مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

واژگان ضروری برای صحبت در مورد احساسات و عواطف

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و یک راهنمای جامع و کامل از لغات احساسات به انگلیسی را در اختیار شما قرار می‌دهیم. یادگیری این واژگان به شما کمک می‌کند تا در مکالمات روزمره، ارتباطات کاری و حتی درک فیلم و ادبیات انگلیسی، عمیق‌تر و دقیق‌تر عمل کنید. دیگر لازم نیست خود را به چند کلمه ساده محدود کنید؛ با ما همراه باشید تا دنیای غنی عواطف و احساسات در زبان انگلیسی را کشف کنید و بتوانید با اعتماد به نفس کامل در مورد حالات روحی خود صحبت کنید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:چرا نباید به استاد دانشگاه بگیم “Teacher”؟ (توهینه!)

درک مفاهیم پایه: تفاوت Emotion، Feeling و Mood

قبل از آنکه به سراغ لیست بلندبالای لغات احساسات به انگلیسی برویم، بهتر است تفاوت سه کلمه کلیدی را بدانیم. این سه کلمه اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما درک تفاوت ظریف آن‌ها به شما کمک می‌کند تا دقیق‌تر صحبت کنید.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چرا همه تو چت مینویسن “F”؟ (ریشه اصلی Press F to Pay Respects)

مجموعه لغات احساسات مثبت به انگلیسی (Positive Emotions)

بیان احساسات خوب یکی از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های یادگیری زبان است. در ادامه، مجموعه‌ای از کلمات کاربردی برای توصیف حالات مثبت را مشاهده می‌کنید.

شادی و خوشحالی (Happiness and Joy)

فراتر از کلمه ساده “Happy”، واژگان بسیار متنوعی برای بیان درجات مختلف شادی وجود دارد.

مثال در جمله:

She was ecstatic when she heard she had won the lottery.
او وقتی شنید که در قرعه‌کشی برنده شده، بسیار بسیار خوشحال شد.

عشق و محبت (Love and Affection)

این دسته از لغات برای بیان روابط عاطفی و دوستانه ضروری هستند.

آرامش و آسودگی (Calmness and Relief)

وقتی می‌خواهید حس آرامش و رهایی از استرس را توصیف کنید، از این کلمات استفاده کنید.

مثال در جمله:

I felt so relieved after I finished my final exam.
بعد از تمام شدن امتحان نهایی‌ام، احساس آسودگی خاطر زیادی کردم.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Microtransactions” (پول زور بازی‌ها!)

مجموعه لغات احساسات منفی به انگلیسی (Negative Emotions)

صحبت در مورد احساسات منفی نیز بخش مهمی از ارتباطات انسانی است. دانستن این کلمات به شما کمک می‌کند تا در شرایط سخت، منظور خود را به درستی منتقل کنید.

غم و اندوه (Sadness and Grief)

برای توصیف ناراحتی، از کلمات زیر با توجه به شدت آن استفاده کنید.

مثال در جمله:

He has been quite gloomy since he lost his job.
او از وقتی کارش را از دست داده، بسیار دلتنگ و گرفته بوده است.

عصبانیت و خشم (Anger and Rage)

برای بیان درجات مختلف عصبانیت، این لغات بسیار کاربردی هستند.

مثال در جمله:

She was absolutely furious when she found out he had lied to her.
وقتی فهمید به او دروغ گفته است، واقعاً بسیار خشمگین شد.

ترس و اضطراب (Fear and Anxiety)

این دسته از لغات احساسات به انگلیسی به شما در توصیف نگرانی‌ها و ترس‌هایتان کمک می‌کند.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Parking the Bus” (دفاع اتوبوسی مورینیویی)

لغات مربوط به احساسات پیچیده یا خنثی

برخی احساسات به سادگی در دسته مثبت یا منفی قرار نمی‌گیرند. این واژگان برای توصیف این حالات پیچیده به کار می‌روند.

شگفتی و تعجب (Surprise and Amazement)

احساسات دیگر

نکته مهم: تفاوت Jealous و Envious را به خاطر بسپارید. شما نسبت به دوست‌پسر دوستتان که با دختر دیگری صحبت می‌کند jealous می‌شوید، اما به ماشین جدید دوستتان envious هستید.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:اصطلاح “W” و “L” در تیک‌تاک و گیم (برد و باخت)

چگونه احساسات خود را دقیق‌تر بیان کنیم؟

برای اینکه مانند یک فرد بومی (Native) صحبت کنید، باید بتوانید شدت احساسات خود را بیان کنید. برای این کار می‌توانید از قیدهای تشدیدکننده (Intensifiers) قبل از صفات احساسی استفاده کنید.

استفاده از قیدهای تشدیدکننده

در جدول زیر، چند نمونه از این قیدها و نحوه استفاده از آن‌ها آورده شده است.

سطح شدت قید (Adverb) مثال
کمی (A little) a bit, slightly, a little I’m a bit tired today.
نسبتاً (Quite) quite, rather, pretty He was quite surprised by the news.
خیلی (Very) very, really, extremely She is extremely happy with her results.
به طور کامل (Completely) absolutely, completely, totally I was absolutely terrified during the horror movie.

