- آیا تا به حال در یک مکالمه انگلیسی مکث کردهاید چون نمیدانستید باید از کلمه Problem استفاده کنید یا Trouble؟
- آیا نگران هستید که با به کار بردن اشتباه این دو واژه، منظور خود را به درستی به یک بومیزبان (Native) منتقل نکنید؟
- آیا گرامر مربوط به اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش در مورد تفاوت problem و trouble شما را سردرگم کرده است؟
- آیا میخواهید بدانید در محیطهای کاری و رسمی، کدام یک از این دو واژه شما را حرفهایتر نشان میدهد؟
بسیاری از زبانآموزان در سراسر جهان، حتی در سطوح پیشرفته، با چالش انتخاب بین این دو کلمه مواجه هستند. اگرچه در زبان فارسی هر دو ممکن است “مشکل” یا “دردسر” ترجمه شوند، اما در دنیای انگلیسی، این دو واژه در ظرفهای گرامری و معنایی متفاوتی قرار میگیرند. در این راهنمای جامع، ما تفاوت problem و trouble را به شکلی ساده، علمی و کاربردی بررسی میکنیم تا از این پس با اعتمادبهنفس کامل از آنها در مکالمات خود استفاده کنید.
| ویژگی | Problem | Trouble |
|---|---|---|
| نوع اسم | قابل شمارش (Countable) | اغلب غیرقابل شمارش (Uncountable) |
| ساختار گرامری | میتواند با a/an یا به صورت جمع بیاید. | معمولاً بدون a/an و به صورت مفرد میآید. |
| مفهوم کلی | یک وضعیت خاص که نیاز به حل شدن دارد. | یک احساس سختی، دردسر یا نگرانی کلی. |
| مثال ساده | I have a problem with my computer. | I’m having trouble with my computer. |
درک عمیق ماهیت Problem و Trouble
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، کلمات صرفاً ابزاری برای انتقال معنا نیستند، بلکه باری از ساختار و احساس را نیز با خود حمل میکنند. برای اینکه تفاوت problem و trouble را درک کنید، ابتدا باید با ماهیت فردی هر یک آشنا شوید.
واژه Problem: چالشهای قابل تعریف
کلمه Problem یک اسم قابل شمارش است. این یعنی شما میتوانید یک، دو یا چندین “مشکل” داشته باشید. زمانی از این واژه استفاده میکنیم که به یک موضوع، سوال یا وضعیت خاص اشاره داریم که آزاردهنده است و نیاز به بررسی یا “حل شدن” (Solve) دارد. در ذهن یک انگلیسیزبان، Problem شبیه به یک مسئله ریاضی یا یک قطعه خراب در ماشین است.
- فرمول کاربردی: Subject + Verb + (a/an/the/numbers) + Problem
- مثال: .We are facing two major problems this month (ما در این ماه با دو مشکل عمده روبرو هستیم.)
واژه Trouble: ابرهای خاکستری دردسر
در مقابل، Trouble معمولاً به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش شناخته میشود. این واژه بیشتر به “احساس سختی”، “دردسر” یا “مشقت” اشاره دارد. Trouble حالتی کلیتر و انتزاعیتر دارد. شما نمیتوانید بگویید “من دو دردسر دارم”، بلکه میگویید “من دچار دردسر شدهام”. این کلمه اغلب با احساسات منفی، نگرانی و استرس گره خورده است.
- فرمول کاربردی: Subject + Verb + (much/some/a lot of) + Trouble
- مثال: .I had a lot of trouble finding your house (پیدا کردن خانه شما برای من دردسر زیادی داشت.)
تفاوتهای کلیدی گرامری که باید بدانید
یکی از بزرگترین دلایل اضطراب زبانی (Language Anxiety)، ترس از اشتباهات گرامری است. بیایید با بررسی دقیق ساختارها، این ترس را از بین ببریم.
1. استفاده از حروف تعریف (A/An)
به دلیل اینکه Problem قابل شمارش است، همراه با حروف تعریف میآید، اما Trouble خیر. این یکی از رایجترین اشتباهات در آزمونهای بینالمللی مانند آیلتس و تافل است.
- ✅ Correct: I have a problem.
- ❌ Incorrect: I have a trouble.
- ✅ Correct: I’m in trouble.
2. فعلهای همراه (Collocations)
راه دیگر برای تشخیص تفاوت problem و trouble، توجه به فعلهایی است که قبل از آنها میآیند. ما مشکلات را “حل” میکنیم، اما دردسرها را “تجربه” میکنیم یا “در آنها فرو میرویم”.
| فعل مناسب برای Problem | فعل مناسب برای Trouble |
|---|---|
| Solve a problem (حل کردن) | Cause trouble (دردسر درست کردن) |
| Fix a problem (تعمیر کردن/رفع کردن) | Get into trouble (توی دردسر افتادن) |
| Identify a problem (شناسایی کردن) | Have trouble + Verb-ing (سختی کشیدن در انجام کاری) |
ساختار طلایی: Have trouble doing vs. Have a problem with
بسیاری از زبانآموزان در ساختار جملات پیچیده دچار اشتباه میشوند. دقت کنید که بعد از این دو واژه، حروف اضافه و ساختار فعل تغییر میکند:
فرمول اول: استفاده از Trouble با فعل
وقتی میخواهید بگویید در انجام کاری سخت دارید، از این ساختار استفاده کنید:
Structure: Have + trouble + Verb-ing
- مثال: .I have trouble breathing in this humidity (من در این رطوبت، در نفس کشیدن مشکل دارم.)
- نکته: در اینجا نیازی به حرف اضافه “in” یا “with” قبل از فعل نیست.
فرمول دوم: استفاده از Problem با اسم یا فعل
وقتی میخواهید به یک شیء یا موضوع خاص اشاره کنید:
Structure: Have + a problem + with + Noun/Gerund
- مثال: .I have a problem with my boss (من با رئیسم مشکل دارم.)
- مثال: .She has a problem with waking up early (او با زود بیدار شدن مشکل دارد.)
تفاوتهای معنایی و بستر استفاده (Context)
گاهی اوقات گرامر هر دو درست است، اما معنای متفاوتی را منتقل میکنند. به عنوان یک متخصص آموزش زبان، توصیه میکنم به بار عاطفی کلمات دقت کنید.
Problem: عینیت و منطق
وقتی میگویید “There is a problem with the engine”، یعنی موتور خراب است و مکانیک میتواند آن را تعمیر کند. این یک موضوع فنی و ابژکتیو (Objective) است.
Trouble: ذهنیت و احساس
وقتی میگویید “The engine is giving me trouble”، یعنی این موتور باعث اذیت من شده است، مرا نگران کرده یا کارم را عقب انداخته است. این یک نگاه سوبژکتیو (Subjective) و شخصیتر است.
تفاوتهای لهجهای: آمریکایی در مقابل بریتانیایی
اگرچه تفاوت problem و trouble در اکثر لهجهها یکسان است، اما در زبان انگلیسی بریتانیایی (UK)، تمایل بیشتری به استفاده از واژه Trouble در موقعیتهای روزمره دیده میشود.
- در بریتانیا: عباراتی مثل “a spot of trouble” یا “bit of trouble” برای اشاره به مشکلات کوچک بسیار رایج است.
- در آمریکا: آمریکاییها تمایل دارند مستقیمتر باشند و از کلمه Problem یا Issue (در محیطهای کاری) بیشتر استفاده کنند.
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
در این بخش به اشتباهاتی میپردازیم که حتی زبانآموزان سطح متوسط نیز مدام تکرار میکنند:
- اشتباه اول: جمع بستن Trouble. برخی فکر میکنند چون مشکلات زیاد است، باید بگویند “troubles”. اگرچه این کلمه در ادبیات یا اشعار قدیمی (مانند دعای “God help me with my troubles”) دیده میشود، اما در مکالمه مدرن کاملاً اشتباه است. همیشه از شکل مفرد برای دردسر عمومی استفاده کنید.
- اشتباه دوم: استفاده از Problem برای تنبیه. اگر دانشآموزی در مدرسه کار بدی انجام دهد، معلم نمیگوید “You are in a problem”، بلکه میگوید “You are in trouble“. در واقع Trouble برای اشاره به جریمه یا تنبیه به کار میرود.
- اشتباه سوم: فراموش کردن حروف تعریف. گفتن “I have problem” بدون کلمه “a” یک خطای فاحش گرامری است.
سوالات متداول (FAQ)
1. آیا میتوانیم به جای Problem از کلمه Issue استفاده کنیم؟
بله، در محیطهای اداری و تجاری، کلمه Issue بسیار رایج است چون بار منفی کمتری نسبت به Problem دارد. Problem یعنی چیزی خراب است، اما Issue یعنی موضوعی وجود دارد که باید در مورد آن بحث کنیم.
2. آیا Trouble میتواند فعل باشد؟
بله! کلمه Trouble برعکس Problem، میتواند به عنوان فعل هم به کار رود. به معنای “مزاحم شدن” یا “نگران کردن”. برای مثال: “I’m sorry to trouble you” (ببخشید که مزاحمتان میشوم). واژه Problem هرگز فعل نمیشود.
3. تفاوت “In a problem” و “In trouble” چیست؟
عبارت “In a problem” در انگلیسی بسیار نادر و تا حدی غیرطبیعی است. ما معمولاً میگوییم “Facing a problem”. اما “In trouble” یک اصطلاح کاملاً رایج به معنای “دردسر داشتن با قانون یا یک مقام بالاتر” است.
4. برای مشکلات پزشکی کدام را به کار ببریم؟
معمولاً از Trouble استفاده میشود. مثلاً: “Heart trouble” یا “Back trouble”. اینها به دردهای مزمن و مداوم اشاره دارند.
نتیجهگیری و گام بعدی شما
درک تفاوت problem و trouble کلیدی برای عبور از سطح متوسط به سطح پیشرفته در زبان انگلیسی است. به یاد داشته باشید که Problem قابل شمارش، فنی و قابل حل است، در حالی که Trouble غیرقابل شمارش، احساسی و مرتبط با سختیهای کلی است.
آموزش زبان یک مسیر تدریجی است. اگر در ابتدا این تفاوتها را فراموش کردید، اصلاً نگران نباشید. مغز شما برای جایگذاری این الگوهای جدید به زمان و تکرار نیاز دارد. پیشنهاد میکنم همین امروز سه جمله درباره زندگی خود بسازید: یکی با Problem، یکی با Trouble در ساختار فعل (ing) و یکی هم با ساختار In trouble. با این تمرین ساده، دانش تئوری خود را به مهارت عملی تبدیل خواهید کرد.
شما میتوانید با اعتمادبهنفس صحبت کنید؛ فقط کافی است به یادگیری ادامه دهید و از اشتباه کردن نترسید. دنیای کلمات انگلیسی منتظر شماست تا آنها را کشف کنید!




وای، ممنون از این مقاله! همیشه بین problem و trouble گیج میشدم و نمیدونستم کدوم رو کجا استفاده کنم. واقعاً مفید بود.
خوشحالیم که این مقاله تونست ابهام شما رو برطرف کنه، رضا جان. این سردرگمی برای خیلی از زبانآموزان طبیعیه و با تمرین و دقت بیشتر در کاربردها، به راحتی مسلط میشید.
پس اگه بخوام بگم ‘مشکلی نیست’ باید بگم ‘no problem’؟ ‘No trouble’ هم میشه گفت؟ چه فرقی دارن از نظر مفهومیش؟
سؤال بسیار خوبی پرسیدید، سارا. بله، ‘No problem’ خیلی رایجتره و معمولاً در جواب تشکر به کار میره و به معنی ‘خواهش میکنم’ یا ‘ایرادی نداره’ است. ‘No trouble’ هم میشه گفت ولی کمتر رایجه و بیشتر به معنی ‘زحمتی نبود’ یا ‘مشکلی ایجاد نکرد’ هست، مثلاً وقتی کسی از شما بابت کمک تشکر میکنه.
نکته قابل شمارش و غیرقابل شمارش بودنشون واقعاً کلیدیه! کاش زودتر اینو میدونستم. چقدر گرامر زبان انگلیسی با فارسی فرق داره.
دقیقاً همینطوره، علی. فهمیدن این نکته گرامری پایه، به درک بهتر تفاوتهای معنایی و کاربردی این دو واژه کمک زیادی میکنه و از اشتباهات رایج جلوگیری میکنه.
میشه چند مثال از کاربرد این دو در محیط کار بزنید؟ مثلاً اگه یه پروژهای مشکل خورده باشه، کدوم رو باید استفاده کرد که حرفهایتر باشه؟
حتماً، نرگس خانم. اگر یک ایراد فنی یا چالشی مشخص در پروژه هست که نیاز به حل شدن دارد، میگوییم ‘We have a problem with the new software update.’ اما اگر کسی در کارش دچار سختی، گرفتاری یا موانع کلی شده باشد، ممکن است بگوییم ‘He’s having some trouble finishing his report on time.’ ‘Problem’ اغلب برای مسائل مشخص و قابل حل در محیط کار مناسبتر و حرفهایتر است.
من همیشه فکر میکردم Problem جدیتره و Trouble یه چیز سطحیتره. مقاله شما این تصور رو اصلاح کرد. واقعاً کاربردی بود.
خوشحالیم که تونستیم دیدگاه شما رو شفافتر کنیم، کیان. این تصور تا حدی درسته اما همیشه نه. ‘Problem’ بیشتر به یک چالش یا مسئله مشخص اشاره داره که راه حلی داره، در حالی که ‘Trouble’ میتونه به سختی، دردسر یا گرفتاری کلیتری اشاره کنه که گاهی هم جدیه.
چند وقت پیش تو یه فیلم شنیدم ‘Are you having trouble?’ و نفهمیدم یعنی چی. الان فهمیدم که منظور ‘داری مشکلی داری؟’ بوده. چقدر خوبه که الان درک کردم!
آفرین به دقت و کنجکاوی شما، زهرا! این جمله معمولا به معنی ‘آیا در انجام کاری مشکل داری؟’ یا ‘آیا دچار دردسر شدی؟’ به کار میره و اغلب با ‘trouble’ همراهه. مشاهده این کاربردها در رسانهها به یادگیری عمیقتر کمک زیادی میکنه.
یه نکتهای که من خودم یاد گرفتم اینه که ‘trouble’ اغلب با افعالی مثل ‘have trouble doing something’ میاد. اینطوری راحتتر میشه تفاوتشو با ‘problem’ به یاد آورد.
نکته بسیار خوبی اشاره کردید، امیر! این ساختار ‘have trouble doing something’ بسیار رایجه و به معنی ‘در انجام کاری مشکل داشتن’ هست. این نوع یادگیری از طریق ساختارهای پرکاربرد، بسیار مؤثر و کارآمد است. ممنون که به اشتراک گذاشتید!
کدوم یکی رسمیتره؟ اگه تو یه ایمیل کاری بخوام استفاده کنم، کدوم مناسبتره؟ مثلاً برای گزارش یک اشکال فنی.
به طور کلی، ‘Problem’ کمی رسمیتر و مشخصتر است و برای اشاره به مسائل یا چالشهای کاری دقیق و اشکالات فنی مناسبتر است. مثلاً ‘We identified a technical problem.’ ‘Trouble’ ممکن است کمی کمتر رسمی باشد، مگر اینکه در عبارات خاصی مانند ‘troubleshooting’ (عیبیابی) به کار رود که آن هم در محیط کاری رایج است.
ممنون از مقاله عالی. میشه بگید آیا تو تلفظ این دو کلمه نکته خاصی هست که ایرانیها اشتباه تلفظ کنن؟ مثلاً ‘r’ یا ‘o’؟
میشه چندتا مثال دیگه برای اینکه چطور ‘trouble’ غیرقابل شمارشه بدید؟ مثلاً ‘many troubles’ درسته؟ یا ‘some troubles’؟
سؤال خوبی است، مینا. ‘Trouble’ معمولاً غیرقابل شمارش است، بنابراین ‘many troubles’ در حالت عادی نادرست است. به جای آن میگوییم ‘a lot of trouble’ یا ‘much trouble’. برای مثال ‘He caused a lot of trouble.’ البته در برخی موارد نادر، ‘troubles’ به معنی مشکلات یا گرفتاریهای فردی و عمیقتر (personal troubles) دیده میشود، اما کاربرد رایجش همان حالت غیرقابل شمارش است.
این مطالب شما واقعاً فوقالعادهست! ممنون که انقدر ریزبینانه تفاوتها رو توضیح میدید. میشه در مورد تفاوت ‘job’ و ‘work’ هم یه مقاله بذارید؟ اون هم خیلی گیجکنندهست.
خوشحالیم که مطالب مورد پسند شماست، بهنام! حتماً، تفاوت ‘job’ و ‘work’ هم از موارد رایج سردرگمی در بین زبانآموزان هست و ایدهای عالی برای مقاله بعدی است. به زودی در موردش مینویسیم تا ابهامات آن هم برطرف شود.
پس اگه ماشینم خراب شده باشه، میگم ‘I have a problem with my car’ درسته؟ یا ‘I have trouble with my car’؟ حس میکنم اولی دقیقتره.
هر دو جمله میتوانند درست باشند، اما با تفاوتهای ظریف. ‘I have a problem with my car’ به یک ایراد یا نقص مشخص اشاره میکند که نیاز به تعمیر دارد. ‘I have trouble with my car’ بیشتر به معنی این است که ماشینم مرتباً به مشکل برمیخورد، مثلاً در روشن شدن، یا رانندگی با آن به دلیل نقصهای مکرر دشوار شده است. جمله اول برای اشاره به یک نقص فنی مشخص رایجتر است.
تفاوت ‘Don’t cause trouble’ و ‘Don’t make a problem’ چیه؟ من دومی رو کمتر شنیدم.
فرهاد عزیز، ‘Don’t cause trouble’ یک عبارت رایج و به معنی ‘دردسر درست نکن’ یا ‘آشوب به پا نکن’ است. ‘Don’t make a problem’ کمتر رایج است و معمولاً از ‘Don’t create a problem’ استفاده میشود که آن هم به معنی ‘مشکل ایجاد نکن’ یا ‘باعث دردسر نشو’ است. ‘Cause trouble’ حالت طبیعی و رایجتر برای ایجاد دردسر یا مزاحمت است.
من یه بار تو امتحان اشتباهی از ‘trouble’ به جای ‘problem’ استفاده کردم و نمره کم کردم! کاش زودتر این مقاله رو میخوندم. این ریزهکاریها خیلی مهمه.
برای سطوح پیشرفته، واقعاً این ریزهکاریها حیاتیه. مرسی از تحلیل عمیق و کاربردیش. این مقاله به اعتماد به نفس من در مکالمه کمک زیادی میکنه.
دقیقاً همینطوره، سهراب. در سطوح پیشرفته، تسلط بر این تفاوتهای ظریف باعث میشه مثل یک بومیزبان صحبت کنید و منظور خود را کاملاً دقیق و بدون ابهام منتقل کنید. خوشحالیم که برای شما مفید بوده است.