- آیا تا به حال در یک جمع دوستانه خواستهاید درباره سرگرمی های خانگی به انگلیسی صحبت کنید اما کلمات دقیق را پیدا نکردهاید؟
- آیا هنگام تماشای یک ویدیو آموزشی بافتنی یا شطرنج در یوتیوب، اصطلاحات تخصصی باعث گیجی و سردرگمی شما شده است؟
- آیا میدانید تفاوتهای ظریف بین نام قطعات شطرنج در لهجه آمریکایی و بریتانیایی چیست؟
- آیا دوست دارید بدانید چطور میتوانید علایق شخصی خود را با اعتماد به نفس کامل به زبان انگلیسی بیان کنید؟
بسیاری از زبانآموزان در سطوح مختلف، حتی زمانی که گرامر را به خوبی میدانند، در مواجهه با واژگان تخصصی مربوط به علایق شخصی دچار لکنت میشوند. در این راهنمای جامع، ما واژگان و اصطلاحات مربوط به سرگرمی های خانگی به انگلیسی را به شکلی ساده و کاربردی کالبدشکافی میکنیم تا یک بار برای همیشه، این کلمات در ذهن شما تثبیت شوند و دیگر در مکالمات خود دچار اشتباه نشوید.
| دسته بندی | اصطلاح کلیدی (English) | معادل فارسی | مثال کاربردی (Example) |
|---|---|---|---|
| بافتنی | Knitting Needles | میل بافتنی | I bought a new pair of knitting needles. |
| شطرنج | Checkmate | کیش و مات | He won the game with a brilliant checkmate. |
| پازل | Jigsaw Puzzle | پازل جیگسا (تکه ای) | This 1000-piece jigsaw puzzle is hard. |
| عمومی | Pastime | سرگرمی / وقتگذرانی | Chess is my favorite indoor pastime. |
بخش اول: هنر بافتنی و قلاببافی (Knitting & Crochet)
بافتنی یکی از آرامشبخشترین سرگرمیهای خانگی است. اگرچه در فارسی ممکن است برای هر دو هنر از کلمه «بافتنی» استفاده کنیم، اما در انگلیسی تفاوت مهمی بین Knitting (با دو میل) و Crochet (با یک قلاب) وجود دارد. از منظر روانشناسی آموزشی، یادگیری این تفاوتها به شما کمک میکند تا در انجمنهای بینالمللی با دقت بیشتری ارتباط برقرار کنید.
واژگان پایه و ابزارها
- Yarn / Wool: نخ کاموا. (در بریتانیا بیشتر از Wool استفاده میشود).
- Knitting Needles: میلهای بافتنی.
- Crochet Hook: قلاب مخصوص قلاببافی.
- Stitch: دانه یا گره بافتنی.
- Pattern: الگو یا نقشه بافت.
- Skein: کلاف کاموا.
ساختارهای جملهسازی در بافتنی
برای بیان فعالیتهای خود در این حوزه، معمولاً از فرمول زیر استفاده میکنیم:
Subject + be + knitting + Object
- I am knitting a scarf for my brother.
- She is following a complex pattern to make a sweater.
بسیاری از زبانآموزان نگران اشتباه گفتن نام “دانه” در بافتنی هستند. به یاد داشته باشید که کلمه Stitch هم به معنای بخیه در پزشکی و هم به معنای دانه در بافتنی است. این یک اشتراک معنایی جالب در زبان انگلیسی است.
بخش دوم: دنیای استراتژیک شطرنج (The World of Chess)
شطرنج نه تنها یک بازی، بلکه یک ورزش ذهنی است. واژگان شطرنج در انگلیسی بسیار غنی هستند و ریشه در تاریخ و زبانهای قدیمی دارند. به عنوان مثال، کلمه Checkmate از عبارت فارسی «شاه مات» گرفته شده است. این پیوند تاریخی میتواند یادگیری آن را برای شما دلپذیرتر کند.
نام مهرهها (Chess Pieces)
بسیار مهم است که نام مهرهها را به درستی یاد بگیرید، زیرا ترجمه تحتاللفظی از فارسی همیشه درست نیست.
- King: شاه.
- Queen: وزیر (در انگلیسی به معنای ملکه).
- Rook: قلعه / رخ (اشتباه رایج: به آن Castle نگویید، مگر در مورد حرکت Castling).
- Bishop: فیل (در انگلیسی به معنای اسقف).
- Knight: اسب (در انگلیسی به معنای شوالیه).
- Pawn: سرباز / پیاده.
اصطلاحات تخصصی و استراتژی
- Move: حرکت.
- Capture / Take: زدن مهره حریف.
- Check: کیش.
- Stalemate: پات (زمانی که بازی مساوی میشود و شاه راهی برای حرکت ندارد اما کیش نیست).
- Board: صفحه شطرنج.
تفاوتهای گویشی (US vs. UK)
در حالی که قوانین شطرنج جهانی هستند، در برخی بازیهای مشابه تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال، بازی “دوز” یا “چکرز” در انگلیسی آمریکایی Checkers و در انگلیسی بریتانیایی Draughts نامیده میشود. دانستن این نکته از دیدگاه یک زبانشناس کاربردی، برای جلوگیری از سوءتفاهم در مسابقات آنلاین حیاتی است.
بخش سوم: لذت حل پازل و معما (Puzzles & Riddles)
حل پازل یکی از محبوبترین سرگرمی های خانگی به انگلیسی است که به کاهش استرس و تقویت حافظه کمک میکند. واژگان این بخش برای توصیف جزئیات و صبر و حوصله به کار میروند.
انواع پازلها
- Jigsaw Puzzle: پازلهای تصویری که تکههای نامنظم دارند.
- Crossword Puzzle: جدول کلمات متقاطع.
- Sudoku: سودوکو (اعداد).
- Brain Teaser: معماهای فکری که ذهن را به چالش میکشند.
اصطلاحات مرتبط با چیدمان پازل
وقتی در حال چیدن یک پازل هستید، این کلمات بسیار کاربردی هستند:
- Piece: تکه یا قطعه.
- Edge / Border pieces: تکههای لبه پازل (که معمولاً اول چیده میشوند).
- To fit together: چفت شدن تکهها با هم.
- Missing piece: تکه گمشده.
فرمول توصیف وضعیت:
It + takes + [Time] + to complete + [Puzzle Name]
مثال: It takes five hours to complete this crossword puzzle.
تفاوتهای ظریف و کاربردهای رسمی و غیررسمی
در زبان انگلیسی، روشهای مختلفی برای بیان اینکه به یک سرگرمی علاقه دارید وجود دارد. استفاده از عبارات متنوع نشاندهنده سطح بالای دانش زبانی شماست.
- غیررسمی: I’m into knitting. (من خیلی به بافتنی علاقه دارم).
- نیمهرسمی: I enjoy playing chess in my free time. (از شطرنج بازی کردن در وقت آزادم لذت میبرم).
- رسمی: My primary indoor pastime is solving complex puzzles. (سرگرمی اصلی خانگی من حل پازلهای پیچیده است).
نکته مهم در مورد فعلها: ما برای شطرنج از فعل Play، برای پازل از فعل Do یا Solve، و برای بافتنی از فعل Knit (به تنهایی) استفاده میکنیم.
| فعل صحیح ✅ | اشتباه رایج ❌ | توضیح |
|---|---|---|
| I do puzzles. | I play puzzles. | پازل یک بازی رقابتی نیست، پس از Play استفاده نکنید. |
| I play chess. | I make chess. | شطرنج یک بازی است و نیاز به فعل Play دارد. |
| I am knitting. | I am doing knitting. | خود کلمه Knit فعل است و نیاز به Do ندارد. |
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند که یادگیری نام تکتک گرههای بافتنی یا حرکات بسیار خاص شطرنج ضروری است. اما به عنوان یک متخصص آموزش، توصیه میکنم ابتدا بر واژگان کلیدی مسلط شوید.
- اشتباه: استفاده از کلمه “Game” برای بافتنی. بافتنی یک Craft (صنایع دستی) است، نه یک Game.
- اشتباه: اشتباه گرفتن Knight با Night. در شطرنج، مهره اسب Knight نوشته میشود (با K خاموش)، هرچند تلفظ آنها یکسان است.
- باور غلط: فکر کردن به اینکه “Puzzle” فقط به معنای پازل تصویری است. هر چیزی که نیاز به حل کردن داشته باشد (مثل یک مسئله سخت ریاضی) میتواند یک Puzzle باشد.
سوالات متداول (Common FAQ)
1. تفاوت بین Hobby و Pastime چیست؟
هر دو تقریباً یکسان هستند، اما Hobby معمولاً به فعالیتی اشاره دارد که شما به طور منظم و برای مهارتآموزی انجام میدهید، در حالی که Pastime بیشتر جنبه گذران وقت و تفریح دارد.
2. برای مهره “قلعه” در شطرنج کدام کلمه درستتر است؟
در متون تخصصی و بازیهای رسمی همیشه از کلمه Rook استفاده میشود. کلمه Castle بیشتر برای توصیف خود حرکتِ “قلعه رفتن” (Castling) به کار میرود.
3. آیا کلمه “Yarn” فقط برای کاموا استفاده میشود؟
در اصطلاح عامیانه، کلمه Yarn میتواند به معنای یک “داستان طولانی و پرماجرا” (معمولاً ساختگی) هم باشد. مثلاً: To spin a yarn (داستانسرایی کردن).
4. چطور استرس ناشی از صحبت کردن به انگلیسی در مورد سرگرمیها را کم کنیم؟
از جملات کوتاه شروع کنید. نیازی نیست در ابتدا تمام جزئیات یک الگوی بافتنی را توضیح دهید. استفاده از ساختارهای ساده مثل “I like…” یا “My hobby is…” به کاهش اضطراب زبانی کمک میکند.
نتیجهگیری
یادگیری واژگان مربوط به سرگرمی های خانگی به انگلیسی دریچهای جدید به سوی یادگیری زبان در محیطی آرام و لذتبخش باز میکند. چه به دنبال کیش و مات کردن حریف در شطرنج باشید، چه بخواهید آخرین تکه یک پازل ۱۰۰۰ تایی را سر جایش بگذارید، یا یک شالگردن گرم ببافید، حالا ابزار زبانی لازم را در اختیار دارید.
به یاد داشته باشید که یادگیری زبان یک فرآیند پیوسته است. نگران اشتباهات کوچک نباشید؛ حتی اساتید بزرگ هم گاهی در واژگان تخصصی دچار چالش میشوند. همین امروز یکی از این کلمات را در یک جمله به کار ببرید و اعتماد به نفس خود را در مکالمه تقویت کنید. شما با یادگیری این اصطلاحات، نه تنها دایره واژگان خود را گسترش دادهاید، بلکه گامی بزرگ در جهت تسلط بر «انگلیسی واقعی» برداشتهاید.




ممنون از این مقاله کاربردی! همیشه برای گفتن ‘بافتنی’ مشکل داشتم و فقط knitting به ذهنم میاومد. الان میدونم باید از knitting needles هم استفاده کنم. خیلی خوب بود!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان! بله، knitting به خود عمل بافتن یا محصول نهایی (مثل یک لباس بافتنی) اشاره داره، اما برای ‘میل بافتنی’ حتماً باید از knitting needles استفاده کنید. موفق باشید!
Pastime رو میشه به جای Hobby هم استفاده کرد؟ تفاوتشون چیه دقیقاً؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید رضا! بله، pastime و hobby هر دو به سرگرمی و فعالیتی که برای لذت در اوقات فراغت انجام میشود اشاره دارند. تفاوت اصلیشان این است که hobby اغلب به یک علاقه یا فعالیت جدیتر و طولانیمدتتر اشاره دارد که ممکن است حتی نیاز به یادگیری مهارت خاصی داشته باشد، در حالی که pastime بیشتر به هر فعالیتی گفته میشود که برای گذراندن وقت و تفریح انجام میشود، بدون اینکه لزوماً جدی باشد. مثلاً: ‘My hobby is painting.’ (جدیتر) در مقابل: ‘Reading is a pleasant pastime.’ (ممکن است کمتر جدی باشد).
واو! عالی بود! همیشه با pronunciation کلمه Jigsaw Puzzle مشکل داشتم. الان فهمیدم چطور تلفظ میشه. ممنون از توضیحات ساده و روانتون.
خوشحالیم که براتون مفید بوده فاطمه عزیز! برای تلفظ Jigsaw Puzzle، کلمه Jigsaw به صورت ‘جِیگساو’ و Puzzle به صورت ‘پازِل’ تلفظ میشود. روی استرس بخش اول هر کلمه دقت کنید. امیدواریم در مکالمات بعدی با اعتماد به نفس بیشتری استفاده کنید!
مقاله خیلی کاملی بود. برای شطرنج، به غیر از Checkmate، کلمات دیگه مثل ‘قلعه رفتن’ یا ‘حمله به شاه’ رو چطور میشه گفت؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
حتماً علی جان! برای ‘قلعه رفتن’ از فعل to castle (مثل: He castled his king.) استفاده میشود. ‘حمله به شاه’ را میتوان به صورت ‘attack the king’ یا ‘threaten the king’ بیان کرد. اصطلاحات زیادی در شطرنج وجود دارد که در مقالات بعدی به آنها خواهیم پرداخت!
تو قسمت شطرنج اشاره کردید به تفاوت لهجه آمریکایی و بریتانیایی در نام قطعات. میشه چند تا مثال دیگه بزنید؟ مثلاً برای Bishop یا Knight چطور؟
بله نازنین عزیز، نکته ظریفی بود. برای Bishop و Knight معمولاً تفاوتی در نام قطعه بین لهجه آمریکایی و بریتانیایی وجود ندارد. این تفاوت بیشتر در کلماتی مثل ‘پروفسور’ (Professor) یا ‘واحد آپارتمانی’ (Flat/Apartment) دیده میشود. در شطرنج، خود نام قطعات (King, Queen, Rook, Bishop, Knight, Pawn) تقریباً در هر دو لهجه یکسان است. اما شیوه تلفظ ممکن است کمی متفاوت باشد، نه خود کلمه.
واقعا جای همچین مقالههایی خالی بود! خیلی از کلمات رو توی دیکشنری پیدا میکنیم ولی نمیدونیم چطور درست استفاده کنیم. دمتون گرم!
آیا برای pastime یا knitting، اصطلاحات یا phrasal verb خاصی هم وجود داره که پرکاربرد باشه؟
سوال عالی مریم جان! بله، برای knitting، فعلی مثل ‘to knit up’ (بافتنی کردن کامل یک چیز) یا ‘to pick up stitches’ (جمع کردن دونههای بافتنی) کاربرد دارد. برای pastime، ممکن است به عباراتی مثل ‘to pass the time’ (وقت گذراندن) بر بخورید که در واقع همان ریشه ‘pastime’ است.
آیا میشه به جای ‘jigsaw puzzle’، فقط ‘puzzle’ رو استفاده کرد؟ یا حتما باید کامل گفت؟
بله امیر عزیز، شما میتوانید فقط از ‘puzzle’ استفاده کنید و معمولاً منظور همان ‘jigsaw puzzle’ است، به خصوص در بافتار سرگرمیهای خانگی. اما ‘jigsaw puzzle’ شکل دقیقتر و مشخصتری از پازل (پازل تکهای) را نشان میدهد، چون کلمه ‘puzzle’ میتواند به معماهای دیگر (مثل word puzzle یا riddle) هم اشاره کند.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه ‘knitting’ رو با ‘crochet’ اشتباه میگرفتم. این مقاله کمکم کرد تفاوتش رو بهتر بفهمم.
خیلی خوبه زهرا جان که این تفاوت رو متوجه شدید! ‘Knitting’ (بافتنی با میل) و ‘Crochet’ (قلاببافی) هر دو از هنرهای دستی هستند اما ابزار و روش کارشون متفاوته. در کروشه از ‘crochet hook’ (قلاب) استفاده میشه. این دو از اشتباهات رایج هستند.
چه فعلی رو برای ‘jigsaw puzzle’ استفاده میکنیم؟ ‘play a puzzle’ یا ‘do a puzzle’؟
سوال بسیار به جایی بود کیان! برای ‘jigsaw puzzle’ معمولاً از فعل ‘do’ استفاده میشود، مثلاً ‘I love to do jigsaw puzzles.’ همچنین ‘put together a puzzle’ هم کاملاً رایج است که به معنای ‘قطعات پازل را کنار هم قرار دادن’ است.
ممنون بابت این لیست. اگه میشه برای بقیه سرگرمیهای خانگی مثل نقاشی، کتابخوانی یا آشپزی هم همینطور مقالات جامع بذارید. عالی میشه!
این توضیح کالبدشکافی کردن کلمات خیلی روش جالبیه. واقعا تو ذهن آدم میمونه. مرسی از تیم خوبتون.
ممنون از انرژی مثبت شما بهنام جان! هدف ما دقیقاً همین تثبیت واژگان در ذهن زبانآموزان با روشهای ساده و کاربردی است. خوشحالیم که موفق بودیم!
اسم ‘رخ’ تو شطرنج، به انگلیسی ‘Rook’ هستش؟ تلفظش چطوره؟
بله مینا جان، دقیقاً ‘Rook’ هست. تلفظش مثل کلمه ‘book’ (کتاب) است، با این تفاوت که اولش حرف ‘ر’ (R) داره. یعنی ‘روک’. امیدوارم در بازیهای شطرنج با دوستانتون ازش استفاده کنید!
برای ابزار بافتنی، غیر از knitting needles، کلمات دیگه ای هم هست که پرکاربرد باشن؟ مثلاً برای کاموا چی میگیم؟
بله حسین عزیز! برای ‘کاموا’ از کلمه ‘yarn’ استفاده میکنیم. همچنین ابزارهای دیگری مثل ‘crochet hook’ (قلاب قلاببافی)، ‘stitch markers’ (نشانگر دانه)، و ‘row counter’ (شمارنده رج) هم در بافتنی و قلاببافی کاربرد دارند.
من یک بار توی یک مکالمه خواستم بگم سرگرمیم شطرنجه، گفتم ‘My pastime is chess.’ درسته؟
کاملاً درسته یاسمن جان! ‘My pastime is chess.’ یک جمله صحیح و طبیعی برای بیان این موضوع است. همچنین میتوانید بگویید ‘My hobby is playing chess.’ هر دو عبارت رایج و درست هستند.
آیا ‘pastime’ بیشتر برای سرگرمیهای آرام و بدون هیجان استفاده میشه؟ مثلاً میشه گفت ‘My pastime is skydiving’?
سوال هوشمندانهای بود آرش! در حالی که ‘pastime’ میتواند برای طیف وسیعی از فعالیتها استفاده شود، معمولاً بیشتر با سرگرمیهای آرامتر و کمهیجانتر (مثل مطالعه، باغبانی، بافتنی) همراه است. برای فعالیتهای پرهیجانتر مانند ‘skydiving’ یا ‘mountain climbing’ اغلب از ‘hobby’ یا ‘extreme sport’ استفاده میشود تا جنبه هیجان و چالش آن بهتر منتقل شود.
برای این سرگرمیها، اصطلاح slang یا informal هم هست که بدونیم؟
سحر عزیز، معمولاً برای این نوع سرگرمیهای خانگی، واژگان رسمیتر و استاندارد استفاده میشود و کمتر اصطلاحات عامیانه خاصی وجود دارد. اما مثلاً در مورد پازل، ممکن است گاهی از ‘brain teaser’ (معمای فکری) به عنوان یک اصطلاح کلیتر برای چالشهای ذهنی استفاده شود.
این شیوه دسته بندی کلمات و مثال کاربردی عالیه. دقیقا چیزیه که ما زبان آموزا لازم داریم. منتظر مقالات بعدی هستیم!
اگه بازی شطرنج مساوی بشه، چی میگن؟ به انگلیسی چی میشه؟
آیدا جان، اگر بازی شطرنج مساوی شود، از کلمه ‘draw’ (مثل: The game ended in a draw.) استفاده میشود. همچنین، ‘stalemate’ (پات) هم نوع خاصی از تساوی است که در آن شاه یکی از بازیکنان در وضعیت کیش نیست ولی هیچ حرکت قانونی هم نمیتواند انجام دهد.
مرسی بابت مقاله! من همیشه فکر میکردم ‘knit’ همون ‘knitting’ هست، الان فهمیدم ‘knitting’ اسم و ‘knit’ فعلشه.
دقیقاً همینطوره ندا جان! ‘Knit’ فعل به معنای ‘بافتن’ (مثلاً ‘I knit a scarf.’) و ‘knitting’ اسم به معنای ‘بافتنی’ (مثل ‘Knitting is my hobby.’) یا ‘عمل بافتن’ است. این تمایز خیلی مهم است.