مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

تمام فریزال ورب‌ها با Put به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل “Put” یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسی است که وقتی با حروف اضافه مختلف ترکیب می‌شود، مجموعه‌ای گسترده از افعال عبارتی یا Phrasal Verbs را می‌سازد. یادگیری این افعال برای درک مکالمات روزمره و متون انگلیسی ضروری است. ما در این راهنما، مهم‌ترین و رایج‌ترین فریزال ورب با Put را به همراه معنی دقیق، مثال‌های کاربردی و ترجمه روان فارسی بررسی خواهیم کرد تا یک بار برای همیشه این مبحث مهم را به خوبی یاد بگیرید.

📌 بیشتر بخوانید:“دستت درد نکنه” رو چجوری بگیم؟ (Pain in your hand نه!)

دسته‌بندی اول: فریزال ورب‌های مرتبط با تعویق و جابجایی

برخی از مهم‌ترین افعال عبارتی با Put به تعویق انداختن کارها یا جابجا کردن اشیاء اشاره دارند. درک تفاوت‌های ظریف بین آن‌ها کلیدی است.

Put off: به تعویق انداختن

این یکی از رایج‌ترین فریزال ورب‌هاست و به معنی به تعویق انداختن یا موکول کردن یک کار یا رویداد به زمانی دیگر است. معمولاً این تعویق به دلیل عدم تمایل یا وجود مانع است.

Put back: بازگرداندن به جای اول یا به تعویق انداختن

این فریزال ورب دو کاربرد اصلی دارد. اولین و رایج‌ترین کاربرد آن، برگرداندن چیزی به مکان اصلی‌اش است. کاربرد دوم که کمتر رایج است، مشابه Put off به معنای به تعویق انداختن یک قرار یا رویداد است.

Put away: کنار گذاشتن، در جای مناسب قرار دادن

این عبارت به معنی قرار دادن اشیاء در جای معمول و همیشگی‌شان است، مخصوصاً بعد از استفاده. این کار معمولاً برای مرتب‌سازی و نظم دادن انجام می‌شود.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Cheating” و “Affair”: خیانت به انگلیسی

دسته‌بندی دوم: فریزال ورب‌های مرتبط با پوشیدن، ساختن و تحمل کردن

این دسته از افعال عبارتی کاربردهای بسیار متنوعی از پوشیدن لباس تا تحمل شرایط ناخوشایند را پوشش می‌دهند.

Put on: پوشیدن، اجرا کردن، تظاهر کردن

این فریزال ورب با Put معانی متعددی دارد که بسته به متن جمله مشخص می‌شود. رایج‌ترین معنی آن پوشیدن لباس است.

Put up: ساختن، نصب کردن، اقامت دادن

این عبارت نیز کاربردهای گوناگونی دارد که از ساختن یک سازه تا فراهم کردن مکانی برای خواب را شامل می‌شود.

Put up with: تحمل کردن

این یک فریزال ورب سه کلمه‌ای و بسیار پرکاربرد است که به معنی تحمل کردن یک وضعیت یا شخص ناخوشایند بدون شکایت است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:توی کالاف نگو “Help”! اصطلاحات “Revive” و “Res”

دسته‌بندی سوم: فریزال ورب‌های مرتبط با ارتباطات و ارائه اطلاعات

این گروه از افعال عبارتی به نحوه بیان ایده‌ها، ارائه پیشنهادات و برقراری ارتباط تلفنی مربوط می‌شوند.

Put across/over: به طور واضح بیان کردن

این عبارت به معنی انتقال موفقیت‌آمیز یک ایده یا نظر به دیگران است، به طوری که کاملاً قابل درک باشد.

Put forward: پیشنهاد دادن، مطرح کردن

وقتی یک ایده، طرح یا نامزدی را برای بررسی و بحث ارائه می‌دهید، از این فریزال ورب استفاده می‌کنید.

Put through: وصل کردن (تلفن)، گذراندن (از یک تجربه سخت)

این عبارت در مکالمات تلفنی برای وصل کردن یک شخص به شخص دیگر استفاده می‌شود. همچنین به معنای وادار کردن کسی به تحمل یک تجربه دشوار نیز به کار می‌رود.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی کلمات عجیب تیک‌تاک: Rizz, Simp و Cap یعنی چی؟

دسته‌بندی چهارم: فریزال ورب‌های مرتبط با خاموش کردن، انتقاد و ذخیره کردن

در این بخش به بررسی افعال عبارتی می‌پردازیم که معانی کاملاً متفاوتی مانند خاموش کردن آتش، تحقیر کردن کسی یا پس‌انداز کردن پول دارند.

Put out: خاموش کردن، منتشر کردن، به زحمت انداختن

این یک فریزال ورب با Put با کاربردهای متعدد است که باید با توجه به متن معنی آن را تشخیص داد.

Put down: زمین گذاشتن، تحقیر کردن، نوشتن، کشتن (حیوان بیمار)

این عبارت معانی بسیار متنوعی دارد، از یک عمل فیزیکی ساده تا مفاهیم عمیق‌تر و گاهی ناراحت‌کننده.

Put aside / Put by: کنار گذاشتن، پس‌انداز کردن

این دو فریزال ورب معنای بسیار نزدیکی دارند و به معنی ذخیره کردن پول یا زمان برای یک هدف مشخص در آینده هستند. همچنین می‌توانند به معنی نادیده گرفتن یک اختلاف یا مشکل برای تمرکز بر هدف مهم‌تر باشند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Rage Quit” (فشاری شدن و خروج!)

جدول خلاصه فریزال ورب‌ها با Put

برای مرور سریع و مقایسه بهتر، در اینجا خلاصه‌ای از پرکاربردترین افعال عبارتی با Put در یک جدول آورده شده است.

فریزال ورب (Phrasal Verb) معنی اصلی (فارسی) مثال (انگلیسی)
Put off به تعویق انداختن They put off the wedding.
Put on پوشیدن، افزایش وزن Put on your jacket.
Put out خاموش کردن (آتش) He put out the cigarette.
Put up with تحمل کردن I can’t put up with the noise.
Put away سر جایش گذاشتن Put your clothes away.
Put down تحقیر کردن، نوشتن Don’t put me down. / Put down your name.
Put back بازگرداندن به جای اول Put the milk back in the fridge.
Put forward پیشنهاد دادن، مطرح کردن She put forward a great idea.
Put through وصل کردن (تلفن) Can you put me through to extension 101?
Put aside پس‌انداز کردن، کنار گذاشتن I put aside money for a new car.

یادگیری فریزال ورب با Put شاید در ابتدا چالش‌برانگیز به نظر برسد، اما با تمرین و استفاده از آن‌ها در جملات، به راحتی در ذهن شما تثبیت خواهند شد. بهترین راه برای تسلط کامل، توجه به متن و زمینه‌ای است که این افعال در آن به کار می‌روند. سعی کنید هر روز چند مورد از این افعال را در مکالمات یا نوشته‌های خود به کار ببرید تا به بخشی طبیعی از دایره واژگان شما تبدیل شوند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 299

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

42 پاسخ

  1. مقاله عالی بود! همیشه با Put off و Put back مشکل داشتم. میشه یه مثال دیگه از Put back بزنید که معنی ‘برگرداندن به جای اول’ رو واضح‌تر نشون بده؟ ممنون.

    1. رضا جان ممنون از توجه شما. حتماً! برای ‘Put back’، فرض کنید کتابی رو از قفسه برداشته‌اید و بعد از خوندن می‌خواهید سر جایش بگذارید: ‘Please put the book back on the shelf when you’re done.’ یعنی ‘لطفاً بعد از اتمام مطالعه، کتاب را سر جایش در قفسه بگذارید.’ امیدوارم این مثال کمک‌کننده باشه!

  2. ممنون از مقاله جامع و کاملتون. واقعا یادگیری phrasal verbs با Put چالش‌برانگیزه ولی شما خیلی خوب توضیح دادید. ای کاش برای بقیه افعال پرکاربرد هم همچین مقاله‌ای بنویسید!

  3. Put up with رو تو یه فیلم شنیده بودم، ولی نمی‌دونستم دقیقا به معنی ‘تحمل کردن’ هست. خیلی کاربردیه. مثلا میشه گفت: ‘I can’t put up with his constant complaining anymore.’ درسته؟

    1. علی عزیز، کاملاً درست متوجه شدید و مثال شما هم عالیه! ‘I can’t put up with his constant complaining anymore.’ به معنی ‘دیگه نمی‌تونم غرغرهای مداوم اون رو تحمل کنم.’ این phrasal verb واقعاً در مکالمات روزمره کاربرد زیادی داره.

  4. برای Put off وقتی به معنی ‘به تعویق انداختن’ هست، استرس روی Put هست یا Off؟ یا کلا فرقی نداره؟

    1. نرگس جان، سوال خیلی خوبی پرسیدید. در اکثر phrasal verbs، به خصوص وقتی به صورت فعل و حرف اضافه (verb + preposition) هستند و نقش فعلی دارند، استرس اصلی معمولاً روی حرف اضافه (particle) قرار می‌گیرد. پس در ‘Put off’، استرس کمی بیشتر روی ‘off’ است. این به تفکیک معنی و تاکید کمک می‌کند.

  5. این phrasal verbs کلا لحن informal دارن یا میشه تو محیط‌های رسمی هم ازشون استفاده کرد؟ مثلا Put out به معنی خاموش کردن (آتش) چطوره؟

    1. بهرام عزیز، سوال مهمی است. بسیاری از phrasal verbs حالت غیررسمی یا نیمه‌رسمی دارند، اما برخی از آن‌ها مثل ‘put out’ (برای خاموش کردن آتش) یا ‘put on’ (لباس پوشیدن) در محیط‌های رسمی هم کاملاً پذیرفته شده‌اند. بهتر است هر phrasal verb را به صورت جداگانه و در بافتار خودش بررسی کنید، اما به طور کلی، در متون آکادمیک یا گزارش‌های بسیار رسمی، معمولاً از معادل‌های تک‌کلمه‌ای (مانند ‘extinguish’ به جای ‘put out’) استفاده می‌شود.

  6. من خودم برای یاد گرفتن اینا، سعی می‌کنم با هر کدوم یه جمله بامزه بسازم یا تو ذهنم تصویرسازی کنم. مثلا برای Put on (لباس پوشیدن)، خودمو تصور می‌کنم که با عجله لباس می‌پوشم. خیلی کمک میکنه!

  7. تفاوت ‘Put off’ و ‘delay’ چیه؟ آیا همیشه میشه به جای هم استفاده کرد؟

    1. کیان عزیز، سوال دقیق و کاربردی است. هر دو به معنی ‘به تعویق انداختن’ هستند، اما ‘delay’ یک واژه رسمی‌تر و تک‌کلمه‌ای است که در هر بافتاری می‌تواند به کار رود. ‘Put off’ یک phrasal verb است که بیشتر در مکالمات روزمره و بافتارهای کمی غیررسمی‌تر استفاده می‌شود. گاهی ‘put off’ می‌تواند مفهوم ‘ناراحت کردن’ یا ‘دلسرد کردن’ را هم بدهد (مثلاً ‘The smell put me off my food.’) که ‘delay’ هرگز این معنی را ندارد. پس همیشه قابل جایگزینی نیستند.

  8. اینکه بعضی از این phrasal verbs جداشدنی هستن و بعضی نه، خیلی گیج‌کننده است. راهی هست که راحت‌تر بشه تشخیص داد؟ مثلا Put on separable هست یا inseparable؟

    1. فاطمه جان، سوال بسیار مهمی است و حق دارید که گیج‌کننده باشد. متاسفانه، قاعده کلی مشخصی برای تشخیص separable یا inseparable بودن phrasal verbs وجود ندارد و باید هر کدام را جداگانه یاد گرفت. ‘Put on’ (لباس پوشیدن) یک phrasal verb جداشدنی است. یعنی هم می‌توانید بگویید ‘Put on your coat’ و هم ‘Put your coat on’. اما اگر از ضمیر استفاده می‌کنید، همیشه باید بین فعل و حرف اضافه قرار بگیرد: ‘Put it on’ (نه ‘Put on it’). در مقالات آتی بیشتر به این نکته مهم می‌پردازیم.

  9. Put off رو تو یه مثال دیگه هم میشه استفاده کرد که به معنی ‘دلسرد کردن’ باشه؟ چون تو مقاله بیشتر به معنی ‘به تعویق انداختن’ بود.

    1. امیر عزیز، بله حتماً! ‘Put off’ علاوه بر ‘به تعویق انداختن’، می‌تواند به معنی ‘باعث دلسردی شدن’ یا ‘ناراحت کردن’ هم باشد. مثلاً: ‘His rude comments put me off.’ (نظرات بی‌ادبانه او مرا دلسرد کرد/ناراحت کرد.) یا ‘Don’t let one bad experience put you off trying again.’ (اجازه نده یک تجربه بد تو را از تلاش دوباره دلسرد کند.) این نکته ظریف و مهمی است!

  10. Put down هم خیلی کاربردیه. مثلاً ‘put down your pen’ یا ‘put down the rebellion’. معانی کاملاً متفاوتی دارن. مرسی از توضیحات جامع.

    1. زهرا جان، بله، ‘Put down’ هم از آن phrasal verbs چندوجهی است که معانی مختلفی دارد و به موقعیت بستگی دارد. مثال‌های شما هم عالی بود: ‘Put down your pen’ (قلمت را زمین بگذار) و ‘put down the rebellion’ (شورش را سرکوب کردن). این دقیقا نکته‌ای است که یادگیری phrasal verbs را چالش‌برانگیز و در عین حال جذاب می‌کند!

  11. مرسی از این مقاله کاربردی. واقعا خسته کننده بود یادگیری phrasal verbs ولی با دسته‌بندی شما خیلی راحت‌تر شد.

    1. حامد جان، خیلی خوشحالیم که مقاله توانسته به شما در یادگیری این مبحث مهم کمک کند. هدف ما همواره ساده‌سازی و دسته‌بندی مطالب پیچیده است تا فرایند یادگیری برای شما لذت‌بخش‌تر شود.

  12. آیا Put through هم معنی خاصی داره؟ تو مقاله نبود ولی تو یه مکالمه شنیدم.

    1. الهام جان، بله، ‘Put through’ هم یک phrasal verb رایج است. یکی از معانی آن ‘وصل کردن تلفن’ است، مثلاً ‘Can you put me through to Mr. Smith?’ (می‌توانید من را به آقای اسمیت وصل کنید؟). معنی دیگر آن ‘متحمل شدن چیزی دشوار’ یا ‘موفق شدن در انجام کاری دشوار’ است، مثل ‘They put their children through college.’ (آنها فرزندانشان را با سختی به دانشگاه فرستادند/تحصیلاتشان را تامین کردند). ممنون از سوال خوبتون.

  13. ممنون از مقاله عالی. میشه یه لیست از پرکاربردترین phrasal verbs انگلیسی رو هم معرفی کنید که بتونیم یه نقشه راه داشته باشیم؟

    1. پریسا جان، پیشنهاد بسیار خوبی است. در حال حاضر مقالاتی در وبلاگ داریم که به پرکاربردترین phrasal verbs در دسته‌بندی‌های مختلف می‌پردازند، اما حتماً یک مقاله جامع با یک لیست راهنما هم اضافه خواهیم کرد. هدف ما همیشه کمک به برنامه‌ریزی بهتر شما در یادگیری است.

  14. Put across و Put over چه فرقی با هم دارن؟ آیا هر دو به معنی ‘منتقل کردن یک ایده’ هستن؟

    1. سیاوش عزیز، سوال شما نشان‌دهنده دقت بالای شماست. بله، هر دو به معنی ‘منتقل کردن یا تفهیم کردن یک ایده یا پیام’ هستند. ‘Put across’ رایج‌تر و عامیانه‌تر است، مثلاً ‘He’s good at putting his ideas across.’ (او در منتقل کردن ایده‌هایش خوب است.) ‘Put over’ هم همین معنی را می‌دهد اما کمی رسمی‌تر یا با تاکید بیشتر بر موفقیت در انتقال، به خصوص در بافتارهای تجاری یا سیاسی. در بسیاری از موارد می‌توانند به جای هم استفاده شوند، اما ‘put across’ عمومی‌تر است.

  15. من همیشه موقع صحبت کردن یادم میره کجا باید از phrasal verb استفاده کنم و کجا از فعل تک‌کلمه‌ای. این مقاله خیلی کمک کرد تا درکم بهتر بشه.

    1. مرجان جان، این مشکل بسیاری از زبان‌آموزان است و کاملاً طبیعی است. بهترین راه برای غلبه بر این چالش، قرار گرفتن در معرض زبان واقعی (فیلم، کتاب، مکالمه) و تمرین فعال است. سعی کنید جملاتی که در مقاله دیدید را با صدای بلند تکرار کنید و موقعیت‌های استفاده از آن‌ها را در ذهنتان مرور کنید. با تمرین و تکرار، این مهارت بهبود پیدا می‌کند.

  16. کاش برای هر کدوم تلفظ صوتی هم میذاشتید. خیلی کمک میکنه به یادگیری.

    1. امید عزیز، پیشنهاد شما بسیار ارزشمند است و حتماً در برنامه‌های توسعه وبلاگ در نظر گرفته خواهد شد. در حال حاضر، می‌توانید از دیکشنری‌های آنلاین معتبری که تلفظ صوتی دارند (مثل Oxford Learner’s Dictionaries یا Cambridge Dictionary) برای شنیدن تلفظ صحیح این phrasal verbs استفاده کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا همزمان با یادگیری معنی، تلفظ و لهجه صحیح را نیز تمرین کنید.

    1. سحر جان، بله، ‘put down’ به معنی ‘خواباندن بچه’ هم کاربرد دارد، به خصوص در زبان انگلیسی بریتانیایی، هرچند ‘put to bed’ هم رایج است. مثلاً ‘I need to put the baby down for a nap.’ (باید بچه را برای چرت بخوابانم.) نکته خوب و ظریفی را اشاره کردید!

  17. بهترین مقاله در مورد phrasal verbs با Put که تا حالا خوندم. کاش هر روز یه همچین مطلبی منتشر کنید.

  18. Put forth هم به معنی ‘ارائه کردن’ یا ‘پیشنهاد دادن’ نیست؟ مثلاً ‘Put forth an idea’.

    1. فرشته جان، کاملاً درست است! ‘Put forth’ نیز یک phrasal verb است که به معنی ‘ارائه دادن’ یا ‘پیشنهاد کردن’ (یک ایده، نظریه، یا تلاش) به کار می‌رود. مثال شما ‘Put forth an idea’ بسیار مناسب است. این نشان دهنده گستردگی phrasal verbs با ‘Put’ است!

    1. مهسا جان، خوشحالیم که مقاله توانسته به رفع ابهامات شما کمک کند. هدف ما دقیقا همین است که یادگیری زبان انگلیسی را برای شما آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر کنیم.

  19. ممنون بابت این مقاله بی‌نظیر. تفاوت Put out (خاموش کردن) و Turn off چیه؟

    1. فرهاد عزیز، سوال بسیار خوبی است. ‘Put out’ معمولاً برای خاموش کردن آتش، سیگار، یا نوری که با شعله همراه است (مانند شمع) به کار می‌رود. ‘Turn off’ بیشتر برای وسایل الکتریکی، شیر آب، یا نوری که با کلید خاموش می‌شود، استفاده می‌شود. مثلاً ‘Put out the fire’ (آتش را خاموش کن) ولی ‘Turn off the TV’ (تلویزیون را خاموش کن).

  20. من همیشه ‘Put on weight’ رو اشتباه می‌گفتم. الان فهمیدم برای ‘وزن اضافه کردن’ کاربرد داره. ممنون که این نکته رو هم اشاره کردید.

  21. Put away به معنی ‘سر جای خود گذاشتن’ یا ‘کنار گذاشتن برای آینده’ هم میتونه باشه؟

    1. شهرام جان، بله کاملاً درست است! ‘Put away’ هر دو معنی را دارد. مثلاً ‘Put away your clothes’ (لباس‌هایت را سر جایش بگذار) یا ‘Put away some money for a rainy day’ (مقداری پول برای روز مبادا کنار بگذار). کاربردهای متنوعی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *