- چگونه انواع ورزشها مانند دوچرخهسواری، وزنهبرداری یا ورزشهای هوازی را به انگلیسی بگوییم؟
- رایجترین اصطلاحات داخل باشگاه مثل «ست»، «تکرار» و «گرم کردن» چه معادلهایی در زبان انگلیسی دارند؟
- آیا با لغات ورزشی مربوط به تجهیزات باشگاه مانند دمبل، هالتر و تردمیل آشنا هستید؟
- مهمترین کلمات و عبارات مرتبط با تغذیه ورزشی و سلامتی برای دستیابی به تناسب اندام کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. دنیای ورزش و تناسب اندام پر از اصطلاحات و کلمات تخصصی است که دانستن آنها نه تنها برای درک بهتر برنامههای تمرینی و مقالات ورزشی ضروری است، بلکه به شما کمک میکند تا با اعتمادبهنفس بیشتری در محیطهای ورزشی بینالمللی صحبت کنید. اگر به دنبال یادگیری کامل لغات ورزشی هستید، این راهنما تمام چیزی است که نیاز دارید. از اسامی ورزشهای مختلف گرفته تا اصطلاحات تخصصی بدنسازی و تغذیه، همه را به زبانی ساده و کاربردی پوشش خواهیم داد.
دستهبندی کلی لغات ورزشی و تناسب اندام
قبل از اینکه وارد جزئیات شویم، بهتر است با دستهبندیهای اصلی لغات ورزشی آشنا شویم. این کار به ما کمک میکند تا واژگان را به صورت سازمانیافتهتری یاد بگیریم. به طور کلی، میتوان این لغات را در چند گروه اصلی قرار داد:
- انواع رشتههای ورزشی (Types of Sports): شامل نام ورزشهای مختلف از فوتبال و بسکتبال گرفته تا یوگا و پیلاتس.
- اصطلاحات رایج تمرینی (Common Training Terms): کلماتی که در باشگاه و حین تمرین به کار میروند، مانند گرم کردن، سرد کردن، ست و تکرار.
- تجهیزات ورزشی (Gym Equipment): نام وسایل و دستگاههایی که در باشگاهها استفاده میشوند.
- لغات مربوط به بدن و عضلات (Body and Muscle Terms): نام گروههای عضلانی مختلف.
- واژگان تغذیه و سلامت (Nutrition and Health Vocabulary): اصطلاحات مربوط به رژیم غذایی، مکملها و سلامت عمومی.
در ادامه، هر یک از این بخشها را به تفصیل بررسی خواهیم کرد و لیستی کامل از لغات و اصطلاحات مربوطه را ارائه میدهیم.
انواع رشتههای ورزشی به زبان انگلیسی (Types of Sports)
آشنایی با نام ورزشهای مختلف اولین قدم برای تسلط بر لغات ورزشی است. ورزشها را میتوان بر اساس نوع فعالیت، محل انجام یا گروهی و انفرادی بودن دستهبندی کرد.
ورزشهای تیمی (Team Sports)
این ورزشها با همکاری چند بازیکن در یک تیم انجام میشوند.
- Football / Soccer: فوتبال
- Basketball: بسکتبال
- Volleyball: والیبال
- Handball: هندبال
- Baseball: بیسبال
- Rugby: راگبی
- Water Polo: واترپلو
- Ice Hockey: هاکی روی یخ
ورزشهای انفرادی (Individual Sports)
در این ورزشها، ورزشکار به تنهایی به رقابت میپردازد.
- Tennis: تنیس
- Table Tennis / Ping-Pong: تنیس روی میز / پینگپنگ
- Badminton: بدمینتون
- Swimming: شنا
- Cycling: دوچرخهسواری
- Weightlifting: وزنهبرداری
- Athletics / Track and Field: دو و میدانی
- Golf: گلف
- Skiing: اسکی
- Archery: تیراندازی با کمان
ورزشهای رزمی (Combat Sports / Martial Arts)
این دسته شامل ورزشهای مبارزهای تنبهتن است.
- Boxing: بوکس
- Wrestling: کشتی
- Judo: جودو
- Taekwondo: تکواندو
- Karate: کاراته
- Fencing: شمشیربازی
ورزشهای ذهنی و سالنی (Mind and Indoor Sports)
ورزشهایی که بیشتر بر تمرکز ذهنی یا فعالیت در محیط بسته استوارند.
