- چطور میتوانیم در انگلیسی بگوییم “حالم عالی است” بدون استفاده از “I’m fine”؟
- رایجترین اصطلاحات انگلیسی سلامتی برای توصیف احساس بیماری کدامند؟
- وقتی کسی در حال بهبودی است، از چه اصطلاحاتی برای تشویق او استفاده کنیم؟
- آیا اصطلاح خاصی برای “رفتن زیر تیغ جراحی” در انگلیسی وجود دارد؟
- چگونه با استفاده از اصطلاحات، سطح مکالمه انگلیسی خود را در مورد سلامتی طبیعیتر و حرفهایتر کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری اصطلاحات انگلیسی سلامتی یکی از مهمترین جنبههای تسلط بر مکالمه روزمره است. همه ما در مورد سلامتی و بیماری صحبت میکنیم، چه برای توصیف حال خودمان و چه برای پرسیدن حال دیگران. استفاده از این اصطلاحات به جای عبارات کتابی و ساده، به شما کمک میکند تا مانند یک فرد انگلیسیزبان واقعی صحبت کنید و درک بهتری از فیلمها، سریالها و مکالمات روزمره داشته باشید. بیایید با هم سفری به دنیای جذاب این اصطلاحات داشته باشیم و دایره لغات خود را غنیتر کنیم.
اصطلاحات مربوط به سلامتی کامل و حال خوب
وقتی سرشار از انرژی هستید و احساس میکنید در بهترین وضعیت جسمی و روحی خود قرار دارید، استفاده از اصطلاحات زیر میتواند به خوبی این حس را منتقل کند. این عبارات بسیار رایجتر از گفتن ساده «I am healthy» هستند.
1. As fit as a fiddle
این اصطلاح برای توصیف فردی به کار میرود که از نظر جسمی در وضعیت بسیار عالی و سلامتی کامل قرار دارد. “Fiddle” به معنای ویولن است و این ساز به نگهداری دقیق و کوک بودن نیاز دارد تا صدای خوبی تولید کند. این تشبیه به سلامت کامل و بینقص اشاره دارد.
- مثال: My grandfather is 85 years old, but he is as fit as a fiddle.
- ترجمه: پدربزرگ من ۸۵ سال دارد، اما کاملاً سالم و سرحال است.
2. In the pink
این عبارت نیز به معنای داشتن سلامتی کامل و وضعیت عالی است. رنگ صورتی (pink) در فرهنگ انگلیسیزبانها اغلب با سلامتی و شادابی همراه است، مانند گونههای صورتی یک فرد سالم.
- مثال: She’s been working out and eating well, so she’s really in the pink.
- ترجمه: او ورزش کرده و خوب غذا خورده است، برای همین واقعاً در سلامت کامل به سر میبرد.
3. A clean bill of health
این اصطلاح زمانی استفاده میشود که یک پزشک یا مرجع رسمی، پس از انجام معاینات، سلامتی کامل یک فرد را تأیید کند. در واقع، “گواهی سلامت کامل” است.
- مثال: After a series of tests, the doctor gave him a clean bill of health.
- ترجمه: پس از یک سری آزمایش، دکتر به او گواهی سلامت کامل داد.
4. Full of beans
این یک اصطلاح غیررسمی و بسیار رایج است که برای توصیف فردی پر از انرژی، سرزنده و شاداب به کار میرود. تصور بر این است که این اصطلاح از انرژی بالای اسبهایی که با لوبیا تغذیه میشدند، نشأت گرفته است.
- مثال: The children were full of beans after the party.
- ترجمه: بچهها بعد از مهمانی سرشار از انرژی بودند.
اصطلاحات انگلیسی برای توصیف بیماری و ناخوشی
همه ما گاهی بیمار میشویم. در این مواقع، دانستن اصطلاحات انگلیسی سلامتی مربوط به بیماری به شما کمک میکند تا وضعیت خود را دقیقتر و طبیعیتر توصیف کنید.
1. Under the weather
این یکی از رایجترین اصطلاحات برای بیان احساس ناخوشی و بیماری خفیف است. وقتی کمی مریض هستید اما بیماری شما جدی نیست، میتوانید از این عبارت استفاده کنید. معادل فارسی آن میتواند “کمی ناخوش بودن” یا “کسالت داشتن” باشد.
- مثال: I’m feeling a bit under the weather today, so I think I’ll stay home.
- ترجمه: امروز کمی کسالت دارم، برای همین فکر کنم در خانه بمانم.
2. Sick as a dog
این اصطلاح برای توصیف یک بیماری بسیار شدید، به خصوص همراه با حالت تهوع و استفراغ، به کار میرود. شدت بیماری در این عبارت بسیار بیشتر از “under the weather” است.
- مثال: I ate some bad seafood last night and was as sick as a dog all night.
- ترجمه: دیشب کمی غذای دریایی خراب خوردم و تمام شب حالم خیلی بد بود.
3. Go down with something
این عبارت فعلی به معنای مبتلا شدن به یک بیماری رایج و مسری مانند سرماخوردگی یا آنفولانزا است.
- مثال: Half of the office has gone down with the flu.
- ترجمه: نیمی از کارمندان اداره آنفولانزا گرفتهاند.
4. On one’s last legs
این اصطلاح به دو معنا به کار میرود: یا برای توصیف فردی که بسیار خسته و فرسوده است، یا در معنای جدیتر، برای فردی که در آستانه مرگ قرار دارد. زمینه گفتگو مشخص میکند که کدام معنا مد نظر است.
- مثال (معنی خستگی): After running the marathon, I was on my last legs.
- ترجمه (معنی خستگی): بعد از دویدن در ماراتن، دیگر نای راه رفتن نداشتم.
- مثال (معنی جدی): The old cat is nearly 18 and seems to be on its last legs.
- ترجمه (معنی جدی): گربه پیر تقریباً ۱۸ ساله است و به نظر میرسد نفسهای آخرش را میکشد.
اصطلاحات مربوط به بهبودی و بهتر شدن
وقتی از یک بیماری رها میشوید یا در حال بهبودی هستید، اصطلاحات خاصی وجود دارند که این فرآیند را به زیبایی توصیف میکنند.
1. On the mend
این اصطلاح به معنای در حال بهبودی بودن پس از یک بیماری یا جراحت است. این عبارت نشان میدهد که فرآیند درمان آغاز شده و فرد رو به بهبودی است.
- مثال: My leg was broken, but it’s on the mend now.
- ترجمه: پایم شکسته بود، اما الان در حال بهبودی است.
2. Back on one’s feet
این عبارت یعنی پس از یک دوره بیماری یا یک موقعیت دشوار، دوباره به وضعیت عادی و سلامتی کامل برگشتن. این اصطلاح هم برای سلامتی جسمی و هم برای وضعیت مالی یا شغلی به کار میرود.
- مثال: It took him a few weeks to get back on his feet after the surgery.
- ترجمه: چند هفته طول کشید تا او بعد از جراحی دوباره سرپا شود.
3. A new lease on life
این اصطلاح زمانی استفاده میشود که فردی پس از یک بیماری سخت یا یک اتفاق ناگوار، فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند و انرژی و دیدگاه جدیدی نسبت به زندگی دارد. معادل فارسی آن “عمر دوباره یافتن” است.
- مثال: Since his successful heart operation, he has a new lease on life.
- ترجمه: از زمان عمل قلب موفقیتآمیزش، او انگار عمر دوبارهای یافته است.
4. Turn the corner
این اصطلاح به معنای پشت سر گذاشتن بحرانیترین مرحله یک بیماری و شروع روند بهبودی است. وقتی کسی “پیچ را رد میکند”، یعنی وضعیت او از بدتر شدن متوقف شده و رو به بهتر شدن است.
- مثال: The doctor says she has finally turned the corner and should recover completely.
- ترجمه: دکتر میگوید او بالاخره مرحله خطر را رد کرده و باید کاملاً بهبود یابد.
اصطلاحات مربوط به پزشک، درمان و جراحی
در مکالمات مربوط به مسائل پزشکی، اصطلاحات خاصی وجود دارد که دانستن آنها ضروری است.
1. Go under the knife
این یک اصطلاح غیررسمی برای “جراحی شدن” یا “زیر تیغ جراحی رفتن” است. این عبارت به دلیل استفاده از چاقوی جراحی (scalpel) شکل گرفته است.
- مثال: He is nervous because he has to go under the knife tomorrow.
- ترجمه: او مضطرب است چون فردا باید زیر تیغ جراحی برود.
2. A bitter pill to swallow
این اصطلاح به یک حقیقت یا واقعیتی ناخوشایند اشاره دارد که پذیرش آن بسیار سخت است. هرچند مستقیماً به دارو اشاره دارد، اما کاربرد آن بیشتر استعاری است.
- مثال: Losing the championship was a bitter pill to swallow for the team.
- ترجمه: از دست دادن قهرمانی، حقیقتی تلخ برای تیم بود که باید آن را هضم میکردند.
3. Just what the doctor ordered
این عبارت برای توصیف چیزی به کار میرود که دقیقاً همان چیزی است که مورد نیاز بوده و کاملاً مناسب و مفید است. انگار که دکتر آن را تجویز کرده باشد.
- مثال: A long, relaxing vacation was just what the doctor ordered.
- ترجمه: یک تعطیلات طولانی و آرامشبخش دقیقاً همان چیزی بود که لازم داشتم.
جدول مقایسه اصطلاحات
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف بین برخی از این اصطلاحات انگلیسی سلامتی، جدول زیر میتواند مفید باشد:
| اصطلاح | معنای اصلی | سطح رسمیت | مثال کاربردی |
|---|---|---|---|
| As fit as a fiddle | سلامتی کامل جسمی | رسمی و غیررسمی | برای توصیف وضعیت جسمانی عالی یک فرد مسن |
| Under the weather | بیماری یا کسالت خفیف | غیررسمی | برای اطلاع دادن غیبت از کار به دلیل سرماخوردگی |
| Sick as a dog | بیماری بسیار شدید | بسیار غیررسمی | برای توصیف مسمومیت غذایی شدید |
| On the mend | در حال بهبودی | رسمی و غیررسمی | برای گزارش پیشرفت بهبودی پس از عمل جراحی |
نتیجهگیری
یادگیری و استفاده از اصطلاحات انگلیسی سلامتی میتواند تأثیر چشمگیری بر روی کیفیت مکالمات شما داشته باشد. این عبارات به شما کمک میکنند تا احساسات و وضعیت خود را با دقت، ظرافت و به شیوهای طبیعیتر بیان کنید. به جای استفاده مداوم از کلمات سادهای مانند “healthy”، “sick” یا “getting better”، سعی کنید این اصطلاحات غنی و تصویری را در مکالمات روزمره خود بگنجانید. با تمرین و تکرار، این عبارات به بخشی جداییناپذیر از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما اعتماد به نفس بیشتری در صحبت کردن به زبان انگلیسی میبخشند.




مقاله فوقالعادهای بود! واقعا کمک میکنه که مکالمهمون طبیعیتر بشه. کاش از هر کدوم یه مثال عملی تو یه دیالوگ کوتاه هم میگذاشتید تا بهتر جا بیفته.
ممنون از پیشنهاد خوبتون سارا خانم! حتماً سعی میکنیم در بهروزرسانیهای بعدی یا مقالات آتی مثالهای دیالوگ محور بیشتری اضافه کنیم. برای مثال، برای ‘I’m on top of the world’، یک دیالوگ میتونه این باشه: ‘How are you feeling after your exams?’ – ‘I’m on top of the world! They went great!’
خیلی ممنون از این مطلب مفید. اصطلاح ‘on the mend’ رو قبلا نشنیده بودم. یعنی ‘در حال بهبودی’؟ دقیقاً برای چه موقعیتهایی کاربرد داره؟
دقیقاً همینطوره، علی آقا. ‘on the mend’ به معنی ‘در حال بهبودی’ یا ‘رو به راه شدن’ است. معمولاً برای کسی یا چیزی استفاده میشه که از بیماری، جراحت، یا یک وضعیت بد در حال بهبودیه. مثلاً: ‘After his knee surgery, he’s slowly on the mend.’ یا حتی برای وضعیت اقتصادی: ‘The economy is finally on the mend.’
ممنون از مطلب عالی! من برای ‘حالم عالیه’ گاهی از ‘fit as a fiddle’ هم استفاده میکنم. اونم به همین معنیه؟
بله نرگس خانم، ‘fit as a fiddle’ هم کاملاً به همین معنیه و نشون دهنده سلامتی کامل، سرزندگی و انرژی زیاد هست. این اصطلاح هم بسیار رایج و کاربردیه و برای توصیف وضعیت جسمی بسیار خوب به کار میرود.
سلام. ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ ‘under the weather’ برام سخته. میشه راهنمایی کنید چجوری باید اداش کنم؟
سلام رضا آقا. برای تلفظ صحیح ‘under the weather’، روی بخش ‘un-der’ و ‘weath-er’ تاکید کنید. حرف ‘th’ در ‘weather’ شبیه ‘ذ’ در کلمه ‘ذات’ در فارسی تلفظ میشه (voiced ‘th’). سعی کنید آن را به صورت /ʌndər ðə ˈwɛðər/ ادا کنید. گوش دادن به فایل صوتی در دیکشنریهای آنلاین یا تماشای ویدئوهای آموزشی تلفظ خیلی کمک کنندهست.
این تفاوت بین ‘under the weather’ و ‘feeling a bit off’ چیه؟ آیا یکی رسمیتر از اون یکیه یا معنیشون کمی فرق داره؟
تفاوت بین ‘under the weather’ و ‘feeling a bit off’ خیلی ظریفه. هر دو غیررسمی هستند. ‘Under the weather’ معمولاً برای احساس ناخوشی کلی و خفیف (مثلاً سرماخوردگی شروع شده، خستگی یا سردرد) استفاده میشه. ‘Feeling a bit off’ هم خیلی شبیه به اونه و بیشتر نشوندهنده اینه که حسی کاملاً نرمال ندارید، شاید کمی گیج، خسته یا کمانرژی هستید، ولی لزوماً نشانهی بیماری خاصی نیست و میتواند کمی خفیفتر از ‘under the weather’ باشد.
مطالبتون همیشه عالیه و خیلی کاربردی. این اصطلاحات سلامتی واقعا لازم بود.
مقاله خیلی خوبیه. اگه میشه چندتا مثال دیگه برای ‘back on your feet’ بدید، چون حس میکنم توی جملات مختلف ممکنه کاربردای متفاوتی داشته باشه.
خواهش میکنم مینا خانم. ‘Back on your feet’ یعنی دوباره سر پا شدن و به حالت عادی برگشتن، هم از نظر جسمی و هم مالی یا عمومی: 1. ‘After a long illness, he’s finally back on his feet and going to work.’ (بهبود جسمی) 2. ‘The company went through a tough year, but now it’s back on its feet financially.’ (بهبود وضعیت مالی) 3. ‘It took a while after the layoff, but I’m back on my feet with a new job.’ (بازگشت به وضعیت عادی پس از مشکل)
خیلی جالب بود! ما تو فارسی میگیم ‘زیر تیغ رفتن’. اصطلاح ‘under the knife’ دقیقاً همون معنی رو داره یا تفاوتهایی هست؟
بله امیر آقا، اصطلاح ‘under the knife’ در انگلیسی دقیقاً معادل ‘زیر تیغ جراحی رفتن’ یا ‘مورد عمل جراحی قرار گرفتن’ در فارسی هست و کاربرد مشابهی دارد. هر دو اصطلاح برای بیان انجام یک عمل جراحی استفاده میشوند.
من اصطلاح ‘back on my feet’ رو تو یه سریال شنیده بودم ولی معنیشو دقیق نمیدونستم. الان کاملاً متوجه شدم. مرسی!
خوشحالیم که این مقاله به شما کمک کرده تا معنی دقیق این اصطلاح پرکاربرد رو متوجه بشید فاطمه خانم. همین که اصطلاحات رو در بافتهای واقعی مثل سریالها میشنوید و بعد معنیشون رو یاد میگیرید، نشانه یادگیری عمیقه. آفرین!
آیا این اصطلاحات مثل ‘down with something’ خیلی خودمونی هستن یا میشه تو محیطهای رسمیتر هم ازشون استفاده کرد؟
امید جان، اصطلاحاتی مثل ‘down with something’ و بقیه موارد مطرح شده در مقاله بیشتر در مکالمات روزمره و غیررسمی کاربرد دارند. البته در موقعیتهای کاری دوستانه یا زمانی که با همکاران صمیمی صحبت میکنید هم میتوان از آنها استفاده کرد، اما در مکاتبات رسمی یا جلسات کاری خیلی جدی، بهتر است از عبارات رسمیتر و مستقیمتر استفاده کنید (مثل ‘I’m feeling unwell’ یا ‘I have a cold’).
واقعا جای همچین مقالهای خالی بود. همیشه مشکل داشتم که چطور حالمو طبیعی تو انگلیسی بگم و از تکرار ‘I’m fine’ خسته شده بودم!
برای ‘on the mend’ باید حتماً فعل ‘to be’ قبلش بیاد؟ مثلاً میشه گفت ‘He mends well’؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید بابک جان! بله، برای ‘on the mend’ باید حتماً فعل ‘to be’ یا افعال مشابه قبلش بیاد (مثل ‘get’). نمیتوانید بگویید ‘He mends well’. فعل ‘mend’ به تنهایی به معنی ‘ترمیم کردن’ یا ‘تعمیر کردن’ هست، مثلاً ‘to mend a broken relationship’ یا ‘to mend clothes’. اما ‘on the mend’ یک اصطلاح کلی است که ساختار ‘be on the mend’ را دارد: ‘He IS on the mend.’ یا ‘She IS GETTING on the mend.’
برای وقتی حال آدم خیلی خوبه، به نظرم ‘in the pink’ هم اصطلاح جالبیه. شما چی فکر میکنید؟
کاملاً درسته الهام خانم! ‘In the pink’ یک اصطلاح عالی و کمی قدیمیتر برای توصیف سلامتی کامل و وضعیت جسمانی خوب است. مثلاً ‘After her holiday, she’s looking absolutely in the pink.’ ممنون از اضافه کردن این نکته مفید و ارزشمند!
وقتی میگیم ‘I’m sick’، همیشه به معنی مریضی جسمیه یا برای خستگی و بیحالی هم استفاده میشه؟ بعضی جاها شنیدم که ‘sick’ میتونه معنی ‘باحال’ هم بده، آیا این درسته؟
نکته مهمی رو مطرح کردید حسن آقا. در انگلیسی آمریکایی، ‘sick’ معمولاً به معنی ‘بیمار’ یا ‘ناخوش’ (جسمی) استفاده میشه. اما در انگلیسی بریتانیایی، ‘sick’ بیشتر به معنی ‘حالت تهوع داشتن’ یا ‘بالا آوردن’ کاربرد داره و برای ‘بیمار’ از ‘ill’ استفاده میکنند. اما بله، ‘sick’ در زبان عامیانه و slang به معنی ‘باحال’، ‘عالی’ یا ‘محشر’ هم استفاده میشه، مثلاً ‘That new song is sick!’ که البته این کاربرد کاملاً غیررسمی و با زمینه کاملاً متفاوت است.
خیلی خوب بود! ممنون که این اصطلاحات کاربردی رو جمعآوری کردید. حتماً تو مکالماتم استفاده میکنم.
این اصطلاح ‘as right as rain’ خیلی قشنگه! میشه بگید بیشتر در چه کشورهایی استفاده میشه؟ آیا تو آمریکاییها هم رایجه؟
محسن جان، ‘as right as rain’ یک اصطلاح قدیمیتر است که بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است. اگرچه ممکن است در مناطق خاصی از آمریکا هم شنیده شود، اما در کل در ایالات متحده کمتر از بریتانیا کاربرد دارد. در انگلیسی آمریکایی، ممکن است بیشتر بگویند ‘I’m feeling great’ یا ‘I’m feeling perfectly fine’.
من همیشه دنبال یه جایگزین خوب برای ‘I’m fine’ بودم و این مقاله خیلی کمکم کرد. خصوصاً ‘on top of the world’ رو خیلی دوست داشتم.
خیلی خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده فرزانه خانم! ‘On top of the world’ واقعاً حس و حال عالی رو به خوبی منتقل میکنه و یکی از بهترین جایگزینها برای ‘I’m fine’ هست وقتی واقعاً سرحالید. موفق باشید!
آیا اصطلاح خاصی برای ‘بهبود یافتن تدریجی’ به جز ‘on the mend’ هم وجود داره؟ مثلاً برای یک بیماری طولانی مدت؟
وقتی کسی رو میبینیم که مریض بوده و الان بهتره، چه اصطلاحی برای تشویق کردنش به سرعت بهبودی هست که رسمی نباشه؟
عالی بود! من برای ‘under the knife’ همیشه مشکل داشتم که چطوری بگم بدون اینکه خیلی مستقیم باشه. این اصطلاح کاملاً مناسبه.
خوشحالیم که این اصطلاح براتون کارآمده سیامک جان. استفاده از ‘under the knife’ کاملاً طبیعی و رایج است و کمک میکنه بدون اینکه خیلی صریح باشید، منظور خودتون رو به خوبی برسونید.