- آیا با عباراتی مانند “Come across” یا “Come up with” در انگلیسی مواجه شدهاید و از معنای دقیق آنها مطمئن نبودهاید؟
- چگونه میتوان تفاوت بین فریزال وربهای مختلف با فعل “Come” را به سادگی یاد گرفت و آنها را به درستی به کار برد؟
- آیا به دنبال یک راهنمای کامل و جامع هستید که تمام فریزال وربهای مهم با Come را به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه روان فارسی ارائه دهد؟
- میخواهید بدانید که چطور با یادگیری این افعال عبارتی، سطح درک مطلب و مکالمه انگلیسی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری فریزال ورب با Come یکی از مهمترین قدمها برای درک عمیقتر زبان انگلیسی و صحبت کردن مانند یک بومیزبان است. این افعال عبارتی به وفور در مکالمات روزمره، فیلمها، و متون انگلیسی استفاده میشوند و ندانستن معنای آنها میتواند منجر به سوءتفاهم شود. ما در این راهنما، مجموعهای از پرکاربردترین فریزال وربهای ساخته شده با فعل “Come” را به صورت دستهبندی شده، با توضیحات شفاف، مثالهای متعدد و ترجمه دقیق فارسی برای شما آماده کردهایم تا یک بار برای همیشه این مبحث را به طور کامل بیاموزید.
مفهوم فریزال ورب (Phrasal Verb) چیست؟
قبل از آنکه به سراغ لیست فریزال ورب با Come برویم، بهتر است مروری کوتاه بر مفهوم «فریزال ورب» یا «فعل عبارتی» داشته باشیم. فریزال ورب ترکیبی از یک فعل اصلی (مانند Come, Go, Get) و یک یا چند حرف اضافه (مانند Up, Down, In, Across) است. نکته کلیدی این است که معنای فریزال ورب معمولاً کاملاً متفاوت از معنای فعل اصلی به تنهایی است. برای مثال، فعل “Come” به معنای «آمدن» است، اما “Come across” به معنای «برخورد کردن اتفاقی» است. به همین دلیل یادگیری آنها به صورت جداگانه ضروری است.
1. Come across
این یکی از پرکاربردترین فریزال وربهاست و معمولاً دو معنی اصلی دارد.
معنی اول: به طور اتفاقی پیدا کردن یا برخورد کردن با کسی/چیزی
وقتی به صورت غیرمنتظره و بدون برنامهریزی قبلی چیزی را پیدا میکنید یا شخصی را میبینید، از Come across استفاده میشود. این معادل خوبی برای “to find by chance” است.
- مثال ۱: I came across some old photos while I was cleaning my room.
- ترجمه: وقتی داشتم اتاقم را تمیز میکردم، به طور اتفاقی به چند عکس قدیمی برخوردم.
- مثال ۲: She came across her childhood friend at the supermarket.
- ترجمه: او در سوپرمارکت به دوست دوران کودکیاش برخورد کرد.
معنی دوم: برداشت یا تأثیری خاص روی دیگران گذاشتن
این معنی به تصویری که شما از خودتان در ذهن دیگران ایجاد میکنید اشاره دارد. به عبارت دیگر، دیگران شما را چگونه میبینند یا شخصیت شما را چگونه توصیف میکنند.
- مثال ۱: He comes across as a very confident person, but he’s actually quite shy.
- ترجمه: او به نظر آدم بسیار بااعتمادبهنفس میآید، اما در واقع بسیار خجالتی است.
- مثال ۲: I don’t want to come across as rude, but I have to be honest.
- ترجمه: نمیخواهم بیادب به نظر برسم، اما باید صادق باشم.
2. Come up with
این فریزال ورب با Come به معنای فکر کردن و پیدا کردن یک ایده، راهحل، نقشه یا بهانه است. این فعل نشاندهنده یک فرآیند ذهنی و خلاقانه است.
- مثال ۱: We need to come up with a new marketing strategy to increase sales.
- ترجمه: ما باید یک استراتژی بازاریابی جدید پیدا کنیم (ابداع کنیم) تا فروش را افزایش دهیم.
- مثال ۲: She came up with a great idea for the party.
- ترجمه: او یک ایده عالی برای مهمانی به ذهنش رسید.
- مثال ۳: He couldn’t come up with a good excuse for being late.
- ترجمه: او نتوانست بهانه خوبی برای دیر آمدنش جور کند.
3. Come down with
این فریزال ورب به طور خاص برای اشاره به شروع یک بیماری استفاده میشود، معمولاً بیماریهایی که جدی نیستند مانند سرماخوردگی یا آنفولانزا.
- مثال ۱: I think I’m coming down with a cold. I have a sore throat.
- ترجمه: فکر کنم دارم سرما میخورم. گلویم درد میکند.
- مثال ۲: Many children in the school have come down with the flu.
- ترجمه: بسیاری از بچهها در مدرسه آنفولانزا گرفتهاند.
4. Come along
این فعل عبارتی چندین کاربرد دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
معنی اول: همراهی کردن کسی
به معنای رفتن به جایی با شخص دیگر است.
- مثال: We’re going to the cinema. Do you want to come along?
- ترجمه: ما داریم به سینما میرویم. میخواهی همراه ما بیایی؟
معنی دوم: پیشرفت کردن یا توسعه یافتن
برای توصیف روند پیشرفت یک پروژه، کار یا مهارت استفاده میشود.
- مثال: How is your English coming along?
- ترجمه: انگلیسیات چطور پیش میرود؟
- مثال: The construction of the new bridge is coming along nicely.
- ترجمه: ساخت پل جدید به خوبی در حال پیشرفت است.
5. Come out
این فریزال ورب نیز معانی متعددی دارد که بسته به موقعیت متفاوت هستند.
معنی اول: منتشر شدن یا در دسترس قرار گرفتن
معمولاً برای محصولات جدید مانند کتاب، فیلم، آلبوم موسیقی و غیره به کار میرود.
- مثال: When does their new album come out?
- ترجمه: آلبوم جدیدشان کی منتشر میشود؟
معنی دوم: آشکار شدن یا معلوم شدن (حقیقت)
وقتی یک راز یا حقیقت فاش میشود، از این فعل استفاده میکنیم.
- مثال: The truth finally came out during the investigation.
- ترجمه: حقیقت بالاخره در طول تحقیقات فاش شد.
معنی سوم: بیرون آمدن (از یک مکان)
معنای تحتاللفظی بیرون آمدن از یک فضای بسته.
- مثال: He refused to come out of his room.
- ترجمه: او از اتاقش بیرون نیامد.
6. Come over
این عبارت عمدتاً برای دعوت کردن یا سر زدن به خانه کسی استفاده میشود. این یک عبارت غیررسمی و دوستانه است.
- مثال ۱: Why don’t you come over for dinner tonight?
- ترجمه: چرا امشب برای شام به خانه ما نمیآیی؟
- مثال ۲: My friends are coming over to watch the match.
- ترجمه: دوستانم دارند به اینجا میآیند تا مسابقه را تماشا کنند.
7. Come back
این یکی از سادهترین فریزال وربها با Come است و به معنای «بازگشتن» به مکانی است که قبلاً در آن بودهاید.
- مثال ۱: He promised he would come back soon.
- ترجمه: او قول داد که به زودی برمیگردد.
- مثال ۲: What time did you come back home last night?
- ترجمه: دیشب ساعت چند به خانه برگشتی؟
8. Come from
این فریزال ورب برای صحبت در مورد اصل و نسب، منشأ یا زادگاه یک شخص یا شیء به کار میرود.
- مثال ۱: Where do you come from?
- ترجمه: شما اهل کجا هستید؟
- مثال ۲: The word “shampoo” comes from a Hindi word.
- ترجمه: کلمه «شامپو» از یک کلمه هندی نشأت گرفته است.
9. Come apart
به معنای تکهتکه شدن، از هم پاشیدن یا خراب شدن چیزی است.
- مثال ۱: The old book came apart in my hands.
- ترجمه: کتاب قدیمی در دستانم از هم پاشید.
- مثال ۲: Their marriage started to come apart after only a few years.
- ترجمه: ازدواج آنها تنها پس از چند سال شروع به فروپاشی کرد.
10. Come around / Come round
این فعل نیز کاربردهای مختلفی دارد.
معنی اول: تغییر عقیده دادن
وقتی کسی نظر خود را تغییر میدهد و با نظر شما موافقت میکند.
- مثال: He didn’t agree at first, but he eventually came around to my way of thinking.
- ترجمه: او در ابتدا موافق نبود، اما در نهایت با طرز فکر من موافق شد (نظرش عوض شد).
معنی دوم: به هوش آمدن پس از بیهوشی
وقتی کسی پس از غش کردن یا بیهوشی، دوباره هوشیاری خود را به دست میآورد.
- مثال: It took him a few minutes to come around after he fainted.
- ترجمه: چند دقیقه طول کشید تا بعد از غش کردن، به هوش بیاید.
جدول خلاصه: فریزال ورب با Come
برای کمک به یادآوری بهتر، در اینجا خلاصهای از فریزال وربهای بررسی شده در این مقاله در یک جدول ارائه شده است:
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال فارسی |
|---|---|---|
| Come across | اتفاقی برخورد کردن / به نظر رسیدن | به یک دوست قدیمی در خیابان برخوردم. |
| Come up with | ایدهای به ذهن رسیدن / ابداع کردن | او یک راهحل هوشمندانه پیدا کرد. |
| Come down with | مبتلا شدن به بیماری | فکر کنم دارم سرما میخورم. |
| Come along | همراهی کردن / پیشرفت کردن | پروژهات چطور پیش میرود؟ |
| Come out | منتشر شدن / فاش شدن | کتاب جدیدش هفته آینده منتشر میشود. |
| Come over | سر زدن / به خانه کسی آمدن | امشب بیا خانه ما فیلم ببینیم. |
| Come back | برگشتن | او سال دیگر به ایران برمیگردد. |
| Come from | اهل جایی بودن / نشأت گرفتن | این قهوه از برزیل میآید. |
| Come apart | از هم پاشیدن / تکهتکه شدن | صندلی کهنه از هم پاشید. |
| Come around | تغییر عقیده دادن / به هوش آمدن | بالاخره نظرش عوض شد و موافقت کرد. |
چگونه این فریزال وربها را یاد بگیریم؟
یادگیری افعال عبارتی نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند نکته برای تسلط بر فریزال ورب با Come ارائه میشود:
- آنها را در متن یاد بگیرید: به جای حفظ کردن لیست کلمات، سعی کنید هر فریزال ورب را در قالب یک جمله کامل یاد بگیرید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد صحیح آن را درک کنید.
- داستان بسازید: سعی کنید با چند فریزال ورب جدید یک داستان کوتاه بسازید. این روش خلاقانه به تثبیت معنای آنها در ذهن شما کمک میکند.
- توجه به فیلمها و موسیقیها: هنگام تماشای فیلم یا گوش دادن به موسیقی انگلیسی، به دنبال این افعال عبارتی بگردید و سعی کنید معنای آنها را در موقعیت حدس بزنید.
- تمرین و استفاده فعال: سعی کنید در مکالمات یا نوشتههای خود از این فریزال وربها استفاده کنید. استفاده فعال بهترین راه برای یادگیری است.
نتیجهگیری
فریزال وربها بخش جداییناپذیر زبان انگلیسی محاورهای و رسمی هستند. تسلط بر فریزال ورب با Come میتواند به طور قابل توجهی مهارتهای زبانی شما را بهبود بخشد و به شما کمک کند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید. امیدواریم این راهنمای جامع به شما در درک بهتر و استفاده صحیح از این افعال عبارتی کمک کرده باشد. با تمرین مستمر، شما نیز میتوانید به راحتی از این عبارات در مکالمات روزمره خود استفاده کنید.




واقعاً مقاله عالی و کاربردی بود. همیشه تو معنی “come across” گیج میشدم، با مثالهایی که اینجا گذاشتین کاملاً متوجه شدم. ممنون!
بابت بازخورد مثبتتون متشکریم سارا جان. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. “Come across” واقعاً یک فریزال ورب پرکاربرده، به خصوص وقتی میخوایم بگیم اتفاقی چیزی رو پیدا کردیم یا با کسی آشنا شدیم. ادامه مطلب رو دنبال کنید تا با سایر فریزال وربهای جذاب با Come بیشتر آشنا بشید!
سلام. بین “come up with” و “think of” چه فرقی هست؟ به نظرم معنی هر دو شبیه به “ایدهای به ذهن رسیدن” هست.
سلام رضا جان. سوال خیلی خوبی پرسیدید! هر دو به معنی “به ذهن رسیدن” نزدیک هستند اما “come up with” معمولاً زمانی به کار میرود که ما به طور فعالانه برای یافتن یک ایده، راه حل یا برنامه تلاش کردهایم و نتیجهای حاصل شده است. مثلاً: “We need to come up with a new plan.” اما “think of” میتواند هم به تلاش فعالانه و هم به ایدهای که به طور ناگهانی به ذهن میرسد اشاره کند. تفاوت اصلی در این است که “come up with” بیشتر بر تولید و ارائه یک ایده یا راه حل تأکید دارد. امیدوارم واضح بوده باشه.
من همیشه از فریزال وربها فراری بودم، ولی این مقاله خیلی خوب و دستهبندی شده بود. حس میکنم الان میتونم راحتتر باهاشون کنار بیام. مرسی از تیم خوبتون!
مریم عزیز، خوشحالیم که تونستیم دیدگاه شما رو نسبت به فریزال وربها تغییر بدیم. هدف ما دقیقاً همین بود که این بخش از زبان انگلیسی رو که برای خیلیها چالشبرانگیزه، ساده و قابل فهم کنیم. با تمرین و تکرار، خیلی زود بهشون مسلط میشید!
من “come around” رو تو یه فیلم شنیده بودم، ولی نفهمیدم دقیقاً چی میگفت. اینجا دیدم چند معنی داره، کدومش تو این جمله “She finally came around to our way of thinking” درستتره؟
علی جان، در این جمله خاص “She finally came around to our way of thinking” معنی “متقاعد شدن یا تغییر عقیده دادن” مد نظر است. یعنی او بالاخره با شیوه تفکر ما موافقت کرد. “Come around” در بافتهای مختلف معانی متفاوتی داره (مثل به هوش آمدن یا ملاقات کردن)، اما در مورد عقاید و نظرات، به معنی تغییر عقیده است. نکته مهم اینه که همیشه به context یا بستر جمله توجه کنید.
“Come over” رو میشه لطفاً بیشتر توضیح بدید؟ حس میکنم هنوز کامل متوجه تفاوتش با “come to” نمیشم.
نرگس عزیز، حتماً. “Come over” بیشتر به معنی “سر زدن، ملاقات کردن یا به جایی آمدن (به خصوص خانه کسی)” است، مانند: “Why don’t you come over for dinner tonight?” در حالی که “come to” معانی بسیار گستردهتری دارد، از جمله “به هوش آمدن”، “به جایی رسیدن” یا “به نتیجهای رسیدن”. مثلاً: “He came to after fainting.” یا “The total came to $50.” تفاوت اصلی در این است که “over” یک حس حرکت به سمت یک مکان را میدهد، در حالی که “to” میتواند به مقصد یا نتیجه اشاره کند.
برای یاد گرفتن فریزال وربها، من خودم سعی میکنم هر کدوم رو تو یه جمله ساده مربوط به زندگیم بکار ببرم. اینجوری بهتر یادم میمونه. “Come across” مثلا: “I came across an an old photo of myself yesterday.”
وای اینا چقدر شبیهن به هم! من همیشه “come back” و “come down” رو قاطی میکنم. راهی هست که راحتتر یادشون گرفت؟
زهرا جان، حق با شماست، در نگاه اول ممکن است شبیه به هم به نظر برسند. “Come back” یعنی “برگشتن به مکان قبلی” (Return)، مثلاً: “I’ll come back in an hour.” اما “come down” یعنی “پایین آمدن” یا “کاهش یافتن” (در مورد قیمتها یا بیماری)، مثلاً: “The prices have come down.” یا “He came down with a cold.” به preposition (back, down) دقت کنید، هر کدام جهت یا حالت خاصی را نشان میدهند. با تمرین بیشتر، تفاوتها را بهتر درک خواهید کرد.
آیا “come on” فقط به معنی “زود باش” هست؟ تو بعضی جاها شنیدم معنی دیگهای هم میده.
کیان جان، “Come on” بسته به لحن و بستر جمله معانی مختلفی دارد. بله، یکی از رایجترین معانی آن “زود باش” یا “عجله کن” است (e.g., “Come on, we’re late!”). اما میتواند به معنی “تشویق کردن” (e.g., “Come on, you can do it!”), “بیان ناباوری یا اعتراض” (e.g., “Oh, come on, that’s not fair!”), یا حتی “شروع کردن به کار کردن (برای یک دستگاه)” باشد (e.g., “The heating came on.”). توجه به لحن و موقعیت جمله کلید درک صحیح آن است.
دمتون گرم، خیلی خسته کننده بود قبلاً یادگیری فریزال وربها ولی با این توضیحات شفاف، کارم خیلی راحتتر شد. لطفاً مقالات بیشتری در مورد بقیه افعال هم بنویسید.
این فریزال وربها استرس روی کدوم قسمت دارن؟ رو فعل اصلی یا حرف اضافه؟ مثلا “come UP with” یا “COME up with”؟
سوال خیلی خوبی مینا جان! معمولاً در فریزال وربها استرس روی حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) قرار میگیرد، به خصوص اگر فریزال ورب transitive باشد و مفعول داشته باشد یا اگر intransitive باشد. مثلاً در “come UP with” استرس روی “UP” است. این قاعده کلی است اما استثناهایی هم وجود دارد که با گوش دادن زیاد به مکالمات بومیزبانان متوجه میشوید.
آیا فریزال وربها کلا غیر رسمی هستن یا میشه تو مکالمات رسمی هم ازشون استفاده کرد؟ مثلا “come across” چطوره؟
فرشته عزیز، این یک سوءتفاهم رایج است. همه فریزال وربها غیررسمی نیستند. بله، بسیاری از آنها در مکالمات روزمره و غیررسمی کاربرد دارند، اما تعداد زیادی هم هستند که در موقعیتهای رسمیتر یا نوشتار آکادمیک استفاده میشوند. “Come across” جزو افعال عبارتی است که در موقعیتهای مختلف (هم رسمی و هم غیررسمی) قابل استفاده است. تفاوت اصلی در نوع فریزال ورب و معنای آن است.
من خیلی وقتا یادم میره کدوم فریزال ورب با کدوم حرف اضافه معنی خاصی میده. راهی هست که بتونم حفظ نکنم و بیشتر بفهمم؟
بهنام جان، بهترین راه برای “فهمیدن” به جای “حفظ کردن” فریزال وربها، این است که آنها را در بافتها و جملات مختلف ببینید و بشنوید. سعی کنید معنی هر حرف اضافه (مثل up, down, in, out, over) را به صورت تصویری در ذهن خود تصور کنید و ببینید چطور این مفهوم به فعل اصلی (Come) اضافه میشود. مثلاً “come up” یک حس حرکت به سمت بالا یا ظهور را میدهد. همچنین مطالعه مثالهای زیاد و ساختن جملات خودتان به این درک کمک زیادی میکند.
بین “come on” و “hurry up” چه فرقی هست؟
شایان عزیز، هر دو به معنی “عجله کن” یا “سریع باش” هستند و اغلب میتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند. اما “Come on” کمی عمومیتر است و میتواند شامل تشویق یا اعتراض هم باشد، در حالی که “hurry up” بیشتر بر سرعت و شتاب تأکید دارد. همچنین “Come on” میتواند به عنوان یک اصطلاح انگیزشی یا برای ابراز ناامیدی نیز به کار رود، در حالی که “hurry up” معمولاً فقط به معنای سرعت بخشیدن به کار است.
ممنون از مقاله خوبتون. میشه چندتا از اشتباهات رایج زبانآموزان با فریزال وربهای Come رو بگید که حواسمون باشه؟
حسنا جان، خواهش میکنیم. یکی از اشتباهات رایج، استفاده نکردن از حرف اضافه صحیح است (مثلاً گفتن “come to a solution” به جای “come up with a solution”). دیگری، اشتباه گرفتن معانی فریزال وربهای مشابه (مثل تفاوت “come in” و “come on” در برخی بافتها). همچنین، گاهی زبانآموزان سعی میکنند فریزال وربها را کلمه به کلمه ترجمه کنند که منجر به سوءتفاهم میشود. بهترین راه اجتناب از این اشتباهات، مطالعه مثالهای واقعی و متنوع و تمرین مکالمه است.
من این مطالب رو قبلاً تو کلاس خونده بودم ولی اینقدر شفاف و با مثالهای متنوع توضیح داده نشده بود. واقعاً یک بار برای همیشه این بحث رو برام بست. عالی بود!
مثالهایی که زدین خیلی طبیعی و کاربردی بودن. آیا از منابع خاصی برای انتخاب مثالها استفاده میکنید؟
آیدین جان، ممنون از دقتتون. بله، مثالها با دقت زیادی از منابع معتبر زبان انگلیسی مانند دیکشنریهای معتبر (مانند Oxford, Cambridge, Macmillan) و همچنین با توجه به کاربرد رایج در مکالمات روزمره و متون بومیزبان انتخاب و بومیسازی میشوند تا برای زبانآموزان فارسیزبان ملموس و قابل فهم باشند.
من برای حفظ کردن اینا فلشکارت درست میکنم. هر فریزال ورب رو با معنی فارسیش و یه مثال. خیلی کمک میکنه.
تفاوت “come along” و “come on” همیشه برام گنگ بوده. میشه بیشتر توضیح بدین؟
سجاد جان، “Come along” عمدتاً به معنای “همراه شدن با کسی” (e.g., “Are you coming along with us?”) یا “پیشرفت کردن” (e.g., “How’s your project coming along?”) است. در حالی که “Come on” معانی متنوعی دارد، از جمله “عجله کن”، “تشویق کردن” یا “ابراز ناباوری” (همانطور که قبلاً توضیح داده شد). پس تفاوت اصلی در این است که “come along” بیشتر به مفهوم همراهی یا پیشرفت اشاره دارد، اما “come on” بیشتر کاربرد امری یا عاطفی دارد.
واقعاً خسته نباشید. این مقاله خیلی جامع بود و بهم انگیزه داد که برم سراغ بقیه فریزال وربها هم!
آیا “come out” فقط برای منتشر شدن کتاب یا فیلم هست؟ یا معنی دیگهای هم داره؟
سامان جان، “come out” معانی زیادی دارد! بله، یکی از رایجترین آنها “منتشر شدن” (برای کتاب، فیلم، خبر) است. اما میتواند به معنی “آشکار شدن یا فاش شدن” (e.g., “The truth came out.”), “ظاهر شدن یا بیرون آمدن” (e.g., “The sun came out.”), “نتیجه دادن” (e.g., “How did your photos come out?”), یا حتی “آشکار کردن هویت جنسی” (e.g., “He came out to his parents.”) هم باشد. باز هم، context کلید درک صحیح است.