مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

نام ادویه‌ها در انگلیسی و اصطلاحات مربوط به طعم‌دهی غذا

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای رنگارنگ و عطرآگین ادویه ها به انگلیسی آشنا خواهیم کرد. فرقی نمی‌کند که یک آشپز حرفه‌ای باشید یا صرفاً به دنبال گسترش دایره لغات انگلیسی خود هستید؛ تسلط بر نام ادویه‌ها و اصطلاحات طعم‌دهی، نه تنها مهارت‌های آشپزی شما را ارتقا می‌بخشد، بلکه در مکالمات روزمره و درک بهتر فرهنگ‌های غذایی مختلف نیز یاری‌رسان خواهد بود. از معرفی ادویه‌های پرکاربرد گرفته تا صفات و افعال مرتبط با مزه‌ها، هر آنچه برای توصیف طعم و عطر غذاها در زبان انگلیسی نیاز دارید، در این مطلب گردآوری شده است. آماده‌اید تا گنجینه لغات خود را با طعم و عطر ادویه‌ها پر کنید؟

📌 موضوع مشابه و کاربردی:اصطلاح “Mall Crawler”: توهین به شاسی‌بلند سوارها!

اهمیت ادویه‌ها در آشپزی و یادگیری زبان

ادویه‌ها، قلب تپنده آشپزخانه‌ها در سراسر جهان هستند. آن‌ها نه تنها به غذاها عطر و طعم می‌بخشند، بلکه می‌توانند خواص درمانی نیز داشته باشند. اما فراتر از آشپزی، یادگیری نام ادویه ها به انگلیسی و اصطلاحات مرتبط با طعم‌دهی، یک گام مهم در تسلط بر زبان انگلیسی، به خصوص در زمینه مکالمات روزمره و درک متون مرتبط با غذا و آشپزی است.

چرا یادگیری نام ادویه‌ها ضروری است؟

در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی هر روز کم‌رنگ‌تر می‌شوند، آشنایی با واژگان مرتبط با آشپزی بین‌المللی از اهمیت بالایی برخوردار است. هنگام مطالعه یک دستور پخت خارجی، تماشای یک برنامه آشپزی انگلیسی‌زبان، یا حتی هنگام صحبت با دوستان و همکاران در مورد غذا، دانستن این واژگان به شما کمک می‌کند تا:

نقش ادویه‌ها در فرهنگ‌های مختلف

ادویه‌ها از دیرباز نقش حیاتی در تاریخ، تجارت و فرهنگ‌های گوناگون ایفا کرده‌اند. از مسیرهای ادویه در دوران باستان که تمدن‌ها را به هم متصل می‌کردند، تا جایگاه ویژه زعفران در آشپزی ایرانی و کاری در غذاهای هندی، هر ادویه داستانی برای گفتن دارد. درک این نقش فرهنگی نیز بخشی از غنی‌سازی دانش زبانی شماست. آشنایی با نام ادویه جات به انگلیسی شما را به درک عمیق‌تری از فرهنگ‌های غذایی سراسر دنیا سوق می‌دهد.

📌 بیشتر بخوانید:تیکه کلام “Literally”: چرا همه میگن “لیترالی”؟

فهرست جامع: نام ادویه ها به انگلیسی

در این بخش، لیستی از پرکاربردترین ادویه‌ها را به همراه نام انگلیسی و توضیحات کوتاه درباره کاربرد آن‌ها ارائه می‌دهیم. این جدول می‌تواند یک مرجع عالی برای یادگیری ادویه ها به انگلیسی باشد.

نام فارسی نام انگلیسی توضیحات و کاربرد
نمک Salt اساسی‌ترین طعم‌دهنده و حفظ‌کننده غذا. تقریباً در تمام غذاها استفاده می‌شود.
فلفل سیاه Black Pepper ادویه‌ای جهانی با طعمی تند و عطر قوی. به صورت پودر یا دانه استفاده می‌شود.
زردچوبه Turmeric با رنگ زرد طلایی و طعمی خاکی و کمی تلخ. در آشپزی ایرانی و هندی بسیار پرکاربرد است.
فلفل قرمز / پاپریکا Red Pepper / Paprika فلفل قرمز برای طعم تند و پاپریکا برای رنگ و طعم ملایم‌تر، گاهی دودی.
زیره Cumin با طعمی گرم، خاکی و کمی تلخ. در غذاهای خاورمیانه‌ای، هندی و مکزیکی رایج است.
گشنیز (تخم) Coriander (seeds) دانه‌های گشنیز با طعمی گرم، مرکباتی و کمی شیرین. در کاری‌ها، ترشیجات و پخت نان استفاده می‌شود.
دارچین Cinnamon ادویه‌ای گرم با عطر و طعمی شیرین. در دسرها، نوشیدنی‌ها و برخی غذاهای گوشتی کاربرد دارد.
زنجبیل Ginger با طعمی تند، تیز و کمی شیرین. به صورت تازه، پودر یا خشک در انواع غذاها و نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود.
هل Cardamom ادویه‌ای معطر با طعمی قوی و منحصر به فرد. در دسرها، چای، قهوه و غذاهای گوشتی شرقی.
زعفران Saffron گران‌بهاترین ادویه جهان، با رنگ و عطر خاص و طعمی کمی شیرین و علفی.
سیر (پودر) Garlic Powder پودر سیر خشک شده، با طعمی قوی و سیر مانند. جایگزینی مناسب برای سیر تازه در بسیاری از غذاها.
پیاز (پودر) Onion Powder پودر پیاز خشک شده، طعمی شیرین و پیاز مانند. استفاده آسان در انواع غذاها و چاشنی‌ها.
میخک Clove با طعمی بسیار قوی و تند. در ترشیجات، دسرها، نوشیدنی‌ها و گوشت‌های پخته شده کاربرد دارد.
جوز هندی Nutmeg ادویه‌ای گرم و معطر با طعمی شیرین و کمی تند. در دسرها، نوشیدنی‌ها، سس‌های کرمی و پوره سیب‌زمینی.
آویشن Thyme عطری قوی و کمی تند. در غذاهای مدیترانه‌ای، سوپ‌ها، خورش‌ها، و برای طعم‌دار کردن مرغ و ماهی.
رزماری Rosemary طعمی چوبی و کاجی مانند. ایده‌آل برای گوشت بره، مرغ، سیب‌زمینی و سبزیجات رست‌شده.

ادویه‌های ترکیبی و مخلوط‌ها

علاوه بر ادویه‌های تک، بسیاری از آشپزی‌ها از مخلوط ادویه‌ها استفاده می‌کنند که هر کدام طعم و عطر خاص خود را دارند. آشنایی با این مخلوط‌ها نیز بخشی از تسلط بر ادویه ها به انگلیسی است:

📌 این مقاله را از دست ندهید:کارت‌های “Meta” یعنی چی؟ (بازیکنی که همه میخرن)

دنیای اصطلاحات طعم‌دهی غذا در انگلیسی

پس از آشنایی با نام ادویه ها به انگلیسی، نوبت به توصیف طعم و مزه غذاها می‌رسد. زبان انگلیسی واژگان غنی‌ای برای بیان جزئیات طعم دارد که می‌تواند مکالمات شما را بسیار دقیق‌تر و جذاب‌تر کند. این لغات مربوط به طعم غذا به شما کمک می‌کنند تا احساسات خود را در مورد یک خوراکی به بهترین شکل بیان کنید.

طعم‌های اصلی (Basic Tastes)

پنج طعم اصلی وجود دارد که زبان انسان قادر به تشخیص آن‌هاست. دانستن نام این طعم‌ها به انگلیسی اولین قدم برای توصیف طعم به انگلیسی است:

صفات توصیف‌کننده طعم و مزه

علاوه بر طعم‌های اصلی، صفات متعددی برای توصیف ظرافت‌های طعمی وجود دارند که به شما کمک می‌کنند تا تجربه غذایی خود را با دقت بیشتری بیان کنید و به راحتی بتوانید طعم غذا را به انگلیسی توصیف کنید.

افعال مرتبط با طعم‌دهی و آشپزی

علاوه بر صفات، افعال خاصی نیز وجود دارند که به شما کمک می‌کنند تا فرایند طعم‌دهی و آماده‌سازی غذا را به انگلیسی بیان کنید و با اطمینان بیشتری درباره آشپزی صحبت کنید:

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:“دسته گل به آب دادن” به انگلیسی: چرا ترجمه‌ی تحت‌اللفظی کار دستتون می‌ده!

چگونه واژگان ادویه و طعم‌دهی را بهتر یاد بگیریم؟

یادگیری ادویه ها به انگلیسی و اصطلاحات طعم‌دهی نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند روش کاربردی برای تسریع فرآیند یادگیری ارائه شده است که به شما در یادگیری زبان انگلیسی در حوزه آشپزی کمک شایانی خواهد کرد:

مطالعه دستور پخت‌های انگلیسی

یکی از بهترین راه‌ها برای آشنایی عملی با نام ادویه‌ها و نحوه استفاده از آن‌ها، مطالعه دستور پخت غذاها به زبان انگلیسی است. دستور پخت‌های آنلاین یا کتاب‌های آشپزی انگلیسی‌زبان را پیدا کنید. هنگام مطالعه، نام ادویه‌ها و افعال مرتبط با پخت و پز را یادداشت کنید و سعی کنید معنی آن‌ها را در متن درک کنید. به این ترتیب با واژگان آشپزی نیز آشنا می‌شوید.

تماشا کردن برنامه‌های آشپزی انگلیسی‌زبان

برنامه‌های آشپزی مانند MasterChef، Gordon Ramsay’s Kitchen Nightmares یا حتی ویدئوهای YouTube مرتبط با آشپزی می‌توانند منبع عالی برای یادگیری باشند. به نحوه صحبت آشپزها در مورد مواد اولیه، ادویه‌ها و توصیف طعم‌ها گوش دهید. این روش به شما کمک می‌کند تا تلفظ صحیح و کاربرد طبیعی واژگان را درک کنید و نحوه توصیف طعم به انگلیسی را از زبان بومی‌زبانان بیاموزید.

تمرین در مکالمه روزمره

سعی کنید آنچه یاد گرفته‌اید را در مکالمات روزمره به کار ببرید. وقتی در مورد غذا صحبت می‌کنید، سعی کنید از صفات طعم‌دهی و نام ادویه‌ها استفاده کنید. از دوستان یا همکاران انگلیسی‌زبان خود در مورد طعم غذای مورد علاقه‌شان بپرسید و به پاسخ‌های آن‌ها توجه کنید. هرچه بیشتر تمرین کنید، واژگان برایتان طبیعی‌تر خواهند شد و لغات مربوط به طعم غذا ملکه ذهنتان می‌شوند.

تهیه یک دفترچه واژگان شخصی

یک دفترچه یا فایل دیجیتالی برای خود درست کنید و واژگان جدید را در آن یادداشت کنید. می‌توانید آن‌ها را بر اساس دسته‌بندی (ادویه‌ها، صفات طعم‌دهی، افعال آشپزی) مرتب کنید. برای هر کلمه، نام فارسی، انگلیسی، تلفظ (در صورت نیاز) و یک جمله مثالی بنویسید. مرور منظم این دفترچه به تثبیت واژگان در ذهن شما کمک خواهد کرد و منبع ارزشمندی برای واژگان آشپزی شما خواهد بود.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:دیوار موش داره، موش هم گوش داره؟! چرا این جمله انگلیسی‌ها رو گیج می‌کنه!

نتیجه‌گیری

یادگیری نام ادویه ها به انگلیسی و اصطلاحات مربوط به طعم‌دهی غذا، بیش از یک تمرین ساده در دایره لغات است؛ این یک سرمایه‌گذاری در مهارت‌های ارتباطی و درک فرهنگی شماست. با تسلط بر این واژگان، نه تنها می‌توانید دستور پخت‌های پیچیده را رمزگشایی کنید و در رستوران‌های بین‌المللی با اعتماد به نفس بیشتری غذا سفارش دهید، بلکه قادر خواهید بود دنیای طعم‌ها و مزه‌ها را با دقت و ظرافت بیشتری توصیف کنید. به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در یادگیری زبان، تمرین مداوم و کاربرد آنچه آموخته‌اید در موقعیت‌های واقعی است. پس، هر بار که آشپزی می‌کنید یا در مورد غذا صحبت می‌کنید، فرصتی برای به کار بردن دانش جدید خود بیابید و اجازه دهید زبان انگلیسی شما نیز طعمی بی‌نظیر به خود بگیرد!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 197

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. مقاله خیلی خوبی بود. همیشه می‌خواستم اسم این ادویه‌ها رو به انگلیسی بدونم، خصوصاً ‘Cinnamon’ و ‘Nutmeg’ که زیاد استفاده می‌کنیم.

    1. خوشحالیم که براتون مفید بوده سارا جان. Cinnamon (دارچین) و Nutmeg (جوز هندی) واقعاً از ادویه‌های پرکاربرد هستند!

  2. مرسی از مطلب آموزنده‌تون. من همیشه ‘Turmeric’ رو با ‘Saffron’ اشتباه می‌گرفتم. تفاوت کاربردشون در انگلیسی چیه؟ آیا هر دو برای رنگ‌دهی استفاده میشن؟

    1. سوال بسیار خوبی بود علی عزیز. ‘Turmeric’ (زردچوبه) هم برای رنگ و هم طعم استفاده میشه و معمولاً رنگ زرد قوی‌تری داره. در حالی که ‘Saffron’ (زعفران) بیشتر برای عطر و رنگ خاصش به کار میره و طعم منحصربه‌فردی به غذا میده. Saffron گران‌تر است و اغلب در غذاهای لوکس‌تر استفاده می‌شود.

  3. ممنون از مقاله جامع. تلفظ صحیح ‘Coriander’ چیه؟ من بین کُریَندر و کوریاندِر شک دارم.

    1. نرگس جان، تلفظ رایج ‘Coriander’ به صورت /ˌkɔːriˈændər/ هست که بیشتر شبیه ‘کُریَندِر’ تلفظ میشه. همونطور که اشاره کردید، در انگلیسی بریتانیایی، به برگ‌هایش ‘Coriander’ و در آمریکایی به آن ‘Cilantro’ می‌گویند.

  4. آیا میشه گفت ‘The soup is very spicy’ برای غذای تند؟ یا اصطلاح بهتری هم داریم که قوی‌تر باشه؟

    1. بله رضا جان، ‘The soup is very spicy’ کاملاً درست است. اگر بخواهید شدت تندی را بیشتر بیان کنید، می‌توانید از واژه‌هایی مثل ‘hot’, ‘fiery’, یا ‘picante’ استفاده کنید. مثلاً: ‘This curry is incredibly hot!’ یا ‘The chili has a fiery kick to it.’

  5. خیلی جالب بود. ادویه ‘Cumin’ که ما بهش می‌گیم زیره، چقدر در غذاهای انگلیسی و بین‌المللی استفاده میشه؟ فکر می‌کردم بیشتر مختص غذاهای شرقیه.

    1. پریسا جان، ‘Cumin’ (زیره) اگرچه ریشه شرقی دارد، اما امروزه در آشپزی بین‌المللی بسیار رایج است! خصوصاً در غذاهای مکزیکی، هندی، خاورمیانه‌ای و شمال آفریقا کاربرد فراوانی دارد. مثلاً در ‘Chili con carne’ یا ‘Tacos’ و بسیاری از کاری‌ها استفاده می‌شود.

  6. علاوه بر ‘Spicy’ و ‘Sweet’، برای توصیف مزه‌های دیگه مثل ‘ترش’ یا ‘گس’ چه کلماتی پیشنهاد می‌کنید؟

    1. کیان عزیز، برای ‘ترش’ می‌توانید از ‘Sour’ یا ‘Tart’ (برای ترشی ملایم‌تر و میوه‌ای) استفاده کنید. برای ‘گس’ معمولاً ‘Astringent’ یا ‘Puckery’ (که بیشتر به حس دهانی اشاره دارد) به کار می‌رود. همچنین ‘Bitter’ (تلخ) و ‘Salty’ (شور) و ‘Umami’ (لذیذ/گوشتی) هم داریم.

  7. این اصطلاحات مربوط به طعم‌دهی مثل ‘a pinch of salt’ رو کجاها میشه استفاده کرد؟ آیا فقط در آشپزیه یا کاربردهای دیگه هم داره؟

    1. مینا جان، ‘a pinch of salt’ به معنای مقدار خیلی کم از نمک است و بله، در آشپزی کاربرد مستقیم دارد. اما یک اصطلاح مشابه و بسیار رایج دیگر هم هست: ‘take something with a grain of salt’ که به معنی ‘چیزی را با تردید و احتیاط باور کردن’ است و کاربرد غیرآشپزی دارد. مثلاً: ‘You should take his promises with a grain of salt.’

  8. من همیشه تو دستور پخت‌های انگلیسی با اندازه‌ها مشکل دارم. مثلاً ‘a dash of’ یا ‘a sprinkle of’ دقیقاً چقدر میشه؟

    1. امیر عزیز، ‘a dash of’ و ‘a sprinkle of’ هر دو به معنای مقدار بسیار کم و تقریباً نامشخص هستند. ‘A dash’ معمولاً برای مایعات (مثل چند قطره سس) و ‘a sprinkle’ برای مواد خشک و پودری (مثل کمی نمک یا پودر قند) استفاده می‌شود. اینها بیشتر از اینکه مقدار دقیق باشند، به حس و قریحه آشپز بستگی دارند!

  9. فکر می‌کردم ‘Chili Powder’ همون فلفل قرمزه. الان فهمیدم ترکیبی از چند ادویه است. خیلی خوب بود توضیحش. لطفاً در مورد ‘Curry Powder’ هم بگید.

    1. بله زهرا جان، ‘Chili Powder’ معمولاً ترکیبی از فلفل قرمز، زیره، پودر سیر و اورگانو است. ‘Curry Powder’ هم به همین شکل، یک ترکیب ادویه است و فرمول ثابتی ندارد. معمولاً شامل زردچوبه، زیره، گشنیز، فلفل قرمز، زنجبیل و هل می‌شود و بسته به منطقه و نوع کاری، ترکیباتش متفاوت است.

    1. هادی عزیز، ‘Nutmeg’ در فارسی ‘جوز هندی’ نام دارد. از آن در شیرینی‌پزی، غذاهای گوشتی و حتی برخی نوشیدنی‌ها استفاده می‌شود.

  10. مقاله خیلی مفیدی بود! آیا اصطلاحات مربوط به ‘Herb’ مثل ‘Basil’ یا ‘Oregano’ هم پوشش داده شده؟ ممنون میشم در مورد اون‌ها هم بنویسید.

    1. لیلا جان، ممنون از پیشنهاد خوبتون! این مقاله بیشتر بر روی ‘Spices’ (ادویه‌ها) تمرکز داشت. ‘Herbs’ (سبزیجات معطر) مانند ‘Basil’ (ریحان) و ‘Oregano’ (آویشن) دنیای وسیع خودشان را دارند و حتماً در آینده مقاله‌ای جداگانه به آن‌ها اختصاص خواهیم داد.

  11. یادمه توی یه فیلم دیدم گفتن ‘it tastes bland’. این دقیقاً یعنی چی؟ بی‌مزه؟

    1. پویا جان، دقیقاً! ‘Bland’ به معنای ‘بی‌مزه’، ‘بی‌طعم’ یا ‘فاقد طعم قوی و مشخص’ است. معمولاً با یک حس منفی به کار می‌رود و نشان می‌دهد غذا هیجان یا مزه کافی ندارد. مثلاً: ‘The hospital food was quite bland.’

  12. فرق بین ‘fragrant’ و ‘aromatic’ در توصیف عطر ادویه چیه؟ میشه به جای هم استفاده کرد؟

    1. الهام عزیز، هر دو به معنای خوش‌بو هستند. ‘Fragrant’ معمولاً برای بوی دلپذیر و شیرین‌تر استفاده می‌شود (مثل عطر گل). ‘Aromatic’ بیشتر برای بوهای قوی و تندتر، خصوصاً بوهایی که از ادویه‌جات یا گیاهان معطر می‌آید، کاربرد دارد. اغلب می‌توانند به جای هم استفاده شوند، اما ‘aromatic’ حس یک بوی پیچیده‌تر و خاص‌تر را منتقل می‌کند.

  13. خیلی ممنون از این مقاله جامع و کاربردی. اگه میشه در مورد افعال مرتبط با پخت و پز (مثل ‘chop’, ‘slice’, ‘dice’) هم یه مقاله داشته باشید.

    1. آرش جان، ممنون از پیشنهاد عالی شما! قطعاً این موضوع را در برنامه‌ریزی مطالب آینده‌ی بلاگ قرار خواهیم داد. یادگیری این افعال برای هر آشپز یا علاقه‌مند به زبان انگلیسی در آشپزخانه ضروری است.

  14. اینکه بگیم ‘this dish needs a little kick’ یعنی چی؟ یه جور اصطلاحه؟

    1. بله شیرین جان، ‘This dish needs a little kick’ یک اصطلاح رایج است و به این معنی است که ‘این غذا نیاز به کمی تندی، هیجان یا طعم بیشتر دارد تا از حالت یکنواختی خارج شود’. معمولاً با اضافه کردن ادویه یا چاشنی تند، این ‘kick’ ایجاد می‌شود.

  15. من همیشه ‘garlic’ رو ‘گارلیک’ تلفظ می‌کردم، الان فهمیدم اون ‘l’ تلفظ نمیشه. ممنون از نکات ظریف.

    1. دقیقاً بهنام جان! ‘Garlic’ به صورت /ɡɑːrlɪk/ (گارلیک) تلفظ می‌شود و ‘l’ در آن silent است. کلمات دیگری مثل ‘salmon’ و ‘palm’ هم همین قاعده را دارند و ‘l’ تلفظ نمی‌شود.

  16. آیا ‘spice things up’ یه اصطلاح رایج برای جذاب‌تر کردن چیزیه؟ مثلاً برای رابطه یا یک موقعیت؟

    1. پانته‌آ جان، کاملاً درست است! ‘Spice things up’ یک اصطلاح بسیار رایج و کاربردی است که به معنی ‘هیجان‌انگیزتر کردن’، ‘جذاب‌تر کردن’ یا ‘تنوع بخشیدن به چیزی’ (نه فقط غذا) است. مثلاً: ‘Let’s spice things up a bit and try a new restaurant tonight.’ (بیا یکم تنوع بدیم و امشب یه رستوران جدید امتحان کنیم).

  17. برای توصیف ‘umami’ که توی ژاپنی‌ها خیلی رایجه، انگلیسی‌ها چه کلمه‌ای دارن یا همون Umami رو استفاده می‌کنن؟

    1. سینا جان، ‘Umami’ یک کلمه ژاپنی است که به عنوان پنجمین طعم اصلی در کنار شیرین، شور، ترش و تلخ پذیرفته شده است. انگلیسی‌زبان‌ها هم معمولاً از همان کلمه ‘Umami’ استفاده می‌کنند. گاهی اوقات برای توصیف آن، از واژه‌هایی مثل ‘savory’ (لذیذ/خوش‌طعم) یا ‘meaty’ (گوشتی) هم استفاده می‌شود، اما ‘Umami’ دقیق‌ترین توصیف است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *