- آیا تا به حال هنگام مطالعه دفترچه راهنمای دوربین خود یا تماشای آموزشهای یوتیوب، با دیدن کلمات تخصصی عکاسی گیج شدهاید؟
- آیا دوست دارید بدانید عکاسان حرفهای در سطح بینالمللی چگونه درباره تنظیمات نور و لنز صحبت میکنند؟
- آیا برایتان پیش آمده که بخواهید یک عکس سلفی یا منظره را به انگلیسی توصیف کنید اما واژگان دقیق آن را بلد نباشید؟
- آیا از اینکه نتوانید تفاوت بین اصطلاحاتی مثل Aperture و Shutter Speed را به درستی درک کنید، احساس اضطراب میکنید؟
یادگیری زبان تخصصی هر رشتهای، اولین قدم برای حرفهای شدن در آن است. در این مقاله جامع، قصد داریم تمام اصطلاحات عکاسی به انگلیسی را به سادهترین شکل ممکن و با جزئیات کامل بررسی کنیم. از لنز و زوم گرفته تا اصطلاحات مدرنی مثل سلفی و فلاش، همه چیز را طوری یاد خواهید گرفت که دیگر هرگز در استفاده از آنها دچار اشتباه نشوید. هدف ما این است که با زبانی ساده، ترس شما از واژگان پیچیده را از بین ببریم.
| اصطلاح (Term) | معادل فارسی | کاربرد اصلی (Main Usage) |
|---|---|---|
| Lens | لنز / عدسی | هدایت نور به سمت سنسور برای تشکیل تصویر |
| Shutter | شاتر / مسدودکننده | کنترل مدت زمان تابش نور به سنسور |
| Aperture | دیافراگم | میزان گشودگی لنز برای ورود نور |
| Exposure | نوردهی | میزان کلی نوری که به سنسور میرسد |
| Focus | تمرکز / فوکوس | تنظیم وضوح روی یک سوژه خاص |
بخش اول: اجزای اصلی دوربین و مفاهیم پایه
برای شروع سفر خود در دنیای عکاسی بینالمللی، ابتدا باید با بدنه دوربین و قطعات اصلی آن آشنا شوید. بسیاری از فراگیران زبان تصور میکنند که دانستن کلمه Camera به تنهایی کافی است، اما برای تعامل با دنیای حرفهای، باید عمیقتر شد.
بدنه دوربین و متعلقات (Camera Body)
در عکاسی دیجیتال مدرن، ما معمولاً با دو نوع کلی دوربین روبرو هستیم: DSLR و Mirrorless. اما صرف نظر از نوع دوربین، این واژگان همیشه ثابت هستند:
- Viewfinder: چشمی دوربین؛ قسمتی که عکاس از طریق آن صحنه را میبیند.
- Sensor: سنسور یا حسگر؛ بخشی که تصویر را ثبت میکند (قلب دوربینهای دیجیتال).
- Flash: فلاش؛ منبع نور مصنوعی که در محیطهای تاریک استفاده میشود.
- Tripod: سه پایه؛ ابزاری برای جلوگیری از لرزش دست در سرعتهای پایین شاتر.
- Memory Card: کارت حافظه؛ جایی که عکسهای شما ذخیره میشوند.
نکته آموزشی: در مکالمات روزمره، به جای “Taking a photo”، عکاسان حرفهای گاهی از کلمه “Capture” استفاده میکنند. مثلاً میگویند: “I managed to capture the perfect moment.”
بخش دوم: لنز و زوم (Lens & Zoom)
لنزها چشمان دوربین شما هستند. درک اصطلاحات عکاسی به انگلیسی در بخش لنزها اهمیت زیادی دارد، زیرا مستقیماً با کیفیت تصویر و زاویه دید در ارتباط است.
انواع لنز بر اساس فاصله کانونی (Focal Length)
فاصله کانونی که با واحد میلیمتر (mm) نمایش داده میشود، مشخص میکند که چه مقدار از صحنه در کادر قرار میگیرد:
- Wide-angle Lens: لنز واید؛ برای عکاسی از مناظر وسیع یا فضاهای داخلی کوچک.
- Telephoto Lens: لنز تلهفوتو؛ برای عکاسی از سوژههای دور مثل حیات وحش یا مسابقات ورزشی.
- Prime Lens: لنز ثابت؛ لنزی که فاصله کانونی آن تغییر نمیکند و معمولاً کیفیت بالاتری دارد.
