مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

تمام فریزال ورب‌ها با Break به همراه مثال و ترجمه

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری فریزال ورب با Break یکی از چالش‌های رایج برای زبان‌آموزان فارسی‌زبان است، زیرا افزودن یک حرف اضافه ساده می‌تواند معنی این فعل پرکاربرد را به کلی دگرگون کند. اما نگران نباشید! ما در این راهنما تمام فریزال ورب‌های مهم با فعل Break را به همراه معانی مختلف، مثال‌های واضح و ترجمه روان فارسی گردآوری کرده‌ایم تا این مفهوم را به طور کامل برای شما شفاف‌سازی کنیم. با مطالعه این مقاله، دیگر هرگز معنی این عبارات فعلی را با یکدیگر اشتباه نخواهید گرفت.

📌 این مقاله را از دست ندهید:آیلتس جنرال یا آکادمیک؟ کدوم برای مهاجرت کاریه؟

فریزال ورب Break Down

یکی از پرکاربردترین و چندمعناترین فریزال ورب‌ها، Break down است. بسته به موضوع جمله (انسان، ماشین یا یک مفهوم) معنای آن تغییر می‌کند. در ادامه معانی مختلف آن را بررسی می‌کنیم.

معنی اول: از کار افتادن یا خراب شدن (برای ماشین‌آلات و دستگاه‌ها)

این رایج‌ترین معنی Break down است و زمانی به کار می‌رود که یک دستگاه، وسیله نقلیه یا ماشین از کار می‌افتد.

معنی دوم: فروپاشی احساسی یا روحی (برای انسان)

وقتی فردی به خاطر فشار زیاد، غم یا استرس، کنترل احساسات خود را از دست می‌دهد و شروع به گریه کردن می‌کند، از این فریزال ورب استفاده می‌شود.

معنی سوم: شکست خوردن یا متوقف شدن (برای مذاکرات، روابط یا سیستم‌ها)

این معنی برای اشاره به شکست خوردن یک فرایند یا سیستم به کار می‌رود. برای مثال، وقتی مذاکرات یا گفتگوها به بن‌بست می‌رسند.

معنی چهارم: تجزیه کردن یا به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کردن

در این کاربرد، Break down به معنی تحلیل کردن، ساده‌سازی یا تقسیم یک موضوع پیچیده به اجزای کوچک‌تر و قابل فهم‌تر است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:“دسته گل به آب دادن” به انگلیسی: چرا ترجمه‌ی تحت‌اللفظی کار دستتون می‌ده!

فریزال ورب Break Up

این فریزال ورب نیز بسیار رایج است و اغلب به پایان روابط عاطفی اشاره دارد، اما معانی دیگری نیز دارد.

معنی اول: تمام کردن یک رابطه عاطفی

این شناخته‌شده‌ترین معنی Break up است.

معنی دوم: متفرق شدن یا پایان یافتن (برای گردهمایی یا جلسه)

وقتی یک مهمانی، جلسه یا تجمع به پایان می‌رسد و افراد متفرق می‌شوند، از این عبارت استفاده می‌شود.

معنی سوم: خندیدن شدید و از دست دادن کنترل

این یک کاربرد غیررسمی است و زمانی استفاده می‌شود که فردی نمی‌تواند جلوی خنده خود را بگیرد.

معنی چهارم: قطع شدن صدا (در تماس تلفنی یا ارتباط رادیویی)

وقتی در حین مکالمه تلفنی صدا قطع و وصل می‌شود، از این فریزال ورب با Break استفاده می‌کنند.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:دیگه نگو I Agree! 5جایگزین ها که لولت رو بالا میبره

فریزال ورب Break In / Break Into

این دو فریزال ورب معنای بسیار نزدیکی دارند و اغلب به جای هم استفاده می‌شوند، اما تفاوت‌های کوچکی نیز دارند.

معنی اول: ورود غیرقانونی و به زور به یک مکان

این اصلی‌ترین معنی است و به عمل دزدی یا ورود غیرمجاز به یک ساختمان اشاره دارد.

نکته: معمولاً بعد از Break into مفعول (مکان) می‌آید (break into the house)، در حالی که Break in می‌تواند به تنهایی و بدون مفعول نیز بیاید (The thieves broke in).

معنی دوم: قطع کردن صحبت کسی

این کاربرد که به آن “interrupt” هم می‌گویند، زمانی است که کسی وسط حرف دیگری می‌پرد.

معنی سوم: رام کردن یا عادت دادن (اسب)

یک معنی کمتر رایج برای Break in، آموزش دادن و رام کردن یک اسب وحشی است.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Git Gud” (برو بازیت رو خوب کن!)

فریزال ورب Break Out

معنی اول: فرار کردن (از زندان)

این معنی بسیار رایج است و به فرار از یک مکان محدودکننده مانند زندان اشاره دارد.

معنی دوم: شروع ناگهانی (جنگ، آتش‌سوزی، بیماری)

وقتی یک اتفاق ناخوشایند و گسترده به طور ناگهانی شروع می‌شود، از Break out استفاده می‌کنیم.

معنی سوم: جوش زدن یا ظاهر شدن دانه‌های پوستی

برای اشاره به جوش زدن صورت یا بدن به کار می‌رود.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “Pump and Dump”: بازی کثیف اینفلوئنسرها

سایر فریزال ورب‌های مهم با Break

علاوه بر موارد بالا، چندین فریزال ورب با Break دیگر نیز وجود دارند که دانستن آن‌ها ضروری است. در جدول زیر به طور خلاصه آن‌ها را مرور می‌کنیم.

فریزال ورب معنی فارسی مثال
Break through عبور کردن از مانع، دستیابی به موفقیت بزرگ The army finally broke through the enemy’s defenses.
ارتش بالاخره از خط دفاعی دشمن عبور کرد.
Break off قطع ناگهانی صحبت، پایان دادن به رابطه یا مذاکره She broke off in the middle of her sentence.
او در وسط جمله‌اش ناگهان حرفش را قطع کرد.
Break away جدا شدن از گروه، فرار کردن One of the horses broke away from the group.
یکی از اسب‌ها از گروه جدا شد و فرار کرد.
Break with پایان دادن به یک سنت یا عادت، قطع رابطه He decided to break with tradition and not get married.
او تصمیم گرفت سنت‌شکنی کند و ازدواج نکند.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Task” و “To-do List”: دیگه نگو «تسکام مونده»!

جمع‌بندی نهایی

همانطور که مشاهده کردید، فعل ساده Break با اضافه شدن حروف اضافه مختلف، می‌تواند معانی بسیار گسترده و متفاوتی پیدا کند. کلید تسلط بر این فریزال ورب‌ها با Break، توجه به متن و موضوع جمله است. آیا جمله درباره یک ماشین، یک انسان، یک مذاکره یا یک بیماری صحبت می‌کند؟ پاسخ به این سوال به شما کمک می‌کند تا معنی درست را تشخیص دهید. بهترین راه برای یادگیری کامل این عبارات، تمرین مداوم و استفاده از آن‌ها در جملات شخصی است. سعی کنید برای هر کدام از این فریزال ورب‌ها چند مثال مرتبط با زندگی روزمره خود بسازید تا برای همیشه در ذهن شما باقی بمانند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 315

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

34 پاسخ

  1. واقعا مقاله عالی و کاملی بود! همیشه با فریزال ورب‌های Break مشکل داشتم ولی توضیحات و مثال‌ها خیلی خوب بود. دستتون درد نکنه.

  2. ممنون از مقاله خوبتون. در مورد ‘break down’ یه سوال داشتم. وقتی میگن ‘he broke down’ یعنی فقط گریه کرد یا میتونه به معنی فروپاشی عصبی هم باشه؟

    1. سلام علی عزیز. سوال خیلی خوبی پرسیدی. بله، ‘to break down’ وقتی برای انسان استفاده میشه، معمولاً به معنی ‘دچار فروپاشی عاطفی شدن’ یا ‘زدن زیر گریه’ به خاطر فشار زیاد یا ناراحتی عمیقه. ممکنه شامل گریه باشه اما شدت بیشتری داره و به وضعیت روحی فرد اشاره می‌کنه. ممنون که مطالعه کردی و سوال پرسیدی.

  3. یادمه یه بار می‌خواستم به یکی بگم رابطه‌ام تموم شده، گفتم ‘my relationship is broken up’ کلی خندیدن بهم! بعد فهمیدم باید بگم ‘I broke up with him/her’ یا ‘we broke up’. این مقاله خیلی کمک می‌کنه که اشتباهات اینجوری رو تکرار نکنیم.

    1. ممنون مریم عزیز که تجربه‌ات رو به اشتراک گذاشتی! دقیقا همینطوره. ‘To break up’ یک فعل ناگذر (intransitive) هست وقتی در مورد رابطه صحبت می‌کنیم و معمولا با ‘with someone’ میاد. اما میشه به صورت مجهول هم استفاده کرد ‘The relationship was broken up’ ولی فرم active ‘we broke up’ رایج‌تر و طبیعی‌تره. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده!

  4. سلام. ‘Break in’ برای دزدها یا ورود غیرقانونی خیلی کاربردیه. آیا این اصطلاح خیلی غیررسمیه یا توی اخبار هم میشه استفاده کرد؟

    1. سلام امیر جان. ‘To break in’ در معنی ‘ورود غیرقانونی به یک مکان’ (مخصوصا برای سرقت) یک اصطلاح کاملاً رایج و استاندارد هست و در مکالمات روزمره، اخبار و حتی متون رسمی‌تر هم استفاده میشه. پس نگران غیررسمی بودن بیش از حدش نباشید. انتخاب کلمات در گزارش‌های خبری معمولاً به لحن کلی خبر بستگی داره، اما ‘break in’ کاملاً قابل قبوله.

  5. برای ‘break out’ یادمه یه اصطلاح ‘break out in a cold sweat’ هم هست که یعنی از ترس یا اضطراب عرق سرد کردن. خیلی جالب بود برام!

    1. زهرا جان، نکته بسیار خوب و دقیقی رو اشاره کردی! ‘To break out in something’ واقعاً کاربردهای جالبی داره. ‘To break out in a cold sweat’ (عرق سرد کردن از ترس یا اضطراب) یا ‘to break out in a rash’ (دچار بثورات جلدی شدن) از مثال‌های عالی برای این ساختار هستند. ممنون که به پربارتر شدن بحث کمک کردی!

  6. فریزال ورب‌ها همیشه کابوس من بودن. هر بار فکر می‌کنم یاد گرفتم، یه معنی جدید پیدا می‌کنن! مقاله شما یه نفس راحتی بود، حداقل برای Break.

  7. ‘Break the news’ چقدر قشنگ بود. همیشه فکر می‌کردم باید بگم ‘tell the news’ ولی این خیلی بهتره. میشه یه مثال دیگه ازش بزنید؟

    1. سلام نرگس عزیز. بله، ‘to break the news’ یک اصطلاح بسیار رایج و کاربردیه. مثلا: ‘Someone needs to break the news to him that he didn’t get the job.’ (یکی باید خبر رو بهش بده که کار رو به دست نیاورده.) یا ‘She had to break the news of their father’s death to the children.’ (او مجبور شد خبر مرگ پدرشان را به بچه‌ها بدهد.) این اصطلاح معمولاً برای اخبار بد یا مهم استفاده میشه که گفتنش نیاز به ملاحظه داره.

  8. برای ‘break down’ به معنی خراب شدن ماشین، میشه از ‘malfunction’ هم استفاده کرد؟ آیا فرق خاصی دارن؟

    1. سلام حسن جان. بله، ‘malfunction’ به معنی ‘نقص فنی’ یا ‘بد کار کردن’ هست و میتونه جایگزین مناسبی برای ‘break down’ در برخی موارد باشه، اما تفاوت‌هایی هم دارن. ‘To break down’ معمولاً به از کار افتادن کامل و ناگهانی اشاره داره، مثلاً ‘My car broke down on the highway.’ (ماشینم وسط اتوبان خراب شد و از کار افتاد). در حالی که ‘malfunction’ می‌تونه به یک نقص جزئی‌تر یا عدم عملکرد صحیح هم اشاره کنه، مثلاً ‘The system is malfunctioning, but it’s still running.’ (سیستم درست کار نمی‌کنه ولی هنوز روشنه). پس ‘break down’ معمولاً شدیدتر و قطعی‌تره.

  9. ‘Break the ice’ واقعا اصطلاح جالبیه. من توی یه فیلم دیدم که برای شروع مکالمه با افراد غریبه ازش استفاده کردن. آیا فقط برای اولین ملاقاته یا جاهای دیگه هم کاربرد داره؟

    1. سلام پریسا جان. نکته خوبی رو اشاره کردی! ‘To break the ice’ بیشتر برای ‘اولین ملاقات‌ها’ یا ‘شروع یک جمع جدید’ استفاده میشه تا فضای سنگین و سکوت اولیه رو بشکنه و افراد رو به صحبت کردن ترغیب کنه. اما میتونه در هر موقعیتی که نیاز به ایجاد راحتی و شروع ارتباط بین افراد ناآشنا هست، کاربرد داشته باشه، نه فقط اولین ملاقات. مثلاً در یک جلسه کاری هم میشه از ‘icebreaker’ (یک فعالیت یا سوال برای ‘شکستن یخ’) استفاده کرد.

  10. ممنون از مقاله جامع و کاملتون. میشه برای فریزال ورب‌های ‘Look’ هم یه همچین مقاله ای بنویسید؟ خیلی چالش برانگیزن!

  11. فکر می‌کردم ‘break out’ یعنی از زندان فرار کردن فقط. یعنی میتونه معنی جوش زدن هم بده؟ عجیبه!

    1. سلام شیما عزیز. بله، ‘to break out’ واقعاً چندمعنایی جذابی داره! معنی ‘فرار کردن از زندان’ (break out of prison) یکی از کاربردهای رایجشه. اما ‘to break out’ همچنین می‌تونه به معنی ‘ظاهر شدن ناگهانی’ چیزی روی پوست (مثل جوش یا بثورات) باشه، مثلاً ‘I broke out in a rash.’ (دچار بثورات شدم). یا حتی برای شروع ناگهانی جنگ یا بیماری: ‘War broke out.’ (جنگ شروع شد). معنی رو باید از بافت جمله متوجه شد.

  12. ماشین من دقیقا هفته پیش ‘broke down’ کرد و مجبور شدم با جرثقیل برش گردونم. این مقاله خیلی موقعیتش به درد من خورد.

  13. برای فریزال ورب‌ها، استرس روی فعل اصلیه یا حرف اضافه؟ مثلاً ‘BREAK down’ یا ‘break DOWN’؟

    1. سوال بسیار عالی پرسیدی پویا جان! در اغلب فریزال ورب‌ها، استرس اصلی روی ‘participle’ (همون حرف اضافه یا قید) قرار می‌گیره، یعنی ‘break DOWN’, ‘break UP’, ‘break IN’, ‘break OUT’. این موضوع به وضوح معنی رو کمک می‌کنه. ممنون از دقتت!

    1. مهسا جان، بله، ‘to break off’ هم یک فریزال ورب مهم با ‘break’ هست. این فریزال ورب می‌تونه معانی مختلفی داشته باشه، از جمله:
      1. ‘جدا کردن یا کندن تکه‌ای از چیزی’: ‘He broke off a piece of chocolate.’ (او تکه‌ای شکلات کند.)
      2. ‘متوقف کردن ناگهانی یک مکالمه یا رابطه’: ‘They broke off their engagement.’ (آن‌ها نامزدیشان را به هم زدند.)
      ممنون که به این نکته اشاره کردی!

  14. همیشه فکر می‌کردم تنها کسی هستم که با فریزال ورب‌ها مشکل داره! چقدر خوبه که این مشکلات مشترکه و مقاله‌های اینجوری کمک می‌کنن.

  15. ‘Break the news’ و ‘break the ice’ بیشتر شبیه اصطلاح هستن تا فریزال ورب. درسته؟ یا فریزال ورب هم محسوب میشن؟

    1. آزاده عزیز، سوال بسیار خوبی مطرح کردی که به تفاوت‌های ظریف زبانی اشاره داره. در واقع، ‘break the news’ و ‘break the ice’ هر دو ‘idiomatic expressions’ یا ‘اصطلاحات’ هستند. در حالی که فریزال ورب‌ها معمولاً از یک فعل و یک حرف اضافه/قید تشکیل میشن و معنی جدیدی پیدا می‌کنن (مثل break down)، این دو عبارت حالت ‘verb + noun’ دارن و معنی کنایه‌ای و غیرتحت‌اللفظی دارن که مخصوص خودشونه. پس بهتره اون‌ها رو اصطلاح در نظر بگیریم تا فریزال ورب، هرچند که ‘break’ جزء اصلی هر دو هست. این مقاله هر دو نوع رو پوشش داده چون چالش یادگیری مشابهی دارن.

  16. برای ‘break up’ وقتی به معنی قطع شدن تماس تلفنی هست، میشه یه مثال بزنید؟

    1. رامین جان، حتماً. وقتی تماس تلفنی قطع میشه یا صدا نامفهوم میشه، از ‘break up’ استفاده می‌کنیم. مثال: ‘Sorry, I can’t hear you, you’re breaking up.’ (متاسفم، صداتو نمیشنوم، صدات قطع و وصل میشه/ناواضحه.) یا ‘The signal kept breaking up.’ (سیگنال مدام قطع و وصل می‌شد.)

  17. فکر کنم ‘break in’ برای کفش یا لباس جدید هم استفاده میشه که به معنی جا باز کردن و راحت‌تر کردنشونه. درسته؟

    1. نازنین عزیز، کاملاً درسته و اشاره به نکته بسیار خوبی کردی! ‘To break in’ به معنی ‘جا باز کردن’ یا ‘نرم کردن’ یک وسیله نو (مثل کفش، لباس، یا حتی یک ساز موسیقی) با استفاده مداوم از آن هم کاربرد دارد. مثلاً: ‘These new shoes are uncomfortable; I need to break them in.’ (این کفش‌های جدید راحت نیستند؛ باید جا بازشون کنم.) ممنون که این معنی رو هم اضافه کردی!

  18. وبلاگ شما بهترین منبع برای یادگیری اصطلاحات و فریزال ورب‌های انگلیسیه. واقعاً از کیفیت محتواتون لذت می‌برم.

  19. آیا ‘break away’ هم جزو فریزال ورب‌های مهم ‘Break’ محسوب میشه؟ ممنون از مقاله‌تون.

    1. سحر عزیز، بله، ‘to break away’ هم یک فریزال ورب مهم با ‘break’ هست که به معنی ‘جدا شدن’ یا ‘فرار کردن’ از چیزی یا کسیه. مثلاً: ‘He broke away from the group.’ (او از گروه جدا شد.) یا ‘The prisoner broke away from his captors.’ (زندانی از دست اسیرکنندگانش فرار کرد.) ممنون از سوال خوبت!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *