مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

جایگزین‌های Dirty (کثیف): چرک، لکه‌دار و آلوده

بسیاری از زبان‌آموزان در تله استفاده از کلمات تکراری می‌افتند، اما در این راهنمای جامع، ما به بررسی دقیق انواع مترادف dirty می‌پردازیم تا شما یاد بگیرید چگونه مثل یک بومی (Native) تفاوت‌های ظریف بین لکه‌دار بودن، چرک بودن و آلودگی‌های محیطی را تشخیص دهید و دیگر هرگز در انتخاب واژه دچار اشتباه نشوید.

واژه (Word) زمینه کاربرد (Context) معادل فارسی
Filthy کثیفی بسیار زیاد و منزجرکننده بسیار کثیف / چرک‌آلود
Stained آلودگی نقطه‌ای ناشی از رنگ یا مایع لکه‌دار
Polluted آلودگی‌های محیط زیستی و شیمیایی آلوده (صنعتی)
Grubby کثیفی ناشی از دست زدن زیاد یا خاک چرک / انگشت‌خورده
Contaminated آلودگی خطرناک یا سمی (پزشکی/علمی) آلوده / مسموم
📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:آدرس دادن به راننده تاکسی تو دبی و ترکیه (گم نشید!)

چرا باید از کلمات متنوع به جای Dirty استفاده کنیم؟

از دیدگاه زبان‌شناسی کاربردی، کلمه dirty یک واژه “چتری” (Umbrella Term) است. یعنی معنای بسیار گسترده‌ای دارد که نمی‌تواند جزییات را نشان دهد. وقتی شما از یک مترادف dirty دقیق استفاده می‌کنید، در واقع دارید به شنونده اطلاعات بیشتری درباره نوع کثیفی، منشأ آن و حتی احساس خودتان نسبت به آن می‌دهید. این کار باعث افزایش نمره EEAT (تخصص، اعتبار و اعتماد) در نوشته‌های شما و همچنین بهبود درک مطلب در آزمون‌های بین‌المللی می‌شود.

تفاوت‌های سطحی: از کثیفی کم تا زیاد

در یادگیری لغات، همیشه باید از ساده به پیچیده حرکت کنیم. بیایید نگاهی به سلسله مراتب شدت کثیفی بیندازیم:

📌 این مقاله را از دست ندهید:حرکت “Deadlift”: چرا اسمش “مرده” است؟

دسته‌بندی تخصصی مترادف‌های Dirty بر اساس کاربرد

1. کثیفی‌های مربوط به پوشاک و پارچه

بسیاری از زبان‌آموزان برای لباسی که نیاز به شستشو دارد فقط از dirty استفاده می‌کنند. اما به این گزینه‌های حرفه‌ای‌تر توجه کنید:

2. آلودگی‌های محیطی و بهداشتی

در این بخش، دقت در انتخاب واژه حیاتی است، زیرا مستقیماً با سلامت در ارتباط است. به عنوان یک مترادف dirty، واژه‌های زیر بار معنایی علمی دارند:

3. کثیفی‌های مربوط به سطوح و اشیاء

برای توصیف یک اتاق یا یک وسیله، می‌توانید از این فرمول استفاده کنید:

[Object] + [Be Verb] + [Adjective]

📌 بیشتر بخوانید:دیگه نگو I Agree! 5جایگزین ها که لولت رو بالا میبره

تفاوت‌های لهجه‌ای: بریتانیایی (UK) در مقابل آمریکایی (US)

به عنوان یک متخصص زبان‌شناسی، باید بدانید که جغرافیا بر انتخاب واژه تاثیر می‌گذارد:

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Ex”: اکس یعنی کی؟ (برگشتن به اکس)

روانشناسی یادگیری: چگونه نگران اشتباه کردن نباشیم؟

بسیاری از زبان‌آموزان به دلیل “اضطراب زبان” (Language Anxiety) ترجیح می‌دهند از همان کلمه ساده dirty استفاده کنند تا اشتباه نکنند. اما پیشنهاد ما این است که با “تقطیع” (Chunking) یاد بگیرید. به جای حفظ کردن لیستی از ۲۰ کلمه، فقط ۲ کلمه را برای کثیفی لباس و ۲ کلمه را برای آلودگی محیط یاد بگیرید. این کار بار شناختی مغز شما را کاهش داده و اعتماد به نفس‌تان را بالا می‌برد.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Time Release Protein” چیه؟ (راهنمای پروتئین زمان‌دار برای باشگاه)

اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:چطور به انگلیسی توضیح بدیم “ته دیگ” چیه؟ (سوخته نیست!)

سوالات متداول (Common FAQ)

آیا می‌توان از Dirty برای توصیف آدم‌ها استفاده کرد؟

بله، اما مراقب باشید! اگر بگویید “He is a dirty man”، بسته به شرایط ممکن است به معنای کثیف بودن فیزیکی او باشد یا به معنای فاسد بودن اخلاقی او. برای نظافت شخصی بهتر است از واژه‌هایی مثل unwashed یا disheveled استفاده کنید.

تفاوت اصلی بین Contaminated و Polluted چیست؟

Polluted بیشتر به جنبه تخریب محیط زیست اشاره دارد، اما Contaminated به وجود یک ماده خارجی خطرناک در چیزی اشاره می‌کند که آن را غیرقابل استفاده یا سمی کرده است.

رسمی‌ترین مترادف dirty چیست؟

واژگانی مثل soiled، contaminated و sullied (برای شهرت یا اشیاء گرانبها) از رسمی‌ترین کلمات هستند.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Smurf Account” (پرو پلیر در لباس بره!)

نتیجه‌گیری

تسلط بر انواع مترادف dirty نه تنها دایره واژگان شما را غنی‌تر می‌کند، بلکه به شما اجازه می‌دهد با دقت یک جراح، مفاهیم ذهنی خود را به زبان انگلیسی منتقل کنید. به یاد داشته باشید که زبان یک موجود زنده است و انتخاب کلمه درست، نشان‌دهنده احترام شما به مخاطب و تسلط شما بر موضوع است. از امروز تلاش کنید در هر موقعیت، به جای استفاده از واژه تکراری dirty، از یکی از کلمات تخصصی که در این مقاله یاد گرفتید استفاده کنید. نگران اشتباهات کوچک نباشید؛ مسیر یادگیری از میان همین تجربه‌ها می‌گذرد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 130

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

34 پاسخ

  1. چقدر عالی بود این مقاله! همیشه دنبال همچین تفکیک‌هایی برای کلمات بودم، مخصوصاً برای آزمون آیلتس که تنوع واژگان واقعاً مهمه. ممنون از تیم خوبتون!

    1. خواهش می‌کنیم سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، آزمون‌هایی مثل آیلتس و تافل به شدت روی دامنه واژگان و استفاده دقیق از آن‌ها تاکید دارند. موفق باشید!

  2. مقاله خیلی خوبی بود. تفاوت بین Filthy و Grubby یکم برام گنگه. میشه برای Grubby چندتا مثال دیگه بزنید؟ مثلاً میشه گفت “grubby clothes”؟

    1. سلام امیر عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدید. بله، “grubby clothes” کاملاً درسته و به لباس‌هایی اشاره داره که بر اثر استفاده زیاد یا دست زدن کثیف شدن، مثلاً لباس‌های بچه‌ای که در حال بازی بوده. Grubby معمولاً حس کثیفی سطحی و ناشی از خاک یا چربی دست رو میده، در حالی که Filthy به کثیفی عمیق‌تر و تهوع‌آور اشاره داره. مثلاً “a grubby child’s face” یا “grubby hands”.

  3. ممنون بابت این توضیحات جامع. من همیشه Contaminated و Polluted رو با هم اشتباه می‌گرفتم. حالا متوجه شدم Contaminated بیشتر جنبه پزشکی و سمی داره. درسته؟

    1. کاملاً درسته لیلا جان! تفاوت اصلی همین‌جاست. Contaminated بیشتر به آلودگی‌هایی اشاره داره که سلامت رو تهدید می‌کنه و معمولاً در زمینه علمی، پزشکی یا غذایی استفاده میشه (مثل “contaminated water supply” یا “contaminated food”). در حالی که Polluted بیشتر به آلودگی‌های محیط‌زیستی گسترده‌تر و صنعتی (مثل “polluted air” یا “polluted river”) اشاره داره. دقت شما عالیه!

  4. واقعاً به همچین مقاله‌ای نیاز داشتم. همیشه از تکرار کلمه dirty خسته می‌شدم. الان می‌تونم با اطمینان بیشتری صحبت کنم. دست مریزاد!

  5. این کلمات جایگزین همشون رسمی هستن یا بعضیاشون تو مکالمات روزمره هم استفاده میشن؟ مثلاً Grubby برای مکالمه روزمره مناسبه؟

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدید مریم جان. Filthy و Grubby کاملاً مناسب مکالمات روزمره هستند. Stained هم همینطور. Polluted و Contaminated در مکالمات روزمره کمتر استفاده میشن مگر اینکه درباره مسائل محیط‌زیستی یا پزشکی صحبت کنید که ماهیت موضوع رسمی‌تره. پس بله، Grubby رو می‌تونید به راحتی در مکالمات روزمره استفاده کنید.

  6. خیلی ممنون از مقاله خوبتون. میشه لطفا راهنمایی کنید که تلفظ صحیح کلمه “Filthy” چطوریه؟ فکر کنم قبلا اشتباه تلفظ میکردم.

    1. خواهش می‌کنم علی عزیز. تلفظ صحیح “Filthy” به صورت /ˈfɪlθi/ هست. یعنی “فیل-ثی”. دقت کنید که “th” در اینجا صدای “ث” (مثل “ثابت”) رو میده، نه “ت” یا “س”.

  7. مقاله فوق‌العاده‌ای بود! آیا کلمه “Mucky” هم می‌تونه در همین دسته‌بندی قرار بگیره؟ مثلاً برای چیزی که پر از گل و لای باشه؟

    1. بله سمیرا جان، نکته خیلی خوبی رو اشاره کردید! “Mucky” قطعاً می‌تونه در این دسته‌بندی قرار بگیره و به معنی “پر از گل و لای” یا “کثیف و لجنی” هست. معمولاً برای چیزهایی که با خاک یا گل مرطوب کثیف شدن استفاده میشه، مثلاً “mucky boots” (چکمه‌های گلی). ممنون از افزودن این کلمه مفید!

  8. واقعا کاربردی بود. یادمه یه بار تو رستوران خواستم بگم میز کثیفه، فقط گفتم dirty table. احتمالا منظورم “grubby table” یا “stained table” بوده. این مقاله چشمامو باز کرد!

    1. خوشحالیم که مقاله براتون روشنگر بوده پیمان عزیز! این دقیقاً همون چیزیه که ما سعی داریم آموزش بدیم: انتخاب دقیق‌ترین کلمه برای موقعیت. “Grubby table” برای میزی که بر اثر استفاده روزمره کثیف شده و “Stained table” برای میزی که لکه‌ای روش افتاده، هر دو انتخاب‌های عالی‌تری هستند.

  9. ممنون از مقاله پربارتون. منظور از “کلمه چتری” (Umbrella word) چیست؟ این اصطلاح رو تا حالا نشنیده بودم.

    1. سلام نگین جان. “کلمه چتری” یا “Umbrella word” به کلمه‌ای گفته میشه که معنای گسترده‌ای داره و شامل چندین مفهوم جزئی‌تر و خاص‌تر میشه. مثل یک چتر که روی چند نفر سایه می‌اندازه، کلمه “dirty” هم می‌تونه انواع مختلف کثیفی رو در بر بگیره (لکه‌دار، چرک، آلوده و…). اما برای دقت بیشتر، بهتره از کلمات جزئی‌تر و مناسب با هر موقعیت استفاده کنیم.

  10. آیا کلمه “Squalid” هم میتونه جایگزین مناسبی برای dirty باشه؟ مثلاً برای مکان‌های خیلی کثیف و نامرتب.

    1. آرزو جان، سوال شما خیلی دقیق و عالیه! بله، “Squalid” (تلفظ: /ˈskwɒlɪd/) قطعاً می‌تونه در این دسته‌بندی قرار بگیره. این کلمه به معنی “بسیار کثیف، فقیرانه و از نظر بهداشتی نامناسب” است و اغلب برای توصیف شرایط زندگی یا مکان‌هایی به کار می‌رود که به دلیل فقر و بی‌توجهی، بسیار کثیف و ناخوشایند هستند. مثلاً “squalid living conditions”. این کلمه حس ناامیدی و عدم رسیدگی رو هم در بر داره. عالیه که بهش اشاره کردید!

  11. این بخش “Stained” واقعا برام جالب بود. تا قبل از این فقط می‌گفتم “dirty clothes” ولی الان می‌فهمم فرق “stained shirt” با “grubby shirt” چقدر زیاده.

    1. دقیقا هادی جان! این تفاوت‌های ظریف کلید بهبود مهارت زبانی شماست. “Stained shirt” یعنی پیراهنی که لکه افتاده، شاید با قهوه یا جوهر، در حالی که “grubby shirt” یعنی پیراهنی که بر اثر استفاده و دست زدن چرک شده و شاید نیاز به شستشو داره اما لکه خاصی نداره. همین تفاوت‌ها شما رو از یک زبان‌آموز معمولی متمایز می‌کنه.

  12. ممنونم، این مقاله برای نوشتن مقالات علمی و پایان‌نامه خیلی به دردم می‌خوره. همیشه نگران بودم که از کلمات عمومی استفاده کنم و کارم حرفه‌ای به نظر نرسه.

    1. خوشحالیم که براتون مفید بوده شبنم جان. در محیط‌های آکادمیک و علمی، انتخاب واژگان دقیق و تخصصی از اهمیت بالایی برخورداره و تاثیر مستقیمی بر کیفیت و اعتبار متن شما داره. این کلمات جایگزین به شما کمک می‌کنند تا منظور خود را با نهایت دقت و حرفه‌ای‌گری بیان کنید.

  13. سلام، مقاله بسیار روشنگر بود. آیا اصطلاحاتی در انگلیسی وجود داره که با این کلمات (مثل Filthy یا Polluted) ساخته شده باشن و معنی خاصی بدن؟ یا فقط به عنوان صفت استفاده میشن؟

    1. سلام کیوان عزیز. سوال بسیار جالبی پرسیدید! بله، اصطلاحاتی هم با برخی از این کلمات وجود دارد.
      مثلاً با “dirty”:
      * “Dirty money”: پول غیرقانونی
      * “Dirty joke”: لطیفه نامناسب
      * “To do the dirty work”: انجام کارهای سخت و ناخوشایند (معمولاً کسی نمی‌خواهد انجام دهد)

      با “filthy”:
      * “Filthy rich”: خیلی پولدار (به شکل اغراق‌آمیز)

      با “polluted”:
      * اگرچه کمتر اصطلاح رایج وجود دارد، اما خود کلمه به صورت استعاری هم می‌تواند استفاده شود، مثلاً برای افکار یا ذهن آلوده.

      با “stained”:
      * “Stained reputation”: آبروی لکه‌دار شده

      این موارد نشان می‌دهند که چگونه کلمات می‌توانند معانی فراتر از ظاهر اولیه خود داشته باشند.

  14. آیا “Soiled” هم می‌تونه یکی از مترادف‌های dirty باشه؟ مثلاً “soiled clothes”.

    1. بله فرزاد جان، نکته بسیار خوبی رو اشاره کردید! “Soiled” (تلفظ: /sɔɪld/) کاملاً یکی از مترادف‌های “dirty” هست، به ویژه برای لباس، پارچه یا سطوحی که کثیف شده‌اند. “Soiled clothes” یا “soiled linen” به معنی لباس یا پارچه‌های کثیف و چرک است و اغلب به کثیفی ناشی از خاک یا مایعات اشاره دارد. این کلمه کمی رسمی‌تر از “grubby” است و اغلب در زمینه رختشویی یا نظافت استفاده می‌شود. ممنون که این کلمه رو هم مطرح کردید!

  15. من واقعا دغدغه نمره‌هام در IELTS رو داشتم و این مقاله نشون داد که چرا همیشه Listening و Reading رو خوب می‌زدم ولی تو Speaking و Writing نمره کم می‌آوردم. ممنونم!

    1. دنیا جان، دقیقاً! این مشکلیه که خیلی از زبان‌آموزان باهاش روبرو هستن. در بخش Speaking و Writing، توانایی شما در استفاده از طیف وسیعی از واژگان و به کار بردن آن‌ها در زمینه مناسب، نقش بسیار مهمی در ارتقاء نمره شما داره. خوشحالیم که مقاله براتون بینش جدیدی ایجاد کرده. تمرین کنید و از این کلمات جدید در صحبت‌ها و نوشته‌هاتون استفاده کنید تا ملکه ذهنتون بشن!

  16. آیا “Filthy language” به معنی حرفای رکیک و بد هم هست؟ یا فقط برای کثیفی فیزیکی استفاده میشه؟

    1. سوال شما عالیه ماهان جان! بله، “Filthy language” یا “filthy mouth” دقیقاً به معنی استفاده از کلمات زشت، رکیک یا فحش است. این نشان می‌دهد که برخی از این کلمات، علاوه بر معنای فیزیکی، می‌توانند کاربردهای استعاری و معنایی هم داشته باشند. در این مورد، “filthy” به معنای “ناپسند” یا “منزجرکننده” از نظر اخلاقی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *