- چگونه میتوانم معنای افعال ترکیبی با Get را بهتر درک کنم؟
- رایجترین Phrasal Verb ها با فعل Get کدامها هستند و در مکالمات روزمره چگونه استفاده میشوند؟
- آیا هر فعل ترکیبی با Get فقط یک معنی ثابت دارد یا معانی آن بسته به جمله تغییر میکند؟
- چطور میتوانم این افعال را به حافظه بسپارم و به طور طبیعی در صحبت کردنم از آنها استفاده کنم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. فعل “Get” یکی از پرکاربردترین و در عین حال چالشبرانگیزترین افعال در زبان انگلیسی است. دلیل این چالش، ترکیب شدن آن با حروف اضافه و قیدهای مختلف است که باعث ایجاد دهها فعل ترکیبی (Phrasal Verb) با معانی کاملاً متفاوت میشود. یادگیری افعال ترکیبی با Get یکی از کلیدهای اصلی برای درک عمیقتر مکالمات روزمره و صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان بومی است. ما در این راهنما، ۲۰ مورد از پرکاربردترین این افعال را به همراه معنی دقیق، مثالهای واضح و نکات کلیدی به شما آموزش میدهیم تا برای همیشه بر این بخش مهم از زبان انگلیسی مسلط شوید.
۱. Get up – بیدار شدن / بلند شدن
شاید بتوان گفت Get up آشناترین و اولین فعل ترکیبی با Get است که هر زبانآموزی با آن مواجه میشود. این فعل دو کاربرد اصلی دارد:
- بیدار شدن از خواب و برخاستن از رختخواب: این رایجترین معنی Get up است.
- بلند شدن از حالت نشسته یا درازکش: به معنی ایستادن روی پا.
مثال ۱ (بیدار شدن):
I usually get up at 7 AM on weekdays.
معنی: من معمولاً در روزهای کاری ساعت ۷ صبح بیدار میشوم.
مثال ۲ (بلند شدن):
He got up from his chair to welcome the guests.
معنی: او از صندلیاش بلند شد تا به مهمانان خوشآمد بگوید.
۲. Get on / Get off – سوار شدن / پیاده شدن
این دو فعل ترکیبی متضاد هم هستند و برای وسایل نقلیه عمومی بزرگ مانند اتوبوس، قطار، هواپیما و کشتی استفاده میشوند.
Get on: سوار شدن
این فعل به معنی ورود و سوار شدن به یک وسیله نقلیه بزرگ است.
مثال:
We must get on the train before it leaves the station.
معنی: ما باید قبل از اینکه قطار ایستگاه را ترک کند، سوار شویم.
Get off: پیاده شدن
این فعل به معنی خروج و پیاده شدن از همان وسایل نقلیه است.
مثال:
Don’t forget to get off at the third stop.
معنی: یادت نره در ایستگاه سوم پیاده شوی.
نکته مهم: برای وسایل نقلیه شخصی و کوچکتر مانند ماشین یا تاکسی، از Get in (سوار شدن) و Get out of (پیاده شدن) استفاده میشود.
۳. Get along (with) – رابطه خوبی داشتن / کنار آمدن
این فعل برای توصیف کیفیت رابطه بین افراد به کار میرود. اگر با کسی Get along میکنید، یعنی با او رابطه دوستانه و بدون مشکلی دارید.
مثال ۱:
I really get along with my new colleagues.
معنی: من واقعاً با همکاران جدیدم خوب کنار میآیم (رابطه خوبی دارم).
مثال ۲:
Do you and your sister get along?
معنی: آیا تو و خواهرت با هم خوب هستید (رابطهتان خوب است)؟
۴. Get over – بهبود یافتن / فراموش کردن
Get over یکی از مهمترین افعال ترکیبی با Get است و دو معنی اصلی و پرکاربرد دارد:
- بهبود یافتن از یک بیماری: وقتی از یک سرماخوردگی، آنفولانزا یا بیماری دیگر بهبود پیدا میکنید.
- کنار آمدن یا فراموش کردن یک تجربه بد: مانند تمام شدن یک رابطه عاطفی، از دست دادن شغل یا هر اتفاق ناراحتکننده دیگر.
مثال ۱ (بیماری):
It took me two weeks to get over the flu.
معنی: دو هفته طول کشید تا از آنفولانزا بهبود پیدا کنم.
مثال ۲ (تجربه بد):
She is still trying to get over her breakup.
معنی: او هنوز دارد سعی میکند با جداییاش کنار بیاید (آن را فراموش کند).
۵. Get back – برگشتن
این فعل به معنی بازگشتن به مکانی است که قبلاً در آن بودهاید. این فعل بسیار ساده و رایج است.
مثال:
What time did you get back home last night?
معنی: دیشب چه ساعتی به خانه برگشتی؟
۶. Get by – گذران زندگی کردن / از پس چیزی برآمدن
Get by به معنی مدیریت کردن یک وضعیت با حداقل منابع لازم (معمولاً پول) است. یعنی شما ثروتمند نیستید، اما به اندازهای دارید که بتوانید زندگی خود را بگذرانید.
مثال ۱:
My salary is not high, but we manage to get by.
معنی: حقوق من زیاد نیست، اما موفق میشویم زندگی را بگذرانیم.
مثال ۲:
He can get by in French, but he’s not fluent.
معنی: او میتواند کارش را به زبان فرانسوی راه بیندازد، اما مسلط نیست.
۷. Get away – فرار کردن / دور شدن
این فعل به معنی فرار کردن از یک مکان یا یک موقعیت ناخوشایند است. همچنین میتواند به معنی رفتن به تعطیلات برای استراحت و دور شدن از روزمرگی باشد.
مثال ۱ (فرار کردن):
The thief managed to get away before the police arrived.
معنی: دزد موفق شد قبل از رسیدن پلیس فرار کند.
مثال ۲ (تعطیلات):
I need to get away for a few days to relax.
معنی: لازم است چند روزی برای استراحت به جایی دور بروم.
۸. Get rid of – خلاص شدن از شر چیزی
این یک عبارت بسیار پرکاربرد است و به معنی دور انداختن، فروختن یا به هر طریقی از بین بردن چیزی است که دیگر آن را نمیخواهید.
مثال:
We need to get rid of this old sofa. It’s taking up too much space.
معنی: ما باید از شر این مبل قدیمی خلاص شویم. فضای خیلی زیادی را اشغال کرده است.
۹. Get together – دور هم جمع شدن
این فعل به معنی جمع شدن دوستانه یا خانوادگی برای گذراندن وقت با یکدیگر است. این یک فعالیت اجتماعی و غیررسمی است.
مثال:
Let’s get together for dinner on Saturday.
معنی: بیا شنبه برای شام دور هم جمع شویم.
۱۰. Get down to – جدی شروع کردن کاری
وقتی زمان صحبت و مقدمهچینی تمام شده و وقت آن است که یک کار مهم را به طور جدی شروع کنید، از Get down to استفاده میکنید.
مثال:
Okay, we’ve had enough coffee. Let’s get down to business.
معنی: بسیار خب، به اندازه کافی قهوه خوردیم. بیایید برویم سر اصل مطلب (کار را جدی شروع کنیم).
۱۱. Get ahead – پیشرفت کردن
این فعل ترکیبی به معنی موفق شدن و پیشرفت کردن در کار یا زندگی، معمولاً با سختکوشی، است.
مثال:
She works long hours because she wants to get ahead in her career.
معنی: او ساعات طولانی کار میکند چون میخواهد در حرفهاش پیشرفت کند.
۱۲. Get across – فهماندن / منتقل کردن (مفهوم)
اگر سعی دارید یک ایده، پیام یا منظور را به کسی بفهمانید و در این کار موفق شوید، از Get across استفاده کردهاید. تمرکز این فعل بر موفقیت در برقراری ارتباط است.
مثال:
He had a great idea, but he couldn’t get his point across in the meeting.
معنی: او ایده فوقالعادهای داشت، اما نتوانست منظورش را در جلسه برساند (بفهماند).
۱۳. Get around – جابجا شدن / پخش شدن (خبر)
این فعل دو معنی رایج دارد:
- جابجا شدن یا سفر کردن در یک منطقه: مثلاً گشتوگذار در یک شهر.
- پخش شدن و شایع شدن خبر یا اطلاعات: وقتی خبری دهان به دهان میچرخد.
مثال ۱ (جابجایی):
The best way to get around the city is by using the subway.
معنی: بهترین راه برای گشتوگذار (جابجا شدن) در شهر استفاده از مترو است.
مثال ۲ (پخش شدن خبر):
News of their engagement quickly got around the office.
معنی: خبر نامزدی آنها به سرعت در اداره پخش شد.
۱۴. Get through – به پایان رساندن / تماس گرفتن
Get through نیز یکی دیگر از افعال ترکیبی با Get با چند معنی است:
- به پایان رساندن یک کار یا دوره سخت: مانند تمام کردن یک پروژه دشوار یا پشت سر گذاشتن امتحانات.
- موفق شدن در برقراری تماس تلفنی: وقتی خطوط شلوغ است و بالاخره موفق به صحبت با کسی میشوید.
مثال ۱ (به پایان رساندن):
I don’t know how I’m going to get through all this work.
معنی: نمیدانم چطور قرار است این همه کار را به پایان برسانم.
مثال ۲ (تماس گرفتن):
I tried calling you all morning, but I couldn’t get through.
معنی: تمام صبح سعی کردم با تو تماس بگیرم، اما نتوانستم خط را بگیرم.
۱۵. Get into – علاقهمند شدن / وارد شدن
این فعل به معنی شروع کردن یک فعالیت جدید و علاقهمند شدن به آن است. همچنین میتواند به معنی پذیرفته شدن در یک دانشگاه یا وارد شدن به یک دردسر باشد.
مثال ۱ (علاقهمند شدن):
How did you first get into painting?
معنی: چطور برای اولین بار به نقاشی علاقهمند شدی؟
مثال ۲ (دردسر):
He got into trouble for fighting at school.
معنی: او به خاطر دعوا در مدرسه به دردسر افتاد.
۱۶. Get out of – از زیر کاری در رفتن / اجتناب کردن
وقتی سعی میکنید از انجام کاری که مسئولیت شماست یا قولی که دادهاید شانه خالی کنید، از Get out of استفاده میکنید.
مثال:
He tried to get out of washing the dishes, but his mom made him do it.
معنی: او سعی کرد از زیر شستن ظرفها در برود، اما مادرش مجبورش کرد آن کار را انجام دهد.
۱۷. Get back at – انتقام گرفتن
این فعل ترکیبی به معنی تلافی کردن یا انتقام گرفتن از کسی است که به شما آسیبی رسانده است.
مثال:
She was trying to get back at him for what he said.
معنی: او داشت سعی میکرد به خاطر حرفی که زده بود از او انتقام بگیرد.
۱۸. Get on with – ادامه دادن به کاری
این فعل به معنی ادامه دادن کاری است که متوقف شده بود یا شروع کردن کاری که باید انجام شود، بدون اتلاف وقت بیشتر.
مثال:
Stop talking and get on with your work!
معنی: حرف زدن را تمام کن و به کارت ادامه بده!
۱۹. Get away with – قسر در رفتن
این فعل به معنی انجام دادن یک کار اشتباه یا غیرقانونی و مجازات نشدن برای آن است.
مثال:
He cheated on the exam and thought he could get away with it.
معنی: او در امتحان تقلب کرد و فکر کرد میتواند از آن قسر در برود.
۲۰. Get to – رسیدن به جایی / فرصت انجام کاری را داشتن
این فعل دو کاربرد متفاوت دارد:
- رسیدن به یک مکان: مشابه فعل arrive.
- فرصت یا شانس انجام کاری را داشتن: این کاربرد کمی غیررسمیتر است.
مثال ۱ (رسیدن):
What time does the bus get to London?
معنی: اتوبوس چه ساعتی به لندن میرسد؟
مثال ۲ (فرصت داشتن):
I was so happy that I got to see you before you left.
معنی: خیلی خوشحال بودم که فرصت کردم قبل از رفتنت تو را ببینم.
جمعبندی: چگونه افعال ترکیبی با Get را یاد بگیریم؟
یادگیری افعال ترکیبی با Get نیازمند تمرین و تکرار است. بهترین راه برای تسلط بر آنها، دیدن و شنیدنشان در متنهای واقعی مانند فیلمها، پادکستها و کتابهاست. سعی کنید هر بار که با یکی از این افعال مواجه میشوید، به معنی آن در جمله دقت کنید. لیستی از افعال مورد علاقه خود تهیه کرده و سعی کنید با هر کدام یک جمله شخصی بسازید. با این روش، این افعال به تدریج وارد دایره واژگان فعال شما شده و میتوانید به راحتی از آنها در مکالمات خود استفاده کنید.




ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون! فعل Get واقعاً یکی از چالشبرانگیزترینهاست و این توضیحات خیلی به درک بهتر Phrasal Verb هاش کمک میکنه. مخصوصاً بخش Get up که همیشه فکر میکردم فقط یعنی بلند شدن از خواب.
خواهش میکنم سارا جان! خوشحالیم که مقاله مفید واقع شده. بله، Get up هم برای بیدار شدن از خواب به کار میره و هم برای بلند شدن از یک سطح، مثلاً ‘Get up from your seat’. دقت به این جزئیات در Phrasal Verb ها خیلی مهمه.
واقعا خسته نباشید. این مقاله جامعتر از چیزی بود که انتظار داشتم. همیشه Get along رو با Get by اشتباه میگرفتم. حالا با مثالهایی که زدید کاملاً متوجه تفاوتشون شدم.
ممنون از لطف شما امیرحسین عزیز! خوشحالیم که ابهامات برطرف شده. تفاوت Get along (سازگار بودن با کسی) و Get by (از پس مخارج برآمدن یا زندگی کردن با حداقلها) نکته کلیدیای در مکالمات روزمره است.
آیا Get over فقط برای فراموش کردن کسی یا غلبه بر یک مشکل عاطفی استفاده میشه؟ یا کاربردهای دیگهای هم داره؟ مثلاً برای غلبه بر یک بیماری چطور؟
سوال بسیار خوبی نازنین! بله، Get over کاربرد گستردهتری داره. علاوه بر غلبه بر مشکلات عاطفی یا فراموش کردن کسی، برای بهبودی از یک بیماری یا اتفاق ناخوشایند هم به کار میره. مثلاً ‘It took her a long time to get over the flu.’ (خیلی طول کشید تا او از آنفولانزا بهبود پیدا کند.)
من Get away رو تو فیلمها زیاد شنیدم، ولی همیشه دقیقاً نمیدونستم یعنی چی. الان فهمیدم هم به معنی فرار کردن و هم به معنی رفتن برای تعطیلات استفاده میشه. خیلی خوب توضیح دادید.
بله رضا جان، Get away یکی از Phrasal Verb های پرکاربرد و چندمعنایی است. خوشحالیم که ابهامش برطرف شده. توجه به متن و کانتکست جمله کمک میکنه تا معنی دقیقش رو متوجه بشید. مثلاً ‘Let’s get away for the weekend.’ (بیایید برای آخر هفته جایی برویم.)
یه سوال، آیا Get into یه اصطلاح رسمی محسوب میشه یا بیشتر تو مکالمات روزمره استفاده میشه؟ میتونیم تو محیطهای آکادمیک هم ازش استفاده کنیم؟
پریسا جان، Get into اغلب در مکالمات روزمره و نیمهرسمی کاربرد دارد. در محیطهای آکادمیک یا بسیار رسمی، معمولاً از فعلهای تککلمهای مانند ‘enter’ یا ‘become involved in’ استفاده میشود، اگرچه بسته به معنی خاص Get into، ممکن است در برخی موارد خاص آکادمیک هم مناسب باشد.
این Phrasal Verb ها واقعاً کابوس زبانآموزان هستن! ممنون که حداقل یه بخشش رو اینقدر خوب توضیح دادید. من همیشه Get around رو با Get over اشتباه میگرفتم.
مهران عزیز، درک میکنیم که یادگیری Phrasal Verb ها چالشبرانگیز است، اما با تمرین و مواجهه مداوم، به تدریج آسانتر میشوند. Get around (دور و بر رفتن، پخش شدن خبر) و Get over (غلبه کردن، بهبودی یافتن) معانی کاملاً متفاوتی دارند، پس حواستون باشه!
خیلی ممنونم از محتوای مفیدتون. این توضیحات برای Get by و Get through عالی بود. واقعاً گیجکننده بودن.
گاهی اوقات تلفظ Phrasal Verb ها برام سخت میشه، مثلاً Get out of. میشه راهنمایی کنید که چطور میتونم تلفظشون رو بهتر کنم؟
سعید جان، برای تلفظ Phrasal Verb ها مثل Get out of، گوش دادن زیاد به نمونههای صوتی (در فیلمها، پادکستها، فایلهای آموزشی) و تقلید کردن از آنها بسیار کمککننده است. همچنین، توجه به ‘linking sounds’ (وصل شدن کلمات به هم) میتونه تلفظ طبیعیتری به شما بده.
آیا Get rid of هم جزو افعال ترکیبی با Get حساب میشه؟ چون خیلی پرکاربرده و من تو متن شما ندیدم.
سوال بسیار دقیق مرجان عزیز! Get rid of یک Idiom رایج است که از فعل Get استفاده میکند و به معنی ‘خلاص شدن از شر چیزی’ است. ما در این مقاله تمرکز را بر روی 20 Phrasal Verb پرکاربردتر گذاشتیم، اما Get rid of قطعاً عبارتی است که ارزش یادگیری دارد!
من Get down رو تو آهنگی شنیدم و فکر میکردم فقط یعنی ‘افسرده شدن’. الان دیدم معنی ‘پایین رفتن’ هم داره. مرسی از شفافسازی.
ممنون میشم اگه در آینده مقالهای هم در مورد Phrasal Verb های فعل Put منتشر کنید. اون هم به اندازه Get گیجکنندهست.
الهام عزیز، از پیشنهاد خوب شما سپاسگزاریم! حتماً این موضوع را در برنامهریزی مطالب آینده سایت لحاظ خواهیم کرد. Phrasal Verb های با Put هم مثل Get بسیار پرکاربرد و نیازمند توضیحات مفصل هستند.
چطور میتونم این همه Phrasal Verb رو تو ذهنم نگه دارم و به طور طبیعی ازشون استفاده کنم؟ حس میکنم هر چی میخونم زود یادم میره.
کریم جان، این حس برای بسیاری از زبانآموزان طبیعی است. کلید یادگیری Phrasal Verb ها تکرار و کاربرد در کانتکستهای مختلف است. سعی کنید برای هر کدام جملات شخصی خودتان را بسازید، داستانهای کوتاه بنویسید یا حتی از فلشکارت استفاده کنید. مواجهه مداوم از طریق فیلم، کتاب و پادکست هم خیلی کمککننده است.
واقعا Get on و Get off با ‘سوئیچ’ کردن بین وسایل نقلیه چقدر کاربردی هستن. من همیشه میگفتم ‘enter the bus’ که خیلی غیرطبیعی بود. ممنون!
دقیقا شیوا جان! Get on/off برای وسایل نقلیه (به جز ماشین و تاکسی) بسیار رایج و طبیعی است. این نکته کوچک، تفاوت بزرگی در طبیعی صحبت کردن ایجاد میکند. خوشحالیم که مفید بوده.
میشه چند مثال دیگه برای Get back بدید؟ گاهی اوقات گیج میشم بین معنی ‘برگشتن’ و ‘دریافت کردن’.
مجید عزیز، حتماً! برای ‘برگشتن’: ‘I need to get back home before dark.’ (باید قبل از تاریکی هوا به خانه برگردم.) و برای ‘دریافت کردن’: ‘I hope to get my money back soon.’ (امیدوارم پولم را به زودی پس بگیرم.) کانتکست جمله همیشه راهنماست.
من همیشه فکر میکردم Get through یعنی ‘موفق شدن در انجام کاری’ ولی اینجا دیدم معنی ‘تماس برقرار کردن’ هم میده. خیلی جالب بود.
بله یاسمن جان، Get through چندین معنی دارد، از جمله ‘موفق شدن در انجام کاری دشوار’ (Get through the exam) و ‘تماس تلفنی برقرار کردن با کسی’ (I couldn’t get through to her). این پیچیدگیها در Phrasal Verb ها رایج است و با مثالهای بیشتر قابل درک میشود.