- آیا هنگام مطالعه مقالات علمی یا مشاهده فیلمهای مستند، با شنیدن نام وسایل آزمایشگاه به انگلیسی دچار سردرگمی میشوید؟
- آیا نگران این هستید که در محیطهای آکادمیک یا کاری، ابزارهای سادهای مثل میکروسکوپ یا لوله آزمایش را اشتباه نام ببرید؟
- آیا به دنبال منبعی جامع هستید که فراتر از یک لیست ساده، کاربرد و تفاوتهای لهجهای این تجهیزات را به شما بیاموزد؟
- آیا یادگیری اسامی تخصصی تجهیزات آزمایشگاهی برایتان خشک و خستهکننده به نظر میرسد؟
یادگیری لغات تخصصی، بهویژه در محیطهای حساس علمی، میتواند استرسزا باشد؛ اما نگران نباشید. در این مقاله جامع، ما تمام وسایل آزمایشگاه به انگلیسی را با جزئیات کامل، دستهبندی علمی و به سادهترین شکل ممکن بررسی میکنیم تا شما بتوانید با اعتمادبهنفس کامل در هر محیط علمی حضور یابید و دیگر هرگز این لغات را با هم اشتباه نگیرید.
| نام فارسی وسیله | نام انگلیسی (English Term) | کاربرد اصلی (Primary Use) |
|---|---|---|
| میکروسکوپ | Microscope | مشاهده اجسام بسیار ریز |
| لوله آزمایش | Test Tube | نگهداری و ترکیب مقدار کمی از مواد |
| بِشِر | Beaker | هم زدن، ترکیب و حرارت دادن مایعات |
| قطرهچکان | Dropper / Pipette | انتقال قطرهای مایعات |
چرا یادگیری نام وسایل آزمایشگاه به انگلیسی اهمیت دارد؟
شاید بپرسید چرا باید وقت خود را صرف یادگیری دقیق این کلمات کنیم؟ از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، کلمات تخصصی مانند “وسایل آزمایشگاه به انگلیسی” تنها یک سری اسم نیستند، بلکه بخشی از “زبان علمی بینالمللی” محسوب میشوند. اگر شما قصد مهاجرت تحصیلی، شرکت در آزمونهای بینالمللی مثل IELTS و TOEFL یا حتی مطالعه کاتالوگ تجهیزات را داشته باشید، دانستن تفاوت بین یک Flask و یک Beaker حیاتی است. اشتباه در نامگذاری نهتنها میتواند منجر به نمرات پایینتر شود، بلکه در محیطهای واقعی آزمایشگاهی ممکن است خطرات ایمنی ایجاد کند.
دستهبندی ظروف شیشهای (Laboratory Glassware)
بیشتر حجم تجهیزات در هر آزمایشگاهی را ظروف شیشهای تشکیل میدهند. این بخش قلب تپنده دایره لغات شما در موضوع وسایل آزمایشگاه به انگلیسی است.
1. لوله آزمایش (Test Tube)
این ابزار پایه ثابت تمام آزمایشگاههاست. لولههای شیشهای با ته گرد که برای واکنشهای در مقیاس کوچک استفاده میشوند.
- Test Tube Rack: جالبوله آزمایش (وسیلهای برای نگه داشتن لولهها بهصورت عمودی).
- Test Tube Holder: گیره لوله آزمایش (برای نگه داشتن لوله روی شعله).
2. بِشِر (Beaker)
بشرها شبیه لیوانهای مدرج هستند. نکته مهمی که به عنوان یک زبانآموز باید بدانید این است که بشرها برای اندازهگیری دقیق حجم ساخته نشدهاند، بلکه بیشتر برای مخلوط کردن مواد به کار میروند.
3. ارلن مایر (Erlenmeyer Flask)
این ظرف مخروطی شکل که در فارسی هم به نام مخترعش “ارلن” نامیده میشود، در انگلیسی با نام Flask شناخته میشود. ساختار خاص آن اجازه میدهد که مایعات را بدون ترس از پاشش، به شدت تکان دهید (Swirl).
4. استوانه مدرج (Graduated Cylinder)
اگر دقت اندازهگیری حجم برایتان مهم است، باید از این وسیله استفاده کنید. صفت Graduated در اینجا به معنای “درجهبندی شده” است.
| وسیله | ویژگی بارز | جمله نمونه (Example Sentence) |
|---|---|---|
| Beaker | دهانه گشاد | Pour the solution into the beaker. |
| Flask | گردن باریک | Swirl the flask gently to mix the chemicals. |
| Cylinder | اندازهگیری دقیق | Measure 50ml of acid using the graduated cylinder. |
ابزارهای مشاهده و دقیق (Observation Tools)
در این بخش به بررسی دستگاههایی میپردازیم که به ما در دیدن دنیای نادیدنیها کمک میکنند. ریشه بسیاری از این کلمات در زبان یونانی و لاتین نهفته است که یادگیری آنها را برای حافظه بلندمدت شما آسانتر میکند.
میکروسکوپ (Microscope)
کلمه Microscope از دو بخش “Micro” (بسیار کوچک) و “Scope” (دیدن/بررسی کردن) تشکیل شده است.
بسیاری از زبانآموزان هنگام استفاده از این واژه دچار استرس میشوند، اما به خاطر داشته باشید که ساختار فعل آن ساده است: To examine something under a microscope.
اجزای میکروسکوپ که باید بشناسید:
- Eyepiece / Ocular Lens: عدسی چشمی (بخشی که چشم را روی آن میگذارید).
- Objective Lens: عدسی شیئی (عدسیهای نزدیک به نمونه).
- Stage: مرحله یا سکو (جایی که اسلاید روی آن قرار میگیرد).
- Slide: لام یا تیغه شیشهای که نمونه روی آن قرار دارد.
ابزارهای اندازهگیری و حرارتی
در دنیای وسایل آزمایشگاه به انگلیسی، دقت در اندازهگیری حرف اول را میزند. اشتباه گرفتن یک ترازو با یک دماسنج در مکالمه، نشاندهنده ضعف در واژگان پایه است.
1. دماسنج (Thermometer)
توجه داشته باشید که در کشورهای مختلف، واحد اندازهگیری ممکن است متفاوت باشد (Celsius در مقابل Fahrenheit)، اما نام دستگاه همیشه Thermometer است.
2. ترازو (Balance / Scale)
در محیطهای علمی معمولاً از واژه Analytical Balance برای ترازوهای بسیار دقیق استفاده میشود. واژه Scale بیشتر برای ترازوهای معمولی و خانگی به کار میرود.
3. چراغ بنزن (Bunsen Burner)
منبع اصلی گرما در بسیاری از آزمایشهای شیمی. به یاد داشته باشید که فعل همراه با آن معمولاً Light (روشن کردن) است: Please light the Bunsen burner.
تفاوتهای لهجهای: آمریکا (US) در مقابل بریتانیا (UK)
یکی از ظرافتهای یادگیری وسایل آزمایشگاه به انگلیسی، توجه به تفاوتهای جزئی در نامگذاری است که ممکن است باعث سوءتفاهم شود. تیم زبانشناسی ما این موارد را برای شما استخراج کرده است:
- در آمریکا معمولاً به لوله آزمایش کوچک Test tube میگویند، اما در برخی متون قدیمی بریتانیایی ممکن است واژه Boiling tube را برای لولههای مقاومتر به حرارت بشنوید.
- واژه Pipette در هر دو لهجه مشترک است، اما تلفظ آن در بریتانیا معمولاً با تأکید روی هجای دوم (pi-PET) و در آمریکا گاهی با تأکید متفاوت شنیده میشود.
- Safety Glasses (آمریکایی) در مقابل Safety Goggles (که در هر دو رایج است اما Goggles محافظت کاملتری از دور چشم دارد).
نکات گرامری و ساختار جملات در آزمایشگاه
برای اینکه مانند یک متخصص صحبت کنید، تنها دانستن نام وسایل آزمایشگاه به انگلیسی کافی نیست. شما باید بدانید چگونه این کلمات را در جملات به کار ببرید. ساختار رایج در دستورالعملهای آزمایشگاهی، استفاده از “حالت امری” (Imperative Mood) است.
فرمول: Verb (Infinitive without ‘to’) + Object + Adverb/Prepositional Phrase
- ✅ درست: Place the slide on the microscope stage. (فعل امری مستقیم)
- ❌ نادرست: You are placing the slide… (این جمله توصیفی است، نه دستورالعمل)
- ✅ درست: Heat the solution in the Erlenmeyer flask.
تجهیزات ایمنی (Safety Equipment): مهمترین بخش آزمایشگاه
از دیدگاه روانشناسی آموزشی، داشتن امنیت ذهنی در محیط کار باعث افزایش یادگیری میشود. دانستن نام وسایل ایمنی به شما آرامش خاطر میدهد.
- Lab Coat: روپوش آزمایشگاه.
- Safety Goggles: عینک ایمنی (برای محافظت در برابر پاشش مواد شیمیایی).
- Gloves: دستکش (معمولاً از جنس Nitrile یا Latex).
- Eye Wash Station: ایستگاه شستشوی چشم (برای موارد اضطراری).
- Fire Extinguisher: کپسول آتشنشانی.
اشتباهات رایج زبانآموزان (Common Errors)
بسیاری از فارسیزبانان به دلیل شباهت برخی کلمات یا ترجمه تحتاللفظی، دچار اشتباه میشوند. بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:
| اشتباه رایج | شکل صحیح | علت اشتباه |
|---|---|---|
| Using “Glass” for all containers | Glassware / Specific name | تعمیم دادن کلمه شیشه به جای نام تخصصی |
| “Microscope slide” vs “Microscope glass” | Microscope Slide | در فارسی گاهی به آن “شیشه میکروسکوپ” میگویند. |
| “Scales” (plural) for one balance | Balance / Scale | اشتباه در مفرد و جمع بستن ابزار اندازهگیری |
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
باور غلط ۱: همه لولههای شیشهای، لوله آزمایش هستند.
خیر! بسیاری از زبانآموزان هر استوانه شیشهای را Test tube مینامند. در حالی که ما لولههای متفاوتی مثل Centrifuge tubes (برای دستگاه سانتریفیوژ) یا Thistle tubes داریم. دقت در نامگذاری، نشانه تسلط شماست.
باور غلط ۲: کلمه Pipette و Dropper دقیقاً یکی هستند.
اگرچه هر دو برای انتقال مایع به کار میروند، اما Pipette معمولاً ابزاری دقیقتر و آزمایشگاهیتر است که حجم مشخصی را جابهجا میکند، در حالی که Dropper (قطرهچکان) بیشتر در مصارف عمومی یا دارویی استفاده میشود.
سوالات متداول (Common FAQ)
۱. تفاوت بین Beaker و Flask چیست؟
بشر (Beaker) دارای بدنه استوانهای و دهانه گشاد است که برای ریختن و مخلوط کردن راحت مواد به کار میرود. ارلن (Flask) بدنه مخروطی و دهانه باریک دارد که برای جوشاندن مایعات یا تکان دادن شدید (بدون بیرون ریختن) مناسب است.
۲. به جای “انبر آزمایشگاهی” از چه کلمهای استفاده کنیم؟
در انگلیسی بسته به نوع کاربرد از واژه Tongs (مثل Beaker Tongs) یا Forceps (برای جابهجا کردن اجسام بسیار ریز، شبیه موچین) استفاده میشود.
۳. نام ظرف پتری به انگلیسی چیست؟
این ظرف که برای کشت باکتری استفاده میشود، در انگلیسی Petri Dish نامیده میشود. دقت کنید که واژه Dish در اینجا به معنای ظرف تخت است.
۴. آیا کلمه “Magnifying glass” همان میکروسکوپ است؟
خیر، Magnifying glass به معنای ذرهبین است که قدرت بزرگنمایی بسیار کمتری نسبت به Microscope دارد.
نتیجهگیری (Conclusion)
یادگیری نام وسایل آزمایشگاه به انگلیسی سفری است از دنیای کلیات به سمت جزئیات دقیق علمی. در این مقاله آموختیم که چگونه ظروف شیشهای را از هم تشخیص دهیم، با ابزارهای مشاهده مثل میکروسکوپ آشنا شدیم و نکات ایمنی و گرامری لازم برای حضور در یک محیط علمی را بررسی کردیم.
به یاد داشته باشید که هیچکس با دانش کامل متولد نمیشود. حتی دانشمندان بزرگ هم روزی تفاوت بین یک استوانه مدرج و بشر را نمیدانستند. کلید موفقیت شما در تکرار و استفاده عملی از این واژگان است. پیشنهاد میکنیم این لیست را در جایی دمدست قرار دهید و هنگام مطالعه متون انگلیسی، سعی کنید تصویر هر وسیله را در ذهن خود مجسم کنید. با این روش، “اضطراب زبانی” شما کاهش یافته و اعتمادبهنفس جایگزین آن خواهد شد. دنیای علم منتظر شماست، پس با قدرت به یادگیری ادامه دهید!




وای عالی بود این مقاله! همیشه دنبال همچین منبعی میگشتم که وسایل آزمایشگاه رو به انگلیسی دقیق توضیح بده. مخصوصاً تفکیک کاربردها خیلی کمککننده بود.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! هدف ما دقیقاً همین بود که یادگیری لغات تخصصی رو براتون سادهتر و کاربردیتر کنیم. موفق باشید!
ممنون از توضیحات کامل. تلفظ ‘Beaker’ چطوریه دقیقاً؟ /بیکر/ یا /بیکر/؟ گاهی اوقات گیج میشم بین این دوتا.
سوال خوبیه علی عزیز! تلفظ صحیح ‘Beaker’ نزدیک به /بیکِر/ هستش، با تاکید روی بخش اول و صدای ‘ای’ کشیدهتر. مثل کلمه ‘Speaker’ یا ‘Teacher’. امیدوارم واضح باشه.
اینکه به اهمیت یادگیری این کلمات اشاره کردید، واقعاً درسته. من چند بار سر کنفرانس علمی به خاطر ندانستن اسم این ابزارها به مشکل خوردم. ممنون از مطلب کاربردیتون.
دقیقاً! اعتمادبهنفس در محیطهای علمی بسیار مهمه و دانستن این اصطلاحات نقش کلیدی داره. خوشحالیم که این مقاله به شما کمک میکنه تا از این مشکلات جلوگیری کنید.
آیا ‘Dropper’ و ‘Pipette’ کاملاً معادل هم هستن یا تفاوتهای ظریفی بینشون وجود داره؟ مخصوصاً در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی.
رضا جان، سوال عالی پرسیدید! هر دو برای انتقال قطرهای مایعات استفاده میشوند، اما ‘Pipette’ معمولاً دقیقتر است و برای اندازهگیری حجمهای مشخص و دقیقتر (مثلاً میکرولیتر) به کار میرود. ‘Dropper’ عمومیتر است و برای انتقال مقادیر تقریبی استفاده میشود. تفاوت لهجهای خاصی در نام این دو وجود ندارد، اما کاربردشان بسته به دقت مورد نیاز کمی فرق میکند.
برای ‘هاون و دسته هاون’ که در آزمایشگاههای شیمی و داروسازی زیاد استفاده میشه، معادل انگلیسی چی هست؟
فاطمه جان، معادل انگلیسی ‘هاون و دسته هاون’ به ترتیب ‘Mortar and Pestle’ است. این دو ابزار برای له کردن و آسیاب کردن مواد جامد استفاده میشوند. امیدوارم این هم به دایره لغاتتون اضافه بشه!
من همیشه ‘Test Tube’ رو با ‘Flask’ اشتباه میگرفتم. ممنون که به این شکل واضح توضیح دادید که Test Tube برای مقادیر کم و Flask معمولا برای نگهداری یا ترکیب حجمهای بیشتره.
درسته امیر! این اشتباه رایجه. ‘Flask’ انواع مختلفی مثل ‘Erlenmeyer flask’ (ارلن) یا ‘Volumetric flask’ (بالن حجمی) داره که هر کدوم کاربرد خاصی دارن، اما همگی حجم بیشتری نسبت به ‘Test Tube’ رو در بر میگیرن.
میشه چندتا اصطلاح دیگه که در مورد آزمایش و آزمایشگاه هست و پرکاربردتره رو هم معرفی کنید؟ مثلاً ‘انجام آزمایش’ یا ‘نتایج آزمایش’.
حتماً زهرا جان! ‘انجام آزمایش’ میشه ‘Conduct an experiment’ یا ‘Perform an experiment’. ‘نتایج آزمایش’ هم ‘Experiment results’ یا ‘Experimental findings’ هستش. امیدواریم که اینها هم بهتون کمک کنه!
مقاله خیلی خوبی بود، دستهبندی علمیاش واقعاً منسجم و عالی بود. این حس سردرگمی که اول مقاله گفتید رو دقیقاً تجربه کرده بودم.
خوشحالیم که تونستیم سردرگمی شما رو برطرف کنیم محسن عزیز. هدف اصلی ما ارائه محتوایی منظم و قابل فهم برای شماست.
آیا ‘Microscope’ در زبان انگلیسی تنها برای مشاهدات زیستی استفاده میشود یا کاربردهای دیگری هم دارد؟
مریم جان، ‘Microscope’ کاربردهای بسیار گستردهای دارد! علاوه بر زیستشناسی، در متالورژی (برای بررسی ساختار فلزات)، جرمشناسی (برای بررسی مدارک)، پزشکی (پاتولوژی)، زمینشناسی و حتی صنعت (کنترل کیفیت) هم استفاده میشود. در واقع هرجا نیاز به دیدن جزئیات ریز باشد، میکروسکوپ حضور دارد.
من خودم دانشجو پزشکی هستم و این لغات واقعاً برام حیاتیه. مرسی که انقدر جامع و کاربردی توضیح دادید.
بسیار عالی حسن جان! برای دانشجویان رشتههای پزشکی و علوم پایه، تسلط بر این واژگان انگلیسی در محیطهای آکادمیک و بینالمللی از اهمیت ویژهای برخورداره. با آرزوی موفقیت برای شما.
لطفاً برای ‘بورت’ هم معادل انگلیسی و کاربردش رو بگید. من همیشه اون رو با Pipette قاطی میکنم.
مینا جان، ‘بورت’ به انگلیسی ‘Burette’ گفته میشود. کاربرد اصلی آن در تیتراسیون (Titration) است که برای افزودن دقیق و کنترل شده حجم مشخصی از یک محلول به محلول دیگر استفاده میشود. تفاوت اصلی آن با Pipette در این است که Burette دارای شیری برای کنترل جریان است و از بالا تا پایین درجهبندی دارد.
اینکه تفاوت لهجهای رو هم در نظر گرفتید خیلی خوبه، چون گاهی باعث سوءتفاهم میشه. بازم ممنون از این مطلب کاربردی.
بله پرهام عزیز، هدف ما اینه که شما در هر محیطی، چه آمریکایی و چه بریتانیایی، کاملاً مسلط باشید و هیچ سوءتفاهمی براتون پیش نیاد.
آیا اصطلاح ‘Test Tube Baby’ که در مورد لقاح مصنوعی شنیدم، ربطی به همین Test Tube داره؟
بله سهیلا جان! اصطلاح ‘Test Tube Baby’ که برای اشاره به کودکان حاصل از لقاح آزمایشگاهی (In Vitro Fertilization یا IVF) به کار میرود، دقیقاً از همین ‘Test Tube’ (لوله آزمایش) الهام گرفته شده است، زیرا مراحل اولیه لقاح در محیط آزمایشگاه و معمولاً در ظروف شیشهای مشابه لوله آزمایش انجام میشود. این یک نمونه عالی از کاربرد اصطلاحی لغات علمی در زندگی روزمره است.
فکر کنم برای ‘کرنومتر’ هم بد نباشه معادل انگلیسیش رو بدونیم. در آزمایشهای فیزیک زیاد استفاده میشه.
پیشنهاد بسیار خوبیه جواد جان! معادل انگلیسی ‘کرنومتر’ ‘Stopwatch’ است که برای اندازهگیری دقیق زمان در آزمایشها یا رویدادهای ورزشی استفاده میشود.
یادم میاد سر کلاس زیست معلممون میگفت ‘Petri dish’ که تو این لیست نبود. اون برای چیه؟
الهام جان، ‘Petri dish’ (پتری دیش) یک ابزار بسیار رایج در زیستشناسی و میکروبیولوژی است که از یک ظرف دایرهای کم عمق با یک درپوش تشکیل شده. کاربرد اصلی آن برای کشت میکروارگانیسمها (مثل باکتریها و قارچها) و سلولها در آزمایشگاه است. ممنون از اشاره شما به این واژه مهم!
همیشه دنبال منبعی بودم که فراتر از یک لیست ساده باشه و کاربردها رو هم توضیح بده. این مقاله دقیقاً همون چیزی بود که میخواستم. تشکر فراوان.
خوشحالیم که تونستیم نیاز شما رو برطرف کنیم کاوه عزیز. تلاش ما بر این است که یادگیری زبان را عمیقتر و کاربردیتر کنیم.
آیا این کلمات مفرد و جمعشون با قاعده است؟ مثلا Test Tube و Test Tubes؟
بله شیما جان، خوشبختانه اکثر این کلمات در انگلیسی جمعهای باقاعده دارند و فقط با اضافه کردن ‘s’ جمع بسته میشوند: Microscope -> Microscopes، Test Tube -> Test Tubes، Beaker -> Beakers، Dropper -> Droppers، Pipette -> Pipettes. این موضوع کار شما رو برای یادگیری سادهتر میکنه.
در مورد اجزای داخلی میکروسکوپ، مثلاً Eyepiece یا Objective Lens هم توضیحی دارید؟
سوال بسیار خوب و تخصصیای پرسیدید امید عزیز! ‘Eyepiece’ (چشمی) و ‘Objective Lens’ (لنز شیئی) از مهمترین اجزای میکروسکوپ هستند. مقاله حاضر بیشتر روی معرفی کلی ابزارها تمرکز داشت، اما این اجزا میتوانند موضوع یک مقاله تفصیلی و پیشرفتهتر در آینده باشند که به بخشهای مختلف و عملکرد آنها میپردازد.
این مطالب رو میشه در مکالمات روزمره هم استفاده کرد یا فقط برای محیطهای آکادمیک و تخصصی کاربرد داره؟
لیلا جان، بیشتر این واژگان (مانند Microscope یا Test Tube) کاربرد تخصصی و آکادمیک دارند و در مکالمات روزمره معمولاً استفاده نمیشوند، مگر اینکه در مورد موضوعات علمی یا آزمایشگاهی صحبت کنید. البته کلماتی مثل ‘Dropper’ ممکن است در زمینههای عمومیتر (مثل ‘eye dropper’ برای قطره چشم) شنیده شوند. دانستن این تفاوتها در کاربرد، به شما کمک میکند که در هر موقعیتی درست صحبت کنید.
مقاله فوقالعادهای بود! حس اعتمادبهنفسی که در مقدمه گفتید رو کاملاً بعد از خوندن حس کردم. ممنون از تلاش تیمتون.
بهروز عزیز، این دقیقاً هدفی بود که دنبال میکردیم! بسیار خوشحالیم که تونستیم این حس رو به شما منتقل کنیم. با اعتمادبهنفس در مسیر یادگیری گام بردارید!