- آیا تا به حال در یک کشور انگلیسیزبان برای خرید نان یا لباس دچار سردرگمی شدهاید و نمیدانستید دقیقاً باید به سراغ کدام کلمه بروید؟
- آیا تفاوتهای ظریف اما حیاتی بین واژگانی مثل Store، Shop و Boutique برای شما هم مبهم است؟
- آیا میدانستید که استفاده اشتباه از کلمه Mall در برخی فرهنگها ممکن است باعث شود آدرس اشتباهی به شما بدهند؟
یادگیری انواع مغازه به انگلیسی یکی از کاربردیترین بخشهای آموزش زبان است که مستقیماً با زندگی روزمره و نیازهای سفر در ارتباط است. در این مقاله جامع، ما تمام اصطلاحات مربوط به مراکز خرید و فروشگاهها را از نگاه ریشهشناسی، تفاوتهای لهجهای (آمریکایی و بریتانیایی) و کاربرد روانشناختی بررسی میکنیم تا یکبار برای همیشه این مفاهیم را به صورت اصولی یاد بگیرید و در مکالمات خود با اعتماد به نفس کامل از آنها استفاده کنید.
| واژه (Term) | کاربرد اصلی (Main Usage) | مثال (Example) |
|---|---|---|
| Shop | بیشتر در بریتانیا؛ برای مغازههای کوچک و تخصصی | A small flower shop |
| Store | بیشتر در آمریکا؛ برای فروشگاههای بزرگ و عمومی | A department store |
| Mall | مجموعههای تجاری بسیار بزرگ با چندین فروشگاه | Let’s go to the mall for dinner and shopping |
| Boutique | فروشگاههای کوچک، لوکس و گرانقیمت | A high-end fashion boutique |
تفاوت کلیدی بین Shop و Store: نبرد لهجهها
بسیاری از زبانآموزان میپرسند که آیا این دو واژه مترادف هستند؟ پاسخ کوتاه “بله” است، اما تفاوتهای فرهنگی و جغرافیایی مهمی در میان است. از نظر یک زبانشناس کاربردی، انتخاب واژه صحیح نشاندهنده تسلط شما به بافت فرهنگی مقصد است.
۱. لهجه بریتانیایی (UK English)
در بریتانیا، کلمه Shop واژه غالب است. بریتانیاییها حتی برای فروشگاههای بزرگ هم ممکن است از این واژه استفاده کنند. آنها میگویند: “I’m going to the shops” که به معنای رفتن برای خرید روزمره است.
۲. لهجه آمریکایی (US English)
در ایالات متحده، واژه Store بسیار رایجتر است. آمریکاییها تمایل دارند واژه Shop را برای مکانهایی به کار ببرند که در آنها “خدماتی” ارائه میشود یا “کاری انجام میگیرد”؛ مثل Barber shop (سلمانی) یا Body shop (صافکاری خودرو).
- نکته حرفهای: اگر در لندن هستید، بگویید Bookshop؛ اما اگر در نیویورک هستید، Bookstore طبیعیتر به نظر میرسد.
بررسی تخصصی Mall و Shopping Center
وقتی صحبت از انواع مغازه به انگلیسی به میان میآید، باید بدانیم که Mall فقط یک مغازه نیست، بلکه یک اکوسیستم است. از نگاه یک روانشناس تربیتی، دانستن ساختار این مکانها “اضطراب زبان” شما را در هنگام خرید کاهش میدهد.
Mall: معمولاً به مجموعههای بزرگ سرپوشیدهای گفته میشود که شامل دهها فروشگاه، فودکورت (Food court) و سینما هستند. این واژه در آمریکا و کانادا بسیار رایج است.
Shopping Center: این اصطلاح رسمیتر است و در بریتانیا و استرالیا بیشتر استفاده میشود. گاهی اوقات این مراکز خرید ممکن است روباز باشند که در آن صورت به آنها Open-air mall یا Plaza نیز میگویند.
ساختار جملهسازی برای مراکز خرید:
برای بیان مقصود خود، از فرمول ساده زیر استفاده کنید:
Subject + be going to + the + [Store Type]
- ✅ I am going to the mall to buy new shoes.
- ✅ She is looking for a boutique in the city center.
لیست جامع انواع مغازه به انگلیسی بر اساس تخصص
برای اینکه مانند یک بومی (Native) صحبت کنید، باید نام دقیق هر مغازه را بدانید. استفاده از کلمه “Store” برای همه جا، شما را یک زبانآموز مبتدی نشان میدهد. بیایید طبقهبندی زیر را بررسی کنیم:
۱. خوراکیها و نیازهای روزمره
- Grocery Store / Supermarket: فروشگاه مواد غذایی.
- Bakery: نانوایی یا قنادی (محل فروش نان و کیک).
- Butcher’s (shop): قصابی.
- Delicatessen (Deli): فروشگاه غذاهای آماده، پنیرهای خاص و گوشتهای فرآوری شده.
- Greengrocer’s: سبزیفروشی و میوهفروشی (بیشتر در بریتانیا).
۲. پوشاک و مد
- Department Store: فروشگاههای چندمنظوره بزرگ که هر بخش آن به یک کالا (لباس، لوازم خانگی، آرایشی) اختصاص دارد (مثل Macy’s).
- Boutique: فروشگاهی کوچک که معمولاً لباسهای خاص، برند یا دستساز میفروشد.
- Outlet Store: فروشگاههایی که اجناس برند را با قیمت کمتر (معمولاً مدلهای قدیمیتر) عرضه میکنند.
۳. سلامت و خدمات
- Pharmacy (US) / Chemist’s (UK): داروخانه.
- Optician’s: عینکفروشی.
- Hardware Store: ابزارفروشی.
- Florist’s: گلفروشی.
تفاوتهای ظریف: Pharmacy vs. Drugstore
بسیاری از زبانآموزان در تشخیص این دو واژه دچار اشتباه میشوند. از نگاه یک استاد زبان انگلیسی، این تفاوت بسیار مهم است:
Pharmacy: به بخشی گفته میشود که در آن داروهای تجویزی (Prescription) توسط داروساز آماده میشود.
Drugstore: (بیشتر در آمریکا) فروشگاه بزرگی است که علاوه بر بخش داروخانه، تنقلات، لوازم آرایشی و حتی گاهی مجله و روزنامه هم میفروشد.
| موقعیت | جمله صحیح ✅ | جمله اشتباه ❌ |
|---|---|---|
| خرید دارو با نسخه | I need to go to the pharmacy. | I’m going to the mall for medicine. |
| خرید نان تازه | The bakery is open early. | The grocery is open for bread. |
| خرید لباس خاص و تک | She bought it from a boutique. | She bought it from a supermarket. |
نکات روانشناختی برای کاهش اضطراب در هنگام خرید
یادگیری انواع مغازه به انگلیسی فقط حفظ کردن کلمات نیست. بسیاری از زبانآموزان به دلیل ترس از “نفهمیدن قیمت” یا “عدم توانایی در پرسیدن سوال”، از ورود به مغازههای کوچک (Shop) خودداری میکنند و ترجیح میدهند به فروشگاههای بزرگ (Store) بروند که قیمتها روی آنها درج شده است.
آموزش قدمبهقدم برای غلبه بر این ترس:
- مشاهده کنید: ابتدا از ویترین مغازه (Window shopping) شروع کنید.
- عبارات کلیدی را آماده کنید: مثلاً ?How much is this یا ?Do you have this in a medium size.
- بدانید که اشتباه کردن طبیعی است: فروشندهها به مشتریان غیربومی عادت دارند. هدف آنها فروش کالا است، نه نمره دادن به گرامر شما!
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
در مسیر یادگیری انواع مغازه به انگلیسی، برخی اشتباهات به طور مداوم تکرار میشوند:
۱. اشتباه گرفتن Market با Supermarket:
در زبان انگلیسی، Market معمولاً به بازارهای محلی، بازارهای روز یا بازارهای سنتی (مثل بازار بزرگ تهران) گفته میشود که در آن فروشندگان مختلفی غرفه دارند. اما Supermarket یک فروشگاه واحد و مدرن است.
۲. استفاده از کلمه Boutique برای هر مغازه لباسفروشی:
واژه بوتیک ریشه فرانسوی دارد و دلالت بر “خاص بودن” و “قیمت بالا” دارد. اگر یک مغازه لباسهای معمولی و ارزان میفروشد، بهتر است از کلمه Clothes shop استفاده کنید.
۳. استفاده از Mall برای مغازههای تکی:
هیچگاه به یک مغازه که در خیابان قرار دارد Mall نگویید. مال مجموعهای از فروشگاههاست. برای مغازههای تکواحدی در خیابان از Shop یا Store استفاده کنید.
سوالات متداول (Common FAQ)
۱. آیا در بریتانیا اصلاً از واژه Store استفاده نمیشود؟
استفاده میشود، اما بیشتر برای فروشگاههای بسیار بزرگ مثل Department store. برای مغازههای معمولی محلی، بریتانیاییها همیشه از Shop استفاده میکنند.
۲. تفاوت Supermarket با Hypermarket چیست؟
Hypermarket بسیار بزرگتر از سوپرمارکت است و علاوه بر مواد غذایی، لوازم خانگی، پوشاک و وسایل الکترونیکی را هم در مقیاس وسیع به فروش میرساند (مثل فروشگاههای رفاه یا شهروند در مقیاس بزرگ).
۳. واژه Convenience store به چه معناست؟
اینها مغازههای کوچکی هستند (مثل 7-Eleven) که ساعات طولانی باز هستند و وسایل ضروری، تنقلات و نوشیدنی میفروشند. این مغازهها معمولاً در محلهها یا پمپ بنزینها قرار دارند.
۴. به مغازههای دستدوم فروشی چه میگویند؟
در بریتانیا به آنها Charity shop و در آمریکا به آنها Thrift store گفته میشود.
جمعبندی
تسلط بر اصطلاحات انواع مغازه به انگلیسی به شما این قدرت را میدهد که در محیطهای بینالمللی با دقت و ظرافت صحبت کنید. به یاد داشته باشید که انتخاب بین Store و Shop بیش از آنکه به گرامر مربوط باشد، به جغرافیا و نوع کالای مورد نظر شما بستگی دارد.
از این پس، هنگام پیادهروی در شهر یا تماشای فیلمهای زبان اصلی، سعی کنید مغازهها را با نام دقیقشان (Bakery, Florist, Pharmacy, etc.) در ذهن خود دستهبندی کنید. این تمرین ساده، دانش زبانی شما را از سطح تئوری به سطح کاربردی و حرفهای ارتقا میدهد. فراموش نکنید که هدف نهایی زبان، برقراری ارتباط موثر است؛ پس حتی اگر کلمه دقیق را فراموش کردید، با استفاده از توصیف (مثلاً: The place that sells bread) منظور خود را برسانید و هرگز اجازه ندهید “اضطراب زبان” مانع تجربه خریدی لذتبخش برای شما شود.




مرسی از مقاله عالی و کاربردیتون! همیشه فرق بین shop و store برام مبهم بود، مخصوصا توی فیلمها که گاهی یه جوری استفاده میشه گاهی یه جور دیگه. الان فهمیدم تفاوتش به لهجه آمریکایی و بریتانیایی هم مربوط میشه.
خواهش میکنیم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله دقیقاً، تفاوت اصلی در همین ترجیحات لهجهای هست که باعث میشه در بریتانیا ‘shop’ و در آمریکا ‘store’ رایجتر باشه، گرچه هر دو کلمه در هر دو لهجه کاملاً قابل فهم و استفاده هستند.
وای مرسی! من یه بار تو آمریکا دنبال ‘Mall’ میگشتم، گفتم ‘مال’ یه جای بزرگ برای خرید، طرف آدرس یه فروشگاه بزرگ رو داد! الان فهمیدم شاید لحن من باعث شده فکر کنه ‘store’ منظورمه.
امیر عزیز، تجربه جالبی داشتید! بله، این سوءتفاهمها به خاطر همین تفاوتهای فرهنگی و کاربردی پیش میآد. ‘Mall’ به مجموعه تجاری اشاره داره و ممکنه در مکالمه روزمره، به خصوص اگه روی کلمه تاکید نشه، با ‘store’ اشتباه گرفته بشه. ممنون که تجربهتون رو به اشتراک گذاشتید و به دیگران هم کمک کردید!
‘Boutique’ همیشه برام حس لوکس و خاص بودن رو داشته. ممنون که این تفاوت رو شفافتر کردید. پس نمیشه برای هر مغازه لباس فروشی ازش استفاده کرد، درسته؟
بله مریم خانم، کاملاً درست متوجه شدید. ‘Boutique’ برای فروشگاههای کوچکتر، تخصصیتر، و معمولاً با اجناس گرانتر و طراحی خاص به کار میره. استفاده از اون برای یک فروشگاه لباس معمولی ممکنه کمی عجیب به نظر برسه و حس اشتباهی رو منتقل کنه. دقت شما عالیه!
ممنون بابت این مقاله مفید. اگه میشه تلفظ دقیق کلمه ‘Boutique’ رو هم توضیح بدید. من شنیدم بعضیها ‘بوتیک’ میگن، بعضیها ‘بوتیکو’.
علی جان، سوال خوبی پرسیدید. تلفظ صحیح ‘Boutique’ در انگلیسی شبیه /buːˈtiːk/ هست که در فارسی میشه گفت ‘بو-تیک’. اون پسوند ‘و’ که اشاره کردید، احتمالاً تحت تاثیر زبان فرانسوی هست که ریشه این کلمه از اونجا میاد، اما در انگلیسی مدرن دیگه به اون شکل تلفظ نمیشه و همون ‘بوتیک’ صحیحتره.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یک سوال، کلمه ‘Market’ و ‘Supermarket’ هم با اینا فرق دارن؟ مثلا میوه فروشی رو چی میگن؟
فاطمه عزیز، بله، ‘Market’ و ‘Supermarket’ هم دستههای خودشون رو دارن. ‘Supermarket’ فروشگاههای مواد غذایی بزرگ و جامع هستن. ‘Market’ میتونه به بازار سنتی، بازارچه، یا حتی یک روز بازار (مثل farmers’ market) اشاره کنه. برای میوهفروشی معمولاً از ‘greengrocer’s (shop)’ در بریتانیا یا ‘produce stand/store’ در آمریکا استفاده میشه. امیدواریم این هم براتون مفید باشه!
این مقاله واقعاً مشکل من رو حل کرد. دستتون درد نکنه!
من یک بار تو لندن دنبال ‘drug store’ بودم و هر چی میپرسیدم گیج میشدن! الان فهمیدم باید ‘chemist’ میگفتم. این مقاله چقدر مفیده برای کسایی که سفر میرن.
نازنین جان، ممنون که تجربهتون رو گفتید. دقیقاً! ‘Drug store’ بیشتر در آمریکای شمالی رایجه، در حالی که بریتانیاییها از ‘chemist’ یا ‘pharmacy’ استفاده میکنند. این ریزهکاریها در سفر واقعاً کاربردی و حتی حیاتی هستن تا به راحتی به هدف برسید.
ممنون از مقاله عالی. ‘department store’ رو میشه جزو ‘store’های بزرگ دستهبندی کرد؟ مثلا ‘Macy’s’ یا ‘Harrods’؟
پویا عزیز، بله کاملاً درست حدس زدید. ‘Department store’ یک زیرمجموعه از ‘store’های بزرگ هست که چندین بخش (department) مجزا برای انواع کالاها (لباس، لوازم آرایش، لوازم خانگی و…) داره. مثالهایی مثل Macy’s (آمریکایی) و Harrods (بریتانیایی) نمونههای بارز ‘department store’ هستند و انتخابهای عالی برای نمونه آوردن بود.
یه نکته دیگه اینکه، بعضی وقتا ‘shop’ به معنای فعل هم استفاده میشه، مثلا ‘I need to shop for groceries’. این هم جالبه.
مبینا جان، نکته بسیار خوبی رو اضافه کردید! بله، ‘shop’ هم به عنوان اسم (مغازه) و هم به عنوان فعل (خرید کردن) کاربرد داره. در حالی که ‘store’ عمدتاً به عنوان اسم به کار میره. این انعطافپذیری زبان انگلیسی رو نشون میده و شناخت این موارد خیلی به روان صحبت کردن کمک میکنه. ممنون از مشارکتتون!
با این همه فروشگاه آنلاین، فرق این اصطلاحات برای ‘online shop’ یا ‘online store’ هم صدق میکنه؟
آرمان جان، سوال خیلی بهجایی پرسیدید. بله، این اصطلاحات تا حدی برای فروشگاههای آنلاین هم استفاده میشن. معمولاً میگیم ‘online shop’ یا ‘online store’ و کمتر ‘online mall’ یا ‘online boutique’ (مگر اینکه به صورت مجازی واقعاً یک فضای لوکس و خاص رو شبیهسازی کنن). ‘Shop’ برای آنلاین معمولاً حس کوچکتر و تخصصیتری داره، در حالی که ‘store’ برای پلتفرمهای بزرگتر استفاده میشه. این تفاوتهای ظریف در دنیای آنلاین هم کاربرد دارن.
مقاله خیلی کامل و دقیقی بود. ممنونم.
توی کانادا ‘Mall’ رو خیلی استفاده میکنن، حتی برای مراکز خرید کوچکتر هم بعضی وقتا این کلمه رو میشنوم. فکر کنم تو آمریکا اینطوری نیست، درسته؟
کاوه عزیز، بله، نکته دقیقی رو اشاره کردید. در کانادا و حتی بخشهایی از آمریکا، اصطلاح ‘Mall’ ممکنه برای طیف وسیعتری از مراکز خرید به کار بره، حتی اونهایی که به بزرگی یک ‘shopping mall’ غولپیکر نیستن. با این حال، تعریف اصلی ‘Mall’ همچنان مجموعه بزرگی از فروشگاههاست. تفاوتهای منطقهای همیشه وجود دارن و شناختشون بسیار مفیده!
یه اصطلاح ‘shop around’ هم هست که به معنی مقایسه قیمتهاست. آیا این هم به همین ریشه ‘shop’ برمیگرده؟
پرستو جان، بله، کاملاً درسته! ‘Shop around’ یک اصطلاح فریزال ورب (phrasal verb) هست که ریشهاش از همان فعل ‘to shop’ به معنی ‘خرید کردن’ میاد. وقتی ‘shop around’ میکنید، یعنی به مغازههای مختلف سر میزنید تا بهترین قیمت یا گزینه رو پیدا کنید. این اصطلاح برای هر نوع خرید، از بیمه گرفته تا کالاهای مصرفی، کاربرد داره.
فرق ‘outlet’ با اینها چیه؟ مثلا ‘outlet mall’ یا ‘outlet store’؟
سامان عزیز، ‘outlet’ به فروشگاهی گفته میشه که محصولات رو مستقیماً از تولیدکننده و معمولاً با قیمتهای پایینتر به فروش میرسونه، اغلب محصولات مازاد یا فصلی. ‘Outlet store’ یعنی فروشگاه مستقل یک برند (که کالاهای اوتلت میفروشه)، و ‘outlet mall’ هم مجموعه بزرگی از این فروشگاههای اوتلت هستن. معمولاً روی تخفیف و قیمت پایین تمرکز دارن. یک دسته بندی کاملاً مجزا از نظر نوع عرضه کالا محسوب میشه.
ممنون از توضیح جامع و کاربردی. واقعا فرق بین اینا برام روشن شد.
آیا در انگلیسی بریتانیایی هم از ‘shopping mall’ استفاده میشه یا فقط همون ‘mall’ رایجه؟
مقاله خیلی خوبی بود، باعث شد به تفاوتهای فرهنگی توی زبان بیشتر توجه کنم. مرسی از تیم خوبتون.
خواهش میکنیم ژاله عزیز! خوشحالیم که این مقاله تونسته به شما در درک عمیقتر تفاوتهای فرهنگی و زبانی کمک کنه. هدف ما دقیقاً همین هست که با پرداختن به جزئیات، یادگیری زبان رو کاربردیتر و شیرینتر کنیم. با ما همراه باشید!
من فکر میکردم ‘store’ فقط برای انبار استفاده میشه، ولی الان فهمیدم که کاربردش برای فروشگاه هم خیلی رایجه، مخصوصاً تو آمریکا. این اشتباه رایجیه؟
مانی جان، سوال خوبی پرسیدید. بله، کلمه ‘store’ هم به معنای ‘انبار’ یا ‘مخزن’ و هم به معنای ‘فروشگاه’ (اسم) و ‘ذخیره کردن’ (فعل) استفاده میشه. این تعدد معانی ممکنه باعث سردرگمی بشه، اما در مکالمات روزمره، با توجه به ‘context’ (متن و موقعیت)، معمولاً منظور مشخص میشه. برای مثال، ‘grocery store’ به وضوح به فروشگاه مواد غذایی اشاره داره و نه انبار.
بیشترین استفاده ’boutique’ رو برای لباس و جواهرات دیدم. آیا برای چیزهای دیگه هم میشه استفاده کرد؟ مثلاً ‘flower boutique’؟
پریسا خانم، بله کاملاً درسته. اگرچه ’boutique’ بیشتر با مد و لوازم لوکس همراهه، اما میشه برای هر نوع فروشگاه کوچکی که محصولات خاص، با کیفیت بالا و معمولاً دستساز یا هنری ارائه میده، استفاده کرد. ‘Flower boutique’ یا ‘chocolate boutique’ هم اصطلاحات رایجی هستند که به فروشگاههای گل یا شکلات خاص و هنری اشاره میکنند.
یک سوال دیگه، ‘convenience store’ چیه؟ آیا اون هم زیرمجموعه ‘store’ هست؟
کوروش عزیز، بله، ‘convenience store’ یا ‘فروشگاه رفاه’ یک زیرمجموعه از ‘store’ هست. این نوع فروشگاهها معمولاً کوچکتر از سوپرمارکتها هستند، ساعات کاری طولانیتری دارند و اقلام ضروری مثل تنقلات، نوشیدنیها، روزنامه و برخی مواد غذایی اولیه را با دسترسی آسان عرضه میکنند. مثلاً ‘7-Eleven’ یک نمونه معروف ‘convenience store’ است.