مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

چگونه به انگلیسی یک داستان را جذاب تعریف کنیم؟ (Storytelling Phrases)

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و گنجینه‌ای از عبارات داستان سرایی (Storytelling Phrases) را در اختیار شما قرار می‌دهیم تا بتوانید هر روایتی، از یک خاطره ساده روزمره گرفته تا یک داستان پیچیده و هیجان‌انگیز را به شکلی جذاب و مسلط به زبان انگلیسی تعریف کنید. داستان‌گویی فقط به اشتراک گذاشتن وقایع نیست، بلکه هنر زنده‌کردن کلمات و درگیر کردن احساسات شنونده است. با یادگیری این عبارات، شما ابزارهای لازم برای تبدیل شدن به یک راوی ماهر را خواهید داشت.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:کی تو خونه “Wears the pants”؟ (رئیس کیه؟)

قلاب شروع: چگونه شنونده را در همان ابتدا میخکوب کنیم؟

شروع داستان، مهم‌ترین بخش آن است. شما فقط چند ثانیه فرصت دارید تا توجه مخاطب را جلب کنید. به جای شروع‌های کلیشه‌ای و خسته‌کننده، از عباراتی استفاده کنید که کنجکاوی را برانگیخته و شنونده را تشنه‌ی شنیدن ادامه ماجرا کند.

عباراتی برای شروع یک خاطره یا رویداد غیرمنتظره

این عبارات برای زمانی عالی هستند که می‌خواهید یک تجربه شخصی یا اتفاقی جالب را تعریف کنید. آن‌ها به شنونده نشان می‌دهند که داستانی که می‌خواهید تعریف کنید، ارزش شنیدن را دارد.

شروع داستان با ایجاد فضایی رازآلود یا هیجان‌انگیز

اگر داستان شما کمی هیجان یا رمز و راز دارد، از همان ابتدا این فضا را ایجاد کنید. این عبارات به خوبی می‌توانند مقدمه‌چینی کنند.

📌 بیشتر بخوانید:تفاوت “Toilet” ایرانی و فرنگی (توضیح برای مهمان خارجی)

موتور محرک داستان: پیشبرد روایت و حفظ جذابیت

بعد از یک شروع قوی، باید بتوانید داستان را به شکلی روان و جذاب ادامه دهید. استفاده از عبارات داستان سرایی مناسب در این مرحله، به روایت شما نظم می‌دهد و به شنونده کمک می‌کند تا توالی اتفاقات را به خوبی دنبال کند. این عبارات مانند تابلوهای راهنما در جاده داستان شما عمل می‌کنند.

ایجاد توالی زمانی (Sequencing)

برای اینکه اتفاقات داستان شما به ترتیب و واضح بیان شوند، از این کلمات و عبارات استفاده کنید. این کار از سردرگمی شنونده جلوگیری می‌کند.

مثال در عمل: First of all, I woke up late. Then, as I was rushing out, I realized I’d forgotten my keys. Eventually, I had to call a locksmith to get back into my own apartment.

اوج‌گیری و ایجاد تعلیق (Building Suspense)

هیچ‌چیز مانند کمی تعلیق و هیجان نمی‌تواند شنونده را درگیر داستان کند. با استفاده از این عبارات، می‌توانید ضربان قلب مخاطب را بالا ببرید و او را مشتاقانه منتظر اتفاق بعدی نگه دارید.

نکته‌ی کلیدی در ایجاد تعلیق، استفاده از جملات کوتاه و بریده‌بریده است. وقتی به نقطه اوج نزدیک می‌شوید، سرعت روایت خود را کم کنید و جزئیات حسی (چیزی که شخصیت می‌بیند، می‌شنود یا حس می‌کند) را بیشتر توصیف کنید.

مثال: I was walking down the dark alley. It was eerily quiet. Suddenly, I heard a faint noise behind me. My heart started pounding. I turned around slowly, and I saw…

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “Ace” و “Team Wipe” (لحظه طلایی)

فرود ماهرانه: چگونه داستان را به شکلی به‌یادماندنی تمام کنیم؟

پایان‌بندی داستان به اندازه شروع آن اهمیت دارد. یک پایان خوب می‌تواند تاثیری ماندگار بر شنونده بگذارد. به جای اینکه داستان را ناگهان رها کنید، از عبارات داستان سرایی برای جمع‌بندی و نتیجه‌گیری استفاده کنید.

عباراتی برای نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

این عبارات به شنونده سیگنال می‌دهند که داستان به پایان خود نزدیک می‌شود و یک جمع‌بندی کلی ارائه می‌دهند.

عباراتی برای بیان درس یا پیام داستان

بسیاری از داستان‌های خوب، یک درس یا پیام اخلاقی در خود دارند. با این عبارات می‌توانید به شکلی طبیعی این پیام را به مخاطب منتقل کنید.

مثال: So in the end, I got the job, but it was a tough interview. The moral of the story is to always be prepared for unexpected questions.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:چرا “دستشویی” رفتن در انگلیسی اینقدر پیچیده است؟ (Loo, Restroom, WC)

نکات تکمیلی برای تبدیل شدن به یک داستان‌گوی حرفه‌ای

علاوه بر استفاده از عبارات کلیدی، چند تکنیک دیگر نیز وجود دارد که می‌تواند داستان‌گویی شما را به سطح بالاتری برساند.

استفاده از زمان حال داستانی (Narrative Present Tense)

یک ترفند جالب که بسیاری از انگلیسی‌زبانان بومی در مکالمات غیرر رسمی استفاده می‌کنند، تعریف کردن داستان‌های گذشته با زمان حال ساده است. این کار به داستان حس زنده‌بودن و فوریت می‌دهد و شنونده را به دل ماجرا می‌برد.

به کار بردن جزئیات حسی

به جای اینکه فقط بگویید چه اتفاقی افتاده، توصیف کنید که شخصیت‌های شما چه چیزهایی را دیدند، شنیدند، بوییدند، چشیدند یا لمس کردند. این کار داستان شما را بسیار ملموس‌تر و زنده‌تر می‌کند.

تغییر لحن و صدای شما

وقتی داستان تعریف می‌کنید، صدای شما قدرتمندترین ابزار شماست. با تغییر سرعت، بلندی و لحن صدای خود، هیجان، ناراحتی یا شادی را به شنونده منتقل کنید. اگر دیالوگی در داستان وجود دارد، سعی کنید آن را با صدایی متفاوت اجرا کنید تا شخصیت‌ها زنده شوند.

جدول عبارات کاربردی داستان سرایی

در اینجا یک جدول خلاصه برای دسترسی سریع به برخی از مفیدترین عبارات داستان سرایی آورده شده است:

مرحله داستان عبارات پیشنهادی
شروع داستان (Opening) You won’t believe this, but… / It all started when… / Picture this…
ایجاد توالی (Sequencing) First of all… Then… After that… Finally…
ایجاد تعلیق (Suspense) All of a sudden… / Out of nowhere… / My heart skipped a beat.
پایان‌بندی (Concluding) In the end… / The moral of the story is… / Long story short…

در نهایت، به یاد داشته باشید که بهترین راه برای تسلط بر هنر داستان‌گویی، تمرین کردن است. از این عبارات داستان سرایی به عنوان چارچوب استفاده کنید و خاطرات و داستان‌های خود را برای دوستان، همکاران یا حتی در مقابل آینه تعریف کنید. هر چه بیشتر تمرین کنید، طبیعی‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری می‌توانید به انگلیسی داستان بگویید و دیگران را با روایت‌های خود مجذوب کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 484

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

30 پاسخ

  1. وای چقدر عالی! همیشه مشکل داشتم که چطور یه داستان رو به انگلیسی شروع کنم که شنونده خسته نشه. این عبارات ‘hook’ واقعاً نجاتم دادن.

    1. خوشحالیم که مفید بوده سارا جان! دقیقاً هدف از ‘hook’ یا قلاب همین هست که از همون ابتدا توجه مخاطب رو جلب کنه. تمرین کنید و ببینید کدام عبارات بیشتر به سبک داستان‌گویی شما می‌خوره.

  2. مقاله بی‌نظیری بود! ‘Believe it or not…’ و ‘You’ll never guess what happened…’ رو خیلی دوست داشتم. حس می‌کنم خیلی طبیعی‌تر از ‘Once upon a time’ هستند برای مکالمات روزمره.

  3. سلام. آیا میشه از ‘It all started when…’ برای داستان‌های شخصی و کمی رسمی‌تر هم استفاده کرد؟ یا بیشتر برای موقعیت‌های دوستانه است؟

    1. سلام فاطمه جان. بله، ‘It all started when…’ بسیار کاربردی است و می‌تواند در موقعیت‌های مختلف، از جمله داستان‌های شخصی و حتی کمی رسمی‌تر، استفاده شود. لحن کلی داستان و مخاطب شما تعیین‌کننده میزان رسمی یا غیررسمی بودن آن خواهد بود، اما خود عبارت خنثی و مناسب است.

  4. کاش چند تا مثال هم برای عبارات ‘building suspense’ می‌ذاشتید. مثلاً ‘Little did I know…’ خیلی جالبه، ولی چطور باید ادامه بدم داستان رو بعدش؟

    1. محسن عزیز، حق با شماست! ‘Little did I know…’ یک شروع عالی برای ایجاد تعلیق است. بعد از آن می‌توانید به رویدادی اشاره کنید که در آن لحظه بی‌اهمیت به نظر می‌رسید اما بعداً مشخص شد که چقدر سرنوشت‌ساز بوده است. مثلاً: ‘Little did I know, that innocent coffee shop meeting would change my entire life.’ یا ‘Little did I know, the quiet knock on the door was about to unleash chaos.’

  5. من همیشه با کلمه ‘narrative’ مشکل داشتم. الان که می‌بینم به معنی ‘روایت’ و ‘داستان’ هست، تازه متوجه شدم کاربردش چیه. ممنون بابت توضیح.

    1. خواهش می‌کنم نرگس جان! ‘Narrative’ یک کلمه کلیدی در داستان‌گویی و تحلیل متون است. در واقع به ساختار و روش ارائه یک داستان یا مجموعه ای از وقایع اشاره دارد. خوشحالیم که ابهام رفع شده است.

  6. یه سوال! ‘To cut a long story short…’ رو برای جمع‌بندی داستان‌ها استفاده می‌کنم. درسته؟

    1. کاملاً درسته رضا! ‘To cut a long story short…’ یک عبارت بسیار رایج و مفید برای خلاصه کردن یا به نتیجه رساندن یک داستان یا رویداد طولانی است، زمانی که می‌خواهید به سرعت به اصل مطلب برسید و جزئیات کمتری را مطرح کنید. استفاده از آن بسیار طبیعی و عامیانه است.

  7. به نظرم ‘The moral of the story is…’ برای پایان‌های آموزنده خیلی کاربردیه. مقاله کامل و مفیدی بود.

  8. میشه در مورد اینکه چطور لهجه و اینتونیشن (intonation) هم روی جذابیت داستان‌گویی تاثیر داره، یه مقاله دیگه بنویسید؟ فکر می‌کنم مکمل این بحث باشه.

    1. امیر عزیز، پیشنهاد بسیار خوبی است! حتماً این موضوع را در نظر خواهیم گرفت. لهجه، اینتونیشن، و حتی زبان بدن (body language) نقش بسیار مهمی در زنده‌کردن داستان و ارتباط با شنونده دارند و قطعاً می‌توانند مکمل این بحث باشند. ممنون از ایده شما.

  9. من همیشه فکر می‌کردم ‘Once upon a time’ فقط برای بچه‌هاست. این مقاله نشون داد چقدر عبارات متنوعی برای شروع داستان وجود داره. سپاسگزارم.

  10. آیا عباراتی مثل ‘Suddenly, out of nowhere…’ برای داستان‌های نوشتاری هم به همین اندازه جذاب هستند؟ یا بیشتر برای گفتار مناسبند؟

    1. محمد جان، ‘Suddenly, out of nowhere…’ هم در گفتار و هم در نوشتار برای ایجاد هیجان و اشاره به یک اتفاق غیرمنتظره بسیار موثر است. در نوشتار، به خواننده کمک می‌کند تا تصویرسازی قوی‌تری از لحظه اوج یا تغییر ناگهانی در داستان داشته باشد. پس با خیال راحت استفاده کنید.

  11. یکی از بهترین مقاله‌هایی بود که در مورد storytelling دیدم. باعث شد اعتماد به نفسم برای صحبت کردن به انگلیسی بالاتر بره.

    1. پریسا جان، این نظر شما برای ما بسیار ارزشمند است! هدف ما دقیقاً همین است که به شما ابزارهایی بدهیم تا با اعتماد به نفس بیشتری در انگلیسی صحبت کنید و داستان‌های خود را به بهترین شکل بیان کنید.

  12. گاهی وقتا حس می‌کنم داستانم خیلی خشک میشه. ‘The next thing I knew…’ رو امتحان می‌کنم برای اینکه پویایی بدم بهش.

    1. عالیه کامران! ‘The next thing I knew…’ یک راه بسیار خوب برای نشان دادن سرعت اتفاقات و غافلگیر شدن راوی است، که قطعاً به داستان شما پویایی و هیجان بیشتری می‌بخشد.

  13. مقاله فوق‌العاده‌ای بود! همیشه دنبال این عبارات بودم. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir

  14. من قبلاً فقط با ‘first, then, after that’ داستان می‌گفتم. این عبارات جدید یه دنیای جدید رو برام باز کردن. مخصوصاً ‘All of a sudden…’

    1. آفرین آرمین! استفاده از عبارات متنوع‌تر دقیقاً همان چیزی است که داستان‌گویی شما را از حالت خشک و خطی خارج کرده و به آن رنگ و لعاب می‌دهد. ‘All of a sudden…’ برای ایجاد عنصر غافلگیری بی‌نظیر است.

  15. یه سوال؛ آیا ‘As it turned out…’ بیشتر برای نتایج غیرمنتظره به کار میره؟

    1. دقیقاً شیوا جان! ‘As it turned out…’ به شدت برای معرفی یک نتیجه یا کشف غیرمنتظره یا متفاوت از آنچه در ابتدا تصور می‌شد، کاربرد دارد. این عبارت به شنونده نشان می‌دهد که واقعیت با انتظار اولیه متفاوت بوده است.

  16. من یه دوست خارجی دارم و همیشه موقع تعریف خاطراتم به انگلیسی مشکل داشتم. این عبارات واقعاً به کارم میان. مرسی از زحماتتون.

    1. خوشحالیم که این مقاله به شما کمک می‌کند تا با دوستان خارجی خود ارتباط موثرتری برقرار کنید و داستان‌های خود را با جذابیت بیشتری به اشتراک بگذارید، هادی عزیز.

  17. آیا ‘The long and short of it is…’ هم مثل ‘To cut a long story short…’ عمل می‌کنه؟

    1. بله سمیرا، هر دو عبارت ‘The long and short of it is…’ و ‘To cut a long story short…’ به معنی خلاصه‌کردن و رفتن به اصل مطلب هستند. ‘The long and short of it is…’ کمی رسمی‌تر به نظر می‌رسد و اغلب برای ارائه نتیجه یا اصل قضیه به کار می‌رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *