- آیا میدانید نام تمام وسایل آشپزخانه مورد نیازتان به انگلیسی چیست؟
- چگونه میتوانید اصطلاحات مربوط به آشپزی و ابزار آن را به راحتی فرا بگیرید؟
- آیا به دنبال یک مرجع کامل برای یادگیری نام وسایل آشپزخانه به انگلیسی هستید؟
- چه تفاوتی بین “appliances” و “utensils” در آشپزخانه انگلیسیزبان وجود دارد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و یک لیست جامع از وسایل آشپزخانه به انگلیسی، همراه با کاربرد و ترجمه فارسی آنها، ارائه میکنیم. یادگیری نام این ابزارها نه تنها دایره واژگان انگلیسی شما را به طرز چشمگیری افزایش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا دستورالعملهای آشپزی بینالمللی را بهتر درک کرده، در سفر و مهاجرت راحتتر باشید و حتی در مکالمات روزمره خود اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. فرقی نمیکند یک آشپز حرفهای باشید یا فقط گاهی اوقات در آشپزخانه فعالیت میکنید، دانستن این اصطلاحات انگلیسی برای هر کسی که علاقهمند به زبان و آشپزی است، ضروری است. با ما همراه باشید تا به دنیای پرکاربرد و شیرین وسایل آشپزخانه به انگلیسی سفر کنیم.
چرا یادگیری نام وسایل آشپزخانه به انگلیسی مهم است؟
آشپزخانه قلب هر خانهای است و وسایل آن بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره ما هستند. یادگیری نام این ابزارها به زبان انگلیسی فواید بسیاری دارد که فراتر از صرفاً دانستن چند کلمه است. در اینجا به برخی از مهمترین دلایل اشاره میکنیم:
- درک دستورالعملهای آشپزی بینالمللی: بسیاری از دستورالعملهای غذایی محبوب، به ویژه در وبسایتها و کتابهای آشپزی خارجی، به زبان انگلیسی نوشته شدهاند. با دانستن نام ابزارها، میتوانید بدون مشکل مراحل پخت را دنبال کنید.
- ارتباط موثر در محیطهای انگلیسیزبان: چه در یک کشور انگلیسیزبان زندگی کنید، چه با دوستان خارجی آشپزی کنید، یا حتی در یک رستوران انگلیسیزبان مشغول به کار شوید، توانایی نام بردن وسایل آشپزخانه به انگلیسی برای ارتباط موثر ضروری است.
- افزایش دایره واژگان: آشپزخانه محیطی غنی از لغات و اصطلاحات است. با یادگیری این کلمات، بخش قابل توجهی به دایره واژگان عمومی و تخصصی خود اضافه میکنید.
- سفر و مهاجرت: در صورت سفر یا مهاجرت به کشورهای انگلیسیزبان، دانستن این اسامی به شما کمک میکند تا در خرید لوازم خانگی، توضیح دادن نیازهای خود و حتی فهمیدن تبلیغات و دستورالعملهای فروشگاهها بسیار کارآمدتر باشید.
- افزایش اعتماد به نفس: توانایی صحبت کردن درباره محیط اطراف خود با جزئیات بیشتر، به شما اعتماد به نفس بیشتری در استفاده از زبان انگلیسی میبخشد.
وسایل برقی آشپزخانه (Kitchen Appliances) به انگلیسی
لوازم برقی یا “appliances” به ابزارهایی گفته میشود که برای کار کردن به برق نیاز دارند و معمولاً وظایف پیچیدهتری را انجام میدهند. این وسایل، آشپزی را آسانتر و سریعتر میکنند. در ادامه، برخی از مهمترین وسایل آشپزخانه به انگلیسی که از نوع برقی هستند، معرفی میشوند.
لوازم بزرگ برقی (Large Appliances)
| نام انگلیسی | ترجمه فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| Refrigerator | یخچال | برای نگهداری مواد غذایی در دمای پایین جهت جلوگیری از فساد. |
| Freezer | فریزر | برای منجمد کردن و نگهداری طولانیمدت مواد غذایی. |
| Oven | فر | برای پخت، بریان کردن و برشته کردن غذاها با حرارت خشک. |
| Microwave (Oven) | ماکروفر (اجاق مایکروویو) | برای گرم کردن سریع غذا، یخزدایی و گاهی پخت و پز. |
| Dishwasher | ماشین ظرفشویی | برای شستشوی خودکار ظروف و لوازم آشپزخانه. |
| Stove / Cooktop | اجاق گاز / صفحه گاز | برای پخت و پز غذا روی حرارت مستقیم. (Stove معمولا شامل فر هم میشود) |
| Range Hood / Extractor Hood | هود آشپزخانه | برای مکش بو، دود و چربی حاصل از پخت و پز به بیرون. |
لوازم کوچک برقی (Small Appliances)
| نام انگلیسی | ترجمه فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| Blender | مخلوطکن | برای مخلوط کردن مایعات، تهیه اسموتی و پوره کردن مواد غذایی. |
| Toaster | توستر | برای برشته کردن و گرم کردن نان. |
| Coffee Maker | قهوهساز | برای تهیه انواع قهوه. |
| Electric Kettle | کتری برقی | برای جوش آوردن سریع آب. |
| Mixer | همزن | برای هم زدن، مخلوط کردن و ورز دادن خمیر (معمولاً خمیر کیک). |
| Food Processor | غذاساز | برای خرد کردن، رنده کردن، مخلوط کردن و انجام چندین کار دیگر. |
| Air Fryer | سرخکن بدون روغن (هواپز) | برای سرخ کردن غذا با حداقل روغن و با استفاده از هوای داغ. |
| Juicer | آبمیوهگیری | برای گرفتن آب میوهها و سبزیجات. |
| Rice Cooker | پلوپز | برای پخت خودکار برنج. |
| Waffle Maker | وافلساز | برای پخت وافل. |
| Grill / Panini Press | گریل / ساندویچساز | برای گریل کردن گوشت، سبزیجات یا تهیه ساندویچهای گرم. |
ابزارهای دستی و ظروف آشپزی (Kitchen Utensils & Cookware) به انگلیسی
در مقابل لوازم برقی، “utensils” به ابزارهای دستی کوچکتر اطلاق میشود که برای کارهای خاصی در آشپزخانه استفاده میشوند و نیازی به برق ندارند. “Cookware” نیز به ظروفی گفته میشود که برای پخت و پز روی حرارت یا در فر مورد استفاده قرار میگیرند.
ابزارهای آمادهسازی غذا (Food Preparation Tools)
| نام انگلیسی | ترجمه فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| Cutting Board | تخته برش | سطحی برای برش زدن و خرد کردن مواد غذایی. |
| Knife | چاقو | ابزاری اساسی برای برش زدن، خرد کردن و تکه تکه کردن. |
| Chef’s Knife | چاقوی سرآشپز | چاقوی همهکاره برای انواع برشها. |
| Paring Knife | چاقوی پوستکن | چاقوی کوچک برای کارهای دقیق مانند پوست کندن یا تزئین. |
| Bread Knife | چاقوی نان | چاقوی دندانهدار برای برش نان بدون له کردن. |
| Peeler | پوستکن | برای کندن پوست میوهها و سبزیجات. |
| Grater | رنده | برای رنده کردن پنیر، سبزیجات و سایر مواد. |
| Can Opener | کنسرو بازکن | برای باز کردن درب کنسروها. |
| Bottle Opener | بطری بازکن | برای باز کردن درب بطریها. |
| Whisk | همزن دستی (مفتولی) | برای هم زدن و مخلوط کردن مواد مایع و ایجاد حباب. |
| Spatula | کفگیر/لیسک | برای هم زدن، برگرداندن غذا یا جمع کردن مواد از کنارههای ظرف. |
| Ladle | ملاقه | برای برداشتن و سرو مایعات مانند سوپ یا خورش. |
| Tongs | انبر آشپزی | برای گرفتن و جابجا کردن مواد غذایی. |
| Measuring Cups | پیمانههای اندازهگیری | برای اندازهگیری حجم مواد خشک یا مایع. |
| Measuring Spoons | قاشقهای اندازهگیری | برای اندازهگیری مقادیر کم مواد. |
| Colander | آبکش | برای آبکشی پاستا، سبزیجات و شستشوی مواد غذایی. |
| Sieve / Strainer | الک / صافی | برای جداسازی ذرات درشت یا صاف کردن مایعات. |
| Mixing Bowl | کاسه همزن | ظرفی برای مخلوط کردن مواد غذایی. |
| Rolling Pin | وردنه | برای پهن کردن خمیر. |
| Kitchen Scissors | قیچی آشپزخانه | قیچی محکم برای برش زدن مواد غذایی مختلف. |
| Garlic Press | سیر له کن | برای له کردن سیر. |
ظروف پخت و پز (Cookware)
| نام انگلیسی | ترجمه فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| Frying Pan / Skillet | ماهیتابه | برای سرخ کردن، تفت دادن و پخت و پز سریع. |
| Saucepan | قابلمه کوچک / سسساز | برای جوشاندن، گرم کردن سسها و پخت مواد در حجم کم. |
| Pot (Stockpot, Dutch Oven) | قابلمه (قابلمه بزرگ، دیگ چدنی) | برای پخت سوپ، خورش، پاستا و غذاهایی که نیاز به حجم زیاد دارند. |
| Baking Sheet / Cookie Sheet | سینی فر | برای پخت شیرینی، کلوچه و برشته کردن در فر. |
| Roasting Pan | ظرف بریان کردن | ظرف بزرگ و عمیق برای بریان کردن گوشت و مرغ در فر. |
| Casserole Dish | ظرف پیرکس / سوفلهخوری | ظرف مقاوم در برابر حرارت برای پخت انواع گراتن و غذاهای داخل فر. |
| Wok | وک | ماهیتابه گود و گرد برای پخت سریع غذاهای آسیایی. |
ظروف سرو و نگهداری (Serving & Storage Ware)
| نام انگلیسی | ترجمه فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| Plate | بشقاب | برای سرو غذا. |
| Bowl | کاسه | برای سرو سوپ، سالاد، غلات و غیره. |
| Mug | لیوان دسته دار (ماگ) | برای نوشیدن چای، قهوه و نوشیدنیهای گرم. |
| Glass | لیوان | برای نوشیدن آب، آبمیوه و نوشیدنیهای سرد. |
| Fork | چنگال | برای خوردن غذا. |
| Spoon | قاشق | برای خوردن غذاهای مایع یا برداشتن مواد. |
| Knife (Table Knife) | چاقوی غذاخوری | برای بریدن غذا هنگام صرف. |
| Food Storage Container | ظرف نگهداری غذا | برای نگهداری مواد غذایی در یخچال یا فریزر. |
| Serving Platter | دیس سرو | بشقاب بزرگ برای سرو گروهی غذا. |
| Salt Shaker | نمکدان | برای پاشیدن نمک. |
| Pepper Shaker / Grinder | فلفلپاش / آسیاب فلفل | برای پاشیدن یا آسیاب کردن فلفل. |
افعال و اصطلاحات کاربردی مرتبط با آشپزی
صرف دانستن نام وسایل آشپزخانه به انگلیسی کافی نیست؛ باید بدانید که چگونه از این وسایل استفاده کنید و افعال مربوط به آشپزی را نیز بشناسید. در ادامه، برخی از افعال رایج آشپزی را به همراه مثالهایی کاربردی برای شما آماده کردهایم:
- Chop (خرد کردن): Please chop the onions finely. (لطفاً پیازها را ریز خرد کنید.)
- Slice (ورقه کردن): You need to slice the tomatoes for the salad. (برای سالاد باید گوجهفرنگیها را ورقه کنید.)
- Peel (پوست کندن): Remember to peel the potatoes before boiling them. (یادت باشد قبل از آبپز کردن سیبزمینیها، آنها را پوست بکنی.)
- Grate (رنده کردن): Could you grate some cheese for the pasta? (میتوانی کمی پنیر برای پاستا رنده کنی؟)
- Mix / Stir (مخلوط کردن / هم زدن): Mix all the dry ingredients together in a bowl. (تمام مواد خشک را در یک کاسه با هم مخلوط کنید.)
- Whisk (هم زدن با همزن مفتولی): Whisk the eggs until they are light and fluffy. (تخممرغها را با همزن مفتولی بزنید تا سبک و پفکی شوند.)
- Bake (پختن در فر): We are going to bake a cake for dessert. (قرار است برای دسر کیک بپزیم.)
- Fry (سرخ کردن): You can fry the chicken until it’s golden brown. (میتوانید مرغ را سرخ کنید تا طلایی شود.)
- Boil (جوشاندن): First, boil some water for the pasta. (ابتدا مقداری آب برای پاستا بجوشانید.)
- Roast (کباب کردن / برشته کردن): We decided to roast the turkey for Thanksgiving. (تصمیم گرفتیم بوقلمون را برای شکرگزاری کباب کنیم.)
- Grill (گریل کردن): Let’s grill some vegetables on the barbecue. (بیایید مقداری سبزیجات را روی باربیکیو گریل کنیم.)
- Pour (ریختن): Please pour the milk into the glass. (لطفاً شیر را داخل لیوان بریزید.)
- Serve (سرو کردن): It’s time to serve dinner. (وقت سرو شام است.)
نکات کلیدی برای یادگیری موثر وسایل آشپزخانه به انگلیسی
برای اینکه یادگیری نام وسایل آشپزخانه به انگلیسی برای شما ماندگارتر و کاربردیتر باشد، میتوانید از روشهای زیر استفاده کنید:
- استفاده از فلشکارت (Flashcards): فلشکارتها ابزاری عالی برای حفظ کردن لغات جدید هستند. یک طرف کارت را به انگلیسی و طرف دیگر را به فارسی بنویسید و تصویر وسیله را نیز اضافه کنید.
- برچسبگذاری وسایل (Labeling): میتوانید برچسبهای کوچکی با نام انگلیسی وسایل، به طور مستقیم روی آنها در آشپزخانهتان بچسبانید. هر بار که از آنها استفاده میکنید، نام انگلیسیشان را میبینید و به خاطر میسپارید.
- تماشای ویدئوهای آشپزی انگلیسی (Cooking Shows/Videos): تماشای برنامههای آشپزی انگلیسیزبان، به شما کمک میکند تا کلمات را در بستر واقعی و در حال استفاده بشنوید و با تلفظ صحیح آنها آشنا شوید.
- تمرین و تکرار در آشپزخانه واقعی (Practice in Real Kitchen): هر بار که در آشپزخانه هستید، سعی کنید نام انگلیسی وسایلی که استفاده میکنید را به خودتان بگویید یا با صدای بلند تکرار کنید.
- ایجاد جملات نمونه (Creating Sample Sentences): برای هر وسیله، یک یا دو جمله کاربردی بسازید که نشان دهنده نحوه استفاده از آن باشد. این کار به شما کمک میکند تا کاربرد کلمه را درک کرده و آن را در ذهن خود تثبیت کنید.
- استفاده از دیکشنریهای تصویری (Picture Dictionaries): دیکشنریهای تصویری میتوانند به شما در یادگیری بصری کمک کرده و ارتباط بین کلمه و تصویر را تقویت کنند.
امیدواریم این لیست جامع و کاربردی از وسایل آشپزخانه به انگلیسی، به همراه ترجمه و توضیحات مربوط به کاربردشان، به شما در مسیر یادگیری زبان انگلیسی کمک کرده باشد. تسلط بر این کلمات نه تنها مهارتهای زبانی شما را ارتقا میدهد، بلکه در موقعیتهای مختلف زندگی روزمره نیز بسیار مفید خواهد بود. یادگیری یک فرآیند مداوم است؛ پس هر روز با کنجکاوی و اشتیاق به دنبال واژگان جدید باشید و آنها را در مکالمات و نوشتههای خود به کار ببرید. آشپزی به زبان انگلیسی میتواند تجربهای شیرین و آموزنده باشد!




چه مقاله مفید و کاملی! همیشه برای من فرق بین ‘appliances’ و ‘utensils’ تو انگلیسی مشکل بود. الان با این توضیحات کاملاً متوجه شدم. ممنون از مطالب عالی!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. بله، ‘appliances’ معمولاً به وسایل برقی بزرگ مثل یخچال، اجاق گاز و مایکروویو اشاره داره، در حالی که ‘utensils’ برای ابزارهای کوچکتر و دستی مثل قاشق، چنگال و کفگیر استفاده میشه. فرقشون در اندازه، منبع انرژی (برقی یا دستی) و کاربرد اصلیشونه.
خیلی عالی بود! مخصوصاً بخش مربوط به ‘colander’ رو خیلی وقت بود دنبالش بودم. تلفظ صحیح این کلمه چیه؟ همیشه باهاش مشکل دارم.
ممنون امیر عزیز! تلفظ صحیح ‘colander’ به صورت ‘کالِندِر’ (ˈkɒləndər) هست. حرف ‘o’ اول مثل ‘آ’ در ‘آب’ و ‘o’ دوم مثل ‘اِ’ در ‘اِسم’ خونده میشه. امیدوارم این راهنما کمکتون کنه.
لیست خیلی خوبی بود. فقط من دنبال اسم ‘رنده سیر’ یا ‘garlic press’ میگشتم که تو لیست ندیدم. این جزو کدوم دسته حساب میشه؟
سوال خوبی پرسیدید مریم خانم. بله، ‘garlic press’ یک ابزار رایج در آشپزخانه است و جزو ‘utensils’ (ابزارهای دستی) دستهبندی میشه. حتماً در آپدیتهای بعدی این مورد رو هم به لیست اضافه میکنیم. ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون.
واقعا دمتون گرم برای این محتوای بینظیر. یادگیری این کلمات تو مهاجرت و حتی تماشای برنامههای آشپزی خارجی خیلی به کار میاد.
خوشحالیم که این مقاله کاربردی بوده، رضا جان. دقیقاً هدف ما همینه که با یادگیری واژگان کاربردی، تجربه شما در موقعیتهای مختلف از جمله مهاجرت و تماشای محتواهای انگلیسیزبان غنیتر بشه.
ممنون بابت مقاله خوبتون. میخواستم بدونم ‘mixer’ و ‘blender’ دقیقا چه فرقی دارن؟ بعضی جاها به جای هم استفاده میشن.
سلام فاطمه خانم. سوال شما خیلی رایجه. ‘Blender’ (مخلوطکن) بیشتر برای مایعات و تهیه اسموتی و پوره استفاده میشه، در حالی که ‘mixer’ (همزن) عمدتاً برای مخلوط کردن خمیر، مایعات غلیظ و زدن تخم مرغ به کار میره. هر دو ‘appliances’ (لوازم برقی) هستند اما کاربرد متفاوتی دارن.
من یه بار تو یه فروشگاه خارجی دنبال ‘whisk’ میگشتم و نمیدونستم اسمش چیه! کاش این مقاله رو زودتر خونده بودم. واقعا لازمه.
برای ‘قابلمه’ غیر از ‘pot’ کلمه دیگهای هم استفاده میشه؟ مثلا ‘saucepan’ دقیقا چیه؟
بله زهرا خانم. ‘Pot’ یک اصطلاح کلیتره. ‘Saucepan’ (سُسپَن) نوعی قابلمه با دستهی بلند و دیوارههای نسبتاً کوتاه و عموماً درپوشدار هست که برای گرم کردن سس، آبپز کردن سبزیجات و کارهای مشابه استفاده میشه. ‘Stockpot’ هم برای قابلمههای بزرگ و عمیقتره که برای سوپ و آبگوشت کاربرد داره.
توضیح ‘chopping board’ عالی بود. همیشه ‘cutting board’ رو استفاده میکردم. تفاوتشون چقدره؟
محسن عزیز، در واقع ‘chopping board’ و ‘cutting board’ هر دو به معنی ‘تخته آشپزخانه’ یا ‘تخته گوشت’ هستند و کاملاً به جای هم قابل استفادهاند. تفاوت معنایی خاصی بینشون وجود نداره و هر دو رایج هستند.
واقعا مقاله جالبی بود. آیا کلمات مثل ‘spatula’ یا ‘ladle’ ریشه فرانسوی دارن؟ شنیدم خیلی از کلمات انگلیسی از فرانسوی اومدن.
نکتهسنجی خوبی بود نازنین خانم! بله، ‘spatula’ ریشهای لاتین و از طریق فرانسوی قدیم به انگلیسی راه یافته و ‘ladle’ هم ریشهی انگلیسی قدیم داره ولی شباهتهایی به کلمات فرانسوی پیدا کرده. زبان انگلیسی تاریخچه پرباری از وامگیری کلمات از زبانهای مختلف، بخصوص فرانسوی، داره.
مرسی از مقاله فوقالعادهتون. کاش برای بخشهای دیگه خونه هم همچین لیستی تهیه کنید. مثلا وسایل حمام یا اتاق خواب.
آیا ‘microwave’ و ‘oven’ هر دو جزو ‘appliances’ محسوب میشن؟ و اگه آره، تفاوت اصلیشون تو چی هست؟
بله، شیرین خانم. هم ‘microwave’ (مایکروویو) و هم ‘oven’ (فر) هر دو جزو ‘kitchen appliances’ (لوازم خانگی آشپزخانه) محسوب میشن. تفاوت اصلیشون در نحوهی پخت و گرم کردن غذاست: مایکروویو با استفاده از امواج الکترومغناطیسی غذا را سریعتر گرم میکنه، در حالی که فر با گرمای خشک و از طریق هوا غذا را میپزه یا برشته میکنه.
مقاله عالی بود. آیا اصطلاح ‘kitchen sink drama’ به معنی خاصی توی انگلیسی استفاده میشه؟ ربطی به وسایل آشپزخانه داره؟
فرهاد عزیز، سوالتون فراتر از بحث وسایله و جالبه! بله، ‘kitchen sink drama’ یک اصطلاح در ادبیات و تئاتر انگلیسی است که به نمایشنامهها یا فیلمهایی اشاره داره که با واقعگرایی شدید و تمرکز بر زندگی طبقات کارگر و مشکلات روزمرهی آنها (که اغلب در آشپزخانه یا فضاهای کوچک خانه اتفاق میافتند) سروکار دارن. یعنی به نوعی به ‘واقعیتهای تلخ و ملموس’ زندگی اشاره میکنه.
من همیشه ‘غذا ساز’ رو ‘food processor’ میگفتم، درسته؟ تو لیست دیدم ولی میخواستم مطمئن بشم.
بله پریسا خانم، کاملاً درسته. ‘Food processor’ اصطلاح صحیح برای ‘غذاساز’ هست. این دستگاه چندکاره برای خرد کردن، رنده کردن، مخلوط کردن و پوره کردن مواد غذایی استفاده میشه.
چه تفاوتی بین ‘frying pan’ و ‘skillet’ وجود داره؟ توی عکسها خیلی شبیه هم به نظر میان.
شهاب عزیز، این دو کلمه اغلب به جای هم استفاده میشن، بخصوص در انگلیسی آمریکایی. اما ‘skillet’ معمولاً به ماهیتابههای چدنی سنگینتر و با دیوارههای کمی بلندتر اشاره داره، در حالی که ‘frying pan’ اصطلاح عمومیتری برای ماهیتابههای با دیوارههای کوتاهتر و لبههای شیبدارتره. در کل هر دو برای سرخ کردن استفاده میشن و تفاوتشون جزئیه.
میشه اسم انگلیسی ‘دربازکن بطری’ یا ‘قوطی بازکن’ رو هم بگید؟ تو آشپزخونه خیلی استفاده میشن.
حتماً آیدا خانم. ‘دربازکن بطری’ میشه ‘bottle opener’ و ‘قوطی بازکن’ میشه ‘can opener’. هر دو جزو ‘utensils’ (ابزارهای دستی) محسوب میشن و واقعاً پرکاربردند.
واقعاً این مقاله برای کسایی که دارن دستور پختهای انگلیسی رو میخونن، محشره. من قبلاً همیشه دنبال معنی کلمات میگشتم.
پس ‘strainer’ همون آبکش خودمون میشه، درسته؟ خیلی کاربردی بود این لیست.
بله نوشین خانم، کاملاً درست متوجه شدید. ‘Strainer’ به معنی آبکش یا صافی است. ‘Colander’ (کالندر) هم نوعی آبکش بزرگتر و کاسهای شکل است که برای آبکش کردن پاستا یا شستن سبزیجات استفاده میشود.
آیا برای ‘chopsticks’ همیشه به صورت جمع استفاده میشه یا ‘chopstick’ هم داریم؟
سوال جالبیه کاوه عزیز. ‘Chopsticks’ تقریباً همیشه به صورت جمع استفاده میشه، چون ما معمولاً از دو چوب برای غذا خوردن استفاده میکنیم. اگر به یک تکه اشاره کنید، ممکنه بگید ‘a chopstick’، اما در عمل، وقتی در مورد این ابزار صحبت میکنیم، جمع (chopsticks) رایجتره.
این جور مقالات آدمو برای یادگیری انگلیسی خیلی مشتاقتر میکنه. ممنون از تیم خوبتون.
آیا برای ‘شربتخوری’ یا ‘پارچ آب’ کلمات مختلفی تو انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود داره؟
بله بهنام عزیز، تفاوتهای منطقهای وجود داره. در انگلیسی بریتانیایی، ‘پارچ آب’ معمولاً ‘jug’ (جاگ) گفته میشه، در حالی که در انگلیسی آمریکایی بیشتر از ‘pitcher’ (پیچِر) استفاده میشه. هر دو به ظروف با دسته و دهانه برای ریختن مایعات اشاره دارند.