- چرا یادگیری افعال پرکاربرد انگلیسی تا این حد اهمیت دارد؟
- آیا تنها با دانستن ۱۰۰ فعل میتوانم مکالمات روزمره را مدیریت کنم؟
- بهترین روش برای به خاطر سپردن این افعال و استفاده صحیح از آنها چیست؟
- چگونه میتوانم افعال را در بستر جملات و با معنی درست یاد بگیرم؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما نشان میدهیم که چگونه با تمرکز بر افعال پرکاربرد انگلیسی، گامهای موثری در مسیر تسلط بر این زبان بردارید. یادگیری این افعال نه تنها به شما کمک میکند تا جملات را روانتر بسازید، بلکه در فهم مکالمات و متون انگلیسی نیز تاثیر چشمگیری دارد. ما در ادامه لیستی جامع از ۱۰۰ فعل ضروری را به همراه معنی و مثال ارائه خواهیم داد تا ابزار قدرتمندی برای یادگیری در اختیار شما قرار دهیم.
اهمیت یادگیری افعال پرکاربرد انگلیسی
افعال، هسته اصلی هر جمله را تشکیل میدهند و بدون آنها، انتقال مفاهیم به شکل کامل و صحیح تقریبا غیرممکن است. در زبان انگلیسی نیز افعال پرکاربرد انگلیسی نقش محوری دارند و ۹۰ درصد مکالمات روزمره و متون عادی بر پایه همین افعال بنا شدهاند. تصور کنید که میتوانید افعالی مانند “to be”، “to have”، “to do”، “to say” و “to go” را به راحتی در جملات مختلف به کار ببرید. این توانایی، دریچهای جدید برای شما به سوی دنیای ارتباطات انگلیسیزبان باز خواهد کرد.
تمرکز بر افعال رایج به شما امکان میدهد تا:
- سریعتر پیشرفت کنید: به جای سردرگم شدن در میان هزاران فعل، با تمرکز بر افعال کلیدی، پیشرفت محسوس و سریعی خواهید داشت.
- اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید: توانایی ساخت جملات پایه و درک مفاهیم اساسی، به شما اعتماد به نفس لازم برای مکالمه را میدهد.
- پایه و اساس محکمی بسازید: این افعال، ستون فقرات گرامر انگلیسی هستند و یادگیری آنها، درک شما از ساختارهای پیچیدهتر را تسهیل میکند.
- فهم شنیداری و خواندن خود را بهبود بخشید: درک سریع این افعال در مکالمات و متون، سرعت فهم شما را به طور قابل توجهی افزایش میدهد.
نقش افعال در ساختار جمله
هر جمله در زبان انگلیسی نیاز به یک فعل دارد تا عملی، حالتی یا اتفاقی را بیان کند. فعل، پلی است بین فاعل و بقیه اجزای جمله. با دانستن افعال پرکاربرد انگلیسی، میتوانید طیف وسیعی از جملات را برای بیان نیازها، افکار و ایدههای خود بسازید. این افعال به شما کمک میکنند تا زمانهای مختلف (گذشته، حال، آینده) را در جملات پیادهسازی کنید و منظورتان را با دقت بیشتری منتقل نمایید.
چگونه افعال پرکاربرد را یاد بگیریم؟
صرفاً حفظ کردن لیست افعال، روشی کارآمد برای یادگیری طولانیمدت نیست. برای اینکه افعال پرکاربرد انگلیسی در ذهن شما نهادینه شوند و بتوانید به طور طبیعی از آنها استفاده کنید، به رویکردی سیستماتیک نیاز دارید:
- یادگیری در بستر جمله: همیشه فعل را در قالب یک جمله کامل یاد بگیرید، نه به صورت کلمه به کلمه. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد واقعی آن را درک کنید.
- تکرار هدفمند: برای هر فعل، چندین جمله با فاعلها و زمانهای مختلف بسازید. این تکرار فعال، به تثبیت آن در ذهن شما کمک میکند.
- استفاده در مکالمه: سعی کنید افعال جدید را بلافاصله در مکالمات روزمره یا تمرین با پارتنر زبان خود به کار ببرید.
- نوشتن: از این افعال در نوشتن خاطرات روزانه، ایمیلها یا تمرینهای نوشتاری استفاده کنید.
- فلشکارت و اپلیکیشنها: از فلشکارتهای فیزیکی یا اپلیکیشنهای یادگیری زبان برای مرور منظم استفاده کنید. حتماً در یک طرف فلشکارت جمله و در طرف دیگر معنی و خود فعل را بنویسید.
- گوش دادن فعال: به پادکستها، فیلمها و سریالهای انگلیسی گوش دهید و سعی کنید افعال پرکاربرد انگلیسی را در آنها شناسایی کنید.
۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی (با مثال و ترجمه)
در این بخش، لیستی جامع از ۱۰۰ فعل پرکاربرد انگلیسی را به همراه معنی فارسی و یک جمله مثال برای هر کدام آوردهایم. این افعال ستون فقرات مکالمات و نوشتار انگلیسی هستند و تسلط بر آنها قدم بزرگی در یادگیری این زبان خواهد بود. به یاد داشته باشید که فقط معنی را حفظ نکنید، بلکه به مثالها توجه ویژه داشته باشید و سعی کنید جملات مشابهی را برای خودتان بسازید.
- Be (بودن) – مثال: She is a doctor.
- Have (داشتن) – مثال: I have a new car.
- Do (انجام دادن) – مثال: What do you want to do?
- Say (گفتن) – مثال: Please say your name.
- Go (رفتن) – مثال: We go to school every day.
- Get (گرفتن/شدن) – مثال: Can you get me a glass of water?
- Make (ساختن/درست کردن) – مثال: She can make delicious cakes.
- Know (دانستن) – مثال: I know the answer.
- Think (فکر کردن) – مثال: What do you think?
- Take (بردن/گرفتن) – مثال: Please take a seat.
- See (دیدن) – مثال: I can see the mountains.
- Come (آمدن) – مثال: Please come in.
- Want (خواستن) – مثال: I want some coffee.
- Look (نگاه کردن) – مثال: Look at that bird!
- Use (استفاده کردن) – مثال: Can I use your pen?
- Find (پیدا کردن) – مثال: Did you find your keys?
- Give (دادن) – مثال: Please give me your hand.
- Tell (گفتن/تعریف کردن) – مثال: Can you tell me a story?
- Work (کار کردن) – مثال: They work very hard.
- Call (تماس گرفتن/صدا کردن) – مثال: I will call you later.
- Try (تلاش کردن/امتحان کردن) – مثال: Let’s try again.
- Ask (پرسیدن/درخواست کردن) – مثال: Don’t be afraid to ask questions.
- Need (نیاز داشتن) – مثال: I need help.
- Feel (احساس کردن) – مثال: How do you feel today?
- Become (شدن) – مثال: He wants to become a doctor.
- Leave (ترک کردن/جا گذاشتن) – مثال: I need to leave now.
- Put (گذاشتن) – مثال: Please put the book on the table.
- Mean (معنی دادن) – مثال: What do you mean?
- Keep (نگه داشتن) – مثال: Please keep quiet.
- Let (اجازه دادن) – مثال: Let me help you.
- Begin (شروع کردن) – مثال: The movie will begin soon.
- Seem (به نظر رسیدن) – مثال: It seems difficult.
- Help (کمک کردن) – مثال: Can you help me?
- Talk (حرف زدن) – مثال: We need to talk.
- Turn (چرخیدن/تبدیل شدن) – مثال: Turn left at the corner.
- Start (شروع کردن) – مثال: Let’s start the game.
- Show (نشان دادن) – مثال: Can you show me your passport?
- Hear (شنیدن) – مثال: I can hear music.
- Play (بازی کردن) – مثال: Do you want to play football?
- Run (دویدن) – مثال: He can run very fast.
- Move (حرکت کردن) – مثال: Please move your car.
- Live (زندگی کردن) – مثال: Where do you live?
- Believe (باور داشتن) – مثال: I believe in you.
- Bring (آوردن) – مثال: Please bring me a cup of tea.
- Happen (اتفاق افتادن) – مثال: What happened?
- Write (نوشتن) – مثال: Can you write your name here?
- Sit (نشستن) – مثال: Please sit down.
- Stand (ایستادن) – مثال: Please stand up.
- Lose (گم کردن/باختن) – مثال: Don’t lose your keys.
- Pay (پرداخت کردن) – مثال: I need to pay the bill.
- Meet (ملاقات کردن) – مثال: Let’s meet tomorrow.
- Include (شامل بودن) – مثال: The price includes breakfast.
- Continue (ادامه دادن) – مثال: Please continue your work.
- Set (قرار دادن/تنظیم کردن) – مثال: Can you set the table?
- Learn (یاد گرفتن) – مثال: I want to learn English.
- Change (تغییر دادن) – مثال: She wants to change her job.
- Lead (هدایت کردن) – مثال: He will lead the team.
- Understand (فهمیدن) – مثال: I don’t understand.
- Watch (تماشا کردن) – مثال: Let’s watch a movie.
- Follow (دنبال کردن) – مثال: Please follow me.
- Stop (متوقف کردن) – مثال: Please stop talking.
- Create (خلق کردن/ایجاد کردن) – مثال: She wants to create a new design.
- Speak (صحبت کردن) – مثال: Can you speak English?
- Read (خواندن) – مثال: I like to read books.
- Allow (اجازه دادن) – مثال: My parents allow me to go out.
- Add (اضافه کردن) – مثال: Please add sugar to your tea.
- Spend (صرف کردن/خرج کردن) – مثال: I spend a lot of time studying.
- Grow (رشد کردن/کاشتن) – مثال: Plants grow in the garden.
- Open (باز کردن) – مثال: Please open the door.
- Walk (راه رفتن) – مثال: Let’s walk to the park.
- Win (بردن) – مثال: I hope we win the game.
- Offer (پیشنهاد دادن) – مثال: He offered me a job.
- Remember (به خاطر آوردن) – مثال: Do you remember my name?
- Consider (در نظر گرفتن) – مثال: I will consider your proposal.
- Buy (خریدن) – مثال: I want to buy a new phone.
- Serve (خدمت کردن/سرو کردن) – مثال: They serve delicious food.
- Die (مردن) – مثال: The plant will die without water.
- Send (فرستادن) – مثال: I will send you an email.
- Build (ساختن) – مثال: They are going to build a new house.
- Stay (ماندن) – مثال: Please stay here.
- Fall (افتادن) – مثال: Be careful not to fall.
- Cut (بریدن) – مثال: Can you cut the paper?
- Reach (رسیدن) – مثال: I can’t reach the top shelf.
- Kill (کشتن) – مثال: The hunter will kill the animal.
- Raise (بالا بردن/تربیت کردن) – مثال: Please raise your hand.
- Pass (عبور کردن/قبول شدن) – مثال: I hope I will pass the exam.
- Sell (فروختن) – مثال: He wants to sell his car.
- Decide (تصمیم گرفتن) – مثال: I need to decide what to do.
- Return (بازگشتن) – مثال: When will you return?
- Explain (توضیح دادن) – مثال: Can you explain this to me?
- Hope (امیدوار بودن) – مثال: I hope you are well.
- Develop (توسعه دادن) – مثال: We need to develop new strategies.
- Carry (حمل کردن) – مثال: Can you carry this bag for me?
- Break (شکستن) – مثال: Don’t break the glass.
- Receive (دریافت کردن) – مثال: I received your letter.
- Agree (موافق بودن) – مثال: I agree with you.
- Support (حمایت کردن) – مثال: They support their team.
- Hit (ضربه زدن) – مثال: Don’t hit your brother.
- Produce (تولید کردن) – مثال: This factory produces cars.
- Eat (خوردن) – مثال: I want to eat some fruit.
- Cover (پوشاندن) – مثال: Please cover the food.
- Catch (گرفتن) – مثال: He tried to catch the ball.
- Draw (نقاشی کشیدن) – مثال: Can you draw a picture?
- Choose (انتخاب کردن) – مثال: Which one will you choose?
- Push (هل دادن) – مثال: Please push the door.
- Pull (کشیدن) – مثال: Please pull the rope.
- Dream (رویا دیدن) – مثال: I dream about flying.
- Enjoy (لذت بردن) – مثال: I enjoy listening to music.
نکات کلیدی برای استفاده صحیح از افعال
پس از آشنایی با افعال پرکاربرد انگلیسی و معانی آنها، نوبت به استفاده صحیح و روان میرسد. به این نکات توجه کنید:
- زمان افعال (Tenses): افعال در زبان انگلیسی دارای زمانهای مختلفی هستند (حال ساده، گذشته ساده، حال استمراری و…). یادگیری نحوه صرف فعل در زمانهای مختلف برای بیان دقیقتر منظور شما ضروری است.
- افعال بیقاعده (Irregular Verbs): بسیاری از افعال پرکاربرد، بیقاعده هستند (مانند go-went-gone یا see-saw-seen). برای این افعال، باید اشکال گذشته و قسمت سوم فعل (past participle) را حفظ کنید.
- افعال عبارتی (Phrasal Verbs): ترکیب یک فعل با یک حرف اضافه یا قید، میتواند معنی کاملاً جدیدی ایجاد کند (مانند get up به معنی بیدار شدن، در مقابل get به معنی گرفتن). با پیشرفت در زبان، به تدریج با این افعال نیز آشنا شوید.
- مفعول (Object): برخی افعال نیاز به مفعول دارند (افعال متعدی) و برخی ندارند (افعال لازم). به این نکته هنگام ساخت جمله توجه کنید.
با تکرار و تمرین مداوم، به زودی متوجه خواهید شد که استفاده از این ۱۰۰ فعل به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل شده است. این لیست، نقطهی شروعی فوقالعاده برای هر زبانآموز انگلیسی است.




ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، آیا فعل get هم جزو این ۱۰۰ فعل هست؟ چون من در هر فیلمی که میبینم این فعل با معنیهای مختلفی استفاده میشه.
سلام سارای عزیز، بله حتماً! فعل get یکی از پرکاربردترین افعال در انگلیسی است که به آن ‘فعل آچارفرانسه’ هم میگویند چون بسته به کلمهای که بعد از آن میآید، میتواند معنای ‘رسیدن’، ‘خریدن’، ‘فهمیدن’ و… داشته باشد.
واقعاً یادگیری این ۱۰۰ فعل برای شروع مکالمه کافیه؟ من همیشه فکر میکردم باید هزاران کلمه بلد باشم تا بتونم صحبت کنم.
آرش جان، طبق آمار زبانشناسی، بخش بزرگی از مکالمات روزمره تنها با همین ۱۰۰ فعل اصلی انجام میشود. تسلط بر اینها به شما اعتماد به نفس میدهد تا جملات پایه را بسازید و سپس به سراغ کلمات تخصصیتر بروید.
من همیشه بین استفاده از do و make مشکل دارم. توی این لیست به تفاوت این دو هم اشاره شده؟
سوال بسیار خوبی بود مریم جان. به طور خلاصه do برای انجام فعالیتها و کارهای روتین (مثل do homework) و make برای خلق کردن یا ساختن چیزی (مثل make a cake) استفاده میشود. در مقالات بعدی حتماً یک راهنمای کامل برای این دو فعل منتشر میکنیم.
لیست خیلی کاربردی بود. به نظرم اگه تلفظ صوتی این افعال رو هم بذارید عالی میشه، مخصوصاً برای افعال irregular که شکل گذشتهشون خیلی فرق میکنه.
پیشنهاد عالی بود نیما! حتماً در آپدیت بعدی مقاله، فایلهای صوتی تلفظ صحیح را هم اضافه میکنیم تا یادگیری کاملتر شود.
من متوجه شدم که فعل have فقط به معنی ‘داشتن’ نیست. مثلاً در عبارت have breakfast معنی ‘خوردن’ میده. درسته؟
دقیقاً همینطور است زهرا جان. فعل have در انگلیسی کاربردهای بسیار گستردهای دارد و در ترکیب با وعدههای غذایی یا فعالیتها (مثل have a shower) معانی متفاوتی پیدا میکند.
دمتون گرم، استفاده از مثال در بستر جمله خیلی به من کمک کرد تا کاربرد فعل say و tell رو بهتر درک کنم.
ببخشید یک سوال، آیا این افعال در آزمونهایی مثل IELTS هم کاربرد دارن یا فقط برای مکالمه ساده هستن؟
الهام عزیز، این افعال زیربنای زبان انگلیسی هستند. حتی در آیلتس هم شما برای نمره بالا به این افعال پایه نیاز دارید، اما برای بخش Writing و Speaking بهتر است مترادفهای رسمیتر آنها را هم در کنار اینها یاد بگیرید.
من شنیدم که در انگلیسی عامیانه یا همان slang، خیلی از این افعال کوتاه میشن. مثلاً ‘want to’ میشه ‘wanna’. اینها رو هم باید یاد بگیریم؟
بله پویا جان، برای درک فیلمها و آهنگها یادگیری این شکلهای کوتاه شده یا informal contractions بسیار مهم است، اما حواست باشد که در نامههای رسمی یا امتحانات از آنها استفاده نکنی.
خیلی ممنون، لیست ۱۰۰ فعل ضروری رو پرینت گرفتم و روی میز کارم چسبوندم. روش خیلی خوبیه برای مرور روزانه.
تفاوت بین look و see و watch رو هیچوقت درست متوجه نشدم. اینها هم توی لیست هستن؟
سینا جان، بله هر سه در لیست هستند. See یعنی دیدنِ اتفاقی، Look یعنی نگاه کردنِ عمدی به چیزی، و Watch یعنی تماشا کردنِ چیزی که حرکت میکند (مثل فیلم یا فوتبال).
چقدر خوب که روی جمله سازی تاکید کردید. من همیشه کلمات رو جدا یاد میگرفتم و موقع حرف زدن یادم میرفت چطور ازشون استفاده کنم.
خوشحالیم که این نکته برایت مفید بود بهار جان. یادگیری در بستر جمله (Context) باعث میشود مغز شما کلمه را با تمام متعلقاتش ذخیره کند.
لطفاً در مورد phrasal verbs که با این افعال ساخته میشن هم مطلب بذارید. مثلاً فعل take با کلمات مختلف معانی عجیبی پیدا میکنه.
من فعل take رو همیشه با ‘برداشتن’ معنی میکردم ولی توی متن شما دیدم که برای زمان هم استفاده میشه. ‘It takes time’ یعنی چی؟
پریسای عزیز، در این ساختار یعنی ‘زمان میبرد’. یکی از زیباییهای افعال پرکاربرد همین است که با مفاهیم مختلف ترکیب میشوند.
بهترین راه برای حفظ کردن این ۱۰۰ تا چیه؟ فلش کارت خوبه یا تکرار؟
هر دو روش خوب هستند امید جان، اما بهترین راه این است که سعی کنی با هر فعل سه جمله درباره زندگی شخصی خودت بسازی. این کار باعث میشود کلمه در حافظه بلندمدتت ثبت شود.
واقعاً ۹۰ درصد مکالمات با همینهاست؟ باورم نمیشه! این یعنی راه میانبر برای یادگیری زبان.
من توی فیلمهای آمریکایی دیدم که به جای have از ‘got’ یا ‘have got’ استفاده میکنن. آیا فرقی دارن؟
سحر جان، ‘Have got’ بیشتر در انگلیسی بریتانیایی و مکالمات غیررسمی رایج است و از نظر معنایی تفاوتی با have ندارد. هر دو مالکیت را نشان میدهند.
فعل to be که اول لیست آوردید، واقعاً گیجکننده است چون شکلش در زمانهای مختلف کلاً عوض میشه (am, is, are, was, were).
کاملاً درسته مانی عزیز. فعل to be مهمترین و در عین حال بیقاعدهترین فعل انگلیسیه. تسلط بر مشتقات این فعل، کلید اصلی درک گرامر انگلیسی است.
کاش برای هر فعل یک تصویر هم میگذاشتید تا در حافظه تصویری ما بمونه. ولی در کل عالی بود.
تفاوت ‘say’ و ‘tell’ رو همیشه اشتباه میکردم. توضیحاتتون خیلی شفاف بود. ممنون از تیم خوبتون.
خواهش میکنم کاوه جان. یادت باشد بعد از tell معمولاً مفعول میآید (Tell me)، اما بعد از say مستقیم سراغِ گفته میرویم (Say something).
آیا یاد گرفتن این لیست برای بچهها هم مناسبه یا سطحش بالاتره؟
سمیه جان، این لیست برای هر سطحی ضروری است. اتفاقاً برای کودکان بهتر است از همین افعال پایه شروع کرد تا ساختار جملات در ذهنشان شکل بگیرد.