نکته: قیدهایی مانند absolutely و completely معمولاً با صفات قوی (Strong Adjectives) مانند terrified، furious یا ecstatic به کار می‌روند، در حالی که very با صفات پایه‌ای (Base Adjectives) مانند scared، angry یا happy استفاده می‌شود. گفتن “very terrified” اشتباه رایجی است.

استفاده از اصطلاحات (Idioms) برای بیان احساسات

زبان انگلیسی پر از اصطلاحات زیبا برای توصیف احساسات است. یادگیری چند مورد از آن‌ها مکالمه شما را طبیعی‌تر می‌کند.

مثال در جمله:

When he proposed to her, she was on cloud nine.
وقتی از او خواستگاری کرد، انگار در آسمان هفتم بود.

📌 این مقاله را از دست ندهید:کاسه داغ‌تر از آش: Bowl hotter than soup?

جمع‌بندی

یادگیری و استفاده از لغات احساسات به انگلیسی یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای رسیدن به تسلط در این زبان است. این واژگان به شما قدرت می‌دهند تا خودتان را با جزئیات و دقت بیشتری بیان کنید و ارتباطات عمیق‌تری با دیگران برقرار سازید. لیستی که در این مقاله ارائه شد، نقطه شروعی عالی است. سعی کنید هر روز چند کلمه جدید را به دایره لغات خود اضافه کرده و در جملات مختلف از آن‌ها استفاده کنید. به مرور زمان، مشاهده خواهید کرد که چقدر راحت‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری می‌توانید در مورد دنیای درونی خود به زبان انگلیسی صحبت کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 308

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

27 پاسخ

  1. واقعا مقاله خیلی خوبی بود! همیشه توصیف احساساتم برام چالش بود و فقط “Happy” و “Sad” بلد بودم. این بخش تفاوت Emotion، Feeling و Mood خیلی کمک کرد. ممنون از توضیحات کاملتون.

    1. بابت لطف شما سپاسگزاریم، سارا جان. خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. درک این تفاوت‌های ظریف در زبان انگلیسی کلید بیان دقیق‌تر عواطفه. موفق باشید!

  2. مقاله عالی بود. کاش برای کلمه “Exhilarated” چند مثال دیگه می‌زدید. حس می‌کنم خیلی قوی‌تر از “Happy” هست ولی دقیق نمی‌دونم کجا باید استفاده‌ش کنم.

    1. سلام علی عزیز. بله، “Exhilarated” به معنی هیجان‌زده و بسیار شاداب است، معمولاً بعد از یک تجربه مهیج یا موفقیت بزرگ. مثلا: “He felt exhilarated after completing the marathon.” یا “The news of her promotion left her feeling exhilarated.” امیدواریم این مثال‌ها به درک بهتر کمک کند.

  3. چقدر این مقاله به درد من خورد! همیشه تو فیلم‌ها وقتی یکی میگفت “I’m feeling overwhelmed” دقیقاً نمی‌دونستم یعنی چی. الان فهمیدم که منظور فقط خستگی نیست، بلکه احساس غرق شدن در مسائل و مسئولیت‌هاست.

    1. سلام مریم جان. دقیقا همینطوره! “Overwhelmed” فراتر از خستگی ساده است و به معنای احساس فشار زیاد از حد و عدم توانایی در مدیریت موقعیت است. استفاده شما از فیلم‌ها برای یادگیری، روش بسیار موثری است. آفرین به شما!

  4. ممنون بابت مقاله جامع. تلفظ کلمه “Melancholy” چطوره؟ و آیا میشه ازش به جای “Sad” با یه بار معنایی عمیق‌تر استفاده کرد؟

    1. سلام رضا. بله، “Melancholy” (مِلَنکولی) به معنی اندوه عمیق و طولانی‌مدت، اغلب بدون دلیل مشخص است. بسیار عمیق‌تر و شاعرانه‌تر از “Sad” است و به غمگینی با رنگ و بوی دلتنگی اشاره دارد. “He had a pensive, melancholy look on his face.”

  5. این لیست واقعا کامل و کاربردیه. ممنون از شما. یه اصطلاح انگلیسی هست که می‌گه “down in the dumps” که اونم برای بیان غمگینی شدید ولی نه الزاما طولانی‌مدت به کار میره. خواستم اضافه کنم شاید به درد بقیه هم بخوره.

  6. آیا کلماتی مثل “Ecstatic” یا “Devastated” بیشتر حالت رسمی دارند یا میشه تو مکالمات روزمره هم استفاده کرد؟

    1. سلام حسین عزیز. هر دو کلمه “Ecstatic” و “Devastated” در مکالمات روزمره کاملاً قابل استفاده هستند و نشان‌دهنده شدت بالای احساسات مثبت یا منفی می‌باشند. رسمی نیستند، اما تاکید زیادی بر عمق احساس دارند.

  7. من هنوز کمی تو تشخیص بین “Anxious” و “Worried” مشکل دارم. میشه لطفاً یه بار دیگه تفاوت ظریفشون رو بگید؟

    1. حتما نازنین جان. “Worried” (نگران) معمولاً به یک نگرانی خاص و مشخص اشاره دارد، مثلاً “I’m worried about my exam.” اما “Anxious” (اضطراب) اغلب یک حس نگرانی و دلشوره کلی‌تر، بعضاً همراه با علائم فیزیکی است، و ممکن است دلیل مشخصی نداشته باشد یا از آینده‌ای نامعلوم ناشی شود. “She felt anxious about her future.”

  8. واقعاً دست شما درد نکنه بابت این مقاله. من همیشه فکر می‌کردم “Tired” یعنی خسته و “Exhausted” یعنی خیلی خسته. ولی الان فهمیدم که “Exhausted” فراتر از خستگی فیزیکی، می‌تواند شامل خستگی روحی و روانی هم باشد.

    1. سلام امین عزیز. درسته، “Exhausted” می‌تواند شامل هر دو نوع خستگی فیزیکی و روحی باشد. به همین دلیل استفاده از آن برای توصیف وضعیت روحی پس از یک دوره استرس‌زا یا کار فکری زیاد بسیار دقیق‌تر است. خوشحالیم که این نکته براتون مفید بوده.

  9. توی مقاله گفتید میشه برای قوی‌تر نشون دادن حس از کلماتی استفاده کرد. مثلاً برای “Happy” از “Extremely happy” استفاده کنیم یا “Overjoyed”؟ کدوم قوی‌تره؟

    1. سلام زهرا جان. هر دو ساختار برای تشدید احساس به کار می‌روند، اما “Overjoyed” (مسرور) خودش به تنهایی شدت بالایی از خوشحالی را نشان می‌دهد و معمولاً قوی‌تر و زیباتر از “Extremely happy” است. “Extremely happy” بیشتر برای تاکید بر درجه خوشحالی به کار می‌رود، در حالی که “Overjoyed” یک واژه جایگزین و قوی‌تر است.

  10. از وقتی این مقاله رو خوندم، سعی می‌کنم تو چت با دوستای انگلیسی‌زبانم از کلمات متنوع‌تری استفاده کنم. مثلاً به جای اینکه بگم “I’m sad”، میگم “I’m feeling a bit down” یا “I’m feeling low”. خیلی حس بهتری می‌ده!

  11. کلمه “Resentful” رو توی مقاله دیدم. آیا این با “Angry” فرق داره؟ حس می‌کنم به معنای خشم همراه با کینه و نارضایتیه. درسته؟

    1. بله پریسا جان، کاملاً درست متوجه شدید. “Resentful” به معنای کینه‌توز و ناراضی است و اغلب به خشم یا تلخی اشاره دارد که ناشی از احساس بی‌انصافی، توهین یا برخورد نامناسب بوده و برای مدتی در دل فرد باقی مانده است. این حس عمیق‌تر و پایدارتر از “Angry” ساده است.

  12. مقاله بی‌نظیر بود! کاش از این مقالات در مورد دایره واژگان مربوط به موضوعات دیگه هم بیشتر بذارید. واقعا به پیشرفتم کمک کرد.

    1. ممنون از انرژی مثبت شما کامران عزیز! حتماً، تلاش می‌کنیم مقالات مشابه در حوزه‌های دیگر نیز آماده کنیم. پیشنهاد شما را در نظر می‌گیریم. خوشحالیم که محتوای ما برایتان مفید است.

  13. جالبه که ما تو فارسی هم خیلی وقتا به جای “ناراحتم” میگیم “دلم گرفته” یا “حس خوبی ندارم”، که نشون میده دقیق بودن تو بیان احساسات چقدر مهمه. این مقاله دقیقا همین رو تو انگلیسی یاد میده.

  14. قسمت تفاوت Emotion, Feeling و Mood رو چند بار خوندم، ولی هنوز گاهی قاطی می‌کنم. میشه یه خلاصه خیلی کوتاه و کلیدی برای یادآوری دائمی بگید؟

    1. حتماً محسن عزیز. یک خلاصه کلیدی: **Emotion:** واکنش فیزیکی و غریزی بدن (مثلاً افزایش ضربان قلب، عرق کردن). کوتاه و شدید. **Feeling:** تفسیر ذهنی شما از آن emotion (حس درونی که تجربه می‌کنید). کمی طولانی‌تر. **Mood:** حالت عاطفی کلی شما برای مدت طولانی‌تر، که ممکن است دلیل مشخصی نداشته باشد و بر طرز فکر و رفتار کلی شما تاثیر می‌گذارد.

  15. مقاله بسیار کاربردی بود. متشکرم. آیا کلمه‌ای هست که متضاد “Disappointed” باشه ولی در حد “Overjoyed” قوی نباشه؟ یعنی یه حس رضایت و خشنودی متوسط؟

    1. سوال خیلی خوبی بود مینا جان. برای بیان رضایت و خشنودی متوسط، می‌توانید از کلماتی مانند “Pleased,” “Content,” یا “Satisfied” استفاده کنید. هر کدام از این‌ها حس رضایت را با درجات کمی متفاوت بیان می‌کنند و از “Overjoyed” معتدل‌تر هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *