- آیا تا به حال شده هنگام تماشای مسابقات لیگ قهرمانان اروپا با گزارش انگلیسی، متوجه نشوید که چرا داور بازی را متوقف کرده است؟
- آیا یادگیری اصطلاحات فوتبال به انگلیسی برای شما دشوار به نظر میرسد و نگران هستید که در بحثهای فوتبالی با دوستان خارجی خود عقب بمانید؟
- آیا میخواهید تفاوت دقیق بین خطاها، پستهای بازیکنان و قوانین پیچیدهای مثل آفساید را به زبان بینالمللی یاد بگیرید؟
یادگیری زبان انگلیسی از طریق علایق شخصی، یکی از موثرترین روشهای آموزشی در روانشناسی تربیتی است. اگر عاشق دنیای مستطیل سبز هستید، این راهنما دقیقاً برای شما طراحی شده است. در این مقاله جامع، ما تمام اصطلاحات فوتبال به انگلیسی را از سطح مبتدی تا پیشرفته به شکلی ساده و دستهبندی شده بررسی میکنیم تا از این به بعد، تماشای فوتبال برای شما به یک کلاس درس لذتبخش تبدیل شود.
| اصطلاح (Term) | معادل فارسی | کاربرد در جمله (Example) |
|---|---|---|
| Referee | داور مسابقه | The referee blew the final whistle. |
| Goalkeeper | دروازهبان | The goalkeeper made a stunning save. |
| Offside | آفساید | The goal was disallowed for offside. |
| Substitution | تعویض | The coach is making a double substitution. |
چرا یادگیری اصطلاحات فوتبال به انگلیسی اهمیت دارد؟
از نگاه یک استاد زبانشناسی، فوتبال فراتر از یک ورزش است؛ فوتبال یک “زبان مشترک جهانی” است. وقتی شما اصطلاحات فوتبال به انگلیسی را یاد میگیرید، در واقع در حال تقویت “مهارتهای شنیداری” (Listening) و “واژگان کاربردی” (Functional Vocabulary) خود هستید. بسیاری از این کلمات در محیطهای کاری و روزمره نیز به عنوان استعاره استفاده میشوند. برای مثال، عبارت “Moving the goalposts” در دنیای تجارت به معنای تغییر ناگهانی قوانین یا اهداف است. بنابراین، یادگیری این لغات نه تنها دانش ورزشی، بلکه سطح عمومی زبان شما را نیز ارتقا میدهد.
اصطلاحات مربوط به زمین مسابقه (The Pitch)
در زبان انگلیسی بریتانیایی معمولاً از کلمه Pitch و در انگلیسی آمریکایی از کلمه Field استفاده میشود. شناخت بخشهای مختلف زمین برای درک گزارشهای ورزشی حیاتی است.
- Goalpost: تیر دروازه. وقتی توپ به تیر میخورد، گزارشگر میگوید: “It hit the woodwork!”
- Penalty Area: محوطه جریمه (که به صورت عامیانه The Box نیز نامیده میشود).
- Center Circle: دایره وسط زمین که بازی از آنجا شروع میشود.
- Touchline: خط طولی زمین (خط اوت).
- Corner Flag: پرچم گوشه زمین.
- The Bench: نیمکت ذخیرهها.
پستهای بازیکنان به انگلیسی (Player Positions)
ساختار تیمهای فوتبال از دفاع تا حمله چیده میشود. در اینجا پستهای اصلی را با فرمولهای ساده یاد میگیریم:
1. در خط دفاع (Defense)
- Goalkeeper (GK): تنها بازیکنی که اجازه دارد در محوطه جریمه از دستهایش استفاده کند.
- Center-back (CB): مدافع میانی که قلب خط دفاعی است.
- Full-back (RB/LB): مدافعان کناری که وظیفه مهار وینگرهای حریف را دارند.
2. در خط میانی (Midfield)
- Defensive Midfielder: هافبک دفاعی که نقش تخریب بازی حریف را دارد.
- Playmaker: بازیساز؛ بازیکنی که با پاسهای دقیق موقعیت گل میسازد.
- Winger: بازیکن گوش که سرعت بالایی دارد و از کنارهها نفوذ میکند.
3. در خط حمله (Attack)
- Striker / Forward: مهاجم نوک که وظیفه اصلیاش گلزنی است.
- Target Man: مهاجم فیزیکی که توپهای بلند را نگه میدارد.
داور و قوانین داوری (Refereeing and Rules)
بسیاری از زبانآموزان هنگام صحبت درباره خطاهای داوری دچار استرس میشوند (Language Anxiety). نگران نباشید، ساختار جملات داوری بسیار تکرارپذیر است.
فرمول رایج برای توصیف جریمهها: [Subject] + [Verb: Give/Show] + [Object: Card/Penalty]
- The Referee: قاضی میدان.
- Assistant Referee: کمک داور (در گذشته به او Linesman میگفتند).
- Yellow Card: کارت زرد (اخطار).
- Red Card: کارت قرمز (اخراج).
- Free Kick: ضربه آزاد.
- Penalty Kick: ضربه پنالتی.
- VAR (Video Assistant Referee): کمک داور ویدئویی.
نکته آموزشی: اگر بازیکنی دو کارت زرد بگیرد، گزارشگر میگوید: “He’s been sent off” (او اخراج شد).
قانون آفساید به زبان ساده (The Offside Rule)
آفساید یکی از پیچیدهترین اصطلاحات فوتبال به انگلیسی برای توضیح دادن است. اما بیایید آن را ساده کنیم:
یک بازیکن در وضعیت Offside قرار دارد اگر در لحظه ارسال پاس، از آخرین مدافع حریف (به جز دروازهبان) به دروازه نزدیکتر باشد.
- ✅ Onside: وضعیتی که بازیکن مجاز به دریافت توپ است.
- ❌ Offside: وضعیتی که خطای آفساید رخ داده است.
جمله کاربردی: “The striker was caught offside.” (مهاجم در تله آفساید گرفتار شد.)
تفاوتهای لهجه بریتانیایی (UK) و آمریکایی (US) در فوتبال
به عنوان یک زبانشناس کاربردی، باید بدانید که کلمات بسته به اینکه مخاطب شما اهل کجاست تغییر میکنند. جدول زیر این تفاوتها را نشان میدهد:
| مفهوم | انگلیسی بریتانیایی (UK) | انگلیسی آمریکایی (US) |
|---|---|---|
| نام ورزش | Football | Soccer |
| کفش ورزشی | Boots | Cleats |
| لباس تیم | Kit | Uniform |
| زمان اضافه | Added time / Injury time | Stoppage time |
| نتیجه مساوی | Draw | Tie |
اصطلاحات فنی و تخصصی (Advanced Terminology)
اگر میخواهید مانند یک کارشناس حرفهای صحبت کنید، این کلمات LSI (مرتبط) را به دایره واژگان خود اضافه کنید:
- Clean Sheet: وقتی یک تیم در طول بازی هیچ گلی دریافت نمیکند (بسته نگه داشتن دروازه).
- Hat-trick: وقتی یک بازیکن در یک مسابقه سه گل به ثمر میرساند.
- Set-piece: ضربات ایستگاهی (شامل کرنر، پنالتی و ضربات آزاد).
- Counter-attack: ضدحمله سریع.
- Possession: مالکیت توپ.
- Tackle: تکل زدن برای گرفتن توپ از حریف.
اشتباهات رایج زبانآموزان در اصطلاحات فوتبال
در آموزش زبان انگلیسی (ESL)، برخی خطاها بسیار تکرار میشوند. با دقت به این موارد، سطح خود را متمایز کنید:
- ❌ اشتباه: “The referee did a foul.”
- ✅ درست: “The player committed a foul.” (بازیکن مرتکب خطا شد.)
- ❌ اشتباه: “He winned the game.”
- ✅ درست: “He won the game.” (فعل win بیقاعده است.)
- ❌ اشتباه: “The goalkeeper did a goal.”
- ✅ درست: “The goalkeeper conceded a goal.” (دروازهبان گل خورد/پذیرفت.)
باورهای غلط و سوالات متداول (Common Myths & FAQ)
آیا Soccer یک کلمه اشتباه است؟
خیر. جالب است بدانید که کلمه Soccer در واقع از انگلستان ریشه گرفته است (مخفف Association Football)، اما امروزه بیشتر در آمریکا، استرالیا و کانادا استفاده میشود تا با فوتبال آمریکایی اشتباه نشود. در انگلستان استفاده از این کلمه چندان رایج نیست.
تفاوت Goal با Score چیست؟
Goal اسم است (هدف/گل)، اما Score هم میتواند اسم باشد (نتیجه بازی) و هم فعل (گل زدن).
مثال: “What is the score?” (نتیجه چند-چند است؟) در حالی که “He scored a goal” یعنی او یک گل زد.
چگونه اضطراب صحبت کردن درباره فوتبال را کاهش دهیم؟
از دیدگاه روانشناسی، بهترین راه این است که با جملات کوتاه شروع کنید. به جای تحلیلهای پیچیده، فقط وقایع را توصیف کنید: “The player is fast”, “That was a foul”. به تدریج با افزایش اعتماد به نفس، از صفتهای قویتر استفاده کنید.
نتیجهگیری (Conclusion)
یادگیری اصطلاحات فوتبال به انگلیسی دریچهای جدید به سوی فرهنگ جهانی ورزش باز میکند. در این مقاله از سایت EnglishVocabulary.ir، ما از اجزای زمین و پستهای بازیکنان گرفته تا قوانین پیچیده داوری و تفاوتهای گویشی را بررسی کردیم. به یاد داشته باشید که هیچکس با یک بار خواندن، گزارشگر حرفهای نمیشود. کلید موفقیت در تداوم است. پیشنهاد میکنیم بازی بعدی تیم محبوبتان را با گزارش انگلیسی ببینید و سعی کنید کلماتی که امروز یاد گرفتید را در صحبتهای گزارشگر پیدا کنید.
فراموش نکنید که یادگیری زبان یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. با انگیزه بمانید و از مسیر یادگیری لذت ببرید، درست مثل لذتی که از یک گل دقیقه نود میبرید!




چه مقاله مفید و به موقعی! همیشه دوست داشتم اصطلاحات انگلیسی فوتبال رو یاد بگیرم ولی فکر میکردم سخته. این روش یادگیری از طریق علاقه واقعا عالیه. ممنون از شما!
ممنون از مقاله خوبتون. در مورد ‘offside’، آیا همیشه به همین شکل استفاده میشه یا مثلاً میگن ‘an offside’? و تلفظ صحیحش چیه؟
سلام امیر عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدید! ‘Offside’ معمولاً به عنوان صفت یا قید استفاده میشه، مثلاً ‘The player was offside’ یا ‘The goal was disallowed for offside’. به ندرت به عنوان اسم به تنهایی استفاده میشه مگر در عبارتهای خاص مثل ‘an offside decision’. تلفظش هم /ˌɒfˈsaɪd/ هست. امیدواریم مفید بوده باشه!
خیلی ممنون بابت این مقاله. واقعا لازمه. من همیشه تو ‘foul’ و ‘penalty’ یه ذره قاطی میکنم. میشه این دوتا رو هم کمی توضیح بدید؟
سلام رضا جان. حتما! ‘Foul’ به معنی خطای عمومی هست که ممکنه در هر جای زمین اتفاق بیفته (مثلاً ‘a handball foul’). اما ‘Penalty’ به خطایی گفته میشه که در محوطه جریمه اتفاق میافته و منجر به ضربه پنالتی میشه (یعنی ‘a penalty kick’). پس هر پنالتی یک نوع ‘foul’ هست، اما هر ‘foul’ یک ‘penalty’ نیست. امیدوارم شفاف شده باشه!
عالی بود! من دیروز داشتم بازی رو با گزارش انگلیسی میدیدم، مدام میگفت ‘substitution’. الان فهمیدم یعنی چی! واقعا لذت بخش میشه دیدن بازی با فهمیدن اصطلاحات.
اینکه گفتید ‘referee’ داور، آیا این کلمه کاربردهای دیگه ای غیر از داور فوتبال هم داره؟ یا فقط مخصوص ورزشه؟
سلام علی عزیز. سوال خوبی پرسیدید! بله، کلمه ‘referee’ علاوه بر داور ورزشی، میتونه به معنی ‘داور’ یا ‘میانجی’ در مسائل حقوقی، تجاری یا حتی در بحث و جدل بین افراد هم استفاده بشه. مثلاً در مورد اختلافات قرارداد، ‘The independent referee will decide the dispute.’ هم میتونه استفاده بشه. کاربردش گستردهتر از فقط ورزشه.
ممنون از مقاله عالیتون! اگه میشه در مورد انواع ‘player positions’ (مثل مدافع، هافبک، مهاجم) هم یه مقاله جداگانه بذارید. خیلی به درد میخوره.
سلام فاطمه خانم. پیشنهاد بسیار خوبی دادید! حتماً این موضوع رو در برنامه محتوایی آیندهمون قرار میدیم. برای شروع، چند تا از مهمترینها رو براتون مینویسیم: ‘Defender’ (مدافع)، ‘Midfielder’ (هافبک)، ‘Forward’ یا ‘Striker’ (مهاجم). همچنین ‘Winger’ (وینگر) و ‘Center-back’ (مدافع میانی). منتظر مقالات بعدی ما باشید!
پس ‘goalkeeper’ همون دروازهبانه. اگه بخوام بگم دروازهبان توپ رو گرفت، میشه ‘The goalkeeper caught the ball’ یا ‘The goalkeeper saved the ball’؟ کدوم درستتره؟
سلام حسین عزیز. هر دو جمله در جایگاه خودشون درست هستند، اما معنای ظریفی با هم تفاوت دارند. ‘The goalkeeper caught the ball’ یعنی توپ رو در کنترل گرفت و نگه داشت. ‘The goalkeeper saved the ball’ به معنی مهار کردن یک موقعیت گل هست، یعنی جلوی ورود توپ به دروازه رو گرفت. پس بسته به موقعیت، هر دو کاربرد دارند ولی ‘save’ برای مهار موقعیت گل دقیقتره.
مقاله فوقالعادهای بود! من یه اصطلاح فوتبالی دیگه هم شنیدم که میگن ‘kick-off’. یعنی شروع بازی؟
سلام نگار عزیز. بله، کاملاً درست متوجه شدید! ‘Kick-off’ به معنی شروع بازی یا نیمه دوم بازی هست. همچنین به خودِ لحظه آغاز بازی یا نقطهای که بازی از آنجا شروع میشود نیز ‘kick-off’ میگویند. حتی گاهی به صورت استعاری به معنی شروع یک پروژه یا رویداد هم استفاده میشود: ‘The project’s kick-off meeting is on Monday.’
دمتون گرم واقعا! من همیشه موقع گزارش انگلیسی گیج میشدم. الان با این توضیحات خیلی بهتر شد.
واژه ‘disallowed’ که برای ‘آفساید’ گفتید، معنی مردود شدن میده. آیا این کلمه فقط برای گل استفاده میشه یا میشه برای چیزای دیگه هم ازش استفاده کرد؟
سلام سحر خانم. سوال خوبی پرسیدید. ‘Disallow’ به معنی رد کردن، ممنوع کردن یا نامعتبر شمردن چیزی است و کاربردش فقط محدود به فوتبال نیست. مثلاً در مورد هزینهها در حسابداری میگویند ‘The company disallowed certain expenses’. یا در مورد درخواستها: ‘The judge disallowed the objection’. پس کاربرد عمومیتری هم داره.
آیا غیر از ‘referee’ اصطلاح عامیانه یا کوتاهتری برای داور توی فوتبال انگلیسی وجود داره؟ مثلاً بین خود فوتبالیستها چی میگن؟
سلام کاوه جان. بله، در زبان عامیانه و غیررسمیتر، گاهی به ‘referee’ به اختصار ‘ref’ هم میگویند. این کلمه بیشتر در صحبتهای روزمره و بین هواداران یا بازیکنان استفاده میشود و در گزارشهای رسمی یا نوشتار معمولاً همان ‘referee’ را میشنوید.
ممنون از مقاله عالی. ‘Offside’ هنوز برام یه کم سخته تو انگلیسی. کاش یه مثال دیگه ازش میذاشتید.
سلام هدی خانم. حق با شماست، ‘offside’ حتی برای انگلیسیزبانها هم گاهی گیجکننده است! مثال دیگر: ‘The striker received the ball in an offside position, so the play was stopped.’ (مهاجم توپ را در موقعیت آفساید دریافت کرد، بنابراین بازی متوقف شد.) یا ‘The assistant referee raised his flag for offside.’ (کمک داور پرچمش را برای آفساید بالا برد.) امیدواریم این مثالها کمک کننده باشند.
نکته خوبی که من خودم یاد گرفتم اینه که اصطلاحات رو در بافت یک بازی واقعی دنبال کنم. مثلاً وقتی گزارشگر میگه ‘goalkeeper makes a save’، سریعا به عملی که دروازهبان انجام میده دقت کنم.
مقاله خیلی کاربردی بود. راستی، اصطلاح ‘corner kick’ به انگلیسی چیه؟ یا ‘free kick’؟
سلام فرهاد عزیز. ممنون از سوال خوبتون! ‘Corner kick’ به معنی ‘ضربه کرنر’ است و ‘Free kick’ نیز به معنی ‘ضربه آزاد’ میباشد. این دو از اصطلاحات بسیار رایج در فوتبال هستند و حتماً در گزارشهای انگلیسی زیاد خواهید شنید. به خاطر داشته باشید که ‘penalty kick’ هم نوعی ضربه آزاد است ولی از نقطه پنالتی!
این دقیقا چیزی بود که دنبالش بودم. خیلی خوب دستهبندی شده بود. لطفا در مورد اصطلاحات بسکتبال و والیبال هم بنویسید!
سلام نیما جان. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده! پیشنهاد شما برای بسکتبال و والیبال هم عالیه و حتما در برنامهریزیهای آیندهمون در نظر میگیریم. هدف ما اینه که یادگیری زبان رو از طریق علاقهمندیهای مختلف شیرینتر کنیم. ممنون از بازخوردتون!
عالی بود! دقیقا به کارم میاد.
توضیح ‘substitution’ و ‘offside’ خیلی شفاف بود. ممنون بابت مثالها.