- چگونه میتوان معانی مختلف فریزال ورب با Bring را از یکدیگر تشخیص داد؟
- پرکاربردترین افعال عبارتی با Bring در مکالمات روزمره کدامند؟
- آیا ساختار گرامری این فریزال وربها جداشدنی (separable) است یا جدانشدنی (inseparable)؟
- چطور میتوانیم با استفاده از مثالهای عملی، کاربرد هر فریزال ورب با Bring را به حافظه بسپاریم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و یک بار برای همیشه، تمام فریزال وربهای مهم و کاربردی با فعل Bring را به شما آموزش میدهем. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs یکی از جذابترین و در عین حال چالشبرانگیزترین بخشهای یادگیری زبان انگلیسی هستند. ترکیب فعل سادهای مانند Bring با حروف اضافهی مختلف، معانی کاملاً جدیدی خلق میکند که دانستن آنها برای درک عمیقتر مکالمات و متون انگلیسی ضروری است. در ادامه، هر فریزال ورب با Bring را به تفکیک بررسی کرده، معانی مختلف آن را شرح داده و با مثالهای متعدد و ترجمه فارسی، کاربرد دقیق هرکدام را برایتان روشن میکنیم.
Bring about: باعث شدن، موجب شدن
یکی از رایجترین فریزال وربها، bring about است که معمولاً به معنای «سبب شدن» یا «منجر شدن به چیزی» به کار میرود. این فعل عبارتی اغلب در موقعیتهایی استفاده میشود که یک عمل یا رویداد، نتیجه یا تغییر خاصی را به دنبال دارد. این فریزال ورب جداشدنی (Separable) است، یعنی مفعول میتواند بین bring و about قرار بگیرد.
- The new manager’s policies brought about significant changes in the company.
سیاستهای مدیر جدید باعث تغییرات چشمگیری در شرکت شد. - His reckless spending brought about his financial ruin.
خرجهای بیمحابای او موجب ورشکستگی مالیاش شد. - They hope the negotiations will bring about a peaceful resolution.
آنها امیدوارند که مذاکرات منجر به یک راهحل مسالمتآمیز شود.
Bring up: مطرح کردن، بزرگ کردن
فریزال ورب bring up دو معنای اصلی و بسیار پرکاربرد دارد که کاملاً از هم متفاوت هستند و باید با توجه به متن جمله، معنای آن را تشخیص داد. این فعل عبارتی نیز جداشدنی (Separable) است.
۱. مطرح کردن یک موضوع (to mention a topic)
این کاربرد برای زمانی است که شما موضوعی را برای بحث یا گفتگو پیش میکشید.
- Please don’t bring up that topic at the dinner table.
لطفاً آن موضوع را سر میز شام مطرح نکن. - She brought up an interesting point during the meeting.
او در طول جلسه نکته جالبی را مطرح کرد. - Why did you have to bring that up?
چرا مجبور بودی آن موضوع را پیش بکشی؟
۲. بزرگ کردن و تربیت کردن کودک (to raise a child)
این معنا برای اشاره به فرآیند رشد و تربیت فرزندان به کار میرود.
- She was brought up by her grandparents after her parents passed away.
او پس از فوت والدینش، توسط پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شد. - They did a great job bringing up their children.
آنها در بزرگ کردن فرزندانشان کار فوقالعادهای انجام دادند. - I was born and brought up in a small town.
من در یک شهر کوچک به دنیا آمدم و بزرگ شدم.
Bring back: به یاد آوردن، برگرداندن
فریزال ورب bring back نیز دو کاربرد اصلی دارد. این فعل عبارتی هم جداشدنی (Separable) است.
۱. یادآوری کردن خاطرات (to cause someone to remember)
وقتی چیزی (مانند یک عکس، آهنگ یا بو) خاطرهای از گذشته را در ذهن شما زنده میکند، از این فریزال ورب استفاده میشود.
- This song always brings back happy memories of my childhood.
این آهنگ همیشه خاطرات خوش کودکیام را به یادم میآورد. - Visiting my old school brought back so many emotions.
بازدید از مدرسه قدیمیام احساسات زیادی را در من زنده کرد.
۲. برگرداندن یا پس آوردن چیزی (to return something)
این کاربرد به معنای بازگرداندن یک شیء به مکان یا شخص اصلی آن است.
- Can you please bring back the book you borrowed from me?
میشه لطفاً کتابی که از من قرض گرفتی را پس بیاوری؟ - He promised to bring my tools back tomorrow.
او قول داد که فردا ابزارهایم را برگرداند.
Bring down: کاهش دادن، سرنگون کردن
این فریزال ورب با Bring معانی متفاوتی دارد که از کاهش قیمت تا سرنگونی یک دولت را شامل میشود. Bring down یک فعل عبارتی جداشدنی (Separable) است.
۱. کاهش دادن قیمت، دما یا سطح چیزی (to reduce)
برای اشاره به پایین آوردن سطح یا مقدار چیزی استفاده میشود.
- The company is trying to bring down its operational costs.
شرکت در تلاش است تا هزینههای عملیاتی خود را کاهش دهد. - We need to bring down the patient’s fever.
ما باید تب بیمار را پایین بیاوریم.
۲. سرنگون کردن دولت یا قدرت (to cause to fall)
این معنا بیشتر در زمینههای سیاسی برای برکناری یک دولت یا رهبر از قدرت به کار میرود.
- The scandal threatened to bring down the government.
آن رسوایی، دولت را در معرض خطر سرنگونی قرار داد. - A series of protests eventually brought down the dictator.
مجموعهای از اعتراضات در نهایت دیکتاتور را سرنگون کرد.
۳. ناراحت کردن (to make someone unhappy)
گاهی این فریزال ورب به معنای غمگین کردن یا خراب کردن حال کسی نیز به کار میرود.
- The bad news really brought me down.
آن خبر بد واقعاً حالم را گرفت (ناراحتم کرد).
Bring out: عرضه کردن، آشکار کردن
این فعل عبارتی نیز دو معنای رایج دارد و جداشدنی (Separable) است.
۱. تولید و عرضه کردن یک محصول (to produce or release)
وقتی یک شرکت محصول جدیدی مانند کتاب، فیلم یا آلبوم موسیقی را منتشر میکند، از bring out استفاده میشود.
- The band will bring out their new album next month.
گروه موسیقی ماه آینده آلبوم جدید خود را عرضه خواهد کرد. - Apple is expected to bring out a new iPhone model soon.
انتظار میرود اپل به زودی مدل جدیدی از آیفون را عرضه کند.
۲. آشکار کردن یا برجسته کردن یک ویژگی (to highlight a quality)
برای نشان دادن یا برجسته کردن یک ویژگی یا کیفیت خاص در یک شخص یا شیء به کار میرود.
- That color really brings out the blue in your eyes.
آن رنگ واقعاً آبی چشمانت را نمایان (برجسته) میکند. - A crisis can bring out the best or the worst in people.
یک بحران میتواند بهترین یا بدترین ویژگیهای افراد را آشکار کند.
Bring on: سبب شدن (معمولاً برای چیزهای منفی)
فریزال ورب bring on شباهت زیادی به bring about دارد، اما اغلب برای اشاره به علت وقوع اتفاقات ناخوشایند مانند بیماری یا مشکلات استفاده میشود. این فعل نیز جداشدنی (Separable) است.
- Stress can bring on a headache.
استرس میتواند باعث سردرد شود. - He blamed the cold weather for bringing on his cough.
او هوای سرد را مسبب سرفهاش دانست. - You brought this trouble on yourself!
تو این دردسر را خودت برای خودت درست کردی!
Bring forward: جلو انداختن، مطرح کردن
این فعل عبارتی جداشدنی (Separable) است و دو کاربرد مشخص دارد.
۱. جلو انداختن زمان یک رویداد (to change the date to be earlier)
وقتی تاریخ یا زمان یک جلسه یا رویداد را به زمانی زودتر از موعد مقرر تغییر میدهید، از bring forward استفاده میکنید.
- The meeting has been brought forward from Friday to Wednesday.
جلسه از روز جمعه به چهارشنبه جلو انداخته شده است. - They decided to bring forward the wedding by a month.
آنها تصمیم گرفتند عروسی را یک ماه جلو بیندازند.
۲. ارائه کردن یا مطرح کردن یک ایده (to introduce a subject)
این کاربرد شبیه به معنای اول bring up است و برای مطرح کردن یک پیشنهاد یا طرح به کار میرود.
- The committee brought forward a new proposal to solve the issue.
کمیته پیشنهاد جدیدی را برای حل این مسئله مطرح کرد.
Bring off: با موفقیت انجام دادن (کار دشوار)
وقتی موفق به انجام کاری سخت و چالشبرانگیز میشوید، از فریزال ورب bring off استفاده میکنید. این فعل عبارتی جداشدنی (Separable) است.
- It was a difficult plan, but they managed to bring it off.
نقشه دشواری بود، اما آنها موفق شدند آن را به انجام برسانند. - No one thought she could win, but she brought it off.
هیچکس فکر نمیکرد او بتواند برنده شود، اما او از عهدهاش برآمد.
Bring along: همراه خود آوردن
این فریزال ورب با Bring معنای سادهای دارد و به معنی «به همراه آوردن کسی یا چیزی» است. Bring along یک فعل جداشدنی (Separable) است.
- You can bring along a friend to the party.
میتوانی یک دوست همراه خودت به مهمانی بیاوری. - Don’t forget to bring along your swimming costume.
فراموش نکن که مایوی خود را همراه بیاوری.
Bring around / Bring round: به هوش آوردن، متقاعد کردن
این دو فریزال ورب معمولاً به جای یکدیگر استفاده میشوند و دو معنای اصلی دارند. هر دو جداشدنی (Separable) هستند.
۱. به هوش آوردن کسی (to make someone conscious again)
وقتی کسی از هوش رفته و شما او را به هوش میآورید، از این فعل استفاده میشود.
- We used smelling salts to bring the fainted woman around.
ما از نمکهای بویا برای به هوش آوردن زن غشکرده استفاده کردیم.
۲. متقاعد کردن کسی (to persuade someone)
برای تغییر دادن نظر کسی و متقاعد کردن او برای موافقت با شما به کار میرود.
- At first, she disagreed, but we eventually brought her around to our point of view.
در ابتدا او مخالف بود، اما ما در نهایت او را با دیدگاه خودمان متقاعد کردیم.
جمعبندی
یادگیری فریزال ورب با Bring شاید در ابتدا کمی گیجکننده به نظر برسد، اما با تمرین و توجه به متن (context) جملات، به راحتی میتوانید معانی مختلف آنها را تشخیص دهید. بهترین راه برای تسلط بر این افعال عبارتی، استفاده از آنها در مکالمات و نوشتههای خودتان است. سعی کنید برای هر فریزال ورب، چند مثال شخصی بسازید تا برای همیشه در ذهن شما باقی بمانند. این مقاله یک راهنمای کامل برای شما بود تا بتوانید با اطمینان بیشتری از این ساختارهای گرامری مهم در زبان انگلیسی استفاده کنید.




وای عالی بود این مقاله! همیشه با phrasal verbها مشکل داشتم، مخصوصا bring. الان خیلی بهتر متوجه شدم تفاوت bring about و bring up رو. ممنون از زحماتتون.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا جان. دقیقا همین نکات ریز هستن که درک کاملتری از زبان به ما میدن. اگه سوالی در مورد جزئیات بیشتر دارید، حتما بپرسید.
سوال: آیا bring about همیشه به معنی ‘باعث شدن’ به صورت مثبت هست یا برای نتایج منفی هم میشه استفاده کرد؟ مثلاً ‘Your actions brought about serious consequences.’ آیا درسته؟
سوال خیلی خوبیه، علی جان! بله، کاملا درسته. ‘Bring about’ هم برای نتایج مثبت و هم منفی به کار میرود و بیشتر روی مفهوم ‘به وجود آوردن’ یا ‘منجر شدن به’ تمرکز دارد، فارغ از بار معنایی مثبت یا منفی نتیجه. مثال شما کاملاً صحیح است.
این قسمت ‘جداشدنی’ و ‘جدانشدنی’ بودن افعال عبارتی واقعاً چالشبرانگیزه. راهی هست که بشه اینو حفظ کرد یا باید هرکدوم رو جداگانه یاد گرفت؟
مریم عزیز، کاملاً حق با شماست، این یکی از سختترین بخشهای phrasal verbs هست. متاسفانه قاعده کلی و ۱۰۰٪ قابل اعتمادی وجود نداره. بهترین روش اینه که هنگام یادگیری هر phrasal verb، به separable/inseparable بودنش توجه کنید و با مثالهای زیاد اون رو در ذهن بسپارید. با تمرین و تکرار، کمکم ملکهی ذهنتون میشه.
من Bring up رو همیشه برای ‘بزرگ کردن بچه’ شنیده بودم، اما اینجا به معنی ‘مطرح کردن’ هم گفته شده. تو مکالمات چطور میشه تشخیص داد منظورش کدومه؟
رضا جان، اینجاست که نقش ‘context’ یا ‘بافت کلام’ بسیار پررنگ میشه. وقتی میگیم ‘She brought up her children well’ منظور بزرگ کردن هست. اما وقتی میگوییم ‘He brought up an interesting point in the meeting’ منظور مطرح کردن یک نکته است. معمولاً با توجه به کلمات اطرافش، معنا به راحتی مشخص میشود.
واقعاً خسته نباشید. این مقاله جامعترین چیزی بود که درباره Phrasal Verbs با Bring دیدم. مثالها و ترجمههای فارسی خیلی کمک کننده بودن.
خواهش میکنم زهرا خانم. خوشحالیم که تونستیم اطلاعات کاملی رو در اختیارتون قرار بدیم. هدف ما دقیقا همین بود که این مبحث چالشبرانگیز رو تا حد امکان ساده و قابل فهم کنیم.
Bring out به معنی ‘منتشر کردن’ فقط برای کتاب و فیلمه یا میشه برای محصولات دیگه هم استفاده کرد؟ مثلاً ‘The company brought out a new phone.’ درسته؟
بله امیر عزیز، مثال شما کاملاً درسته! ‘Bring out’ به معنای ‘منتشر کردن’ یا ‘به بازار عرضه کردن’ برای طیف وسیعی از محصولات، از جمله گوشی، ماشین، لباس و هر محصول جدیدی که برای اولین بار به عموم معرفی میشود، به کار میرود.
میشه در مورد ‘Bring down’ مثالهای بیشتری برای ‘پایین آوردن قیمت’ یا ‘کاهش دادن’ بدید؟ خیلی کاربردیه به نظرم.
حتماً نفیسه جان. برای ‘پایین آوردن قیمت’ یا ‘کاهش دادن’ میتوانید از این مثالها استفاده کنید: ‘The new policy aims to bring down inflation.’ (سیاست جدید قصد دارد تورم را کاهش دهد) یا ‘The company had to bring down its prices to compete.’ (شرکت مجبور شد قیمتهایش را پایین بیاورد تا رقابت کند).
ممنون بابت آموزش خوبتون. من بعضی وقتها ‘Bring back’ رو با ‘Return’ اشتباه میگرفتم. حالا تفاوت ظریفشون رو بهتر درک کردم.
خوشحالیم که این تفاوت برایتان روشن شده، هادی عزیز. ‘Bring back’ بیشتر روی عمل ‘برگرداندن چیزی به مبدا یا شخص’ تمرکز داره، در حالی که ‘Return’ میتونه هم برای اشیا و هم برای افراد به معنی ‘برگشتن’ به کار بره. مرسی از توجهتون.
آیا ‘Bring in’ همیشه به معنی ‘کسب درآمد’ هست یا معانی دیگه هم داره؟ تو متن به ‘وارد کردن’ هم اشاره شده بود.
سوال خوبی پرسیدید فاطمه خانم. ‘Bring in’ چندین معنی دارد. علاوه بر ‘کسب درآمد’ (مثلاً ‘The business brings in a lot of money’)، به معنی ‘وارد کردن’ یا ‘معرفی کردن کسی/چیزی’ هم هست. مثلاً ‘The police brought in a suspect for questioning’ (پلیس مظنونی را برای بازجویی آورد) یا ‘They brought in new rules’ (آنها قوانین جدیدی را معرفی کردند).
با سلام، من در فیلمها خیلی شنیدم ‘Bring it on!’ این فریزال ورب با Bring چه ارتباطی داره و معنیش چیه؟ تو مقاله نبود.
سلام سینا جان. ‘Bring it on!’ یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی است که در زمان مواجهه با یک چالش، مبارزه، یا رقابت استفاده میشود و به معنی ‘بیا ببینم!’، ‘آمادهام!’ یا ‘بفرما!’ است. در واقع شما طرف مقابل را به چالش میکشید. این اصطلاح از نظر ساختار phrasal verb نیست بلکه یک idiomatic expression است.
اینکه مثالها به همراه ترجمه فارسی اومده، کار رو برای ما که زبان مادریمون فارسیه، خیلی راحتتر میکنه. ممنون برای این زحمت.
هدف ما همین بود الهام جان، که با ارائه مثالهای کاربردی و ترجمه روان فارسی، یادگیری رو برای شما هرچه مؤثرتر کنیم. خوشحالیم که مورد پسندتون واقع شده.
چه فریزال وربی هست که به معنی ‘به هوش آوردن’ یا ‘متقاعد کردن’ باشه؟ تو مقاله بهش اشاره شد ولی دقیق یادم نیست.
مجید عزیز، فریزال وربی که به آن اشاره میکنید ‘Bring around’ یا ‘Bring round’ است. مثلاً ‘The doctor brought her around after she fainted.’ (دکتر او را بعد از غش کردن به هوش آورد.) و ‘It took a while to bring him around to our point of view.’ (مدتی طول کشید تا او را به دیدگاه خودمان متقاعد کنیم.)
آیا ‘Bring forth’ هم جزو فریزال وربهای رایج با Bring هست؟ معنی خاصی داره؟
بله شیما جان، ‘Bring forth’ هم یک فریزال ورب است، اما شاید به اندازه بقیه در مکالمات روزمره رایج نباشد. معمولاً به معنی ‘تولید کردن’، ‘نتیجه دادن’ یا ‘به دنیا آوردن’ (قدیمیتر) استفاده میشود. مثلاً ‘The trees bring forth fruit in summer.’ (درختان در تابستان میوه میدهند.)
میشه لطفاً بیشتر در مورد تفاوت ‘Bring about’ و ‘Lead to’ توضیح بدید؟ هر دو به معنی ‘منجر شدن به’ هستند.
پویا جان، هر دو ‘Bring about’ و ‘Lead to’ به معنی ‘منجر شدن به’ هستند. اما ‘Bring about’ بیشتر بر روی نقش ‘عامل بودن’ یا ‘ایجاد کردن یک تغییر’ تاکید دارد، یعنی یک عامل مشخص، چیزی را به وجود آورده است. ‘Lead to’ بیشتر به یک ‘مسیر’ یا ‘روند’ اشاره دارد که در نهایت به یک نتیجه میرسد. هرچند در بسیاری موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند، ‘bring about’ حس فعالتری دارد.
واقعاً این Phrasal Verbs گیجکننده هستن، ولی با این روش آموزشی شما، انگار که یک چراغ روشن شده. از اینکه اینقدر جزئی توضیح دادید ممنونم.
نگین عزیز، خوشحالیم که تونستیم راهنمای خوبی برای شما باشیم. هدف ما در Englishvocabulary.ir همیشه این بوده که پیچیدگیهای زبان رو به شیوهای ساده و قابل درک ارائه کنیم. موفق باشید در یادگیری!
مقاله بسیار جامع و مفید بود. لطفا برای فعلهای پرکاربرد دیگه مثل Get و Take هم همینطور مقالات کاملی آماده کنید. واقعاً لازم داریم.
ممنون از پیشنهاد خوبتون حسین جان. حتماً در برنامهریزیهای آینده برای تولید محتوا، این موضوع رو مد نظر قرار خواهیم داد. Phrasal verbs با Get و Take هم بسیار گسترده و کاربردی هستند و جای کار دارند.
من شنیدم ‘Bring forth’ هم به معنی ‘ارائه دادن (مدرک)’ میاد. درسته؟
بله محدثه جان، کاملا درست شنیدید. ‘Bring forth’ میتواند به معنی ‘ارائه دادن’ یا ‘نشان دادن’ مدرک، دلیل یا شواهد هم باشد. مثلاً ‘The lawyer brought forth new evidence.’ (وکیل مدارک جدیدی ارائه داد.)