- آیا تا به حال هنگام سفر یا تماشای یک برنامه آشپزی خارجی، نام سبزیجاتی را شنیدهاید که معنی آن را نمیدانستید؟
- میخواهید در یک رستوران بینالمللی غذایی با سبزیجات خاص سفارش دهید، اما معادل انگلیسی آنها را نمیدانید؟
- آیا به دنبال یادگیری کلمات کاربردی مربوط به شستن و پاک کردن سبزیجات در زبان انگلیسی هستید تا بتوانید دستورالعملهای آشپزی را به راحتی دنبال کنید؟
- چطور میتوانیم دایره لغات خود را در مورد سبزیجات به انگلیسی گسترش دهیم و آنها را به طور موثر در مکالمات روزمره به کار ببریم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع سبزیجات به انگلیسی و افعال کاربردی مربوط به شستن و آمادهسازی آنها آشنا میکنیم. یادگیری این واژگان نه تنها دایره لغات انگلیسی شما را گسترش میدهد، بلکه در موقعیتهای مختلف از آشپزی گرفته تا خرید روزمره، به شما کمک شایانی خواهد کرد. از نامهای رایج سبزیجات گرفته تا افعال تخصصی شستشو و خرد کردن، هر آنچه نیاز دارید تا به یک متخصص کوچک در این حوزه تبدیل شوید را در اینجا خواهید یافت. پس با ما همراه باشید تا با جزئیات بیشتری به این موضوع بپردازیم و مهارتهای زبانی خود را در این زمینه تقویت کنیم.
چرا یادگیری اسامی سبزیجات به انگلیسی اهمیت دارد؟
یادگیری اسامی سبزیجات در انگلیسی بیش از آنکه صرفاً یک لیست از کلمات باشد، کلیدی برای باز کردن درهای جدید در ارتباطات روزمره، آشپزی، و حتی سلامتی است. در دنیای امروز که مرزها کمرنگتر شدهاند و اطلاعات به سرعت در سراسر جهان جابجا میشوند، دانستن این واژگان میتواند مزایای متعددی داشته باشد:
- سفر و گردشگری: هنگام سفر به کشورهای انگلیسیزبان، به راحتی میتوانید در رستورانها غذا سفارش دهید، در سوپرمارکتها خرید کنید یا حتی در مورد رژیم غذایی خود با دیگران صحبت کنید. عدم آگاهی از سبزیجات به انگلیسی میتواند به یک چالش تبدیل شود.
- آشپزی بینالمللی: بسیاری از دستورالعملهای آشپزی معروف و پرطرفدار در دنیا به زبان انگلیسی هستند. برای درک صحیح مواد لازم و مراحل آمادهسازی، تسلط بر نام سبزیجات و افعال مربوط به آنها ضروری است.
- سلامت و رژیم غذایی: اگر به دنبال رژیم غذایی خاصی هستید یا میخواهید درباره خواص سبزیجات با پزشک یا متخصص تغذیه خارجی مشورت کنید، داشتن دایره لغات غنی در این زمینه بسیار کمککننده خواهد بود.
- تقویت مهارتهای مکالمه: صحبت کردن در مورد غذا، آشپزی و مواد اولیه، بخشی جداییناپذیر از مکالمات روزمره است. با یادگیری اسامی سبزیجات در انگلیسی میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در این بحثها شرکت کنید.
لیست جامع اسامی سبزیجات پرکاربرد در انگلیسی
در ادامه، لیستی از پرکاربردترین سبزیجات به انگلیسی را به همراه معادل فارسی و یک مثال کاربردی ارائه میدهیم. این لیست به شما کمک میکند تا با دستهبندیهای مختلف سبزیجات آشنا شوید و کلمات جدید را راحتتر به خاطر بسپارید.
سبزیجات برگدار (Leafy Vegetables)
این دسته شامل سبزیجاتی است که از برگهای آنها برای مصرف استفاده میشود و معمولاً در سالادها یا به صورت پخته مورد استفاده قرار میگیرند.
| نام فارسی | نام انگلیسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| کاهو | Lettuce | I need to wash the lettuce for the salad. |
| اسفناج | Spinach | The recipe says to rinse the spinach thoroughly to remove any grit. |
| جعفری | Parsley | Just a quick rinse and then chop the parsley finely. |
| گشنیز | Cilantro (US) / Coriander (UK) | Make sure to wash the cilantro well as it can be sandy. |
| کلم پیچ | Cabbage | You might need to trim the outer leaves of the cabbage before using it. |
| کرفس | Celery | Wash the celery stalks and then slice them for a snack. |
| نعناع | Mint | Gently rinse the fresh mint leaves under cold water. |
| شوید | Dill | Chop the fresh dill after washing it for the soup. |
| شاهی | Watercress | It’s a good idea to soak watercress briefly to clean it thoroughly. |
| ریحان | Basil | Just rinse the basil leaves gently before adding them to the pasta. |
سبزیجات ریشهای (Root Vegetables)
این سبزیجات بخشهای زیرزمینی گیاه هستند و معمولاً غنی از نشاسته و مواد معدنی هستند.
| نام فارسی | نام انگلیسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| هویج | Carrot | First, peel the carrots, then chop them for the stew. |
| سیبزمینی | Potato | Make sure to scrub the potatoes well before boiling them with the skin on. |
| پیاز | Onion | Peel the onion and then chop or slice it according to the recipe. |
| سیر | Garlic | You need to peel the garlic cloves and then mince them very finely. |
| تربچه | Radish | Trim the ends of the radishes and then wash them thoroughly. |
| چغندر | Beet / Beetroot | Scrub the beets thoroughly before roasting them. |
| شلغم | Turnip | You usually need to peel turnips before cooking them in a stew. |
| زنجبیل | Ginger | Peel the ginger with a spoon, then mince or grate it for flavor. |
| سیبزمینی شیرین | Sweet Potato | You can peel or just scrub sweet potatoes before baking them. |
سبزیجات میوهای (Fruiting Vegetables)
از نظر گیاهشناسی، اینها میوه هستند اما در آشپزی به عنوان سبزیجات استفاده میشوند.
| نام فارسی | نام انگلیسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| گوجهفرنگی | Tomato | You don’t need to peel tomatoes for this sauce, just wash them. |
| خیار | Cucumber | I’ll just slice the cucumber thinly for the sandwich. |
| فلفل دلمهای | Bell Pepper | Core the bell pepper and then slice or dice it for the stir-fry. |
| بادمجان | Eggplant (US) / Aubergine (UK) | You can peel eggplant, or leave the skin on after washing it. |
| کدو سبز | Zucchini (US) / Courgette (UK) | Just wash the zucchini and then slice it for grilling. |
| کدو حلوایی | Pumpkin / Squash | You’ll need to peel and deseed the pumpkin before cooking. |
| ذرت | Corn | De-husk the corn cobs and then rinse them before boiling. |
| بامیه | Okra | Trim the tops of the okra pods before adding them to the gumbo. |
سبزیجات خانواده کلم (Cruciferous Vegetables)
این دسته از سبزیجات به دلیل خواص سلامتی فراوانشان شناخته شدهاند.
| نام فارسی | نام انگلیسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| کلم بروکلی | Broccoli | You should trim the tough stems off the broccoli florets. |
| گل کلم | Cauliflower | Break the cauliflower into small florets after washing it. |
| کلم بروکسل | Brussels Sprouts | Trim the bottoms of the Brussels sprouts and remove any loose outer leaves. |
| کلم قمری | Kohlrabi | Peel the kohlrabi before dicing it for a salad. |
حبوبات و برخی شبهسبزیجات (Legumes and Some Culinary Vegetables)
این بخش شامل حبوبات و برخی مواد غذایی دیگر است که در آشپزی مانند سبزیجات به کار میروند.
| نام فارسی | نام انگلیسی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| نخود فرنگی | Peas | You need to shell the peas before cooking them. |
| لوبیا سبز | Green Beans | Trim the ends of the green beans before steaming them. |
| عدس | Lentils | You must rinse lentils thoroughly before cooking to remove impurities. |
| نخود | Chickpeas / Garbanzo Beans | Soak dried chickpeas overnight before cooking them. |
| قارچ | Mushroom | Gently wipe or quickly rinse mushrooms, don’t soak them. |
افعال ضروری برای شستن و پاک کردن سبزیجات در انگلیسی
علاوه بر آشنایی با اسامی سبزیجات به انگلیسی، دانستن افعال مربوط به شستن و آمادهسازی آنها نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. این افعال به شما کمک میکنند تا دستورالعملهای آشپزی را به درستی دنبال کنید و در مکالمات آشپزی حرفهایتر به نظر برسید.
