- آیا میدانستید بسیاری از اصطلاحات رایج در زبان انگلیسی از کلمات مربوط به غذا ساخته شدهاند؟
- چطور میتوان با یادگیری اصطلاحات انگلیسی با غذا، مکالمه خود را طبیعیتر و حرفهایتر جلوه داد؟
- معنی دقیق اصطلاحاتی مانند “spill the beans” یا “piece of cake” چیست و در چه موقعیتهایی به کار میروند؟
- آیا راهی سرگرمکننده برای به خاطر سپردن این اصطلاحات کاربردی وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. زبان انگلیسی پر از اصطلاحات و عباراتی است که اگر معنی تحتاللفظی آنها را در نظر بگیرید، کاملاً بیمعنی به نظر میرسند. بخش بزرگی از این عبارات جذاب، اصطلاحات انگلیسی با غذا هستند که در مکالمات روزمره انگلیسیزبانان بسیار رایجاند. یادگیری این اصطلاحات نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا صحبتهای دیگران را بهتر درک کرده و خودتان نیز مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید. بیایید با هم به دنیای خوشمزه این اصطلاحات سفر کنیم و ببینیم چطور کلماتی مانند کیک، سیب و لوبیا میتوانند مفاهیمی فراتر از آشپزخانه داشته باشند.
چرا یادگیری اصطلاحات انگلیسی با غذا اهمیت دارد؟
شاید از خودتان بپرسید چرا باید وقتم را برای یادگیری این نوع اصطلاحات بگذارم؟ پاسخ ساده است: این عبارات بخشی جدانشدنی از فرهنگ و زبان انگلیسی هستند. وقتی در حال تماشای یک فیلم، گوش دادن به یک پادکست یا صحبت با یک دوست انگلیسیزبان هستید، به احتمال زیاد با این اصطلاحات روبرو خواهید شد. اگر معنای آنها را ندانید، ممکن است کل مفهوم جمله یا مکالمه را از دست بدهید. یادگیری اصطلاحات انگلیسی با غذا به شما کمک میکند تا:
- درک عمیقتری از مکالمات روزمره داشته باشید.
- طبیعیتر و روانتر صحبت کنید.
- نکات طنز و کنایههای فرهنگی را بهتر متوجه شوید.
- در آزمونهای زبان مانند آیلتس و تافل نمره بهتری کسب کنید، زیرا استفاده صحیح از اصطلاحات نشاندهنده تسلط شماست.
در ادامه، مجموعهای از کاربردیترین و بامزهترین اصطلاحات مرتبط با غذا را در دستهبندیهای مختلف بررسی خواهیم کرد تا یادگیری آنها برای شما آسانتر شود.
دسته اول: اصطلاحات مربوط به میوهها و سبزیجات
میوهها و سبزیجات نه تنها برای سلامتی مفیدند، بلکه الهامبخش بسیاری از اصطلاحات جالب در زبان انگلیسی نیز بودهاند. در این بخش به چند مورد از محبوبترین آنها میپردازیم.
A Couch Potato
این اصطلاح برای توصیف فردی به کار میرود که بسیار تنبل است و بیشتر وقت خود را جلوی تلویزیون به خوردن و استراحت میگذراند. تصور کنید یک سیبزمینی روی کاناپه افتاده و هیچ کاری نمیکند!
- معنی: فرد تنبل و لم داده که مدام تلویزیون تماشا میکند.
- مثال:
Ever since my brother lost his job, he has become a real couch potato. - ترجمه مثال:
از وقتی برادرم کارش را از دست داده، به یک آدم کاملاً تنبل و تلویزیونبین تبدیل شده است.
Spill the Beans
این اصطلاح به معنای فاش کردن یک راز یا گفتن چیزی است که قرار بود مخفی بماند. تصور کنید ظرف لوبیا از دستتان بیفتد و همه لوبیاها روی زمین پخش شوند؛ درست مانند یک راز که فاش میشود.
- معنی: فاش کردن راز، لو دادن اطلاعات.
- مثال:
Come on, spill the beans! Who told you about the surprise party? - ترجمه مثال:
یالا، راز رو فاش کن! کی در مورد مهمونی غافلگیرکننده بهت گفت؟
Go Bananas
وقتی کسی “Go Bananas” میشود، یعنی بسیار هیجانزده، عصبانی یا حتی دیوانه میشود. این اصطلاح اغلب برای نشان دادن واکنش شدید به یک موضوع به کار میرود.
- معنی: خیلی هیجانزده یا عصبانی شدن، از کوره در رفتن.
- مثال:
The crowd went bananas when the band finally came on stage. - ترجمه مثال:
وقتی گروه موسیقی بالاخره روی صحنه آمد، جمعیت از هیجان منفجر شد.
The Apple of My Eye
این یک عبارت بسیار محبتآمیز است و برای توصیف کسی به کار میرود که برای شما بسیار عزیز و دوستداشتنی است. در گذشته، مردمک چشم را “apple” مینامیدند و چون بینایی بسیار ارزشمند است، این اصطلاح برای اشاره به عزیزترین فرد زندگی استفاده میشود.
- معنی: نور چشمی، عزیزدردانه.
- مثال:
His youngest daughter is the apple of his eye. - ترجمه مثال:
دختر کوچکش نور چشم اوست.
دسته دوم: اصطلاحات مربوط به شیرینیجات و دسرها
چه کسی شیرینی دوست ندارد؟ این کلمات شیرین، راه خود را به اصطلاحات روزمره نیز باز کردهاند و مفاهیمی جالب و کاربردی ساختهاند.
A Piece of Cake
این یکی از معروفترین اصطلاحات انگلیسی با غذا است. وقتی میگوییم کاری “a piece of cake” است، یعنی آن کار فوقالعاده آسان است. به راحتی خوردن یک تکه کیک!
- معنی: بسیار آسان، مثل آب خوردن.
- مثال:
I thought the exam would be difficult, but it was a piece of cake. - ترجمه مثال:
فکر میکردم امتحان سخت باشد، اما مثل آب خوردن بود.
Take Something with a Pinch of Salt (or a Grain of Salt)
این اصطلاح یعنی حرف یا ادعای کسی را با شک و تردید بپذیرید و آن را کاملاً باور نکنید. درست مانند اینکه برای بهتر کردن طعم غذا، فقط مقدار کمی نمک به آن اضافه میکنید.
- معنی: حرفی را با شک و تردید پذیرفتن، کاملاً باور نکردن.
- مثال:
You should take everything he says with a pinch of salt; he tends to exaggerate. - ترجمه مثال:
باید هرچیزی که او میگوید را با دیده شک و تردید بپذیری؛ او عادت به اغراق کردن دارد.
Sell Like Hotcakes
اگر محصولی “مانند پنکیک داغ” فروخته شود، یعنی بسیار محبوب است و به سرعت و در تعداد زیاد به فروش میرسد.
- معنی: به سرعت و به تعداد زیاد فروش رفتن.
- مثال:
The new iPhone is expected to sell like hotcakes as soon as it’s released. - ترجمه مثال:
انتظار میرود آیفون جدید به محض عرضه، به سرعت فروش برود.
دسته سوم: اصطلاحات عمومی مرتبط با غذا و آشپزی
در این بخش، به سراغ اصطلاحاتی میرویم که از کلمات عمومیتری مانند تخممرغ، نان، پنیر و سوپ ساخته شدهاند.
Walk on Eggshells
وقتی مجبورید “روی پوست تخممرغ راه بروید”، یعنی باید بسیار مراقب رفتار و گفتار خود باشید تا کسی را ناراحت یا عصبانی نکنید. این کار به همان اندازه حساس و شکننده است.
- معنی: با احتیاط شدید رفتار کردن برای جلوگیری از ناراحت کردن کسی.
- مثال:
My boss is in a terrible mood today, so I’m walking on eggshells around him. - ترجمه مثال:
رئیسم امروز حالش خیلی بد است، برای همین دور و بر او با احتیاط شدید رفتار میکنم.
The Big Cheese
این اصطلاح به صورت غیررسمی برای اشاره به مهمترین و قدرتمندترین فرد در یک سازمان یا گروه استفاده میشود. در واقع همان “کلهگنده” در زبان فارسی است.
- معنی: رئیس، فرد مهم و قدرتمند.
- مثال:
I need to talk to the big cheese to get this project approved. - ترجمه مثال:
برای تأیید این پروژه باید با خود رئیس صحبت کنم.
In a Nutshell
این عبارت یعنی “به طور خلاصه” یا “در یک کلام”. تصور کنید کل یک داستان یا موضوع پیچیده را در پوسته کوچک یک آجیل خلاصه کنید.
- معنی: به طور خلاصه، مختصر و مفید.
- مثال:
In a nutshell, the meeting was about the new marketing strategy. - ترجمه مثال:
خلاصه کلام، جلسه در مورد استراتژی جدید بازاریابی بود.
My Bread and Butter
این اصطلاح به شغل یا منبع اصلی درآمد یک فرد اشاره دارد. کاری که پول لازم برای تامین هزینههای زندگی (مانند خرید نان و کره) را فراهم میکند.
- معنی: منبع اصلی درآمد، آب باریکه.
- مثال:
Teaching English is my bread and butter, but I also write articles in my free time. - ترجمه مثال:
تدریس زبان انگلیسی منبع اصلی درآمدم است، اما در اوقات فراغتم مقاله هم مینویسم.
جدول مقایسهای: اصطلاحات و معانی آنها
برای مرور سریع و به خاطر سپردن بهتر، در جدول زیر خلاصهای از اصطلاحات انگلیسی با غذا که در این مقاله بررسی کردیم را مشاهده میکنید:
| اصطلاح (Idiom) | معنی فارسی | کاربرد |
|---|---|---|
| A Couch Potato | آدم تنبل و تلویزیونبین | توصیف فردی که فعالیت بدنی کمی دارد |
| Spill the Beans | راز را فاش کردن | لو دادن اطلاعات محرمانه |
| A Piece of Cake | بسیار آسان | توصیف کاری که به راحتی انجام میشود |
| The Apple of My Eye | نور چشمی، عزیزدردانه | ابراز علاقه شدید به یک فرد |
| The Big Cheese | فرد مهم و قدرتمند، رئیس | اشاره به رهبر یک گروه یا سازمان |
| In a Nutshell | به طور خلاصه | برای خلاصه کردن یک مطلب طولانی |
چگونه این اصطلاحات را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری اصطلاحات میتواند چالشبرانگیز باشد، اما با چند راهکار ساده میتوانید این فرآیند را برای خودتان جذابتر کنید:
- تصویرسازی کنید: سعی کنید یک تصویر ذهنی برای هر اصطلاح بسازید. مثلاً برای “Couch Potato” یک سیبزمینی را روی مبل تصور کنید. این کار به ماندگاری اصطلاح در ذهن شما کمک میکند.
- در متن ببینید: به دنبال این اصطلاحات در فیلمها، کتابها و مقالات انگلیسی بگردید. دیدن اصطلاح در یک بافتار (Context) واقعی به درک بهتر آن کمک میکند.
- خودتان جمله بسازید: سعی کنید برای هر اصطلاحی که یاد میگیرید، چند جمله شخصی و مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار باعث میشود اصطلاح به بخشی از دایره لغات فعال شما تبدیل شود.
- از فلشکارت استفاده کنید: یک طرف فلشکارت اصطلاح را بنویسید و در طرف دیگر معنی و یک مثال. مرور روزانه این فلشکارتها بسیار موثر است.
نتیجهگیری
همانطور که دیدید، دنیای اصطلاحات انگلیسی با غذا بسیار گسترده و جذاب است. این عبارات رنگ و بوی خاصی به مکالمات میبخشند و نشاندهنده تسلط شما بر جنبههای فرهنگی زبان انگلیسی هستند. با یادگیری و استفاده صحیح از آنها، نه تنها درک بهتری از زبان خواهید داشت، بلکه میتوانید ارتباط موثرتر و طبیعیتری با انگلیسیزبانان برقرار کنید. پس از امروز شروع کنید و سعی کنید هر هفته چند مورد از این اصطلاحات خوشمزه را به مکالمات خود اضافه کنید. خواهید دید که چقدر زبان انگلیسی برایتان شیرینتر خواهد شد!




مقاله عالی بود! همیشه برام سوال بود که این اصطلاحات غذایی چه معنی دارن. مخصوصاً ‘spill the beans’ خیلی برام عجیب بود. ممنون بابت توضیحات جامع.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده سارا جان. اصطلاح ‘spill the beans’ واقعاً جالبه و به معنی فاش کردن یک راز یا اطلاعات محرمانه است. امیدواریم با مثالهای مقاله، کاربردش براتون روشنتر شده باشه.
خیلی خوب بود! کاش بیشتر مثال میزدید. مثلاً آیا اصطلاح مشابه ‘piece of cake’ رو توی فارسی هم داریم؟
علی عزیز، حتماً در مقالات بعدی مثالهای بیشتری ارائه خواهیم داد. در مورد ‘piece of cake’ که به معنی ‘خیلی آسان’ هست، در فارسی میتوانیم بگوییم ‘مثل آب خوردن’ یا ‘کاری نداره’. هر دو اشاره به آسانی یک کار دارند.
ممنون از مقاله خوبتون. من چند بار ‘spill the beans’ رو توی فیلمها شنیدم ولی دقیقاً متوجه موقعیتش نمیشدم. یعنی همیشه تو موقعیتهای منفی استفاده میشه یا میشه برای چیزای خوب هم استفاده کرد؟
مریم جان سوال خوبی پرسیدید. ‘Spill the beans’ معمولاً در مورد فاش کردن اطلاعاتی استفاده میشه که قرار بوده پنهان بمونه، ولی لزوماً همیشه منفی نیست. مثلاً میتونه در مورد لو دادن یک جشن غافلگیرکننده باشه که در این صورت اثرش مثبتتره! بستگی به موقعیت داره.
من یه اصطلاح دیگه هم با غذا بلدم: ‘eat humble pie’. یعنی اینکه وقتی اشتباه کردی، مجبور بشی اشتباهت رو بپذیری و از موضع غرورت کوتاه بیای. خیلی کاربردیه!
احسنت رضا جان! ‘Eat humble pie’ مثال بسیار خوبی بود. ممنون که به اشتراک گذاشتید. این اصطلاح به خوبی نشان میدهد که چطور کلمات مربوط به غذا میتوانند مفاهیم انتزاعی را بیان کنند.
واقعاً مقاله به جا و مفیدی بود. من همیشه بین ‘apple of my eye’ و ‘bad egg’ گیج میشدم. میشه یه توضیح کوچیک در مورد تفاوتهاشون بدید؟
فاطمه عزیز، خوشحالیم که براتون مفید بوده. ‘Apple of my eye’ به معنی ‘نور چشم’ یا کسی است که خیلی دوستش دارید و برایتان عزیز است. در حالی که ‘bad egg’ به کسی گفته میشود که قابل اعتماد نیست یا رفتار بدی دارد. کاملاً متفاوت هستند.
وای چقدر این اصطلاحات بانمک هستن! خیلی ازشون لذت بردم. حتماً بیشتر از این مقالات بذارید.
ممنون از توضیحات عالی. واقعاً برام جالبه که چرا به ‘piece of cake’ میگن آسون! ریشه تاریخی خاصی داره؟
آرش جان، ریشه دقیق ‘piece of cake’ کاملاً مشخص نیست، اما یکی از نظریهها این است که در اوایل قرن بیستم، دادن کیک به عنوان جایزه در مسابقاتی که برنده شدن در آنها آسان بود، رایج شده بود. از اینجا ‘a cake-walk’ و سپس ‘a piece of cake’ به معنای کاری آسان به کار رفتند.
ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه تو حفظ کردن اصطلاحات مشکل دارم. راهی هست که اینا رو راحتتر یاد بگیرم؟ مثلاً با عکس یا کارتون؟
ندا جان، حق با شماست، حفظ اصطلاحات میتونه چالشبرانگیز باشه. بهترین راه اینه که اونها رو تو جملات واقعی و موقعیتهای مختلف ببینید و خودتون هم سعی کنید استفاده کنید. ساختن داستانهای کوتاه یا استفاده از فلشکارتهای تصویری هم خیلی کمککننده است.
من ‘spill the beans’ رو تو سریال Friends شنیدم و همیشه برام جالب بود. حالا معنیشو فهمیدم. دمتون گرم!
پویا جان، ‘Friends’ منبع عالی برای یادگیری مکالمات روزمره و اصطلاحات انگلیسیه! خوشحالیم که مقاله ما بهتون کمک کرده تا این اصطلاح رو کامل متوجه بشید. تماشای فیلم و سریال با دقت به کاربرد اصطلاحات، روش بسیار مؤثریه.
مقاله خیلی جذاب بود. لطفاً در مورد اصطلاحات مرتبط با حیوانات یا رنگها هم مقاله بنویسید! فکر میکنم اونها هم خیلی پرکاربرد باشن.
ژاله عزیز، پیشنهاد بسیار خوبی دادید! حتماً این موضوعات رو در برنامهریزی مقالات آیندهمان قرار میدهیم. اصطلاحات مرتبط با حیوانات و رنگها هم در زبان انگلیسی بسیار رایج و شیرین هستند.
واقعا ممنون بابت مطالب آموزنده و کاربردیتون. هر بار از این سایت چیزی یاد میگیرم.
آیا این اصطلاحات غذایی مثل ‘piece of cake’ خیلی غیررسمی هستن؟ میشه تو محیط کاری هم ازشون استفاده کرد؟
فرناز جان، سوال مهمی پرسیدید. اکثر این اصطلاحات که جنبه روزمره دارند، بیشتر در مکالمات غیررسمی و دوستانه استفاده میشوند. ‘Piece of cake’ نسبتاً عامیانه است و در محیط کاری خیلی رسمی شاید مناسب نباشد، اما در مکالمات نیمهرسمی و با همکاران نزدیک کاملاً قابل قبوله. همیشه به لحن و موقعیت توجه کنید.
من فکر میکردم ‘apple of my eye’ فقط یه عبارت قدیمیه، ولی تو چند تا فیلم جدید هم شنیدم. این اصطلاح چقدر هنوز کاربرد داره؟ و آیا شبیه به ‘my precious’ هست که مثلاً گالوم میگفت؟
مجید عزیز، ‘apple of my eye’ هنوز هم یک اصطلاح رایج و دوستداشتنی برای بیان علاقه و عزیز بودن کسیه، گرچه کمی شاعرانه به نظر میرسه. اما با ‘my precious’ که بیشتر حس مالکیت و دلبستگی شدید (که گاهی بیمارگونه است) رو منتقل میکنه، فرق داره. ‘Apple of my eye’ فقط به عزیز بودن و اهمیت بالای یک شخص اشاره داره.
ممنون از مقاله عالی. میخواستم بدونم ‘have your cake and eat it too’ یعنی چی؟ تو یه آهنگ شنیدم ولی معنیشو متوجه نشدم.
لیدا جان، ‘have your cake and eat it too’ یک اصطلاح بسیار جالبه که به معنی ‘هم خدا را خواستن و هم خرما را’ یا ‘همه چیز را با هم خواستن’ است. یعنی نمیتوانید از چیزی هم لذت ببرید و هم آن را نگه دارید. معمولاً برای اشاره به موقعیتی استفاده میشود که فرد میخواهد از دو حالت متناقض به صورت همزمان بهره ببرد که غیرممکن است.
چقدر این اصطلاحات انگلیسی با مزه و خلاقانه هستن! اصلاً فکر نمیکردم کلمات غذا اینقدر کاربرد داشته باشن. عالی بود.