنا بود! یادمه توی یه فیلم اکشن شنیدم، ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم. ممنون که توضیح دادین. میشه لطفاً راهنمایی کنید تلفظ صحیح “swamped” چطوریه؟
رضای گرامی، خوشحالیم که مطلب براتون روشنگر بوده! تلفظ “swamped” تقریباً به این صورت هست: /swɒmpt/. حرف ‘a’ مثل ‘آ’ در کلمه ‘پالتو’ تلفظ میشه و ‘p’ و ‘t’ در انتها به هم چسبیده و بدون کشش زیاد ادا میشن.
یه عبارت دیگه هم هست که من شنیدم: “I’m a bit overwhelmed.” آیا این هم میتونه جایگزین “I’m busy” باشه و معنی مشابهی بده؟
مریم خانم، سوال خیلی خوبی پرسیدید! بله، “I’m a bit overwhelmed” میتونه جایگزین مناسبی باشه، اما با کمی تفاوت در معنی. “Overwhelmed” به معنای “احساس سرریز شدن از حجم کار یا مسئولیت” هست، یعنی شما نه تنها مشغله زیادی دارید، بلکه احساس میکنید این حجم کار از توان شما فراتر رفته و دارید زیر بار آن له میشوید. پس بیشتر حس استرس و فشار رو منتقل میکنه تا صرفاً مشغله داشتن.
واقعا مقالههای شما سطح زبانی رو خیلی بالا میبره. همیشه از این اصطلاحات نیتیو لذت میبرم. دیگه هیچوقت نمیگم I’m busy! مرسی از تیم خوبتون.
آیا “I’ve got a lot going on” هم میتونه معادل “سرم شلوغه” باشه؟ فکر کنم اونم خیلی استفاده میشه.
فاطمه عزیز، بله، “I’ve got a lot going on” هم یک جایگزین بسیار رایج و طبیعی برای “I’m busy” هست. این عبارت به این معنیه که شما مشغول انجام کارهای زیادی هستید یا درگیر موقعیتها و پروژههای مختلفی هستید. لحنی دوستانه و کمی خودمانیتر داره و نشون دهنده اینه که زندگیتون پر از اتفاقات و فعالیتهای مختلفه. ممنون از اضافه کردن این نکته عالی!
من همیشه تو جلسات کاری وقتی ازم میپرسیدن “Are you free?” و من سرم شلوغ بود، فقط میگفتم “No, I’m busy.” الان میفهمم چقدر غیرحرفهای بوده. “My schedule is quite full” واقعا کمکم میکنه.
حسین گرامی، دقیقاً! این یکی از دلایلیه که یادگیری این جایگزینها اهمیت داره. “No, I’m busy” میتونه لحن تند یا بیتفاوتی داشته باشه، در حالی که “My schedule is quite full” بسیار مودبانهتر و حرفهایتره و این حس رو منتقل میکنه که شما مشغله دارید اما برای همکاران و وظایف خود احترام قائل هستید.
من خیلی کنجکاوم بدونم “I have a lot on my plate” از کجا اومده؟ چرا میگن “روی ظرفم زیاده”؟ این خیلی بامزهست!
زهرای عزیز، سوال بسیار جالبی پرسیدید! این اصطلاح از استعارهای میآید که در آن “ظرف” (plate) نمادی از مقدار غذا یا وظایفی است که یک فرد میتواند در یک زمان مصرف کند یا انجام دهد. اگر “غذای زیادی روی ظرف” (a lot on your plate) داشته باشید، به این معنی است که مسئولیتها و کارهای زیادی برای رسیدگی دارید، درست مثل اینکه حجم زیادی از غذا را باید بخورید! این استعاره کاملاً واضح و ملموس است.
برای یه موقعیت نیمهرسمی، مثل صحبت با استاد دانشگاه، کدوم یکی از این عبارات بهتره؟ “I’m tied up” یا “My schedule is quite full”?
محمد عزیز، برای موقعیت نیمهرسمی مثل صحبت با استاد دانشگاه، “My schedule is quite full” گزینه بسیار مناسبتری است. این عبارت، ادب و احترام را حفظ میکند. “I’m tied up” کمی خودمانیتر است و بیشتر برای دوستان و همکاران نزدیک در محیطهای غیررسمی مناسب است، مگر اینکه با استاد رابطه بسیار صمیمانهای داشته باشید.
عالی بود! واقعا لازم بود. ممنون از مطالب خوبتون.
میشه یه مثال از کاربرد “I’m swamped” در جمله بهم بدید؟ مثلاً “I’m swamped with work”؟ یا “I’m swamped right now”؟
کیوان گرامی، بله، هر دو مثالی که زدید کاملاً صحیح و رایج هستند! میتوانید بگویید: “I’m swamped with work this week, so I can’t take on any new projects.” (این هفته زیر کار دفن شدم، برای همین نمیتونم پروژه جدیدی قبول کنم.) یا “Sorry, I can’t talk right now, I’m completely swamped.” (متاسفم، الان نمیتونم صحبت کنم، سرم خیلی شلوغه.)
من یه اصطلاح دیگه هم برای وقتی که سرم شلوغه شنیدم: “I’m buried in work.” اینم شبیه “I’m swamped” هست، درسته؟
نگار عزیز، نکته بسیار خوبی را مطرح کردید! بله، “I’m buried in work” (به معنی: زیر کار دفن شدم) یک جایگزین عالی و بسیار شبیه به “I’m swamped” است. هر دو عبارت به شدت بالای مشغله و احساس غرق شدن در کار اشاره دارند. هر دو لحنی غیررسمی و خودمانی دارند و برای بیان اوج شلوغی به کار میروند.
همیشه فکر میکردم “I’m tied up” یعنی گره خوردم یا دست و بالم بسته است! ممنون از توضیحات، حالا فهمیدم اصطلاحه. واقعا چقدر اشتباه به کار میبردم!
از بین اینا کدوم یکی بیشتر تو مکالمات روزمره آمریکاییها استفاده میشه؟ به نظرم “I have a lot on my plate” خیلی رایجه.
پروانهی عزیز، هر چهار عبارتی که در جدول اصلی معرفی شدهاند، بسیار رایج و کاربردی هستند، اما بسته به موقعیت و شدت مشغله، میزان استفاده متفاوتی دارند. “I have a lot on my plate” و “I’m tied up” قطعاً جزو پرکاربردترینها در مکالمات روزمره و دوستانه هستند. “I’m swamped” هم برای وقتی که شدت مشغله بسیار بالاست، به وفور شنیده میشود. “My schedule is quite full” بیشتر در محیطهای رسمیتر به کار میرود.
لطفاً از این پستهای آموزشی بیشتر بذارید! اینها واقعاً کاربردیترین چیزها برای یادگیری زبان انگلیسی هستن. دمتون گرم.
اگه بخوام بگم “کمی سرم شلوغه” میتونم بگم “I’m a bit tied up” یا “I have a little on my plate”؟
آیدای عزیز، بله، “I’m a bit tied up” برای اشاره به یک مشغله موقت و نه چندان شدید کاملاً طبیعی و صحیح است. اما در مورد “I have a little on my plate”، این عبارت بیشتر به معنای “مشغله کمی دارم” یا حتی “کار زیادی ندارم” استفاده میشود. برای بیان “کمی مشغله” بهتر است بگویید “I have a few things on my plate” یا “I’m a bit busy” (اگرچه هدف ما جایگزینی همین عبارت بود!).
همیشه فکر میکردم “swamped” فقط برای سیل یا غرق شدن به کار میره. تو یه فیلم ترسناک دیدم که یه خونه تو آب “swamped” شده بود. حالا میفهمم چقدر اصطلاحات انگلیسی معانی متفاوتی دارن!
سامان گرامی، نکته بسیار جالبی رو اشاره کردید! ریشه کلمه “swamp” به معنی “باتلاق” یا “مرداب” هست، و فعل آن یعنی “to swamp” به معنی “غرق کردن” یا “زیر آب بردن” چیزیه. وقتی میگوییم “I’m swamped”، در واقع داریم از همین استعاره استفاده میکنیم؛ یعنی “زیر کار غرق شدم” یا “مثل باتلاق، کار من رو گرفته”. پس ربطی که شما در فیلم دیدید کاملاً درسته و این اصطلاح از همون معنی اصلی ریشه گرفته!
برای وقتی که درگیر یه پروژه خیلی مهم هستم و نمیخوام به کار دیگه ای فکر کنم، کدوم یکی رو پیشنهاد میدید؟ “I’m tied up” یا “I have a lot on my plate”؟
شیدا عزیز، اگر منظور شما این است که به خاطر آن پروژه مهم در حال حاضر “دستم بند است” و نمیتوانید به چیز دیگری رسیدگی کنید، “I’m tied up with a big project” بسیار مناسب است. اگر میخواهید بگویید در کل مسئولیتهای زیادی (از جمله این پروژه) دارید، “I have a lot on my plate, especially with this big project” هم کاربرد دارد. اما برای اشاره به درگیری فعلی و عدم امکان انجام کار دیگر، “I’m tied up” دقیقتر است.
عالی بود! لطفا یه پست هم برای جایگزینهای “I’m tired” یا “I’m hungry” بذارید! خیلی ممنون.
بهرام عزیز، ممنون از پیشنهاد عالی شما! حتماً این موضوع رو در برنامه محتوای آیندهمون قرار میدیم. خوشحالیم که مطالب براتون کاربردیه و مشتاق یادگیری هستید.
این نشون میده چقدر مهمه که فقط معنی لغوی کلمات رو ندونیم، بلکه کاربرد و فرهنگ استفاده ازشون رو هم یاد بگیریم. واقعاً دیدگاهم نسبت به یادگیری زبان تغییر کرد.
لیلا خانم، دقیقاً همینطور است! یادگیری زبان فراتر از حفظ کردن لغات و قواعد دستوری است؛ درک فرهنگ و موقعیتهای استفاده از کلمات و عبارات، چیزی است که شما را به یک سخنگوی بومی نزدیکتر میکند. خوشحالیم که توانستیم این دیدگاه را در شما ایجاد کنیم و در این مسیر همراه شما هستیم.