افعال مربوط به شستشو (Washing Verbs)
- Wash (شستن): این فعل عمومیترین کلمه برای تمیز کردن هر چیزی با آب است. برای اکثر سبزیجات میتوانید از آن استفاده کنید.
Example: You need to wash all the vegetables thoroughly before cooking.
- Rinse (آب کشیدن/شستشوی سطحی): به معنی شستن سریع چیزی با آب برای از بین بردن صابون، مواد شیمیایی یا آلودگیهای سطحی است.
Example: After soaking, rinse the spinach under cold water to remove any lingering dirt.
- Soak (خیساندن): قرار دادن چیزی در آب برای مدت زمانی مشخص، معمولاً برای نرم شدن یا تمیز شدن عمیقتر.
Example: It’s a good idea to soak the leafy greens in water with a bit of vinegar for about 10 minutes.
- Scrub (مالیدن/با برس تمیز کردن): به معنی تمیز کردن چیزی با مالش شدید، اغلب با استفاده از برس یا پارچه زبر. معمولاً برای سبزیجات ریشهای سفت کاربرد دارد.
Example: Scrub the potatoes vigorously with a brush to remove any dirt from their skin.
افعال مربوط به پاک کردن و آمادهسازی (Cleaning & Preparation Verbs)
- Peel (پوست کندن): جدا کردن پوست بیرونی یک میوه یا سبزیجات.
Example: Don’t forget to peel the carrots and potatoes before you chop them.
- Chop (خرد کردن به قطعات درشت): بریدن مواد غذایی به قطعات کوچک و معمولاً نهچندان منظم.
Example: Chop the onions and garlic finely for the sauce.
- Slice (ورقه کردن): بریدن مواد غذایی به قطعات نازک و مسطح.
Example: Can you please slice the tomatoes thinly for the salad?
- Dice (لقمهای خرد کردن): بریدن مواد غذایی به مکعبهای کوچک و منظم.
Example: Dice the bell peppers into quarter-inch cubes for the salsa.
- Mince (ریز ریز کردن/چرخ کردن): بریدن مواد غذایی به قطعات بسیار ریز، اغلب با استفاده از چاقوی آشپزخانه یا دستگاه.
Example: Mince the garlic and ginger finely for the stir-fry to release their flavor.
- Trim (اصلاح کردن/سر و ته زدن): بریدن قسمتهای ناخواسته یا زائد یک میوه یا سبزیجات.
Example: Trim the ends off the green beans before cooking them to make them more palatable.
- Core (مغز گرفتن/تخلیه مرکز): جدا کردن قسمت مرکزی (معمولاً سفت یا دانهدار) از میوه یا سبزیجات.
Example: You need to core the bell peppers before stuffing them with rice and meat.
- De-stem (ساقه را جدا کردن): جدا کردن ساقه از برگها یا گلها، معمولاً برای سبزیجات برگدار یا گیاهان معطر.
Example: Make sure to de-stem the kale before chopping it for the smoothie.
- Hull (پوست کندن/جدا کردن کلاهک): به طور خاص برای توت فرنگی یا برخی حبوبات که قسمت کلاهک یا پوست سفت دارند، استفاده میشود.
Example: Remember to hull the strawberries before you make the jam.
نکات مهم در استفاده از واژگان سبزیجات و افعال مربوطه
یادگیری سبزیجات به انگلیسی و افعال مرتبط با آنها تنها گام اول است. کاربرد صحیح این واژگان در جملات و موقعیتهای مختلف، مهارت شما را به سطح بالاتری میبرد. در اینجا چند نکته مهم آورده شده است:
- استفاده در متن و گفتگو: سعی کنید این واژگان را در جملات کامل به کار ببرید و تنها به حفظ کردن لیست کلمات اکتفا نکنید. مثلاً به جای فقط “Carrot”، بگویید “I need to buy some carrots.”
- تفاوتهای منطقهای: برخی از اسامی سبزیجات در انگلیسی ممکن است در لهجههای مختلف (بریتانیایی/آمریکایی) کمی متفاوت باشند. به عنوان مثال، “eggplant” (آمریکایی) و “aubergine” (بریتانیایی) هر دو به بادمجان اشاره دارند. آگاهی از این تفاوتها در برقراری ارتباط موثر است.
- ترکیب با سایر واژگان آشپزی: این افعال را میتوان با سایر واژگان مربوط به آشپزی مانند “boil” (جوشاندن)، “steam” (بخارپز کردن)، “fry” (سرخ کردن) ترکیب کرد. مثلاً: “First, wash and peel the potatoes, then boil them.”
- توجه به بافت جمله: کلمات را در بافت جمله یاد بگیرید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح و طبیعی آنها را درک کنید.
تمرین و کاربرد روزمره: چطور دانش خود را تقویت کنیم؟
برای اینکه اسامی سبزیجات به انگلیسی و افعال مربوط به آنها در ذهن شما ماندگار شوند و بتوانید آنها را به صورت فعال به کار ببرید، تمرین و کاربرد مداوم ضروری است.
- خواندن دستورالعملهای آشپزی انگلیسی: بسیاری از وبسایتها و کتابهای آشپزی، دستورالعملهایی به زبان انگلیسی دارند. سعی کنید یک دستورالعمل را انتخاب کنید و تمام اسامی سبزیجات و افعال مربوط به آمادهسازی را در آن پیدا کنید.
- تماشای برنامههای آشپزی انگلیسیزبان: با تماشای این برنامهها، نه تنها با سبزیجات به انگلیسی آشنا میشوید، بلکه کاربرد عملی افعال را نیز مشاهده میکنید. صدای آشپز را گوش دهید که میگوید “Now, chop the onions” یا “Let’s rinse the greens.”
- فلشکارت و اپلیکیشنها: ساخت فلشکارت با تصاویر سبزیجات و نامهای انگلیسی آنها بسیار موثر است. میتوانید از اپلیکیشنهای یادگیری لغت نیز استفاده کنید.
- صحبت و تمرین: با دوستان یا همکارانی که انگلیسی میدانند، درباره آشپزی، مواد غذایی و دستورالعملهای مختلف صحبت کنید. این مکالمات به تثبیت واژگان در ذهن شما کمک میکند.
- بازدید از بازارهای محلی یا سوپرمارکتها: به قفسه سبزیجات بروید و نام انگلیسی آنها را با خود تکرار کنید. سعی کنید جملاتی مثل “I need to buy some broccoli” یا “These carrots look fresh” را در ذهن خود بسازید.
- نوشتن لیست خرید به انگلیسی: هر بار که میخواهید لیست خرید بنویسید، سعی کنید نام سبزیجات را به انگلیسی بنویسید.
در نهایت، یادگیری اسامی سبزیجات در انگلیسی و افعال مرتبط با شستشو و آمادهسازی آنها، یک مهارت کاربردی و لذتبخش است که میتواند تجربه شما را در آشپزی، خرید، و حتی مکالمات روزمره به میزان قابل توجهی ارتقاء دهد. با تمرین و ممارست مداوم، به زودی در این زمینه مسلط خواهید شد و دیگر نگرانیای بابت تشخیص یا بیان نام سبزیجات به انگلیسی نخواهید داشت. امیدواریم این مقاله برای شما مفید بوده باشد و گامی موثر در مسیر یادگیری زبان انگلیسی شما باشد.




ممنون از مقاله خیلی مفیدتون! همیشه در مورد فرق “chop” و “dice” گیج میشدم. الان کاملاً متوجه شدم که “dice” دقیقتر و به مکعبهای یکدست اشاره داره.
بله سارا خانم، خوشحالیم که مفید بوده. “Chop” معمولاً به معنای خرد کردن به قطعات نامنظم و بزرگتر است، در حالی که “dice” به خرد کردن به مکعبهای کوچک و یکدست اشاره دارد. برای مثال، “chop onions” (پیاز خرد کردن) و “dice carrots” (هویج مکعبی خرد کردن).
مقاله عالی بود! میشه لطفاً در مورد تلفظ صحیح کلمه “lettuce” و “spinach” یک راهنمایی بکنید؟ گاهی اوقات اشتباه تلفظ میکنم.
حتماً علی جان. “Lettuce” /ˈlɛtɪs/ تلفظ میشود (شبیه ‘لِتِس’) و “spinach” /ˈspɪnɪdʒ/ (شبیه ‘اسپینِچ’). معمولاً حرف ‘a’ در “spinach” خیلی کوتاه یا ساکت است. امیدوارم کمک کننده باشد!
خیلی مطلب خوبی بود. من برای “peel” کردن سیبزمینی همیشه از کلمه “skin” استفاده میکردم. آیا تفاوتی دارن؟
سوال خیلی خوبی بود رضا. “Peel” به معنای جدا کردن پوست با چاقو یا پوستکن است، مثل “peel an apple” (پوست کندن سیب). “Skin” میتواند هم به پوست میوه یا سبزی اشاره کند (مانند “potato skin”) و هم به معنای پوست کندن باشد، اما “peel” رایجتر و دقیقتر است، مخصوصاً وقتی ابزار خاصی برای این کار استفاده میشود.
دقیقاً مشکل من در سفر به اروپا بود که نمیدونستم “zucchini” چیه! چقدر این مقاله کاربردیه برای کسایی که مثل من اهل آشپزی و سفرن.
خوشحالیم فاطمه خانم که این مقاله برای شما کاربردی بوده! “Zucchini” که در فارسی به کدو سبز هم معروف است، یکی از سبزیجات پرکاربرد در آشپزی بینالمللیه. یادگیری این کلمات واقعاً سفر و تجربه آشپزی رو شیرینتر میکنه.
ممنون از مطلب خوبتون. کاش چند تا مثال دیگه از افعال مربوط به آمادهسازی سبزیجات مثل “trim” یا “core” هم میذاشتید. خیلی لازم دارم.
واقعاً لازم بود همچین مقالهای! من همیشه میخواستم بگم کاهو رو بشورم و خرد کنم، ولی نمیدونستم “rinse” و “shred” کلمات درستین یا نه. الان دیگه با اطمینان استفاده میکنم.
بله نرجس خانم، “rinse the lettuce” (کاهو را آب بکشید) و “shred the lettuce” (کاهو را رشتهای خرد کنید) هر دو عبارتهای کاملاً درستی هستند. برای سبزیجات برگدار معمولاً از “rinse” به جای “wash” خالی استفاده میشود تا تاکید بر آب کشیدن با آب روان باشد.
سلام، آیا برای “scrub” کردن سیبزمینی میشه از “clean” هم استفاده کرد یا “scrub” تخصصیتره؟
سلام امیر جان. “Clean” یک واژه عمومیتر است و میتواند شامل “scrub” هم بشود. اما “scrub” (معنای سابیدن یا برس کشیدن) دقیقاً به عملی اشاره میکند که برای تمیز کردن سبزیجاتی که پوست سختی دارند و نیاز به برس کشیدن دارند (مثل سیبزمینی، هویج) استفاده میشود. پس “scrub” دقیقتر و تخصصیتر است در این زمینه.
یه نکته جالب: من وقتی داشتم یه دستور پخت خارجی رو دنبال میکردم، دیدم برای سیر میگن “mince garlic”. این هم فکر کنم جزو همین افعال آمادهسازیه، نه؟
بله مریم خانم، نکته بسیار خوبی رو اشاره کردید! “Mince” به معنای ریزترین حالت خرد کردن است، معمولاً برای سیر یا پیاز. مثلاً “mince garlic” یعنی سیر را خیلی ریز خرد کردن. ممنون از اضافه کردن این نکته کاربردی!
خیلی ممنون! نام انگلیسی “تره” چی میشه؟ توی این مقاله نبود، ولی همیشه دنبالش بودم.
حسن جان، “تره” در انگلیسی معمولاً به “leek” یا “chive” (اگر نازکتر باشد) ترجمه میشود. “Leek” برای تره فرنگی و “chive” برای تره کوهی یا پیازچه مانند استفاده میشود. امیدوارم این هم به دایره لغات شما اضافه شود.
مرسی از مطلب خوبتون! آیا “celery” با “parsley” فرق داره؟ چون هر دو سبزن و شبیه هم تلفظ میشن.
زهرا خانم، “celery” (کرفس) و “parsley” (جعفری) کاملاً متفاوت هستند. “Celery” ساقههای بلند و تردی دارد در حالی که “parsley” یک سبزی معطر با برگهای کوچک است. از لحاظ تلفظ هم “celery” /ˈsɛləri/ و “parsley” /ˈpɑːrsli/ تلفظ میشوند. دقت در تشخیص و تلفظ صحیح آنها خیلی مهمه!
مقاله های شما همیشه عالی و پرکاربرد هستند! اگه میشه در مورد اسم میوهها و افعال آمادهسازی اونها هم بنویسید، خیلی خوب میشه.
عالی بود. این فعل “julienne” که برای خرد کردن هویج یا سیبزمینی به صورت خلالهای باریک استفاده میشه، هم جزو همین دسته افعاله؟ توی دستورالعملهای آشپزی خیلی دیدم.
بله کاوه جان، “julienne” دقیقاً یکی از افعال تخصصی برای برش سبزیجات است. به معنای “خلال کردن” به صورت نوارهای بلند و نازک، مثل کبریت. “Julienne carrots” یا “julienne potatoes” از عبارات رایج در آشپزی هستند. نکته بسیار مهم و دقیقی بود!
ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بدونم تفاوت بین “green onion” و “scallion” چیه؟ آیا هر دو به پیازچه اشاره دارن؟
سمیرا خانم، بله، هر دو واژه “green onion” و “scallion” به پیازچه اشاره دارند و معمولاً به جای یکدیگر استفاده میشوند. در واقع، “scallion” بیشتر در آمریکای شمالی رایج است، در حالی که “green onion” در بریتیش انگلیش هم استفاده میشود. هر دو درستند!
مقالتون خیلی کاربردی بود. ممنون. “گوجه سبز” در انگلیسی چی میشه؟ همیشه برام سوال بوده.
سلام، آیا تلفظ “broccoli” درسته که میگم “براکلی”؟ همیشه حس میکنم دارم اشتباه میگم.
سلام سحر خانم. تلفظ صحیح “broccoli” /’brɒkəli/ است. تاکید روی بخش اول کلمه است. پس “براکلی” نزدیک به تلفظ صحیح است، فقط به نحوه تاکید و کوتاه بودن حرف “o” و “i” دقت کنید.
مقاله واقعا عالی بود و خیلی به دردم خورد. آیا از این اسامی سبزیجات در اصطلاحات انگلیسی هم استفاده میشه؟ مثلاً “carrot and stick”؟
سوال خیلی جالبی پرسیدید آرمان جان! بله، قطعاً از نام سبزیجات در اصطلاحات (idioms) هم استفاده میشود. “Carrot and stick” یک مثال عالی است که به معنای سیاست تشویق و تنبیه است. مثالهای دیگر: “couch potato” (آدم تنبل)، “to spill the beans” (راز را فاش کردن)، “in a pickle” (در مخمصه).
سلام. در مورد “washing” سبزیجات، آیا برای چیزایی مثل قارچ که نباید زیاد آب بخورن، از فعل دیگهای استفاده میشه؟
سلام لیلا خانم. سوال خوبی بود! بله، برای قارچ معمولاً گفته میشود “wipe clean” (با دستمال تمیز کردن) یا “brush off” (با برس پاک کردن) چون آب زیاد باعث جذب آب و تغییر بافت آنها میشود. استفاده از “wash” مستقیم برای قارچ توصیه نمیشود.
ممنون از اطلاعات مفیدتون. تفاوت “eggplant” و “aubergine” چیه؟ فکر کنم هر دو به بادمجان اشاره دارن.
پیام جان، دقیقاً! “Eggplant” و “aubergine” هر دو به بادمجان اشاره دارند. “Eggplant” بیشتر در انگلیسی آمریکایی رایج است، در حالی که “aubergine” در انگلیسی بریتانیایی و اروپایی کاربرد دارد. هر دو صحیح و قابل فهم هستند.
من یه بار توی یه فیلم آشپزی شنیدم “quarter the cabbage”. یعنی چی؟ به همین افعال مربوط به خرد کردن مربوط میشه؟
بله شیرین خانم! “Quarter the cabbage” یعنی “کلم را چهار قسمت کنید”. فعل “quarter” به معنای “به چهار قسمت تقسیم کردن” است و یکی از روشهای برش سبزیجات بزرگ است. این هم یکی دیگر از افعال کاربردی در آشپزی است.
آیا برای “trimming” انتهای لوبیا سبز میشه از کلمه “snap” هم استفاده کرد؟ چون دیدم بعضی وقتا میگن “snap the ends off”.
سوال بسیار دقیقی بود فرید جان! بله، برای لوبیا سبز، “snap the ends off” به معنای شکستن انتهای لوبیا سبز با دست است که رایجتر از “trim” در این مورد خاص است، هرچند “trim” هم از نظر لغوی صحیح است. “Snap” حسی طبیعیتر و سریعتر دارد.