- Zoom Lens: لنز زوم؛ لنزی که به شما اجازه میدهد بدون حرکت کردن، روی سوژه جلو یا عقب بروید.
مفهوم زوم کردن (Zooming)
در دنیای انگلیسیزبان، دو نوع زوم داریم که تفاوت آنها بسیار حیاتی است:
- Optical Zoom: زوم اپتیکال؛ با حرکت فیزیکی عدسیهای لنز انجام میشود و کیفیت تصویر افت نمیکند.
- Digital Zoom: زوم دیجیتال؛ صرفاً بزرگنمایی نرمافزاری است که باعث پیکسلی شدن و افت کیفیت میشود.
پیشنهاد استاد: همیشه سعی کنید از Optical Zoom استفاده کنید. در جملات انگلیسی میتوانید بگویید: “Zoom in on the subject” (روی سوژه زوم کن) یا “Zoom out to see the background” (از زوم خارج شو تا پسزمینه را ببینی).
بخش سوم: مثلث نوردهی (The Exposure Triangle)
اگر بخواهیم تخصصیترین بخش اصطلاحات عکاسی به انگلیسی را نام ببریم، بدون شک “مثلث نوردهی” است. نگران نباشید، این بخش را با فرمولهای ساده یاد میگیریم.
1. دیافراگم (Aperture)
دیافراگم مانند مردمک چشم عمل میکند. در انگلیسی به آن F-stop هم میگویند.
- Large Aperture (Small F-number): دیافراگم باز؛ نور زیاد وارد میشود و پسزمینه تار (Blurry) میگردد.
- Small Aperture (Large F-number): دیافراگم بسته؛ نور کمتری وارد میشود اما همه چیز در وضوح کامل است.
2. سرعت شاتر (Shutter Speed)
این پارامتر با “زمان” سروکار دارد. واحد اندازهگیری آن معمولاً ثانیه یا کسری از ثانیه است.
- Fast Shutter Speed: برای ثابت کردن (Freeze) حرکتهای سریع مثل دویدن.
- Slow Shutter Speed: برای ایجاد کشیدگی در نورها (Motion Blur) مثل عکاسی از آبشار.
3. ایزو (ISO)
ایزو میزان حساسیت سنسور به نور است.
فرمول ساده:
Low ISO (e.g., 100) = Less Light + Clear Image
High ISO (e.g., 3200) = More Light + Digital Noise (Grain)
اشتباه رایج: بسیاری از زبانآموزان به نویز دیجیتال در عکس میگویند “Dirt”، در حالی که واژه صحیح در انگلیسی تخصصی عکاسی، Noise یا Grain است.
بخش چهارم: سلفی و عکاسی در عصر شبکههای اجتماعی
کلمه Selfie اکنون وارد فرهنگ لغتهای معتبر شده است، اما واژگان مرتبط با آن فراتر از یک کلمه ساده هستند.
اصطلاحات مرتبط با عکسهای پرتره و سلفی
- Portrait Mode: حالتی که تمرکز روی چهره است و پسزمینه محو میشود.
- Front-facing Camera: دوربین سلفی یا دوربین جلوی گوشی.
- Filter: فیلتر؛ افکتهای رنگی که روی عکس اعمال میشود.
- Candid Shot: عکسی که سوژه از گرفته شدن آن مطلع نیست (عکس یهویی).
- Photogenic: خوشعکس؛ کسی که در عکسها بهتر از واقعیت به نظر میرسد.
تفاوت لهجه (US vs. UK):
در آمریکا معمولاً به عکسی که از صورت گرفته میشود Headshot میگویند (مخصوصاً برای بازیگران)، در حالی که در محیطهای عمومیتر بریتانیا ممکن است فقط از کلمه Portrait استفاده کنند.
بخش پنجم: اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از فراگیران زبان انگلیسی در استفاده از اصطلاحات عکاسی دچار اشتباهاتی میشوند که ریشه در ترجمه تحتاللفظی دارد.
- ❌ Incorrect: “Make a photo”
✅ Correct: “Take a photo” یا “Snap a picture”
توضیح: در انگلیسی عکس را نمیسازند، بلکه آن را میگیرند. - ❌ Incorrect: “The photo is very light”
✅ Correct: “The photo is overexposed”
توضیح: وقتی نوری بیش از حد در عکس باشد، از واژه تخصصی Overexposed استفاده میکنیم. - ❌ Incorrect: “Focus the lens” (به معنای چرخاندن لنز)
✅ Correct: “Set the focus”
توضیح: فوکوس یک وضعیت است که تنظیم میشود.
توصیه روانشناختی: نگران نباشید اگر در ابتدا کلماتی مثل Depth of Field (عمق میدان) برایتان سخت به نظر میرسد. حتی عکاسان بومی انگلیسیزبان هم گاهی این مفاهیم را با هم اشتباه میگیرند. کلید موفقیت، تکرار در محیط عملی است.
بخش ششم: سوالات متداول (FAQ)
1. تفاوت اصلی بین Blur و Out of focus چیست؟
Blur معمولاً به تاری ناشی از حرکت (Motion) گفته میشود، در حالی که Out of focus زمانی به کار میرود که لنز به درستی روی سوژه تنظیم نشده باشد.
2. اصطلاح “Golden Hour” به چه معناست؟
به اولین ساعت بعد از طلوع خورشید و آخرین ساعت قبل از غروب خورشید گفته میشود که نور بسیار نرم و گرم (طلایی) است و بهترین زمان برای عکاسی محسوب میشود.
3. فلاش زدن در انگلیسی چگونه گفته میشود؟
میتوانید از عبارت “Use the flash” یا فعل “To flash” استفاده کنید. مثلاً: “The flash went off unexpectedly.” (فلاش به طور غیرمنتظرهای عمل کرد).
4. تفاوت Landscape و Portrait در کادربندی چیست؟
Landscape به کادرهای افقی (مناسب منظره) و Portrait به کادرهای عمودی (مناسب چهره) گفته میشود.
نتیجهگیری: از یادگیری تا اجرا
یادگیری اصطلاحات عکاسی به انگلیسی نه تنها مهارتهای زبانی شما را تقویت میکند، بلکه به شما اجازه میدهد از منابع آموزشی جهانی برای ارتقای هنر عکاسی خود استفاده کنید. ما در این مقاله از بدنه دوربین شروع کردیم، به مثلث پیچیده نوردهی رسیدیم و با واژگان دنیای مدرن مثل سلفی آشنا شدیم.
به یاد داشته باشید که زبان عکاسی، زبانی تصویری است. بهترین راه برای به خاطر سپردن این کلمات، باز کردن تنظیمات دوربین یا گوشی موبایل و تغییر زبان آن به انگلیسی است. با هر بار کلیک بر روی شاتر، یکی از این واژگان را در ذهن خود مرور کنید. شما اکنون ابزار لازم برای صحبت کردن مانند یک عکاس حرفهای در سطح بینالمللی را در اختیار دارید. به تمرین ادامه دهید و از ثبت لحظات لذت ببرید!




مقاله خیلی مفیدی بود! همیشه Aperture و Shutter Speed رو قاطی میکردم. الان با توضیحات شما خیلی بهتر متوجه شدم.
ممنون از مقاله عالی. یه سوال داشتم: تفاوت بین ‘zoom in’ و ‘zoom out’ رو میشه بیشتر توضیح بدید؟ مثلاً برای یک لنز؟
خواهش میکنم امیر عزیز. ‘Zoom in’ به معنای بزرگنمایی و نزدیکتر کردن سوژه است، یعنی از فاصله دور، تصویر را واضحتر و بزرگتر نشان دهید. ‘Zoom out’ برعکس، به معنای کوچکنمایی و نمایش صحنه وسیعتر است، یعنی زاویه دید گستردهتری داشته باشید. هر دو به حرکت فیزیکی یا اپتیکی لنز اشاره دارند و در مکالمات روزمره هم زیاد استفاده میشوند!
واقعاً مقاله کاملی بود. من همیشه دنبال یه منبع اینجوری بودم که اصطلاحات رو انقدر ساده توضیح بده. مرسی از تیم خوبتون!
شنیدم کلمه ‘flash’ غیر از نور فلاش دوربین، کاربردهای دیگه هم داره. مثلاً ‘flash your ID’ که یعنی کارت شناساییتو نشون بده. درسته؟
بله علی جان، کاملاً درسته. ‘Flash’ هم میتواند به عنوان اسم (نور ناگهانی) و هم فعل (برق زدن، نمایش سریع چیزی) به کار رود. ‘Flash your ID’ به معنی ‘کارت شناسایی خود را سریع نشان دهید’ است. مثال دیگر: ‘A thought flashed into my mind.’ (فکری به سرعت در ذهنم جرقه زد).
تفاوت ‘lens’ و ‘objective’ در عکاسی چیه؟ آیا مترادف هستند یا کاربرد متفاوتی دارند؟
سوال خوبی پرسیدید، نرگس خانم. در عکاسی، ‘lens’ اصطلاح عمومیتر و رایجتری است که به کل سیستم اپتیکی دوربین برای جمعآوری و هدایت نور اشاره دارد. کلمه ‘objective’ بیشتر در میکروسکوپها و تلسکوپها به کار میرود و به آن بخشی از سیستم اپتیکی اشاره دارد که به شیء مورد مشاهده نزدیکتر است. در عکاسی، اصطلاح ‘lens’ کفایت میکند و نیازی به ‘objective’ نیست.
این مقاله منو یاد یه ویدیوی یوتیوب انداخت که عکاسش مدام میگفت ‘adjust your aperture’. الان میفهمم دقیقاً چی میگفته! ممنون از توضیحات.
آیا ‘selfie stick’ یک اصطلاح رسمی محسوب میشه یا بیشتر جنبه عامیانه و slang داره؟
کیان عزیز، ‘selfie stick’ یک اصطلاح بسیار رایج و پذیرفتهشده است و در دیکشنریهای معتبر هم ثبت شده. اگرچه ممکن است کمی غیررسمی به نظر برسد، اما به دلیل فراگیری و کاربرد جهانی، کاملاً مورد قبول است و نه slang. شما میتوانید با خیال راحت از آن استفاده کنید.
مرسی بابت سادهسازی این اصطلاحات. قبلاً وقتی مشخصات دوربینها رو میخوندم، فقط حدس میزدم! الان دیگه میتونم درست بفهمم.
در مورد ‘ISO’ هم توضیح خواهید داد؟ یا مقاله جداگانهای برایش دارید؟ ممنون میشم اگر به آن بپردازید.
بله، حتماً مهران عزیز! ‘ISO’ یکی از ارکان اصلی مثلث نوردهی در عکاسی است و به حساسیت سنسور به نور اشاره دارد. حتماً در مقالات بعدی، یا شاید در بخش دوم همین مقاله، به طور مفصل به آن و نحوه تاثیرش بر کیفیت تصویر خواهیم پرداخت. پیشنهاد شما ثبت شد!
همیشه کنجکاو بودم که چرا به ‘shutter’ میگن ‘شاتر’. ریشه این کلمه چیه؟
لیلا خانم، ‘Shutter’ از فعل ‘to shut’ به معنی ‘بستن’ یا ‘مسدود کردن’ میآید. در دوربین، شاتر دریچهای است که برای مدت زمان مشخصی باز و بسته میشود تا نور به سنسور برسد. پس عملکرد آن کاملاً با ریشهاش همخوانی دارد: باز و بسته شدن برای کنترل نور.
در فارسی میگیم ‘عکس بگیر’. رایجترین معادل انگلیسیاش ‘take a photo’ هست یا ‘shoot a photo’؟ تفاوت خاصی دارند؟
بهرام عزیز، هر دو ‘take a photo’ و ‘shoot a photo’ صحیح و رایج هستند. ‘Take a photo’ بسیار عمومیتر و روزمره است. ‘Shoot a photo/picture/film’ بیشتر در contexts حرفهایتر عکاسی یا فیلمبرداری به کار میرود، اما همچنان در مکالمات عادی هم قابل استفاده است. تفاوت اصلی در میزان رسمی بودن و رایج بودن در کاربرد روزمره است.
میشه برای ‘Aperture priority mode’ یه جمله مثال بزنید که قشنگ تو ذهن بمونه؟
البته سحر خانم. ‘When shooting landscapes, I often use Aperture priority mode to control the depth of field and ensure everything from foreground to background is sharp.’ (هنگام عکاسی از مناظر، من اغلب از حالت Aperture priority mode استفاده میکنم تا عمق میدان را کنترل کرده و اطمینان حاصل کنم که همه چیز از پیشزمینه تا پسزمینه واضح است).
‘focal length’ رو زیاد شنیدم. این با ‘lens’ ارتباطی داره؟ میشه کمی در موردش توضیح بدید؟
بله احسان جان، ‘focal length’ ارتباط مستقیمی با ‘lens’ دارد و یکی از مشخصات کلیدی لنز است. فاصله کانونی (focal length) تعیین میکند که لنز شما چقدر ‘زوم’ میکند و زاویه دید (angle of view) آن چقدر است. مثلاً یک لنز 50mm استاندارد است، لنزهای با فاصله کانونی کمتر (مثل 20mm) زاویه دید عریضتری دارند و لنزهای با فاصله کانونی بیشتر (مثل 200mm) برای زوم کردن روی سوژههای دور استفاده میشوند.
قبلاً فکر میکردم ‘flash’ کلاً یعنی نور، ولی با این مقاله فهمیدم یه ابزار مشخص تو دوربینه. ممنون از روشنگری!
آیا اصطلاح رایج یا idiom خاصی با این کلمات عکاسی در انگلیسی هست؟ مثلاً مثل ‘in the spotlight’ که معنی توجه رو میده؟
سوال بسیار جالبی است، داوود عزیز! بله، برخی اصطلاحات وجود دارند که ریشه در دنیای عکاسی یا سینما دارند و به صورت استعاری استفاده میشوند. مثلاً: ‘to be in focus’ (در کانون توجه بودن/واضح بودن)، ‘to be out of focus’ (مبهم بودن/گیج بودن)، ‘to click’ (وقتی چیزی ناگهان منطقی میشود). همچنین اصطلاحاتی مانند ‘photogenic’ (خوشعکس) یا ‘snapshot’ (عکس فوری) نیز از همین ریشه هستند.
تلفظ درست ‘Aperture’ چیه؟ من همیشه تو گفتنش مشکل دارم.
گلناز خانم، تلفظ صحیح ‘Aperture’ به صورت /ˈæpərˌtʃʊər/ یا /ˈæpərˌtʃər/ است. میتوانید آن را به سه بخش ‘AP-er-chur’ تقسیم کنید. تمرین کنید و صدایتان را ضبط کنید تا با تلفظ صحیح آن بیشتر آشنا شوید.
ممنون از مقاله عالی. من همیشه ‘depth of field’ رو با ‘focal length’ قاطی میکردم. الان با توضیحات ‘focal length’ تو کامنتها یه کم بهتر شد، ولی اگه بشه توضیح کاملی از ‘depth of field’ بدید، عالی میشه.
خواهش میکنم جواد عزیز. ‘Depth of field’ (عمق میدان) به میزان وضوح بخشهای مختلف تصویر از نزدیکترین نقطه تا دورترین نقطه اشاره دارد. یعنی چه مقدار از صحنه در جلو و پشت سوژه اصلی شما واضح است. دیافراگم (Aperture) تاثیر زیادی روی عمق میدان دارد: دیافراگم باز (عدد f کوچک) عمق میدان کم ایجاد میکند (پسزمینه تار)، و دیافراگم بسته (عدد f بزرگ) عمق میدان زیاد (همهچیز واضح).
واژه ‘exposure’ رو هم میشه توضیح بدید؟ خیلی تو تنظیمات دوربین میبینم.
پاریسا خانم، ‘Exposure’ به میزان کلی نوری اشاره دارد که به سنسور دوربین میرسد و روشنایی یا تاریکی کلی عکس را تعیین میکند. مثلث نوردهی (Exposure Triangle) شامل Aperture (دیافراگم)، Shutter Speed (سرعت شاتر) و ISO است که همگی با هم ‘Exposure’ نهایی عکس را کنترل میکنند. هدف این است که یک ‘Exposure’ متعادل داشته باشیم، نه خیلی روشن (overexposed) و نه خیلی تاریک (underexposed).
ممنون از مقاله خوبتون. آیا ‘point and shoot camera’ هنوز هم رایج هست؟ یا بیشتر اشاره به مدلهای قدیمی داره؟
آرش عزیز، ‘Point and shoot camera’ به دوربینهایی اشاره دارد که کاربری بسیار سادهای دارند و اغلب اتوماتیک هستند. اگرچه پیشرفت گوشیهای هوشمند باعث کاهش محبوبیت این دوربینها شده، اما هنوز هم مدلهای پیشرفتهای از آنها (مثل دوربینهای کامپکت حرفهای) در بازار موجود هستند و برای افرادی که به دنبال سادگی و کیفیت بهتر از گوشی هستند، گزینههای خوبی محسوب میشوند. این اصطلاح همچنان رایج است.
آیا ‘blur’ و ‘out of focus’ معنی یکسانی دارند؟ یا تفاوت ظریفی بینشون هست؟
سپیده خانم، ‘Blur’ به معنای تار شدن یا کدر شدن است و میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، از جمله حرکت (motion blur) یا خارج از فوکوس بودن. ‘Out of focus’ به طور خاص به تار شدن تصویر به دلیل عدم تنظیم صحیح فوکوس لنز اشاره دارد. پس، ‘out of focus’ نوعی از ‘blur’ است که به دلیل فوکوس نادرست ایجاد شده است.