مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

اصطلاحات برای عصبانیت

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری اصطلاحات برای عصبانیت به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید و احساسات خود را با جزئیات و دقت بیشتری به دیگران انتقال دهید. ابراز خشم تنها به گفتن «عصبانی هستم» محدود نمی‌شود؛ دنیایی از عبارات و اصطلاحات جذاب وجود دارد که هر کدام شدت و نوع خاصی از این حس قدرتمند را توصیف می‌کنند. با ما همراه باشید تا گنجینه لغات خود را غنی‌تر کرده و در موقعیت‌های مختلف، حرفه‌ای و مسلط به نظر برسید.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:خواستن توانستن است (Where there’s a will…)

چرا باید فراتر از «I’m Angry» برویم؟

بیان احساسات بخش مهمی از ارتباطات انسانی است و خشم نیز یکی از طبیعی‌ترین این احساسات است. با این حال، در زبان انگلیسی، تکیه صرف بر عبارت ساده «I’m angry» می‌تواند چندین محدودیت ایجاد کند:

در ادامه، این اصطلاحات را در سه سطح مختلف از شدت عصبانیت دسته‌بندی کرده‌ایم تا یادگیری و استفاده از آن‌ها برای شما ساده‌تر شود.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:روی لباس ورزشی: “Moisture Wicking” یعنی چی؟

سطح اول: وقتی کمی اعصاب ندارید (Mild Annoyance)

این دسته از اصطلاحات برای موقعیت‌هایی به کار می‌روند که چیزی شما را آزرده یا کلافه کرده است، اما هنوز به مرحله عصبانیت شدید نرسیده‌اید. این‌ها اصطلاحات برای عصبانیت خفیف و دلخوری هستند.

To get on someone’s nerves

این اصطلاح به معنی «روی اعصاب کسی رفتن» یا «اعصاب کسی را خرد کردن» است. وقتی رفتار یا صدای تکراری کسی شما را آزار می‌دهد، می‌توانید از این عبارت استفاده کنید.

To tick someone off

این یک عبارت غیررسمی و بسیار رایج به معنی «کسی را عصبانی کردن» یا «حال کسی را گرفتن» است. شدت آن از get on my nerves کمی بیشتر است.

To rub someone the wrong way

این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که شخصیت یا رفتار کسی بدون دلیل مشخصی شما را اذیت می‌کند یا به شما برمی‌خورد. انگار که دست خودتان نیست و از آن شخص خوشتان نمی‌آید.

It drives me up the wall / It drives me crazy

این دو عبارت معنای نزدیکی دارند: «دیوانه‌ام می‌کند» یا «مرا تا سر حد جنون می‌برد». وقتی چیزی به شدت شما را کلافه و عصبی می‌کند، این اصطلاحات عالی هستند.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “Hallucination” در هوش مصنوعی: وقتی AI توهم میزنه!

سطح دوم: وقتی کاسه صبر لبریز می‌شود (Getting Really Angry)

در این سطح، عصبانیت شما جدی‌تر است. دیگر فقط کلافه نیستید، بلکه واقعاً خشمگین شده‌اید. این اصطلاحات برای عصبانیت نشان‌دهنده از دست دادن کنترل و آرامش هستند.

To lose your temper / To lose it

این عبارت به معنی «از کوره در رفتن» و «کنترل خود را از دست دادن» است. «To lose it» نسخه کوتاه‌تر و غیررسمی‌تر آن است.

To hit the roof / To hit the ceiling

وقتی کسی «به سقف می‌کوبد»، یعنی ناگهان و با شدت بسیار زیادی عصبانی می‌شود. این اصطلاح تصویر یک انفجار ناگهانی از خشم را تداعی می‌کند.

To be fuming

فعل «fume» به معنی «دود کردن» است. وقتی کسی «fuming» است، یعنی از درون در حال جوشیدن از خشم است، حتی اگر آن را با صدای بلند بروز ندهد. انگار دود از سرش بلند می‌شود.

To see red

این اصطلاح به معنی «خون جلوی چشم کسی را گرفتن» است. یعنی آن‌قدر عصبانی شدن که دیگر نمی‌توانید منطقی فکر کنید و کنترل اعمال خود را از دست می‌دهید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:چطور باس‌فایت رو “Cheese” کنیم؟ (پنیر کردن غول!)

سطح سوم: انفجار خشم! (Extreme Rage and Fury)

این اصطلاحات برای شدیدترین حالت‌های خشم به کار می‌روند؛ زمانی که فرد کاملاً کنترل خود را از دست داده و در اوج عصبانیت قرار دارد.

To go ballistic / To go postal

این دو عبارت به معنی «منفجر شدن از عصبانیت» یا «دیوانه شدن» هستند. «To go ballistic» به موشک‌های بالستیک اشاره دارد که با سرعت و قدرت زیاد پرتاب می‌شوند. «To go postal» نیز ریشه در حوادثی در اداره پست آمریکا دارد.

To fly off the handle

این اصطلاح شبیه «lose your temper» است اما بر ناگهانی و غیرمنتظره بودن خشم تأکید دارد. تصور کنید که سر یک تبر ناگهان از دسته‌اش جدا شده و به سمتی پرتاب شود.

To bite someone’s head off

این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که کسی با خشم و بدون دلیل موجه به دیگری می‌پرد یا سر او فریاد می‌کشد. به معنی «سر کسی داد زدن» یا «با تندی جواب کسی را دادن» است.

To be out for blood

وقتی کسی «دنبال خون» است، یعنی به شدت عصبانی و مصمم به انتقام‌جویی یا تنبیه فردی است که او را خشمگین کرده است. این اصطلاح حس خصومت شدید را منتقل می‌کند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:معنی “It’s Giving…” که جدیدا اول همه جمله‌ها میاد!

جدول مقایسه شدت عصبانیت

برای کمک به درک بهتر، در جدول زیر برخی از این اصطلاحات برای عصبانیت را بر اساس شدت آن‌ها دسته‌بندی کرده‌ایم.

سطح عصبانیت اصطلاح انگلیسی (Idiom) معنی فارسی
خفیف (Mild Annoyance) To get on someone’s nerves روی اعصاب کسی رفتن
خفیف (Mild Annoyance) To tick someone off کسی را عصبانی کردن (غیررسمی)
متوسط (Getting Angry) To lose your temper از کوره در رفتن
متوسط (Getting Angry) To hit the roof خیلی عصبانی شدن، جوش آوردن
متوسط (Getting Angry) To be fuming از عصبانیت جوشیدن
شدید (Extreme Rage) To go ballistic منفجر شدن از خشم
شدید (Extreme Rage) To see red خون جلوی چشم را گرفتن
شدید (Extreme Rage) To be out for blood دنبال انتقام و تلافی بودن
📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Resolutioners” (ورزشکارهای شنبه‌ای)

جمع‌بندی: هوشمندانه عصبانی شوید!

همانطور که مشاهده کردید، زبان انگلیسی ابزارهای بسیار متنوعی برای بیان خشم در اختیار شما قرار می‌دهد. استفاده هوشمندانه از این اصطلاحات برای عصبانیت نه تنها به شما کمک می‌کند تا احساسات خود را دقیق‌تر بیان کنید، بلکه تسلط شما بر زبان را به نمایش می‌گذارد و شما را به یک گوینده حرفه‌ای‌تر تبدیل می‌کند.

توصیه ما این است که با این اصطلاحات جمله بسازید و سعی کنید آن‌ها را در موقعیت‌های مناسب در مکالمات خود به کار ببرید. به خاطر داشته باشید که انتخاب اصطلاح مناسب به شدت عصبانیت و موقعیتی که در آن قرار دارید بستگی دارد. با تمرین و تکرار، این عبارات به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و دیگر هرگز مجبور نخواهید بود به همان «I’m angry» تکراری پناه ببرید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 455

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی! همیشه مشکل داشتم که چطور عصبانیتم رو طبیعی بیان کنم. این اصطلاحات خیلی به دردم می‌خورن.

    1. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم! هدف ما هم دقیقا همین بود که به شما کمک کنیم تا احساساتتون رو با جزئیات و دقت بیشتری بیان کنید.

  2. خیلی خوب بود! میشه لطفا تفاوت بین ‘to be fuming’ و ‘to be livid’ رو بیشتر توضیح بدید؟ به نظرم هر دو خیلی شدیدن.

    1. سوال خوبی پرسیدید، علی آقا! هر دو اصطلاح نشان‌دهنده خشم شدید هستند، اما ‘to be fuming’ بیشتر به حالتی گفته می‌شود که فرد در درون خود از خشم می‌جوشد و ممکن است آن را بروز ندهد. در حالی که ‘to be livid’ معمولا خشم شدیدی است که در چهره یا رفتار فرد قابل مشاهده است (مانند کبود شدن از شدت خشم). ‘Livid’ اغلب جنبه بصری بیشتری دارد.

  3. یادمه تو یه فیلم دیدم که شخصیت اصلی گفت ‘I’m pissed off’. آیا این خیلی غیررسمیه و نباید تو محیط کاری استفاده بشه؟

    1. بله نرگس خانم، دقیقا همینطوره. ‘To be pissed off’ یک اصطلاح بسیار غیررسمی (informal) است و استفاده از آن در محیط‌های کاری یا رسمی به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. بهتر است آن را برای مکالمات خودمانی با دوستان نزدیک نگه دارید.

  4. مقاله خیلی کاربردی بود. کاش برای هر اصطلاح، یه مثال تو جمله هم می‌ذاشتید. مثلاً ‘to hit the roof’ چطور استفاده میشه؟

    1. حتما رضا جان، پیشنهاد خوبیه و در مقالات بعدی حتما بیشتر به آن توجه خواهیم کرد. برای ‘to hit the roof’، یک مثال می‌تواند این باشد: ‘When his son crashed the car, he hit the roof.’ (وقتی پسرش ماشین را به گِل زد، خیلی عصبانی شد/از کوره در رفت.)

  5. ممنون بابت مطلب مفید. من یه اصطلاح دیگه هم شنیدم: ‘to bite someone’s head off’. این هم برای عصبانیته؟

    1. بله پریسا خانم، کاملا درسته! ‘To bite someone’s head off’ به معنای با عصبانیت و تندی به کسی پاسخ دادن است، حتی اگر شخص مقابل کار خاصی نکرده باشد. مثلا: ‘Don’t ask him about it now; he’ll bite your head off.’

  6. عالی بود، زبان رو واقعا جذاب میکنه اینجور مطالب. میخواستم بدونم کلا اصطلاحات مربوط به احساسات اینقدر متنوعن؟

    1. بله امیر عزیز، زبان انگلیسی برای بیان احساسات مختلف، از شادی و غم گرفته تا تعجب و خشم، گنجینه‌ای وسیع از اصطلاحات و عبارات دارد. یادگیری اینها به شما کمک می‌کند تا خیلی طبیعی‌تر و دقیق‌تر صحبت کنید.

  7. مقاله خیلی به جا بود. ‘To be bent out of shape’ چه سطحی از رسمیت داره؟ میتونم تو ایمیل کاری استفاده کنم؟

    1. سلام مینا خانم. ‘To be bent out of shape’ یک اصطلاح نسبتاً غیررسمی است و به معنای ناراحت یا عصبانی شدن در مورد چیزی است که اهمیت زیادی ندارد. بهتر است در ایمیل‌های کاری رسمی از آن استفاده نکنید و عبارات رسمی‌تری را جایگزین کنید.

  8. ممنون از مقاله. ‘Fuming’ چطور تلفظ میشه؟ حس می‌کنم دارم اشتباه میگم.

    1. سلام کیان عزیز. تلفظ صحیح ‘fuming’ به صورت ‘فیو-مینگ’ (IPA: /ˈfjuːmɪŋ/) است. حرف ‘u’ در اینجا صدایی شبیه ‘یو’ دارد. امیدواریم کمک کننده باشد!

  9. واقعا درسته که فقط ‘I’m angry’ کافی نیست. این مقاله دیدم رو باز کرد که چقدر میشه با جزئیات حس رو بیان کرد. دمتون گرم!

  10. اصطلاح ‘to be up in arms’ رو شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. پس یعنی برای عصبانیت جمعی یا اعتراضه؟

    1. دقیقا حسن جان. ‘To be up in arms’ بیشتر به معنای عصبانیت و اعتراض شدید گروهی از مردم نسبت به چیزی است که فکر می‌کنند اشتباه است. مثلا: ‘The residents were up in arms about the new tax.’

  11. خیلی جالبه که هر حسی اینقدر کلمه داره. آیا ریشه ‘to blow a fuse’ واقعا به فیوز برق برمیگرده؟

    1. بله زهرا خانم، همینطوره! ریشه این اصطلاح به فیوزهای برق قدیمی برمی‌گردد که وقتی بار بیش از حد روی آن‌ها وارد می‌شد، ‘می‌سوزاندند’ و جریان برق را قطع می‌کردند. این اصطلاح هم به معنای ناگهان کنترل خود را از دست دادن و بسیار عصبانی شدن است.

  12. این اصطلاحات خیلی شبیه اصطلاحات خودمون میمونن که میگیم ‘فلانی آتیش گرفته’ یا ‘رگ گردنش زده بالا’. این شباهت‌ها خیلی شیرینه.

    1. چه نکته ظریفی، بهزاد عزیز! این شباهت‌ها نشان‌دهنده آن است که انسان‌ها در فرهنگ‌های مختلف، از استعاره‌های مشابهی برای بیان احساسات قدرتمند استفاده می‌کنند. این خودش یک درس زبان‌شناسی جالب است!

  13. ‘To get under someone’s skin’ به نظرم خیلی خفیف‌تر از ‘to be enraged’ میاد. درسته؟

    1. کاملا درسته ستاره خانم. ‘To get under someone’s skin’ به معنای کلافه کردن یا آزار دادن کسی تا حدی است که کمی عصبانی یا ناراحت شود. اما ‘to be enraged’ به معنای خشم شدید و از کوره در رفتن است که بسیار قوی‌تر است.

  14. ممنون از مقاله خوبتون. میشه در مورد اصطلاحات برای خوشحالی هم یه مقاله بنویسید؟ خیلی کمک کننده است.

    1. سمیرا خانم، ممنون از پیشنهاد عالی‌تون! حتما این موضوع رو برای مقالات آینده در نظر می‌گیریم. خوشحالیم که مطالب براتون مفید بوده.

  15. فوق‌العاده بود! دقیقا چیزی که لازم داشتم تا بتونم حرفه‌ای‌تر صحبت کنم. مرسی از تیم خوبتون.

  16. من همیشه ‘to lose my temper’ رو با ‘to blow a fuse’ قاطی می‌کردم. الان فهمیدم ‘lose temper’ یکم عمومی‌تره و ‘blow a fuse’ شدیدتر و ناگهانی‌تره. درسته؟

    1. تفسیر شما کاملاً صحیح است مهسا خانم. ‘To lose one’s temper’ به معنای از کوره در رفتن است و می‌تواند شامل طیف وسیعی از بروز خشم باشد. اما ‘to blow a fuse’ معمولاً نشان‌دهنده یک واکنش شدید، ناگهانی و غیرقابل کنترل است، مثل یک انفجار عصبانیت.

  17. آیا ‘to have a chip on one’s shoulder’ هم جزء اصطلاحات عصبانیت محسوب میشه یا بیشتر به کینه‌توزی ربط داره؟

    1. سوال دقیقی پرسیدید شهاب عزیز! ‘To have a chip on one’s shoulder’ بیشتر به معنای داشتن کینه یا ناراحتی طولانی‌مدت و احساس بی‌عدالتی است که باعث می‌شود فرد همیشه آماده مشاجره یا عصبانیت باشد. پس بله، با اینکه مستقیماً یک حالت عصبانیت نیست، اما پیش‌زمینه و عامل مستعدکننده برای عصبانیت است.

  18. خیلی وقت بود دنبال همچین مطلبی بودم. واقعا مفید بود. آیا این اصطلاحات در نوشتار هم به همین شکل استفاده میشن یا بیشتر مکالمه‌ای هستن؟

    1. سلام لیلا خانم. اکثر این اصطلاحات هم در مکالمات روزمره و هم در نوشتار غیررسمی (مثلاً در رمان‌ها، مقالات وبلاگی یا ایمیل‌های دوستانه) کاربرد دارند. البته در نوشتار آکادمیک یا بسیار رسمی، معمولاً ترجیح بر استفاده از کلمات و عبارات ساده‌تر و مستقیم‌تر است.

  19. دمتون گرم! واقعا خسته شده بودم از تکرار ‘I’m angry’. حالا با این همه گزینه جدید، میتونم با اعتماد به نفس بیشتری حرف بزنم.

  20. میشه در مورد ‘To throw a fit’ و ‘To go ballistic’ توضیح بدید که کدوم شدیدتره؟

    1. فاطمه خانم عزیز، ‘To throw a fit’ به معنای یک حمله ناگهانی خشم یا ناراحتی شدید است، اغلب با داد و بیداد. ‘To go ballistic’ کمی شدیدتر و به معنای بسیار خشمگین شدن و کنترل خود را کاملاً از دست دادن است، مانند موشکی که شلیک می‌شود. هر دو شدیدند اما ‘ballistic’ اوج بیشتری از خشم کنترل نشده را نشان می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *