- آیا تا به حال در مکالمهای انگلیسی، برای توصیف یک راهبندان شدید یا ساعت شلوغی، کلمات مناسب را پیدا نکردهاید؟
- آیا هنگام صحبت در مورد تصادفات رانندگی به زبان انگلیسی، بین کلماتی مثل “accident” و “crash” سردرگم میشوید؟
- آیا نگرانید که استفاده نادرست از واژگان مربوط به ترافیک، باعث سوءتفاهم یا کاهش اعتماد به نفس شما در مکالمه شود؟
- آیا میخواهید مانند یک فرد بومی، به راحتی و با اطمینان کامل درباره وضعیت ترافیک در خیابانها صحبت کنید؟
در این راهنمای جامع و کاربردی، ما واژگان توصیفکننده “ترافیک” را به سادگی و گام به گام بررسی میکنیم تا هرگز در بیان ترافیک به انگلیسی دچار سردرگمی نشوید و با اعتماد به نفس کامل، هر نوع وضعیت ترافیکی را شرح دهید.
| اصطلاح | معنی فارسی | کاربرد کلیدی | مثال |
|---|---|---|---|
| Traffic | ترافیک (کلی) | مجموع وسایل نقلیه در جاده، غیرقابل شمارش | There’s a lot of traffic on the roads today. |
| Traffic Jam | راهبندان | وضعیت ایستایی یا حرکت بسیار کند وسایل نقلیه | I was stuck in a traffic jam for an hour. |
| Rush Hour | ساعت شلوغی | زمان اوج ترافیک در صبح یا عصر | Commuting during rush hour is exhausting. |
| Accident / Collision / Crash | تصادف | برخورد ناخواسته وسایل نقلیه | A serious accident blocked the highway. |
| Congestion | تراکم / ازدحام | وضعیت شلوغی و کندی حرکت ناشی از حجم بالای وسایل نقلیه | Urban areas often suffer from traffic congestion. |
مفهوم کلی “Traffic”: از حجم خودروها تا حرکت روان
“Traffic” یکی از رایجترین کلماتی است که در مکالمات روزمره انگلیسی به آن برمیخوریم و به حجم وسایل نقلیه (خودروها، اتوبوسها، کامیونها) که در جادهها در حال حرکت هستند، اشاره دارد. درک صحیح این کلمه و مشتقات آن برای هر زبانآموزی ضروری است.
ویژگی دستوری “Traffic”: غیرقابل شمارش بودن
یکی از نکات بسیار مهم و رایجی که بسیاری از زبانآموزان در مورد “traffic” اشتباه میکنند، قابل شمارش دانستن آن است. “Traffic” در زبان انگلیسی، یک اسم غیرقابل شمارش (uncountable noun) است. این یعنی نمیتوانید بگویید “two traffics” یا “many traffics”.
برای اشاره به مقدار ترافیک، از کلماتی مانند “a lot of”, “much”, “heavy”, “light” استفاده میکنیم.
- ✅ Correct: There is a lot of traffic on the road.
- ❌ Incorrect: There are many traffics on the road.
- ✅ Correct: We experienced heavy traffic.
- ❌ Incorrect: We experienced a heavy traffic.
نگران نباشید اگر این نکته در ابتدا کمی گیجکننده به نظر میرسد؛ بسیاری از زبانآموزان با این موضوع درگیرند. با کمی تمرین و دقت در مثالها، به راحتی بر آن مسلط خواهید شد.
توصیف وضعیتهای مختلف ترافیک: از راهبندان تا حرکت روان
حالا که با مفهوم اصلی “traffic” آشنا شدیم، وقت آن است که به واژگان و عباراتی بپردازیم که وضعیتهای مختلف ترافیک را با دقت بیان میکنند.
1. “Traffic Jam” و “Congestion”: اوج ازدحام
این دو اصطلاح برای توصیف وضعیتهای پرازدحام و کندی حرکت ترافیک به کار میروند، اما تفاوتهای ظریفی دارند:
Traffic Jam (راهبندان)
این اصطلاح به وضعیتی اطلاق میشود که وسایل نقلیه کاملاً متوقف شده یا بسیار آهسته حرکت میکنند. علت آن میتواند تصادف، عملیات عمرانی، حجم بالای ترافیک یا چراغهای راهنمایی باشد.
- Formula:
to be stuck in a traffic jam/to get caught in a traffic jam - ✅ Correct: We were stuck in a huge traffic jam for two hours after the accident.
- ❌ Incorrect: We were stuck in a huge traffic. (این جمله درست نیست، چون “traffic” غیرقابل شمارش است و “jam” به آن حالت انسداد خاص اشاره دارد.)
نکته کاربردی: در انگلیسی بریتانیایی، گاهی اوقات از “tailback” نیز برای اشاره به صف طولانی خودروهای متوقف شده استفاده میشود.
Congestion (تراکم / ازدحام)
“Congestion” به معنای تراکم یا ازدحام کلی است که میتواند منجر به کندی حرکت شود، اما لزوماً به معنای توقف کامل نیست. بیشتر یک وضعیت کلی است تا یک رویداد خاص مثل “traffic jam”.
- Formula:
Traffic + Congestion/to cause congestion - ✅ Correct: Heavy rain often leads to severe traffic congestion in the city.
- ❌ Incorrect: The accident caused a congestion. (اگر منظور یک واقعه خاص باشد، “traffic jam” یا “bottleneck” مناسبتر است.)
تفاوت کلیدی: “Traffic jam” به توقف یا حرکت بسیار آهسته و معمولاً برای مدت مشخص اشاره دارد، در حالی که “congestion” بیشتر به معنای پر بودن و شلوغ بودن جادهها به طور کلی است که حرکت را کند میکند.
2. “Rush Hour” و “Peak Hour”: زمان اوج شلوغی
این اصطلاحات به زمانهای خاصی از روز اشاره دارند که حجم ترافیک به بالاترین حد خود میرسد.
Rush Hour (ساعت شلوغی)
این اصطلاح رایجترین عبارت برای اشاره به زمانهایی است که مردم از محل کار خود به خانه میروند یا برمیگردند (معمولاً صبحها بین ۷ تا ۹ و عصرها بین ۴ تا ۶).
- Formula:
during + rush hour/to avoid + rush hour - ✅ Correct: Trying to drive through downtown during rush hour is always a nightmare.
- ❌ Incorrect: We left during rush time. (“Rush time” یک عبارت استاندارد نیست.)
Peak Hour (ساعت اوج)
“Peak hour” تقریباً مترادف “rush hour” است و به معنای ساعت اوج ترافیک یا هر نوع فعالیت دیگر (مثل مصرف برق) میباشد. کمی رسمیتر از “rush hour” است.
- ✅ Correct: Public transport is often overcrowded during peak hours.
3. توصیف شدت ترافیک
برای توصیف میزان و شدت ترافیک، از صفتهای مختلفی استفاده میشود:
- Heavy Traffic: ترافیک سنگین و کند.
- ✅ There was heavy traffic on the motorway this morning.
- Light Traffic: ترافیک سبک و روان.
- ✅ I arrived early because there was very light traffic.
- Slow-moving Traffic: ترافیکی که آهسته حرکت میکند.
- ✅ We were stuck in slow-moving traffic for ages.
- Standstill Traffic: ترافیکی که کاملاً متوقف شده (مثل یک راهبندان کامل).
- ✅ The accident caused standstill traffic for miles.
- Bumper-to-bumper Traffic: ترافیک بسیار سنگین که خودروها تقریباً به هم چسبیدهاند و حرکت بسیار کند یا متوقف است. (این اصطلاح بیشتر در انگلیسی آمریکایی رایج است.)
- ✅ The highway was bumper-to-bumper traffic all the way to the city.
رویدادهای مربوط به ترافیک: تصادفات و حوادث
هنگام صحبت از تصادفات و حوادث رانندگی، چندین کلمه و عبارت کلیدی وجود دارد که هر یک بار معنایی خاص خود را دارند.
1. “Accident,” “Collision,” و “Crash”
این سه کلمه همگی به برخورد ناخواسته وسایل نقلیه اشاره دارند، اما تفاوتهایی در کاربرد و شدت آنها وجود دارد.
Accident (تصادف / حادثه)
این کلمه یک اصطلاح عمومی است که برای هر نوع حادثه ناخواستهای (نه فقط رانندگی) استفاده میشود و بار معنایی آن میتواند از یک خراش کوچک تا یک رویداد مرگبار متغیر باشد.
- Formula:
a car accident/a road accident - ✅ Correct: There was a minor car accident on the corner.
- ✅ Correct: She was injured in a cycling accident.
Collision (تصادف / برخورد)
“Collision” به طور خاص به برخورد فیزیکی بین دو یا چند چیز (معمولاً وسایل نقلیه) اشاره دارد. این کلمه اغلب در گزارشهای پلیس، اخبار رسمی و متنهای بیمه استفاده میشود و بیشتر بر جنبه فیزیکی برخورد تأکید دارد.
- Formula:
a head-on collision/to be involved in a collision - ✅ Correct: The police are investigating a serious collision between two trucks.
نکته: “Collision” معمولاً بار معنایی جدیتری نسبت به “accident” دارد و اغلب نشاندهنده خسارت یا جراحات قابل توجه است.
Crash (تصادف شدید / برخورد کوبنده)
“Crash” به یک تصادف ناگهانی، سریع و شدید اشاره دارد که معمولاً با صدای بلند و تخریب زیادی همراه است. این کلمه حس شدت و خشونت بیشتری را منتقل میکند و اغلب برای تصادفات جدی و خسارتبار استفاده میشود.
- Formula:
a car crash/to crash into something - ✅ Correct: The driver walked away from the horrific car crash with only minor injuries.
- ✅ Correct: The plane crashed shortly after takeoff.
ترتیب شدت (از کمتر به بیشتر): Accident (عمومی) < Collision (برخورد فیزیکی) < Crash (شدید و مخرب)
2. اصطلاحات مرتبط با ترافیک و رانندگی
- Fender-bender: تصادف جزئی که فقط به سپر خودرو آسیب میرساند. (بیشتر در انگلیسی آمریکایی)
- ✅ I had a small fender-bender in the parking lot yesterday.
- Roadblock: سد یا مانع فیزیکی در جاده، معمولاً توسط پلیس برای کنترل ترافیک یا جستجو.
- ✅ The police set up a roadblock to catch the suspect.
- Diversion: مسیر انحرافی، زمانی که جاده اصلی به دلیل کار عمرانی یا حادثه بسته است.
- ✅ There’s a diversion in place due to roadworks.
- Traffic Warden (UK) / Parking Enforcement Officer (US): مأمور کنترل پارک خودرو و جریمه متخلفان.
- ✅ I got a ticket from a traffic warden for illegal parking.
عبارات و اصطلاحات رایج مرتبط با ترافیک
برای صحبت روانتر در مورد ترافیک، باید با برخی عبارات و اصطلاحات رایج نیز آشنا باشید.
- To be stuck in traffic: در ترافیک گیر کردن.
- ✅ I hate being stuck in traffic on my way to work.
- To get caught in traffic: در ترافیک گرفتار شدن.
- ✅ We left early, but still got caught in traffic.
- Traffic report: گزارش وضعیت ترافیک (معمولاً از رادیو یا تلویزیون).
- ✅ Let’s listen to the traffic report before we leave.
- Traffic camera: دوربین کنترل ترافیک.
- ✅ The traffic cameras show clear roads ahead.
- Traffic lights: چراغ راهنمایی.
- ✅ Turn right at the next set of traffic lights.
- Traffic signs: علائم راهنمایی و رانندگی.
- ✅ Pay attention to the traffic signs.
- Road rage: عصبانیت شدید رانندگان در ترافیک.
- ✅ His road rage often gets him into trouble.
تفاوتها در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی
همانطور که قبلاً اشاره شد، برخی اصطلاحات مربوط به ترافیک در لهجههای مختلف انگلیسی متفاوت هستند:
| اصطلاح عمومی | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| راهبندان | Traffic Jam | Traffic Jam / Tailback |
| ماشینها به هم چسبیده | Bumper-to-bumper traffic | Nose-to-tail traffic |
| تصادف جزئی | Fender-bender | Minor bump |
| مامور کنترل پارک | Parking Enforcement Officer | Traffic Warden |
اشتباهات رایج و افسانههای مربوط به واژگان ترافیک
1. اشتباه رایج: شمارش “Traffic”
- ❌ اشتباه: There are many traffics in Tehran.
- ✅ صحیح: There is a lot of traffic in Tehran. / There are many traffic jams in Tehran.
- توضیح: “Traffic” غیرقابل شمارش است. اگر میخواهید به چندین راهبندان اشاره کنید، از “traffic jams” استفاده کنید.
2. اشتباه رایج: استفاده از “Rush Time”
- ❌ اشتباه: Let’s leave before rush time.
- ✅ صحیح: Let’s leave before rush hour.
- توضیح: عبارت صحیح و استاندارد “rush hour” است، نه “rush time”.
3. افسانه: “Accident” و “Crash” کاملاً یکسان هستند.
- توضیح: در حالی که میتوانند در برخی موارد به جای یکدیگر استفاده شوند، “crash” معمولاً بر شدت و خشونت بیشتر برخورد تأکید دارد، در حالی که “accident” عمومیتر است. سعی کنید در مواقعی که قصد تأکید بر شدت را دارید، از “crash” استفاده کنید.
4. اشتباه رایج: ترجمه مستقیم “ترافیک سنگین” به “heavy traffics”
- ❌ اشتباه: We saw many heavy traffics.
- ✅ صحیح: We saw a lot of heavy traffic. / We saw many heavy traffic jams.
- توضیح: دوباره تأکید میشود که “traffic” غیرقابل شمارش است. “Heavy traffic” صحیح است و به معنی ترافیک سنگین (غیرقابل شمارش) است.
سوالات متداول (FAQ) درباره واژگان ترافیک
آیا “Traffic” قابل شمارش است؟
خیر، “traffic” یک اسم غیرقابل شمارش (uncountable noun) در زبان انگلیسی است. شما نمیتوانید بگویید “two traffics” یا “many traffics”. برای اشاره به مقدار آن از “a lot of traffic” یا “much traffic” استفاده کنید.
تفاوت اصلی بین “Accident” و “Crash” چیست؟
“Accident” یک کلمه عمومیتر برای هر نوع حادثه ناخواسته است. “Crash” به طور خاص به یک برخورد ناگهانی، شدید و معمولاً با خسارت زیاد اشاره دارد و بار معنایی جدیتری دارد. “Collision” نیز یک برخورد فیزیکی است که بیشتر در گزارشهای رسمی استفاده میشود.
چگونه در مورد وضعیت ترافیک سوال کنیم؟
میتوانید از عباراتی مانند “What’s the traffic like?” (وضعیت ترافیک چطور است؟)، “Is there much traffic?” (ترافیک زیاد است؟) یا “Are there any traffic jams?” (راهبندان وجود دارد؟) استفاده کنید.
“Tailback” به چه معناست؟
“Tailback” یک اصطلاح رایج در انگلیسی بریتانیایی است که به صف طولانی از وسایل نقلیه متوقف یا بسیار آهسته در یک جاده اشاره دارد، که معمولاً ناشی از یک راهبندان یا مانع جلوتر است.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس در مورد ترافیک صحبت کنید!
تبریک میگوییم! اکنون شما به مجموعهای از واژگان و عبارات کلیدی مجهز هستید که به شما امکان میدهند مانند یک فرد بومی درباره ترافیک به انگلیسی صحبت کنید. از “heavy traffic” تا “rush hour” و از “traffic jam” تا “car crash”، هر یک از این اصطلاحات نقش مهمی در توصیف دقیق و شفاف وضعیت ترافیک ایفا میکنند.
نگران نباشید اگر در ابتدا برخی از این نکات ظریف به نظرتان سخت میآیند. یادگیری زبان یک فرایند تدریجی است. کلید موفقیت، تمرین مداوم است. سعی کنید این واژگان را در مکالمات روزمره خود به کار ببرید، به گزارشهای ترافیک گوش دهید و مثالهای بیشتری را مطالعه کنید. هرچه بیشتر از این کلمات استفاده کنید، بیشتر به آنها عادت کرده و اعتماد به نفس شما در استفاده از آنها افزایش خواهد یافت.
با یادگیری این واژگان تخصصی، نه تنها مهارتهای زبانی خود را ارتقا میدهید، بلکه ارتباطات خود را در موقعیتهای واقعی زندگی نیز بهبود میبخشید. ادامه دهید و از سفر یادگیری خود لذت ببرید!



سلام، ممنون از توضیح خیلی خوبتون! من همیشه بین accident و crash گیج میشدم، مخصوصا وقتی میخواستم بگم تصادف شدید. الان فرقشون رو کاملا فهمیدم. عالی بود!
خواهش میکنم رضا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، درک این ظرافتها در استفاده از واژگان بسیار مهم است و به شما کمک میکند دقیقتر و طبیعیتر صحبت کنید.
«Commuting during rush hour is exhausting.» این جمله واقعا زندگی منو توصیف میکنه! هر روز باید با «rush hour» دست و پنجه نرم کنم. ممنون از مقاله کاربردی.
آیا برای «traffic jam» کلمه یا اصطلاح دیگهای هم هست که بشه استفاده کرد؟ مثلا «gridlock» چیه؟ آیا «traffic jam» خیلی غیررسمیه؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید علی! بله، ‘gridlock’ به وضعیتی از ترافیک اطلاق میشود که خیابانها کاملاً مسدود شدهاند و هیچ ماشینی نمیتواند حرکت کند (مثل گره خوردن). ‘Traffic jam’ یک اصطلاح رایج و کاملاً استاندارد (نه غیررسمی) است، ولی ‘gridlock’ شدت بیشتری را نشان میدهد.
ممنون بابت مقاله! یه سوال، «Congestion» هم به معنی ترافیک سنگین هست؟ تو متن اشاره شده ولی تو جدول توضیح داده نشده بود.
دقیقا نرگس عزیز! ‘Congestion’ به معنای ‘ازدحام’ یا ‘تراکم’ است و در مورد ترافیک به معنای ترافیک سنگین و کندرو است، جایی که تعداد زیادی وسیله نقلیه باعث کاهش سرعت حرکت میشوند. این کلمه رسمیتر از ‘traffic jam’ است و بیشتر در گزارشهای رسمی یا علمی به کار میرود.
تلفظ «collision» چطوریه؟ فکر کنم قبلا اشتباه تلفظش میکردم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
تلفظ صحیح ‘collision’ به این صورت است: /kəˈlɪʒən/. روی بخش دوم کلمه (li) تاکید بیشتری است. امیدواریم این راهنمایی کمککننده باشد!
همیشه مقالاتتون مفید و کاربردی هستن. این یکی هم دقیقا چیزی بود که دنبالش بودم. دستتون درد نکنه.
برای گفتن ‘گیر کردن در ترافیک’ همیشه از ‘stuck in a traffic jam’ استفاده میکنیم یا اصطلاحات دیگهای هم هست؟ مثلا ‘caught in traffic’ چطوره؟
سوال عالی بود امیر! بله، ‘stuck in a traffic jam’ بسیار رایج و صحیح است. ‘Caught in traffic’ هم یک اصطلاح کاملاً درست و پرکاربرد است که معنای مشابهی دارد. هر دو را میتوانید به راحتی استفاده کنید.
من «crash» رو تو فیلمهای اکشن زیاد شنیده بودم ولی فکر میکردم فقط برای سقوط هواپیما یا نابودی کامل ماشینه. حالا متوجه شدم برای تصادف معمولی هم به کار میره. جالب بود!
دقیقا فاطمه جان! درسته که ‘crash’ میتواند برای حوادث شدیدتر (مثل سقوط هواپیما یا تصادف با سرعت بالا) به کار رود، اما برای توصیف تصادفات خودرویی با خسارت قابل توجه نیز رایج است و لزوماً به معنی ‘نابودی کامل’ نیست. تفاوت اصلی آن با ‘accident’ در میزان شدت و خسارت است.
پس ‘traffic’ کلیه و ‘traffic jam’ مورد خاصی از ترافیکه که حرکت متوقف شده؟ این تفکیک خیلی خوب بود.
بسیار خوب متوجه شدید امید! همینطور است. ‘Traffic’ به معنای کلی ‘تعداد وسایل نقلیه در جاده’ است (مثل ‘There’s a lot of traffic today’) و غیرقابل شمارش است، در حالی که ‘traffic jam’ یک وضعیت خاص است که در آن ترافیک متوقف یا بسیار کند شده است.
برای توصیف راهبندان خیلی شدید که ماشینها به هم چسبیدن، اصطلاح «bumper-to-bumper traffic» هم استفاده میشه که به نظرم خیلی جالبه!
نکته بسیار عالیای اشاره کردید پریسا! «Bumper-to-bumper traffic» اصطلاحی بسیار رایج و تصویری است برای توصیف ترافیک بسیار سنگین که وسایل نقلیه تقریباً سپر به سپر حرکت میکنند. ممنون که این اصطلاح مفید را با بقیه به اشتراک گذاشتید!
مثل همیشه عالی و کاربردی. ممنون از زحماتتون.
آیا «crash» از «accident» غیررسمیتره؟ یا فقط میزان شدت رو نشون میده؟
سلام زهرا جان. ‘Crash’ لزوماً غیررسمیتر از ‘accident’ نیست، اما معمولاً به یک برخورد ناگهانی و اغلب شدیدتر اشاره دارد که با صدای بلند و خسارت قابل توجه همراه است. ‘Accident’ کلمهای کلیتر برای هرگونه اتفاق ناخواسته است که میتواند شامل تصادفات خفیف تا شدید شود. پس بیشتر مربوط به شدت واقعه است تا سطح رسمیت.
دیروز تو «rush hour» نزدیک بود از کارم اخراج بشم! کاش این مقاله رو زودتر میخوندم تا بتونم درست توضیح بدم. خیلی خوب بود.
متاسفیم که چنین تجربهای داشتید مهدی! امیدواریم از این به بعد با اعتماد به نفس بیشتری بتوانید در مورد وضعیت ترافیک صحبت کنید. موفق باشید!
بین «collision» و «crash» چه تفاوتی هست؟ آیا «collision» فقط به معنی برخورد دو وسیله نقلیه است؟
لادن جان، ‘Collision’ یک کلمه رسمیتر است که به معنای ‘برخورد’ دو شیء (یا بیشتر) متحرک است. میتواند شامل دو وسیله نقلیه، یک وسیله نقلیه با یک شیء ثابت یا حتی برخورد ستارهها باشد. ‘Crash’ بیشتر بر نتیجهی یک برخورد ناگهانی و با خشونت (مثل تصادف و شکستن یا خرد شدن) تاکید دارد. ‘Collision’ ممکن است بدون خسارت جدی هم رخ دهد، اما ‘crash’ معمولاً با خسارت و تخریب همراه است.
وبلاگ شما همیشه راهگشای من در یادگیری لغات انگلیسی بوده. متشکرم.
آیا «heavy traffic» هم همون «traffic jam» هست یا فرق داره؟
سوال بسیار مهمی پرسیدید الهام! ‘Heavy traffic’ به معنای ‘ترافیک سنگین’ است، یعنی وسایل نقلیه زیادی در جاده هستند و سرعت حرکت کند است، اما لزوماً متوقف نشدهاند. اما ‘traffic jam’ به معنای ‘راهبندان’ است که در آن ترافیک کاملاً متوقف شده یا حرکت بسیار کند و مقطعی است. پس ‘heavy traffic’ میتواند به ‘traffic jam’ منجر شود، اما خودش به معنی توقف کامل نیست.
من برای «crash» اینطوری تو ذهنم نگه میدارم که یه صدای بلند و خرد شدن همراهشه. مثل سقوط چیزی!
روش بسیار خوبی برای به خاطر سپردن سهیل! ‘Crash’ واقعاً تداعیکننده صدای شکستن، خرد شدن یا برخورد شدید است و این ارتباط ذهنی به شما کمک میکند تا تفاوت آن را با ‘accident’ بهتر درک کنید.
میشه یه مثال دیگه با ‘There’s a lot of traffic on the roads today’ بگید که ‘traffic’ غیرقابل شمارش باشه و معنی ‘وسایل نقلیه’ بده؟
حتما مریم جان! یک مثال دیگر: ‘The city council is trying to reduce traffic in the downtown area.’ (شورای شهر در تلاش است تا حجم وسایل نقلیه (ترافیک) را در مرکز شهر کاهش دهد.) در اینجا ‘traffic’ به کل حجم وسایل نقلیه اشاره دارد و غیرقابل شمارش است.
واقعاً اعتماد به نفسم بیشتر شد. همیشه نگران بودم که اشتباهی استفاده کنم. الان با خیال راحت میتونم صحبت کنم.
شنیدم برای تصادفات زنجیرهای از «pile-up» استفاده میشه. آیا درسته و میشه بیشتر در موردش توضیح بدید؟
بله شیرین جان، کاملاً درست است! ‘Pile-up’ اصطلاحی است که برای توصیف تصادفات زنجیرهای (multi-vehicle collision) به کار میرود، به خصوص زمانی که تعداد زیادی ماشین در یک نقطه با هم برخورد میکنند و روی هم انباشته میشوند. این اصطلاح بیشتر در مورد بزرگراهها و شرایط آب و هوایی بد دیده میشود. مثلاً: ‘There was a huge pile-up on the highway due to the fog.’