- آیا میخواهید عشق و علاقه خود را به زبان انگلیسی به شکلی طبیعی و فراتر از «I love you» بیان کنید؟
- دوست دارید با استفاده از اصطلاحات رایج، مانند یک فرد نیتیو (Native) در مورد روابط عاطفی صحبت کنید؟
- آیا از معانی دقیق اصطلاحاتی مانند «head over heels» یا «a match made in heaven» اطلاع دارید؟
- چگونه میتوان در مورد شروع یک رابطه، مشکلات آن یا حتی جدایی به زبان انگلیسی صحبت کرد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد و دنیای غنی اصطلاحات انگلیسی عشق را برای شما رمزگشایی میکنیم. یادگیری این اصطلاحات فقط دایره لغات شما را گسترش نمیدهد، بلکه به شما کمک میکند تا احساسات خود را با عمق و دقت بیشتری بیان کرده و درک بهتری از مکالمات روزمره، فیلمها و آهنگهای انگلیسی داشته باشید. از لحظه اولی که جرقههای علاقه در دل کسی زده میشود تا رسیدن به یک رابطه پایدار و حتی مواجهه با چالشهای آن، زبان انگلیسی پر از عبارات و اصطلاحات زیبا و کاربردی است. با ما همراه باشید تا این عبارات را با هم یاد بگیریم و سطح مکالمه خود را به مرحله جدیدی ارتقا دهیم.
شروع یک داستان عاشقانه: اصطلاحات مربوط به علاقهمندی و عاشق شدن
هر رابطه عاشقانهای از یک جرقه شروع میشود. در زبان انگلیسی، اصطلاحات زیادی برای توصیف این حس اولیه و مراحل عاشق شدن وجود دارد. استفاده از این عبارات به جای کلمات ساده، صحبتهای شما را بسیار جذابتر میکند.
جرقه اولیه: ابراز علاقه و شیفتگی
قبل از اینکه عشقی عمیق شکل بگیرد، معمولاً یک حس علاقه یا شیفتگی اولیه وجود دارد. در اینجا چند اصطلاح کلیدی برای این مرحله آورده شده است:
- To have a crush on someone: این اصطلاح به معنی «روی کسی کراش داشتن» یا به کسی علاقهمند بودن است، مخصوصاً زمانی که این حس یکطرفه یا مخفیانه است. این علاقه معمولاً شدید اما کوتاهمدت است.
مثال: He’s had a crush on his colleague for months, but he’s too shy to ask her out.
ترجمه: او ماههاست که روی همکارش کراش دارد، اما خجالتیتر از آن است که از او درخواست قرار ملاقات کند. - To fancy someone: این عبارت، بهویژه در انگلیسی بریتانیایی، بسیار رایج است و به معنای جذب کسی شدن و علاقهمندی به اوست. این اصطلاح کمی مستقیمتر از «have a crush» است.
مثال: I think she fancies you; she couldn’t stop looking at you during the party.
ترجمه: فکر کنم او به تو علاقهمند است؛ در طول مهمانی نمیتوانست چشم از تو بردارد.
وقتی عشق به اوج میرسد: عاشق شدن
وقتی حس اولیه علاقه عمیقتر میشود، زمان استفاده از اصطلاحات انگلیسی عشق برای توصیف حس عاشقی فرا میرسد.
- To fall in love: این یکی از معروفترین عبارات است و به معنی «عاشق شدن» است. کلمه «fall» (افتادن) به خوبی نشان میدهد که این حس چقدر ناگهانی و غیرقابلکنترل است.
مثال: They fell in love after working on a project together.
ترجمه: آنها بعد از کار کردن با هم روی یک پروژه، عاشق یکدیگر شدند. - To be head over heels (in love): این اصطلاح برای توصیف عشقی بسیار شدید و دیوانهوار به کار میرود. یعنی «تا خرخره عاشق بودن».
مثال: Look at them! They are completely head over heels for each other.
ترجمه: نگاهشان کن! آنها کاملاً دیوانهوار عاشق همدیگر هستند. - Love at first sight: به معنای «عشق در نگاه اول» است. زمانی که دو نفر به محض دیدن یکدیگر، احساس میکنند که عاشق شدهاند.
مثال: For my parents, it was love at first sight.
ترجمه: برای والدین من، این یک عشق در نگاه اول بود.
در دل رابطه: اصطلاحات برای توصیف یک رابطه پایدار
پس از شروع رابطه، نوبت به توصیف آن میرسد. این بخش به شما کمک میکند تا در مورد ماهیت و کیفیت رابطه خود یا دیگران به انگلیسی صحبت کنید.
توصیف زوجهای ایدهآل
برخی زوجها به قدری با هم هماهنگ هستند که انگار برای هم ساخته شدهاند. در اینجا چند اصطلاح زیبا برای توصیف آنها وجود دارد:
- A match made in heaven: این عبارت برای زوجی به کار میرود که کاملاً برای هم مناسب هستند. معادل فارسی آن «عقدشان را در آسمانها بستهاند» است.
مثال: Sarah and Tom are a match made in heaven. They share so many interests.
ترجمه: سارا و تام یک زوج آسمانی هستند. آنها علایق مشترک زیادی دارند. - Soulmate: به معنای «نیمه گمشده» یا «جفت روحی» است. فردی که از نظر روحی، ذهنی و عاطفی کاملاً با شما سازگار است.
مثال: I’m so lucky to have married my soulmate.
ترجمه: من خیلی خوششانسم که با نیمه گمشدهام ازدواج کردهام. - The better half: یک راه محبتآمیز و گاهی طنزآمیز برای اشاره به همسر یا شریک عاطفی است که به معنی «نیمه بهتر» است.
مثال: I need to check with my better half before making any plans for the weekend.
ترجمه: باید قبل از برنامهریزی برای آخر هفته، با نیمه بهترم هماهنگ کنم.
افعال عبارتی (Phrasal Verbs) کلیدی در روابط
افعال عبارتی بخش مهمی از مکالمات روزمره انگلیسی هستند. یادگیری این افعال در زمینه روابط عاطفی ضروری است.
- To get along (with someone): به معنی «رابطه خوبی داشتن» و «سازگار بودن» با کسی است.
مثال: The most important thing in a relationship is to get along with each other.
ترجمه: مهمترین چیز در یک رابطه این است که با هم کنار بیایید. - To hit it off: این فعل عبارتی زمانی استفاده میشود که دو نفر بلافاصله بعد از اولین ملاقات، رابطه بسیار خوب و صمیمیای برقرار میکنند. به اصطلاح «از همان اول با هم جور شدن».
مثال: We hit it off the first time we met and have been best friends ever since.
ترجمه: ما همان بار اولی که هم را دیدیم با هم جور شدیم و از آن موقع بهترین دوستان هم هستیم. - To settle down: به معنی «تشکیل خانواده دادن» یا «سر و سامان گرفتن» است. یعنی وارد یک رابطه جدی و پایدار شدن و معمولاً ازدواج کردن و بچهدار شدن.
مثال: After years of traveling, they decided to settle down and buy a house.
ترجمه: پس از سالها سفر، آنها تصمیم گرفتند سر و سامان بگیرند و یک خانه بخرند.
چالشها، مشکلات و پایان رابطه
متأسفانه همه روابط پایدار نمیمانند. دانستن اصطلاحات مربوط به مشکلات و جدایی نیز به اندازه اصطلاحات انگلیسی عشق اهمیت دارد تا بتوانید در موقعیتهای مختلف منظور خود را به درستی بیان کنید.
اصطلاحات مربوط به مشکلات و بحث
هیچ رابطهای بدون مشکل نیست. در ادامه، اصطلاحاتی برای صحبت در مورد این چالشها آورده شده است.
- To fall out (with someone): به معنی «دعوا کردن» یا «به هم زدن رابطه دوستی یا عاطفی» به خاطر یک اختلاف نظر است.
مثال: They fell out over something trivial and haven’t spoken to each other for a week.
ترجمه: آنها سر یک موضوع جزئی با هم دعوا کردند و یک هفته است که با هم حرف نزدهاند. - To be on the rocks: این اصطلاح برای توصیف رابطهای به کار میرود که در وضعیت بحرانی قرار دارد و احتمالاً به زودی تمام خواهد شد.
مثال: I heard their marriage is on the rocks.
ترجمه: شنیدهام که ازدواجشان در وضعیت بحرانی است. - To patch things up: به معنی «آشتی کردن» و حل کردن مشکلات پس از یک دعوا است.
مثال: He sent her flowers to try to patch things up after their argument.
ترجمه: او برایش گل فرستاد تا بعد از بحثشان، اوضاع را درست کند.
پایان یک داستان: جدایی
یادگیری اصطلاحات مربوط به پایان دادن به یک رابطه به شما کمک میکند تا این موقعیت حساس را با کلمات مناسب توصیف کنید.
- To break up / split up (with someone): این دو فعل عبارتی رایجترین راه برای گفتن «به هم زدن» یا «جدا شدن» در یک رابطه عاطفی هستند.
مثال: She decided to break up with him because they wanted different things in life.
ترجمه: او تصمیم گرفت از او جدا شود چون آنها چیزهای متفاوتی در زندگی میخواستند. - To drift apart: به معنی «به تدریج از هم دور شدن» است. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که دو نفر به مرور زمان و بدون یک دلیل مشخص، صمیمیت خود را از دست میدهند.
مثال: Over the years, they just drifted apart and eventually divorced.
ترجمه: در طول سالها، آنها به سادگی از هم دور شدند و در نهایت طلاق گرفتند.
جدول جمعبندی: اصطلاحات انگلیسی عشق در یک نگاه
برای مرور سریع و راحتتر، در اینجا جدولی از مهمترین اصطلاحات ذکر شده در این مقاله به همراه معنی و کاربردشان آورده شده است.
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مرحله رابطه |
|---|---|---|
| Have a crush on someone | روی کسی کراش داشتن | شروع علاقه |
| Fall in love | عاشق شدن | شروع علاقه |
| Head over heels | دیوانهوار عاشق بودن | اوج عشق |
| A match made in heaven | زوج آسمانی / برای هم ساخته شده | رابطه پایدار |
| Get along with someone | با کسی کنار آمدن / سازگار بودن | رابطه پایدار |
| On the rocks | رابطه در بحران | مشکلات |
| Break up / Split up | به هم زدن / جدا شدن | پایان رابطه |
چگونه از این اصطلاحات به طور طبیعی استفاده کنیم؟
یادگیری لیستی از اصطلاحات کافی نیست؛ مهم این است که بتوانید آنها را به درستی و به طور طبیعی در مکالمات خود به کار ببرید. در اینجا چند نکته عملی ارائه میشود:
- به فیلمها و سریالهای انگلیسیزبان توجه کنید: آثار رمانتیک و کمدی-رمانتیک منبع فوقالعادهای برای شنیدن این اصطلاحات در بستر واقعی هستند. دقت کنید که شخصیتها در چه موقعیتهایی از این عبارات استفاده میکنند.
- به موسیقی گوش دهید: بسیاری از آهنگهای پاپ در مورد عشق و روابط هستند. متن (Lyrics) این آهنگها را پیدا کنید و به دنبال اصطلاحات انگلیسی عشق بگردید. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد شاعرانه و احساسی این عبارات را بهتر درک کنید.
- با خودتان تمرین کنید: سعی کنید در مورد روابط افراد مشهور یا شخصیتهای داستانی با استفاده از این اصطلاحات جملهسازی کنید. مثلاً بگویید: “I think Ross and Rachel were soulmates, even though their relationship was often on the rocks.”
- از اشتباه کردن نترسید: بهترین راه برای یادگیری، استفاده عملی از آموختههاست. در مکالمات خود با دوستان یا معلم زبان، سعی کنید از این اصطلاحات استفاده کنید. حتی اگر اشتباه کنید، این بخشی از فرآیند یادگیری است.
در نهایت، به خاطر داشته باشید که زبان عشق، زبانی جهانی است. با یادگیری این اصطلاحات، شما ابزارهای بیشتری برای بیان یکی از زیباترین احساسات انسانی در اختیار خواهید داشت. امیدواریم این مقاله به شما کمک کند تا با اعتماد به نفس و تسلط بیشتری در مورد عشق و روابط عاطفی به زبان انگلیسی صحبت کنید.




عالی بود این مطلب! همیشه میخواستم یاد بگیرم چطور طبیعیتر از ‘I love you’ حرف بزنم. ‘Head over heels’ واقعاً جذاب بود و توی فیلمها زیاد شنیدهبودم.
ممنون از همراهی شما سارا خانم! بله، ‘Head over heels’ واقعاً حس شور و شیفتگی شدید رو به خوبی منتقل میکنه. خوشحالیم که براتون مفید بوده.
ممنون بابت مقاله خوبتون. میخواستم بپرسم ‘a match made in heaven’ فقط برای زوجها استفاده میشه یا برای دو دوست صمیمی که خیلی با هم تفاهم دارن هم میشه گفت؟
سوال بسیار خوبی بود علی آقا! اصالتاً ‘a match made in heaven’ بیشتر برای زوجها و روابط عاشقانه به کار میره، اما در شرایط غیررسمی میتونید برای توصیف دوستیهای خیلی عمیق که حس میکنید کاملاً برای هم ساخته شدن هم ازش استفاده کنید، هرچند کمتر رایجه.
وای چقدر مفید! من این اصطلاح ‘fall for someone’ رو توی یه آهنگ شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان فهمیدم چه حسی رو منتقل میکنه!
خوشحالیم که این ابهام برطرف شد فاطمه خانم! ‘Fall for someone’ دقیقاً به اون لحظه اولی اشاره داره که حسهای عاشقانه شروع میشن و قلب آدم رو تسخیر میکنن.
من یه بار توی فیلم ‘a crush on someone’ رو شنیدم. آیا این با ‘fall for someone’ فرق داره؟ کدوم یکی بیشتر برای علاقه اولیه استفاده میشه؟
بله، تفاوتهایی دارن رضا آقا. ‘Have a crush on someone’ معمولاً به علاقه یا دلباختگی اولیه و اغلب یکطرفه اشاره داره که ممکنه خیلی عمیق نباشه و گذرا باشه. در حالی که ‘fall for someone’ به مرحله عمیقتری از شروع علاقه اشاره میکنه که میتونه منجر به عشق واقعی بشه. هر دو برای علاقه اولیه استفاده میشن، اما ‘crush’ کمی سبکتر و موقتیتره.
میشه چند تا اصطلاح دیگه برای شروع رابطه که خیلی رایج نیستن ولی نیتیوها استفاده میکنن هم معرفی کنید؟ مشتاق یادگیری اصطلاحات سطح بالاتر هستم!
خیلی خوبه که به معنی ‘head over heels’ اشاره کردید. من همیشه فکر میکردم یه چیز دیگه است! تلفظش چطوریه دقیقا؟ ‘هِد اُوِر هیلز’ درسته؟
تلفظ شما کاملاً درسته هادی آقا! ‘Head over heels’ به معنای ‘سر تا پا عاشق’ یا ‘دیوانهوار عاشق’ هست و تلفظش هم دقیقاً همونطور که گفتید، ‘هِد اُوِر هیلز’ هستش.
این اصطلاح ‘pop the question’ برای پیشنهاد ازدواج خیلی باحاله! یه جورایی مثل ‘گل از گلش شکفتن’ خودمونه؟
چه مقایسه جالبی زهرا خانم! ‘Pop the question’ به معنی ‘پیشنهاد ازدواج دادن’ هست و حس هیجان و غافلگیری خاص خودش رو داره، ولی ‘گل از گلش شکفتن’ بیشتر به شادی و خوشحالی زیاد بعد از یک اتفاق خوب اشاره میکنه. در واقع ‘pop the question’ به خود عمل پیشنهاد دادن اشاره داره.
آیا ‘have feelings for someone’ رسمیتر از ‘like someone’ هست؟ یا معنی عمیقتری داره؟
بله کیان آقا. ‘Have feelings for someone’ معمولاً به معنای داشتن احساسات عمیقتر و عاشقانه نسبت به کسی است، در حالی که ‘like someone’ میتونه هم به یک علاقه دوستانه و هم به یک علاقه سطحیتر عاشقانه اشاره کنه. پس ‘have feelings’ عموماً بار عاطفی قویتر و جدیتری داره و کمتر برای روابط دوستانه استفاده میشه.
مقاله بسیار جامع و کاربردی بود. ممنون از تیم خوبتون. اگه بشه اصطلاحات مربوط به ‘کات کردن’ یا ‘جدایی’ رو هم تو مقالات بعدی پوشش بدین عالی میشه.
خواهش میکنیم نازنین خانم! خوشحالیم که مقاله مورد پسندتون بوده. پیشنهاد شما برای پوشش اصطلاحات مربوط به جدایی و ‘کات کردن’ کاملاً بجاست و حتماً در برنامهریزی مطالب آیندهمون لحاظش میکنیم. منتظر مقالات بعدی باشید!
واقعاً نیاز داشتم به همچین مطلبی. همیشه توی فیلمها و سریالها گیر میکردم. این ‘on the rocks’ برای مشکلات رابطه خیلی خوبه، دقیقا حسشو منتقل میکنه.
ممنون از این همه اطلاعات مفید. یاد گرفتن اینها واقعا کمک میکنه طبیعیتر حرف بزنیم.
این ‘blind date’ رو واقعاً دوست داشتم! ما هم توی فارسی یه چیزی شبیه به ‘قرار کور’ داریم ولی کمتر استفاده میشه و بیشتر ‘دیت با کسی که نمیشناسی’ میگن.
ممنون محمد آقا! بله، ‘blind date’ یکی از اون اصطلاحات جالبه که فرهنگهای مختلف به شیوههای متفاوتی تجربش میکنن. خوشحالیم که براتون جذاب بوده و به تفاوتهای فرهنگی هم توجه دارید.
چقدر خوب که به جزئیات پرداختهاید. ‘tie the knot’ هم واقعا قشنگه برای ازدواج کردن و حس جالبی داره.
بله الهه خانم، ‘tie the knot’ یکی از عبارات دوستداشتنی برای ازدواجه. ریشه این اصطلاح به سنتهای قدیمی برخی فرهنگها برمیگرده که در مراسم ازدواج، دست عروس و داماد رو به هم میبستند تا نمادی از پیوندشون باشه.
آیا ‘to be smitten with someone’ رو هم میشه اینجا قرار داد؟ اونم خیلی جالبه و حس خوبی داره.
بله سامان آقا، کاملاً درسته! ‘To be smitten with someone’ به معنی ‘شیفته کسی شدن’ یا ‘شدیداً دلباخته کسی شدن’ هست و بار معنایی قوی و مثبتی داره، شبیه ‘head over heels’ اما ممکنه کمی لطیفتر باشه.
مقاله خیلی کامل بود. میشه اصطلاحات عاشقانه برای ابراز علاقه عمیقتر، مثلاً وقتی میخوایم بگیم ‘عاشقانه ستایشش میکنم’ رو هم معرفی کنید؟
حتماً مریم خانم! برای بیان چنین علاقه عمیقی میتونید از عباراتی مثل ‘I adore you’ (که به معنی پرستش کردن یا ستایش عاشقانه است) یا ‘I worship the ground you walk on’ (اگرچه کمی اغراقآمیزه اما شدت علاقه رو نشون میده) استفاده کنید.
من این اصطلاح ‘have a crush on someone’ رو خیلی شنیدم. آیا بیشتر برای نوجوانها استفاده میشه یا برای بزرگسالان هم معموله؟
سوال خوبی مطرح کردید پویا جان! اگرچه ‘have a crush on someone’ در بین نوجوانان بسیار رایجه، اما بزرگسالان هم برای اشاره به یک علاقه اولیه یا گذرای عاشقانه ازش استفاده میکنن. هیچ محدودیت سنی خاصی برای استفاده از این اصطلاح وجود نداره.
واقعا ممنون از توضیحات روان و مثالهای عالی. ‘Love at first sight’ همیشه برای من یه اصطلاح رمانتیک بوده.
میشه یک یا دو اصطلاح برای زمانی که رابطه تموم شده ولی هنوز حس داریم، معرفی کنید؟ مثلاً ‘دلتنگ شدن’ یا ‘حس نداشتن’؟
تفاوت ‘fall in love’ و ‘be in love’ چیه؟ من همیشه این دو تا رو قاطی میکنم.
نرگس خانم، ‘fall in love’ به فرآیند عاشق شدن و شروع حس عشق اشاره داره؛ یعنی لحظه یا دورهای که شما دارید عاشق میشید. اما ‘be in love’ به وضعیت و حالتی پایدار اشاره میکنه؛ یعنی شما در حال حاضر عاشق هستید و این یک حس مداومه. اول ‘fall in love’ اتفاق میفته و بعد ‘be in love’.
آیا اصطلاح ‘to be head over heels for someone’ خیلی قویتر از ‘to be in love with someone’ هست؟ به نظر من که شدت بیشتری رو نشون میده.