- Chess: شطرنج
- Gymnastics: ژیمناستیک
- Billiards / Pool: بیلیارد
- Bowling: بولینگ
- Bodybuilding: پرورش اندام
اصطلاحات ضروری در باشگاه و تمرینات (Common Gym & Workout Terms)
وقتی وارد یک باشگاه میشوید یا یک برنامه ورزشی را دنبال میکنید، با اصطلاحات خاصی روبرو خواهید شد. درک این لغات ورزشی برای اجرای صحیح تمرینات حیاتی است.
مفاهیم پایه تمرین
- Workout: به کل جلسه تمرینی گفته میشود.
- Exercise: یک حرکت یا فعالیت خاص (مانند حرکت اسکات).
- Repetition (Rep): یک بار انجام کامل یک حرکت. برای مثال، یک بار بالا و پایین بردن دمبل در حرکت جلو بازو یک تکرار است.
- Set: مجموعهای از چند تکرار که بدون استراحت طولانی انجام میشود. مثلاً 3 sets of 12 reps یعنی سه مجموعه ۱۲ تایی از یک حرکت.
- Warm-up: گرم کردن بدن قبل از شروع تمرین اصلی با حرکات سبک برای افزایش جریان خون و جلوگیری از آسیب.
- Cool-down: سرد کردن بدن پس از تمرین با حرکات کششی و آرام برای کاهش ضربان قلب و کمک به ریکاوری.
- Rest: زمان استراحت بین ستها یا تمرینات.
- Form: فرم صحیح اجرای یک حرکت. حفظ فرم درست برای جلوگیری از آسیبدیدگی بسیار مهم است.
انواع تمرینات
- Aerobic Exercise (Cardio): تمرینات هوازی (قلبی-عروقی) که ضربان قلب را برای مدت طولانی بالا نگه میدارند، مانند دویدن، دوچرخهسواری و شنا. این تمرینات برای چربیسوزی عالی هستند.
- Anaerobic Exercise: تمرینات بیهوازی که شامل فعالیتهای شدید و کوتاه مدت مانند وزنهبرداری یا دو سرعت میشوند.
- Strength Training / Resistance Training: تمرینات قدرتی یا مقاومتی که با هدف افزایش قدرت و حجم عضلات انجام میشوند.
- Compound Exercises: حرکات ترکیبی که چندین گروه عضلانی را به طور همزمان درگیر میکنند، مانند اسکات (Squat)، ددلیفت (Deadlift) و پرس سینه (Bench Press).
- Isolation Exercises: حرکات ایزوله یا تکمفصلی که فقط یک گروه عضلانی خاص را هدف قرار میدهند، مانند جلو بازو با دمبل (Bicep Curl).
- Interval Training (HIIT): تمرینات تناوبی با شدت بالا که شامل دورههای کوتاه فعالیت شدید و به دنبال آن دورههای کوتاه استراحت یا فعالیت سبک است.
واژگان تجهیزات و وسایل ورزشی (Gym Equipment Vocabulary)
آشنایی با نام تجهیزات ورزشی به شما کمک میکند تا به راحتی وسیله مورد نظر خود را در باشگاه پیدا کرده و از آن استفاده کنید.
وزنههای آزاد (Free Weights)
وزنههایی که به دستگاه متصل نیستند و آزادی حرکت بیشتری فراهم میکنند.
- Dumbbell: دمبل؛ وزنههای دستی کوتاهتر که در هر دست یکی از آنها گرفته میشود.
- Barbell: هالتر؛ میله بلند فلزی که در دو انتهای آن وزنه قرار میگیرد.
- Weight Plate: وزنه بشقابی؛ وزنههای دایرهای شکلی که به هالتر یا دستگاهها اضافه میشوند.
- Kettlebell: کتلبل؛ وزنهای شبیه توپ با یک دسته در بالای آن.
دستگاههای بدنسازی (Weight Machines)
این دستگاهها مسیر حرکت را مشخص کرده و برای افراد مبتدی ایمنتر هستند.
- Leg Press Machine: دستگاه پرس پا برای تقویت عضلات پایینتنه.
- Chest Press Machine: دستگاه پرس سینه برای تقویت عضلات سینه.
- Lat Pulldown Machine: دستگاه لت از بالا برای تقویت عضلات پشت.
- Cable Machine: دستگاه سیمکش که امکان انجام حرکات متنوعی را با استفاده از کابل و قرقره فراهم میکند.
دستگاههای هوازی (Cardio Machines)
این تجهیزات برای تمرینات قلبی-عروقی استفاده میشوند.
- Treadmill: تردمیل برای دویدن یا پیادهروی درجا.
- Stationary Bike / Exercise Bike: دوچرخه ثابت.
- Elliptical Trainer: دستگاه الپتیکال یا اسکی فضایی که حرکتی شبیه به اسکی کردن را شبیهسازی میکند.
- Rowing Machine: دستگاه قایقرانی که عضلات کل بدن را درگیر میکند.
لغات مربوط به عضلات و بدن
برای هدف قرار دادن دقیق عضلات، باید نام انگلیسی آنها را بدانید. این دانش به شما کمک میکند برنامههای تمرینی را بهتر درک کنید.
در جدول زیر، مهمترین گروههای عضلانی و معادل انگلیسی آنها آمده است:
| نام فارسی عضله | نام انگلیسی عضله (Muscle Group) |
|---|---|
| عضلات سینه | Chest / Pectorals (Pecs) |
| عضلات پشت | Back / Latissimus Dorsi (Lats) |
| شانهها | Shoulders / Deltoids (Delts) |
| جلو بازو | Biceps |
| پشت بازو | Triceps |
| عضلات شکم | Abdominals (Abs) / Core |
| چهارسر ران | Quadriceps (Quads) |
| پشت پا (همسترینگ) | Hamstrings |
| عضلات سرینی (باسن) | Glutes |
| ساق پا | Calves |
لغات ورزشی مرتبط با تغذیه و سلامت
ورزش و تغذیه دو جزء جداییناپذیر برای رسیدن به تناسب اندام هستند. در این بخش، با مهمترین لغات ورزشی در حوزه تغذیه آشنا میشویم.
- Nutrition: تغذیه
- Diet: رژیم غذایی
- Protein: پروتئین (برای ساخت و ترمیم عضلات ضروری است)
- Carbohydrates (Carbs): کربوهیدراتها (منبع اصلی انرژی بدن)
- Fats: چربیها
- Calories: کالری (واحد اندازهگیری انرژی)
- Supplements: مکملهای ورزشی (مانند پروتئین وی، کراتین)
- Hydration: هیدراتاسیون یا آبرسانی به بدن
- Metabolism: متابولیسم یا سوختوساز بدن
- Recovery: ریکاوری یا بازتوانی بدن پس از تمرین که شامل استراحت و تغذیه مناسب است.
- Bulking: دوره حجمگیری که هدف آن افزایش توده عضلانی با مصرف کالری مازاد است.
- Cutting: دوره کات یا چربیسوزی که هدف آن کاهش چربی بدن با حفظ عضلات است.
جمعبندی
یادگیری لغات ورزشی به زبان انگلیسی یک مهارت ارزشمند است که درهای جدیدی را به روی شما در دنیای تناسب اندام باز میکند. با تسلط بر این واژگان، میتوانید از منابع آموزشی بینالمللی استفاده کنید، با ورزشکاران دیگر ارتباط برقرار کرده و برنامههای تمرینی خود را با درک عمیقتری دنبال نمایید. این مقاله یک راهنمای جامع برای شروع بود. پیشنهاد میکنیم این کلمات را در تمرینات روزمره خود به کار ببرید تا به خوبی در ذهن شما تثبیت شوند. به یاد داشته باشید که ثبات و تکرار، کلید موفقیت در ورزش و یادگیری زبان است.




مقاله خیلی خوبی بود، واقعاً بهش نیاز داشتم! مخصوصاً بخش اصطلاحات داخل باشگاه مثل “set” و “rep” خیلی کاربردیه. ممنون از زحماتتون.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! درک این اصطلاحات رایج در باشگاه بهتون کمک میکنه تا برنامههای تمرینی رو بهتر متوجه بشید و با اعتمادبهنفس بیشتری فعالیت کنید.
سلام. من همیشه گیج میشدم که برای “گرم کردن” باید بگم “warm up” یا “stretch”. آیا این دوتا با هم فرق دارن یا میتونم به جای هم استفاده کنم؟
سلام علی جان. سوال خیلی خوبی پرسیدی! “Warm up” به معنای آماده کردن بدن برای فعالیت فیزیکی شدیدتره و معمولاً شامل حرکات سبکتر و پویا میشه. در حالی که “stretch” بیشتر به کشش عضلات برای افزایش انعطافپذیری و جلوگیری از آسیبدیدگی اشاره داره و میتونه بخشی از “warm up” یا “cool down” باشه. پس دقیقاً جایگزین هم نیستند.
مرسی از مقاله کاملتون! یه اصطلاح دیگه که خیلی استفاده میشه و جای خالیش حس میشد، “cool down” هست. معمولاً بعد از تمرین انجام میشه.
ممنون مریم جان از نکته دقیق و کاربردیتون. بله، “cool down” به بخش پایانی تمرین گفته میشه که شامل حرکات آهسته و کششی برای بازگرداندن بدن به حالت اولیه است و نقش مهمی در ریکاوری و کاهش درد عضلانی داره.
این کلمه “cardio” رو چه جوری باید تلفظ کنیم؟ و آیا فقط برای ورزشهای هوازی مثل دویدن استفاده میشه یا هر ورزشی که ضربان قلب رو بالا ببره؟
رضا جان، تلفظ صحیح “cardio” اینطوره: /ˈkɑːrdi.oʊ/. بله، درست گفتی، “cardio” مخفف “cardiovascular exercise” هست و به هر ورزشی اطلاق میشه که باعث افزایش ضربان قلب و تقویت سیستم قلبی-عروقی بشه، نه فقط دویدن. شنا، دوچرخهسواری، رقص و حتی طناب زدن همگی “cardio” محسوب میشن.
من تازه شروع کردم به دیدن ویدیوهای ورزشی انگلیسی و این اصطلاحات واقعاً کمکم کرد. قبلاً نمیدونستم “dumbbell” چی میشه! عالی بود.
عالیه فاطمه جان! دیدن ویدیوهای آموزشی به زبان اصلی یکی از بهترین راهها برای یادگیری و تقویت دایره لغاتتونه. خوشحالیم که این مقاله تونسته راهنمای خوبی براتون باشه.
برای “weightlifting” میشه گفت “weight lifting” (جدا) یا همیشه چسبیده است؟ و آیا میشه از “weights” به عنوان اسم برای اشاره به وزنهها استفاده کرد؟
امیر جان، سوال دقیق و هوشمندانهایه. “Weightlifting” به صورت یک کلمه چسبیده (compound word) صحیح است و به معنای ورزش وزنهبرداری است. اگر بخواهید به خود عمل بلند کردن وزنهها اشاره کنید، میتوانید بگویید “lifting weights”. و بله، “weights” یک اسم جمع است که به خود وزنهها (مانند دمبلها و هالترها) اشاره دارد.
خیلی ممنون از این مقاله جامع. اگه میشه برای بخش “تغذیه ورزشی” چند تا اصطلاح رایج دیگه مثل “supplements” یا “protein shake” هم اضافه کنید.
ندا عزیز، پیشنهاد عالیای دادی! حتماً در آپدیتهای بعدی مقاله به این نکات و اصطلاحات اشاره خواهیم کرد. “Supplements” به مکملها و “protein shake” به نوشیدنی پروتئین اشاره دارند که در تغذیه ورزشی بسیار رایج هستند. ممنون از مشارکتت!
من همیشه بین “exercise” و “workout” فرق نمیذاشتم. آیا اینا واقعاً دو تا معنی متفاوت دارن یا میشه به جای هم استفاده کرد؟
پژمان جان، تفاوت ظریفی بین این دو وجود داره. “Exercise” یک کلمه کلیتر است و به هر فعالیت بدنی که برای حفظ یا بهبود تناسب اندام انجام میشود، اشاره دارد. در حالی که “workout” معمولاً به یک جلسه تمرینی خاص و ساختارمند (مثلاً یک ساعت تمرین در باشگاه) گفته میشود. پس هر “workout” یک نوع “exercise” است، اما هر “exercise” (مثلاً پیادهروی کوتاه) لزوماً یک “workout” کامل نیست.
واقعاً لازمه هر کسی که تو فضای ورزشی فعاله یا حتی فیلمهای ورزشی میبینه، این اصطلاحات رو بدونه. مقاله شما خیلی کمککننده بود. ممنونم.
“Treadmill” رو همیشه اشتباه میگفتم. الان فهمیدم معادل فارسیش “تردمیل” هست ولی تلفظ انگلیسیش فرق داره. لطفاً اگه ممکنه یه راهنمایی برای تلفظ این کلمه هم بذارید.
حسن عزیز، خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. تلفظ صحیح “treadmill” به این صورته: /ˈtredmɪl/. توجه داشته باشید که قسمت اول (tread) شبیه “ترِد” و قسمت دوم (mill) شبیه “میل” تلفظ میشه، با تاکید روی بخش اول. تمرین کنید تا راحتتر تلفظ کنید!
آیا اصطلاح خاصی برای “در اوج آمادگی بودن” یا “فرم خوبی داشتن” در انگلیسی ورزشی وجود داره؟
زهرا جان، بله حتماً! برای “در اوج آمادگی بودن” میتوانید از “to be in peak physical condition” یا “to be in top form” استفاده کنید. مثلاً: “The athlete is in top form for the competition.” (ورزشکار برای مسابقه در اوج آمادگی است.)
مقاله بینظیر بود. پیشنهاد میکنم یه مقاله هم در مورد اصطلاحات مربوط به مسابقات ورزشی و برد و باخت (مثل “win by a landslide” یا “close call”) بنویسید.
شهاب جان، ممنون از پیشنهاد عالی و خلاقانهات! حتماً این موضوع رو در برنامهریزیهای آینده برای مقالات جدید در نظر میگیریم. ایدههای شما به ما کمک میکنه محتوای مفیدتری تولید کنیم.
آیا برای “انجام دادن تمرین” یا “زدن وزنه” phrasal verb خاصی هست که خیلی رایج باشه؟
لیلا جان، بله قطعاً! برای “انجام دادن تمرین” میتوانید از “work out” استفاده کنید (مثلاً: “I’m going to work out at the gym today.”). برای “زدن وزنه” هم عبارت رایج “lift weights” است. همچنین “do reps” به معنای تکرار انجام دادن در تمرینات وزنهبرداری است.
دسته بندی لغات واقعاً عالی بود و کمک کرد که مطالب رو سازمان یافتهتر یاد بگیرم. بخش تجهیزات باشگاه برای من خیلی مفید بود.
من همیشه فکر میکردم “aerobics” و “cardio” کاملاً یک معنی دارن. با خوندن مقاله متوجه شدم تفاوتهایی هم دارن. میشه یه بار دیگه این تفاوت رو توضیح بدید؟
مهسا جان، سوال شما خیلی رایج هست. “Cardio” (Cardiovascular exercise) یک اصطلاح کلیتر است که به هر ورزشی که قلب و عروق را تقویت میکند، اشاره دارد (مثل دویدن، شنا، دوچرخهسواری). “Aerobics” یا “aerobic exercise” نوع خاصی از “cardio” است که شامل حرکات ریتمیک و مداوم برای تقویت قلب و ریه میشود و اغلب با موسیقی انجام میپذیرد (مثل کلاسهای ایروبیک). پس “aerobics” زیرمجموعهای از “cardio” است.
برای “تقویت عضلات هسته بدن” چه اصطلاحی داریم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
سینا جان، برای “تقویت عضلات هسته بدن” معمولاً از “core strengthening” یا “core workout” استفاده میشود. “Core muscles” شامل عضلات شکم، کمر و لگن هستند که نقش مهمی در ثبات بدن دارند.
من این اصطلاحات رو توی فیلمهای هالیوودی که راجع به باشگاه و ورزش هست، زیاد شنیده بودم ولی معنیشون رو دقیق نمیدونستم. الان خیلی شفافتر شد. ممنون از مقاله خوبتون.